*سینوهه *


این چکیده و خلاصه ای بسیار کوتاه از کتاب1000 صفحه ای "سینوهه / پزشک مخصوص فرعون" است.
که برای خواندن این کتاب و نوشتن خلاصه آن بالاجبار باید عینک خوشبینی که آقای ع م از آن یاد کرده بودند را برداشت...
متن کامل رو لطفا در ادامه مطلب ببینید..

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه نوشته

جامعه نسوان قبول کنند

روایت است که خداوند زن را از پهلوی چپ حضرت آدم آفرید و به همین دلیل است که طرف چپ قفسه سینه مرد ها یک دنده کمتر از قفسه سینه زن ها دارد. به طوری که سنایی علیه رحمه میفرماید:

زن از پهلوی چپ گویند برخاست               مجو از جانب چپ جانب راست

و یا در جای دیگری میفرماید:

زن از پهلوی چپ شد آفریده        کس از چپ راستی هرگز ندیده

و جای هیچ شکی نیست که در این گیتی پهناور از ابتدا تا به امروز هر جا فتنه ای،جنگی،دروغی، شری، مکری،..............باشد پای یک یا چند زن در میان است و این حرف تمامی ملل است، انگلیسی ها میگویند: زن شری است مورد نیاز فقط یک چیز را پنهان میکند آن هم چیزی است که نمیداند. یا آلمانی میگوید: کاری که شیطان از عهده اش بر نیاید زن انجام میدهد و یا وقتی زن میمیرد یک فتنه از دنیا کم میشود.و یونانی ها میگویند:شر های سه گانه عبارتند از آتش،طوفان و زن. به قول حکیم ابو القاسم فردوسی که درود خدا بر او باد:

زنان را همین بس بود یک هنر                     نشینند و زایند شیران نر

نکته:خدا زمین و آسمان را آفرید و گفت:چه زیباست! مرد را آفرید و گفت:چه زیباست! زن را آفرید و گفت: عیب نداره،آرایش میکنه خوشگل میشه.

در نهایت برای رفع سو ء تفاهم عرض میکنم که:

زن من بهترین زن های دهر است                ولی با این همه زن عین زهر است

و البته بر همه ی ما معلوم و مبرهن و واضح است که قضیه مادران از زن ها سواست(خاله هم مثل مامان میمونه)

یا حق 

زندگینامه

 "عاشق اصفهانی"

"عاشق"،کسی که ملک جهان می کند طلب     گو،آن متاع جوی،که از کف توان ندارد

در زمان سلطنت کریم خان زند در شهر اصفهان مرد وارسته و شاعر آزاده یی صاحب یک دکان خیاطی بود و با دست رنج خویش امرار معاش می کرد  و با همه ی تهی دستی دلی خرسند و طبعی منیع داشت و در عین گوشه گیری آوازه شهرت او در کشور پیچیده بود زیرا ناله های جان سوزش مایه ی گرمی دلها و سخنان دلاویزش شادی افزای صاحب نظران بود.

نام او آقا محمد و تخلصش عاشق است وی در حدود سال  1107 قمری در عهد صفویه در اصفهان تولد یافته و در همان شهر به کسب علوم و فنون پرداخته است. عاشق در غزل سرایی دارای زبان ساده  و روان است  و بدون تکلف مطلب را ادا می کرد ولی در عین سادگی و روانی اشعار او شیوهای خاص دارد و اغلب غزل های عاشقانه اش جان سوز و لبریز از شور و حال است از این حیث بر همه شعرای عهد زندیه برتری دارد و در سال ۱۱۸۱ قمری حیات را بدرود گفت ،اینک منتخبی از شعر او را که خیلی دوست دارم برای شما غزیزان می نویسم ..

سوسن،سخنی به صد زبان می گوید     بلبل غم دل ،به صد فغان میگوید

آن،وصف جمال دلبران می خواند           این،قصه درد عاشقان می گوید

مطلب بعدی که می خواهم برای شما بنویسم زنگینامه شاعر بزرگ الوند رود ....است که سروده:

بهار آمد به صحرا و در ودشت    جوانی هم بهاری بود و بگذشت

 

تبریک

       

              منظور اینه که حسین،.. مدیریت بازرگانی ..، سراسری،.. آبیک، انتخاب اول   

                                 ق .............. .....ق....ب....ول.....ش....ش........

                                               .......ش..........این سکسکه هم وقت گیر آورده ، جمله را

                                 خودتون تکمیل میل..میل...میل.......کنید .همراه با تبریکات صمیمانه و آرزوی

                                    موفـ قـ...فـقـ..فقـ...فقـ....یت برای همه جوانان رواق .سکسکه هم رفع شد.

                                

درد و دل(اگر کسی نخواست نخواند)

سلام آجی. ببین چه دوره و زمونه ای شده! آدما چقدر درگیر مشکلاتشون شدن، دیگرون را یادشون میره! تو رو خدا ببین توی جلسه چقدر ابراز علاقه نشون میدن، چه نظرات خوبی دارن ولی همه را نگه میدارن واسه خودشون. آخه چرا؟! دلیلش چیه؟! من و تو یه روز میگفتیم عجب تکنولوژییه! چه چیز خوبی! چقدر جالبه! کاش دوره ی ما هم بود. کاش یه سایتی، وبلاگی، رواقی داشتیم تا میتونستیم از بعضیها که حضوری نمیتونیم ببینیمشون از داشته هاشون استفاده ببریم. ولی نمیدونم چرا...

آجی شما که همیشه یه جاییت درد میکنه! بابا ولش کن هی ببرشون دکتر. اگه خوب شدند که فبها... اما اگه نشدند دیگه تقصیر خودشونه شما اصلا غصه شونو نخور...

بر هر کسی که مینگرم در شکایت است

در حیرتم که چرخ گردون به کام کیست

آجی خودمونیم تو هم که دست کمی از ........... نداری! از تجربه، از مطالعه و دانسته هایی که داری ما رو بی نصیب نکن. از بعضیا واست بگم (آقایون رواق) مطلبی، سخنی، لطیفه ای، آموزه ای چیزی نمینویسند. بعضی ها میگن به سایت فلان مراجعه شود (آخه بابا من اگه میخواستم به سایت مراجعه کنم که در مورد همه چیز و همه چیز سایت وجود داشت.) بعضی ها هم اینقدر مفیدند که آخرشم به دانشگاه مفید میرن و چقدر دیدم که بحث های مفیدی داشته با آقای ع.م که من خیلی لذت بردم و استفاده کردم و برایم جالب بود نقد و بررسی و نظراتشون توی رواق.  و همه ی بعضی ها هم مطالب جالبی نوشتند و دیگر ننوشتند! آجی راستی اگر همه ی اینها هفته ای یک مطلب یا حداقل یه نظر یا سری توی رواق میزدند میدونی طی ماه ها و سالها چقدر چیز یاد میگرفتیم؟!!!

چگونه سر ز خجالت بر آورم بر دوست

که خدمتی به سزا بر نیامد از دستم

شهناز

پایان زمان ارسال آثار

هم اکنون به اطلاع کلیه اعضای رواق می رسانم مهلت ارسال آثار به پایان رسید و به دلیل استقبال بی نظیر هنرمندان رواق چند ساعتی هم زمان پایان ارسال را تمدید نمودیم! و در نهایت فقط و فقط یک اثر به دست ما رسید!

بدینوسیله بنا به قولی که پیش از این داده بودیم که تمامی آثار برای نظر سنجی اعضا به نمایش در خواهد آمد، برای مشاهده تصویر ارسالی توسط زهرا اینجا کلیک نمایید.

نظرات خود را در مورد این اثر حتما ارسال نمایید.


تولد

تولد تولد تولدت مبارک

مبارک مبارک تولدت مبارک

سیمین جوووووووون پیشاپیش تولدتو تبریک میگم.

کاشکی که ۱۰۰ساله شی،نه ۱۲۰ساله شی،نه۱۲۰ سال کمه،همیشه زنده باشی.

۲۷شهریور تولدت مبارک....

متین جون تولدت مبارک

تولد تولد تولدت مبارک      تولد تولد تولدت مبارک

               بیا شمع آرا فوت کن تا         هشتاد و چهار سال دیگه زنده باشی

متین جون تولدت مبارک

مشکل کجاست ؟

مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است...

به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد. به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت. دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی ، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد. آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید "عزیزم، شام چی داریم؟" جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: " عزیزم شام چی داریم؟" و همسرش گفت:"مگه کری؟! برای چهارمین بار میگم؛ خوراک مرغ!!" 

مشکل ، ممکن است آن طور که ما همیشه فکر میکنیم، در دیگران نباشد؛ شاید در خودمان باشد .....

 

خدا گوید

خدا گوید :تو ای زیباتر از خورشید زیبایم ..تو ای والاترین مهمان دنیایم ..بدان آغوش من باز است ..شروع کن یک قدم با تو ..تمام گامهای مانده اش با من ...

*****

مردی با خود زمزمه میکرد: خدایا با من حرف بزن

یک سار شروع به خواندن کرد.  مرد نشنید

مرد فریاد برآورد خدایا با من حرف بزن.....

آذرخش در آسمان غرید،اما مرد اعتنایی نکرد

مرد به اطراف خود نگاه کرد و گفت: پس خدایا تو کجایی ،بگذار تو را ببینم...

ستاره ای درخشید اما مرد ندید.

مرد فریاد کشیبد: خدایا یک معجزه به من نشان بده....

کودکی متولد شد و اما مرد باز توجهی نکرد.

مرد در نهایت به تندی فریاد زد:

خدایا خودت را به من نشان بده و بگذار تو را ببینم...از تو خواهش می کنم

پروانه ای روی دست مرد نشست، او پروانه را پراند و به راهش ادامه داد....

ما خدا را گم می کنیم در حالیکه او در کنار نفسهای ما جریان دارد... 

کتابخوانی

رواق کتب مورد علاقه اعضای محترم را  اهداء می نماید.

شرایط:

1- برای مطالعه باشد. (نه کتابخانه)

2- پس از مطالعه کتاب، خلاصه ی دریافت خواننده (در حد یک صفحه A4) بصورت مطلب جهت آگاهی و استفاده اعضاء، در رواق درج گردد.

3- درخواست کتاب بعدی مستلزم اتمام قبلی (جز در موارد استثناء) و درج خلاصه مربوط در رواق است.

نحوه تهیه کتاب:

روش اول: مراتب به مدیر منعکس (تلفن، sms، ...)، رأساً نسبت به خرید اقدام و فاکتور ارسال شود.

روش دوم: مراتب به مدیر منعکس تا نسبت به تهیه و ارسال اقدام گردد (در صورت عدم دسترسی محلی).

توجه: پس از یکسال مراسم اهداء جایزه ویژه کتابخوانی را در دستور کار خواهیم داشت. البته با جایزه ای در خور توجه !!!!!!!

جلسه عید فطر

جلسه روز عید فطر با حضور اکثر اعضای رواق برگزار شد و با اینکه همگی به دنبال جایی برای کمی استراحت و خواب می گشتند قبول زحمت کرده و با حضور خود جلسه را به رسمیت شناختند.

در ابتدای جلسه حاج آقا فیاضی مواردی را اشاره فرمودند که بنده با دقت همگی را یادداشت کردم که در وبلاگ قرار دهم اما متین جون گمش کرد!

سپس دیگر اعضای رواق به ترتیب نظرات خود را بیان کردند که متن صحبتهای دیگر اعضا هم گم شد! (به یابنده مژدگانی تعلق می گیرد! محل گم شدگی: خانه پدربزرگ!)

حاج آقای فیاضی پس از بیان نظرات خود، جایزه نظرسنجی مطلب بهترین جمله که تأمین هزینه یکسال اینترنت پرسرعت برای متین جون بود را به وی اعطا نمود.

و در پایان جلسه مژده ای برای دوستداران کتاب و کتابخوانی مطرح شد. از این پس رواق آماده تأمین کتابهای مورد نظر اعضا می باشد. شرایط و چگونگی آن در مطلب بعدی که به زودی ارسال می شود اعلام خواهد شد.

من از خاکم...

سر تا پای خودم را که خلاصه میکنم میشوم قد یک کف دست خاک که ممکن بود یک تکه آجر باشد توی دیوار یک خانه٬یا یک قلوه سنگ روی شانه ی یک کوه٬ یا مشتی سنگریزه ته ته اقیانوس. یا حتی خاک یک گلدان باشد٬خاک همین گلدان پشت پنجره.

یک کف دست خاک ممکن است هیچ وقت٬ هیچ اسمی نداشته باشد و تا همیشه خاک باقی بماند٬ فقط خاک.

اما حالا یک کف دست خاک وجود دارد که خدا به او اجازه داده نفس بکشد٬ببیند٬بشنود٬بفهمد٬ جان داشته باشد.یک مشت خاک که اجازه دارد انتخاب کند٬عوض بشود٬تغییر کند.

وای٬خدای بزرگ!!من چقدر خوشبختم.من همان خاک انتخاب شده هستم. همان خاکی که با بقیه خاک ها فرق میکند.من آن خاکی هستم که توی دست های خدا ورزیده شده ام و خدا از نفسش در آن دمیده. من آن خاک قیمتی ام.حالا میفهمم چرا فرشته ها آنقد حسودی شان شد.

اما اگر این خاک٬این خاک برگزیده٬خاکی که اسم دارد٬قشنگترین اسم دنیا را٬اگر نتواند تغییر کند٬اگر عوض نشود٬اگر انتخاب نکند٬اگر همین طور خاک باقی بماند٬اگر آن آخر که قرار است برگردد و خود جدیدش را تحویل خدا بدهد٬سرش را بیندازد پایین و بگوید:ای کاش خاک بودم....

این وحشتناک ترین جمله ای است که یک آدم میتواند بگوید. یعنی اینکه حتی نتوانسته خاک باشد٬چه برسد به آدم٬یعنی اینکه....

خدایا دستمان را بگیر و نیاور آن روزی را که هیچ آدمی چنین بگوید.

 

تبریک به مناسبت عید سعید فطر

عید سعید فطر بر روزه داران مبارک باد

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات ،تبریک گونه زیر را که برایم رسیده بود  به اعضاء محترم رواق تقدیم مینمایم

سلام به خداوندی که ما را لایق زمین دانست

و
سلام به مهری که در دلهامان جاریست
سلام به امید ، آینده ، امروز ، دیروز ، فردا
سلام به تو که از روح خدایی و برای بهشتی زیستن به این زمین آمدی
سلام به هابیلیان ،
سلام به عشق ،
سلام به صفا و صداقت ،
به بی ریایی و به هر آدم خوبی
که ترجمه و تعریف دوستی را به نیکی ، به زیبایی
به خدای گونگی در زندگی رسم کرده
سلام به زندگی.


زندگی سلام.

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن ، گردشـــی در کوچــه باغ راز کن

هر که عشقش در تماشا نقش بست ، عینک بد بینی خود را شکسـت

علـت عـاشــــق زعـلتــها جــداســـت ، عشق اسطرلاب اسرار خداست

من مـیـــان جســـمها جــان دیـــده ام ، درد را افکنـــده درمـان دیـــده ام

دیــــده ام بــر شـــاخه احـســـاســها ، می تپــد دل در شمیــــم یاسها

زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست ، زندگی باغ تماشـــای خداســت

گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود ، می تواند زشــت هم زیبا شــود

حال من ,در شهر احسـاسم گم است ، حال من ,عشق تمام مردم است

زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا ، صبـــح هـا , لبـخند هـا , آوازهـــا

ای خــــطوط چهــــره ات قـــــــرآن من ، ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن

با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی شـود ، مثنوی هایـم همــه نو می شـود

حرفـهایـم مــــرده را جــــان می دهــد ، واژه هایـم بوی بـاران می دهـــد


Beautiful flowers

 

مهر مادری

مهر مادری... برنده جایزه داوران چهاردهمین جشنواره بین المللی کارتون و انیمیشن سئول - کره جنوبی



پ.ن : هیچی دیگه ، همین ... .


طراحان به پا خیزید... سردر رواق...

با سلام خدمت تمامی اعضای رواق

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان در این ماه مبارک در نظر گرفتیم به مناسبت عید سعید فطر فراخوانی تحت عنوان سردر رواق جهت طراحی بنر بالای رواق به راه بیاندازیم

بدینوسیله از تمامی اعضای هنرمند رواق دعوت به عمل می آوریم از امروز دست به کار شده و طرح پیشنهادی خود را به آدرس ایمیل rawagh89@yahoo.com ارسال نمایند.

نکات مهم:

1- در طرح ارسالی بایستی از بیت معروف رواق استفاده گردد. (رواق منظر چشم من آشیانه ی توست...)

2- تصاویر ارسالی به ابعاد 132×533 پیکسل در فرمت jpg باشد.

3- حجم عکس در کمترین مقدار ممکن قرار گیرد. برای مشاهده تصویر عکس فعلی اینجا کلیک نمایید. لازم به ذکر است حجم تصویر فعلی تقریباً 7KB می باشد.

4- هر شخص می تواند حداکثر دو طرح ارسال نماید.

5- تمامی تصاویر ارسالی برای شرکت در نظرسنجی اعضا در وبلاگ به نمایش درخواهد آمد.

6- دیگر اعضای رواق می توانند ایده، نظر و پیشنهادات خود را جهت هر چه زیباتر شدن این تصاویر به صورت مستقیم به طراح تصویر اعلام کنند تا تصاویر ارسالی شبیه یکدیگر نباشند.

7- کسانی که می خواهند در این فراخوان شرکت کنند آمادگی خود را در نظرات همین مطلب اعلام نمایند تا پیش بینی های لازم صورت پذیرد.

خبری بد ولی خوب

زلزله شهر کرایست چرج در کشور نیوزلند را با قدرت 7/2 ریشتر لرزاند.

_ زمان وقوع : قبل از طلوع آفتاب

_ تعداد کشته شدگان : 00000000000نفر      انا لله و انا الیه راجعون

_ تعداد مجروحین        : 2 نفر   

_ به چشمانتان دست نزنید اعداد را درست دیده اید.

_ دولت نیوزلند با تشکر از کشورهائی که برای کمک اعلام آمادگی کرده بودند از قبول هرگونه کمک خودداری و اعلام کرد نیازی به کمک ها نیست.

_ فاصله نیوزلند تا استرالیا 30 سانتیمتر نزدیکتر شده است.

_ زیاده عرضی نیست، ملالی هم نیست، جز دوری دیدار شما.

جور دیگر باید دید...

من فکر می کنم این که چقدر به محیط اطرافمون اهمیت میدیم یا چطور به اون نگاه می کنیم توی زندگی مون خیلی تاثیر گزاره و بسیاری از وقایعی که توی حتی زندگی شخصی مون هست وابستگی شدیدی به این مشاهده ی محیط پیرامونمون داره.
بعضی موقع ها هست که آدم با یه نگاه ساده ی هرچند کوتاه به رفتار های آدم های دوروبرش چه آشنا چه غریبه خیلی درس ها می گیره.
حالا این که چقدر این مشاهداتمون رو واکاوی و بررسی و حلاجی می کنیم باز جای بحث داره.
خیلی وقت ها هست که آدم از احمق ترین و ناشی ترین آدم ها هم می تونه درس بگیره و تو زندگیش به کار ببره.و این جاست که به اون درس به یاد موندنی ادبیات و حکایت لقمان می افتیم :
" لقمان را گفتند: ادب از كه آموختی؟ گفت: از بی ادبان، كه هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد، از فعل آن پرهیز كردم."
یه نمونه از افرادی که می تونیم با توجه به حرف ها و رفتارشون متوجه خیلی چیز ها بشیم بچه ها هستن.اونا با دیدی به حوادث پیرامونشون نگاه می کنن که از دید بزرگتر ها شاید خیلی هم عادی و مسخره باشه اما من تجربه کردم واقعا توجه اونا به خیلی از مسائل عبرت برانگیزه.
این که هرکسی دید خاصی به مسائل داره کاملا طبیعی هست چون هرکس با عینک خودش به زندگی نگاه می کنه ؛حالا این که عینکش دودی باشه یا شفاف شفاف خود داستان دیگریست.
مخلص کلام این که : باید چشم هامون رو باز کنیم و به همه ی مخلوقات با عینک خیر خواهی نگاه کنیم و گوشمون رو برای شنیدن حرف های همه(چه خوب چه بد ،چه بزرگ چه کوچیک ، چه ... ) به خصوص نزدیک تر هامون شنوا نگه داریم. یه خورده فکر کنیم و بعد تصمیم بگیریم(تصمیم  چه برای کارهامون چه برای قضاوت در مورد بقیه.).
چی شد که این حرف های بزرگونه رو زدم :
داشتم توی تابناک خبر می خوندم ، رسیدم به یه مطلب که توش ده اختراع برتر رو معرفی کرده بود که همشون به صورت اتفاقی و البته با هوشیاری و فرصت طلبی و چشم باز مخترعینشون به کمک بشر اومدن.این اختراعات رو هم در ادامه مطلب بخونید ؛جالبه.
ببخشید که سرتون درد اومد.
ادامه نوشته

درود برجوانان رواق

علیرضاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دانشگاه مفید ، اقتصاد

حسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییین رتبه  700 سراسری

لحظاتی  بیماری پدر بزرگ و جراحت دست احمد  یادمون رفت. و ایضا" تشنگی و گرسنگی.

با آرزوی سلامتی اینها و موفقیت آنها

بودجه آموزشی

اگر رواق بودجه ای کافی برای تأمین بخشی از هزینه های آموزشی اعضا در اختیار داشته باشد ،

پیشنهاد شما برای مدیریت این بودجه و نحوه هزینه کردن آن چیست ؟

ضمنا"  کسانیکه میتوانند در این باره پیشنهادی جامع تهیه نمایند  ، دریغ نفرمایند ، همکاریتان

در نیل به هدف رهگشا خواهد بود.

به بهانه ی نوزدهم رمضان وشبهای قدر…

ای تاج افتخار بشر،خاک راه تو

 ای قبله گاه عالمیان زادگاه تو

 راز بنای کعبه ،نهان بود سالها

 روشن نمود مسئله را روی ماه تو

 وان سنگ اسودش که به آن بوسه می زنند

 دارد اثر زجذبه ی خال سیاه تو

 یزدان تورا به خانه خود چون پناه داد

 دارد امان هر آنکه بود در پناه تو

 از کعبه آمدی وبه مسجد شدی شهید

 یعنی به جز خدانبود قصد راه تو…

 شب های قدر نزدیک است بیاییم در این شب ها بیش تر به یاد هم باشیم

 وبرای هم دعا کنیم. در این شب ها پدر بزرگ را فراموش نکنیم.

این یک شایعه...

بعضی وقتها با یه وبگردی ساده چقدر حقایق روشن میشه!

البته بازم بود ولی دیگه دیدم خیلی طولانی میشه!

برای دیدن این مطلب بر روی ادامه مطلب کلبک نمایید.

ادامه نوشته

هست و نیست!

دکتر علی شریعتی انسان ها را به چهار دسته تقسیم کرده است:

۱-آنانی که وقتی هستند هستند وقتی نیستند هم نیستند.

عمده آدم ها حضورشان مبتنی به فیزیک است.تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند.بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

۲-آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند.

مردگانی متحرک در جهان.خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند. بی شخصیت اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی آیند مرده و زنده اشان یکی است.

۳-آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند.

آدم های معتبر و با شخصیت.کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثیرشان را میگذارند. کسانی که همواره به خاطر ما میمانند دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

۴-آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند.شگفت انگیز ترین آدم ها.

در زمان بودنشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما می روند نرم نرم و آهسته آهسته درک میکنیم. باز می شناسیم.می فهمیم که آنان چه بودند. چه میگفتند و چه میخواستند. ما همیشه عاشق این آدم ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان .اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند.اختیار از ما سلب می شود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان می آید که چه حرف ها داشتیم و نگفتیم.

معما

سلام

در یک اتاق بسته 3 عدد لامپ وجود دارد و در بیرون اتاق 3 کلید برای روشن و خاموش کردن این لامپ ها قرار دارد.

حالا چطوری میشه که با یک بار رفتن به داخل اتاق بفهمیم کدوم کلید مال کدوم لامپه؟

لطفا همه جواب بدن.

ماه و مریخ

امشب ، پنجشنبه ساعت 12/5 شب (یا دقیقتر بگویم جمعه ساعت نیم ) 

تماشای آسمان فراموش نشود بجای یک کره نورانی (ماه) دو تا خواهید دید

به نظرم ماه امشب مهمان داشته باشد .

 یادتان باشد قبلا" برایتان ایمیل فرستاده بودم. اگر این فرصت را از دست

بدهید ، برای روءیت مجدد مجبور خواهید بود 1200 سال صبر کنید .

بدون شرح!

لطفا نظر خودتونو درباره تصویر زیر فقط در یک کلمه یا یک جمله کوتاه بیان کنید