تشکر و قدر دانی

با سلام و ارادت خدمت تک تک خانواده، که از راه دور و نزدیک در روز عید قربان در منزل پدر حضور یافته و در جشن تولد مریم عزیز سنگ تمام گذاشتند و ما را شرمنده نمودند، تشکر و سپاسگذاری می نمایم.

امیدوارم توفیق جبران زحمات عزیزان که با اهدا گل و اعلام تبریک در وبلاگ و دادن کادو و انجام حرکات موزون و زحمات برگزاری ومقدمات عزیزانی که داشتند علی الخصوص مادر و خواهران عزیز و آقای محمد محمودی و برادران عزیز و خواهرزاده ها و عروس خواهرها و..... را داشته باشم.

تبریک تولد

 

مریم عزیز گلم

تولدت مبارک

در ضمن چون گل را خیلی دوست داری منم بجای کادو این گلها را برات میفرستم

عید سعید قربان

عید سعید قربان بر شما مبارک باد 

حکیم عمر خیام نیشابوری ( شاعر )

گرچه خیام در زمره ریاضیدانان و دانشمندان قرار دارد اما از رباعیات وی بر میآید که در شـعر و شاعری نیــز توانا بوده است ضمن این که خود تلاشی برای معرفی خویش به عنوان شاعر ننموده و چه بسا آنرا پنهان نیز کرده است، در زمان حیاتش نیز کسی از  اشعار وی اطلاعی نداشته و در تذکره ها و تــواریخ هم عصرش هم اشاره ای به این وجه خیام نشده است، قدیمی‌ترین کتابی که در آن از خیام شاعر یادی شده‌است، کتاب خریدة القصر از عمادالدین کاتب اصفهانی است. این کتاب به زبان عربی و در سال ۵۷۲ یعنی نزدیک به ۵۰ سال پس از مرگ خیام نوشته شده‌است.

برای اولین بار صادق هدایت ،در مورد خیام بعنوان شاعر تحقیق کرده و بالغ بر 125 رباعی را منتسب به وی می داند، نام ترانه های خیام بر آن نهاده و  بشرح زیر دسته بندی نموده است :

راز آفرینش، درد زندگی، از ازل نوشته، گردش دوران، ذرات گردنده، هر چه باداباد، هیچ است، دم را دریابیم

 

شهرت خیام در خارج از ایران  به عنوان شاعر نیز مرهون ادوارد فیتزجرالد انگلیسی‌است که با ترجمهٔ شاعرانهٔ رباعیات وی به انگلیسی، خیام را به جهانیان شناساند. با این حال در مجموعهٔ خود اشعاری از خیام آورده‌آست که به قول هدایت نسبت آنها به خیام جایز نیست. بررسی و تحقیق و تصحیح محمد علی فروغی نیز ارزشمند و خواندنی است.

تکمیل این بخش از مطلب رابعنوان بخش پایانی ، بعهده خوانندگان عزیز رواق میگذارم و پیشنهاد میکنم هر یک از اعضا ،یک یا چند رباعی از وی را که مایل هستند، در بخش نظر ذیل همین مطلب قرار دهند بویژه اگر توضیحاتی هم ارائه نمایند به آشنائی بیشتر با این دانشمند، ریاضیدان، ستاره شناس، طبیب ، فیلسوف وحکیم ،شاعر و ....کمک خواهد کرد .

بدین ترتیب اولین رباعی را خود در بخش نظرات قرار میدهم ،ضمن اینکه منتظر تحقیق ریحانه مبنی بر اینکه " خیام شاعر  همان خیام دانشمند نیست" خواهیم بود.

 

حکیم عمر خیام نیشابوری ( ریاضیات )

 س. ا. کانسوا گفته: «در تاریخ ریاضی سده‌های ۱۱ و ۱۲ و شاید هم بتوان گفت در تمام سده‌های میانه حکیم عمر خیام متولد نیشابور خراسان نقش بی نظیری داشته‌است.»

پیش از کشف رساله خیام در جبر، شهرت او در مشرق‌ زمین به واسطه اصلاحات سال و ماه ایرانی و در غرب به واسطه ترجمه رباعیاتش بوده‌است. اگر چه کارهای خیام در ریاضیات (به ویژه در جبر) به صورت منبع دست اول در بین ریاضی‌دانان اروپایی سدهٔ ۱۹ میلادی مورد استفاده نبوده‌است، می‌توان رد پای خیام را به واسطه طوسی در پیشرفت ریاضیات در اروپا دنبال کرد جورج ساترن با نام بردن از خیام به عنوان یکی از بزرگ‌ترین ریاضیدانان جهان چنین می‌نویسد:

خیام اول کسی است که به تحقیق منظم علمی در معادلات درجات اول و دوم و سوم پرداخته، و طبقه‌بندی تحسین‌آوری از این معادلات آورده‌است، و در حل تمام صور معادلات درجه سوم منظماً تحقیق کرده، و به حل هندسی آنها توفیق یافته، و رساله وی در علم جبر، که مشتمل بر این تحقیقات است، معرف یک فکر منظم علمی است؛ و این رساله یکی از برجسته‌ترین آثار قرون گذشته و احتمالاً برجسته‌ترین آنها در این علم است.

او نخستین کسی بود که نشان داد معادلهٔ درجهٔ سوم ممکن است دارای بیش از یک جواب باشد و یا این که اصلاً جوابی نداشته باشند.«آنچه که در هر حالت مفروض اتفاق می‌افتد بستگی به این دارد که مقاطع مخروطی‌ای که وی از آنها استفاده می‌کند در هیچ نقطه یکدیگر را قطع نکنند، یا در یک یا دو نقطه یکدیگر را قطع کنند.». یا«در مورد جبر، کار خیام در ابداع نظریهٔ هندسی معادلات درجهٔ سوم موفق‌ترین کاری است که دانشمندی مسلمان انجام داده‌است.»

یکی دیگر از آثار ریاضی خیام رسالة فی شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس است. او در این کتاب اصل موضوعهٔ پنجم اقلیدس را دربارهٔ قضیهٔ خطوط متوازی که شالودهٔ هندسهٔ اقلیدسی است، مورد مطالعه قرار داد و اصل پنجم را اثبات کرد. تنها نسخه کامل باقیمانده از این کتاب در کتابخانه لایدن در هلند قرار دارد. «در نیمهٔ اول سدهٔ هیجدهم،ساکری اساس نظریهٔ خود را دربارهٔ خطوط موازی بر مطالعهٔ همان چهارضلعی دوقائمهٔ متساوی‌الساقین که خیام فرض کرده بود قرار می‌دهد و کوشش می‌کند که فرضهای حاده و منفرجه‌بودن دو زاویهٔ دیگر را رد کند.»

کتاب دیگری از خیام که اهمیت ویژه‌ای در تاریخ ریاضیات دارد رسالهٔ مشکلات الحساب (مسائلی در حساب)است که قواعدی برای بسط دوجمله‌ای (a + b)n کشف کرده و اثبات ادعایش به روش جبری در این کتاب است. از دیگر دست‌آوردهای وی موفقیت در تعیین ضرایب بسط دو جمله‌ای (بینوم نیوتن) است که البته تا سده قبل نامکشوف مانده بود و به احترام سبقت وی بر اسحاق نیوتن در این زمینه در بسیاری از کتب دانشگاهی و مرجع این دو جمله‌ای‌ها «دو جمله‌ای خیام-نیوتن» نامیده می‌شوند. نوشتن این ضرایب به صورت منظم مثلث خیام پاسکال را شکل می‌دهد که بیانگر رابطه ی بین این ضرایب است.

به هر حال قواعد این بسط تا n = 12 توسط طوسی(که بیشترین تأثیر را از خیام گرفته) در کتاب «جوامع الحساب» آورده شده‌است. روش خیام در به دست آوردن ضرایب منجر به نام گذاری مثلث حسابی این ضرایب به نام مثلث خیام شد، انگلیسی زبان‌ها آن را به نام مثلث پاسکال می‌شناسند که البته خدشه‌ای بر پیشگامی خیام در کشف روشی جبری برای این ضرایب نیست.

.

خیام در مقام ریاضی‌دان و ستاره شناس تحقیقات و تالیفات مهمی دارد. از جمله آنها رسالة فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله است که در آن از جبر عمدتاً هندسی خود برای حل معادلات درجه سوم استفاده می‌کند. او معادلات درجه دوم را از روش‌های هندسی اصول اقلیدس حل می‌کند و سپس نشان می‌دهد که معادلات درجه سوم با قطع دادن مقاطع مخروطی با هم قابل حل هستند. برگن معتقد است که «هر کس که ترجمهٔ انگلیسی [جبر خیام] به توسط کثیر  را بخواند استدلالات خیام را بس روشن خواهد یافت و، نیز، از نکات متعدد جالب توجهی در تاریخ انواع مختلف معادلات مطلع خواهد شد.»

از آنجا که ورود به مباحث ریاضی از حوصله این مقال خارج است فقط به ذکر نام برخی از کتب و رسالات این دانشمند بزرگ ایرانی بسنده مینمائیم.

    *  رسالة فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله به زبان عربی، در بارهٔ معادلات درجهٔ سوم.

  • رسالة فی شرح مااشکل من مصادرات کتاب اقلیدس در مورد خطوط موازی و نظریهٔ نسبت‌ها.
  • رساله میزان‌الحکمه.«راه‌حل جبری مسالهٔ تعیین مقادیر طلا و نقره را در آمیزه‌(آلیاژ) معینی به وسیلهٔ وزنهای مخصوص بدست می‌دهد.»
  • قسطاس المستقیم
  • رسالهٔ مسائل الحساب، این اثربصورت کامل باقی نمانده‌است.
  • القول علی اجناس التی بالاربعاء، اثری دربارهٔ موسیقی.
  • .
  • رساله روضةالقلوب در کلیات وجود
  • رساله ضیاء العلی
  • رساله‌ای در صورت و تضاد
  • ترجمه خطبه ابن سینا
  • رساله‌ای در صحت طرق هندسی برای استخراج جذر و کعب
  • رساله مشکلات ایجاب
  • رساله‌ای در طبیعیات
  • رساله‌ای در بیان زیگ ملکشاهی
  • رساله نظام الملک در بیان حکومت
  • رساله لوازم‌الاکمنه شامل نظر یات خیام در باب هوا شناسی
  • خیام در بین دانشمندان علوم فضائی و ریاضیدانان جهان از چنان اعتباری برخورداراست که برای بزرگداشت وی حفره عظیمی که در کره ماه قرار دارد و مطالعات دانشمندان بر آن متمرکز شده است را بنام عمر خیام نامگذاری کرده اند. 

از دانشجویان عزیز رواق میخواهیم چند نمونه از کارهای ریاضی خیام را (مثل مثلث خیام) را برایمان شرح و توضیح دهند .

مطلب بعدی (آخرین مطلب) خیام و رباعیات  خواهد بود.

خوشی و خوشحالی زائدالوصف- قصه واقعی

مسافرت خوبی بود، خیلی خوش گذشت، پرواز راحت و کادر پروازی مجرب که دائماً دور و برمان می چرخیدند مبادا کم و کسری داشته باشیم، همسفران صمیمی و مهربان، استقبال گرم میزبان، هتل بسیار مجلل با سرویس های گوناگون و استخر و سونای به یاد ماندنی که در پایان هر روز واقعاً دلچسب بود، دیدارهای پرثمر و موفقیت آمیز با کسانی که در حقیقت میزبانمان بودند، بازدید از کلیسای باشکوه و دیدنی مربوط به دوران طلائی مسیحیت، دیدن نقاشیها و مجسمه های داوینچی و هنرمندان دوره رنسانس و ماقبل آن، تماشای مناظر طبیعی و سحرانگیز و برخی تفریحات لذتبخش و البته سالم و شبها تماشای منظره باشکوه دریا و آمد و رفت کشتیها و آسمان پرستاره و سکوت سحرآمیز آن از پشت پنجره اتاق در طبقه بیستم هتل و از همه اینها جالب تر، برخورد اتفاقی با دوستی که سالها از دیدنش محروم مانده بودم، به کانادا مهاجرت کرده بود و برای گذراندن تعطیلات یک هفته ای آمده بود، در اتاق مجاور من هم اقامت داشت و همین باعث می شد که بدون هماهنگی قبلی از فراغت همدیگر باخبر شویم و اوقاتی را با هم به گفت و شنود و نوشیدن چای و قهوه بپردازیم.

اینها اشارتی بود به برخی از قسمتهای خوب و بیاد ماندنی این سفر خوش.

امروز مسافرت به پایان می رسد و باید مراجعت نمائیم، همراه با خاطره های فراوان از سفری بیاد ماندنی و خاطره انگیز.

اشیاء و لباسهایم را جمع کرده و اتاق را تا آنجا که لازم بود مرتب نمودم، مدارک شخصی و بلیط و پاسپورت و کارتهای اعتباری و مقادیری پول نقد که همراه داشتم را با دقت هر چه تمامتر در جای مربوط به خود در کیف دستی قرار داده و یکی دو بار هم آنها را وارسی کردم که چیزی از قلم نیفتاده باشد.

نسبت به اسناد و مدارک و به ویژه پاسپورت نهایت حساسیت و مراقبت را داشته و دارم، تجربه قبلی این را به من آموخته تا دقت و مراقبت لازم را در مسافرتها داشته باشم، چند سال پیش در یک فرودگاه بزرگ کیف دستیم که حاوی همه اسناد و مدارک و پول و کارت و چیزهای دیگر بود، به جز پاسپورت که در دستم قرار داشت، در یک غفلت لحظه ای به سرقت رفت و مصیبتی کشیدم که خاطره تلخش هنوز هم آزارم می دهد و البته درسی به من آموخت که برای جلوگیری از تکرار، در مسافرت ها درنهایت دقت و مراقبت توأم با وسواس حواسم را جمع نمایم که گرفتار دزدان بین المللی نشوم. دزدانیکه از ازدحام فرودگاه ها و غفلت لحظه ای مسافران، نهایت سوء استفاده را می برند.

به هرحال با چند مرتبه جابجائی مدارک و پاسپورت و بلیط، و دقت و اطمینان از اینکه همه چیز مرتب است و در جای خود قرار دارد، با آرامش خیال، چمدان و کیف دستی را برداشته و به طبقه همکف آمدم و منتظر ماندم تا همسفران دیگر هم برسند و عازم فرودگاه شویم.

دیدار با آدم ها از ملیتهای گوناگون در اماکنی مثل هتل و فرودگاه که معمولاً با لبخند و رد و بدل شدن کلماتی دوستانه و محبت آمیز همراه است، برای ما که عادت نداریم در کشور خودمان، خندان با دیگران برخورد نمائیم لذتبخش است.

یک نفر از همسفران زودتر ازهمه آمده بود، همیشه هم زودتر سر قرار حاضر می شد، می گفت قسمتی از اوقاتش را صرف تماشای آدم ها و دقت در رفتار و کردارشان می کند، دکترای جامعه شناسی داشت و دیدگاههایش در خصوص رفتار شناسی واقعاً شنیدنی بود، باهم خوش و بشی کردیم، دیدار اتفاقی من با یک دوست قدیمی در کشوری ثالث را که برایش گفته بودم خیلی خوشحالش کرده بود، تبریک می گفت، خوشحالی در چهره اش موج می زد، خود را در شادی دیگران شریک می دانست، شاید هم اتفاق مشابهی برای خودش افتاده بود، دوستان دیگر یکی یکی سر می رسیدند، سلام و احوالپرسی ها و خوش و بش ها تداخل امواجی به وجود آورده بود و در عین حال منظره ی دل انگیزی داشت.

در لابی مجلل، زیبا و دیدنی هتل همه چیز جلب توجه می کرد، در نقطه ی مقابل، آکواریوم های بزرگی با انواع ماهی ها و جانوران عجیب و غریب دریایی قرارداشت که برای همه جذاب و دیدنی بود. تا رسیدن و جمع شدن همه ی همسفران، چند دقیقه ای فرصت داشتیم که به اتفاق همسفر جامعه شناس و خوش سخنمان، دیدار مجددی هم با آکواریوم ها داشته باشیم، اطلاعات مندرج در کنار آکواریوم ها نشان می داد که جانوران و ماهی ها را از سراسر دنیا جمع کرده اند، برخی نیز متعلق به خلیج فارس بود که به اسم دیگری نوشته بودند و همین تحریف دوست خوش سخن جامعه شناس را بر افروخته کرد و تذکری هم به مدیر هتل داد.

وقت رفتن بود، راهنما اعلام کرد ماشین ها دم در منتظرمان هستند، ماهم به سمت در خروجی تغییر جهت دادیم و سرمست و خوشحال از پایان خوش مسافرت، که ناگهان متوجه شدم کیف دستی ام نیست! با دست پاچگی به این طرف و آن طرف و جستجو در زیر دست و پای آدم ها و بین صندلی ها و مبلمان هتل و سراغ گرفتن از هر کسی که در آن لحظات طبیعتاً مشغول خودش بود و حتی جوابی هم نمی توانست بدهد، حال مرغ پر کنده ای را داشتم که بی فایده به هر جا سر می کشید و از دیگرانی که فرصتی برای ماندن و همراهی نداشتند استمداد می کردم، کارکنان هتل هم تنها کمکی که می توانستند بمن بکنند این بود که بگویند sorry متأسفم، گویی تکرار اتفاقات آنها را بیخیال کرده بود، همسفران با شتاب به سمت درب خروجی در حرکت بودند، از کسی هم کاری بر نمیآمد برایم انجام دهد، لحظه ای فکر کردم یکی از بدترین حوادث عمرم اتفاق افتاده، یادم آمد که در اتفاق قبلی حداقل پاسپورتم در دستم بود و به سرقت نرفت، اما این بار آن را هم به همراه سایر مدارک در کیفم گذاشته بودم.

ناامیدانه و دوان دوان سری هم به اتاق زدم که البته بی فایده بود. مستأصل و آشفته و بی اختیار روی کاناپه ای که در گوشه ای از سالن هتل بود افتادم، در پایان سفری خوش و خاطره انگیز، خودم را در یک تاریکی مطلق حس می کردم، من ماندم و یک دنیا نگرانی و اندوه از تکرار حادثه قبلی و حتی بدتر، چرا که امکان مراجعت به وطن را هم نداشتم.

لحظه ای همه رنج و مرارتی که دفعه ی قبل متحمل شده بودم به ذهنم خطور کرد، تهیه بلیط برگشت، المثنای شناسنامه، گواهینامه رانندگی، کارت اتومبیل، و کارتهای متعدد متعلق به سازمانهای مختلف، دسته چکهای بانکی و البته گم شدن پول که این آخری نسبت به بقیه چندان مهم نبود، اما مصیبت مضاعف اینکه پاسپورتم را هم از دست داده بودم.

با افکار متلاطم  مقادیری هم ناسزا نثار خود کردم که با وجود تجربه ی قبلی این یکی را چگونه می توانم توجیه کنم؟ چه رسد به اینکه جبران نمایم، آخر هنوز از تلخی حادثه ی قبل رها نشده بودم که این بد بختی گریبانگیرم شد، چه می شد آن همه خوشی و خاطره های دل انگیز چند ساعت دیگر دوام می آورد و با این تلخی به پایان نمی رسید.

گیج شده بودم، روی کاناپه افتاده و اصلاً نمی توانستم بر اعصابم مسلط شوم که ببینم باید چکارکنم، یکی از همراهان مرتب صدایم می کرد که سریعاً خودم را به ماشین برسانم تا ببینـیم در فرودگاه چه می شود کرد، آخرین اتومبیل هم آماده حرکت می شد، آنچنان ضعف و سستی و کرختی دست داده بود که اصلاً قادر به جابجا شدن نبودم، تلاش می کردم از روی کاناپه بلند شوم و نمی شد، گوئی دوخته شده بودم و تلاش و تقلا هم بی اثر بود، عرق تمام بدنم را احاطه کرده و نمی توانستم کاری انجام دهم و در خلال همین تلاش و تقلا بود که ناگهان از خواب بیدار شدم ........

چند لحظه ای به خواب آلودگی گذشت، باور نداشتم که خواب دیده ام، کمی خود را جمع جور نموده و به اطرافم نگاه کردم و تازه متوجه شدم که همه ماجرا خواب بوده است!

خوشی و خوشحالی زائدالوصفی دست داد که قطعاً با خوش ترین خوشی های دوران عمرم قابل قیاس نیست.

راه پولدارشدن !!

مردی در یک روزنامه بین المللی یک آگهی به شرح زیر گذاشت: 

" اگر می خواهید در مدت زمانی کوتاه، هزاران دلار درآمد داشته باشید، فقط ده دلار به حساب شماره ........................... واریز نمائید و رسید آن را به همراه آدرس خودتان و پاکت تمبردار برایم ارسال کنید تا راهش را به شما نشان دهم."

از سراسر دنیا هزاران نفر هر کدام ده دلار به حساب وی واریز و رسیدش را به همراه آدرس خود برای وی فرستادند و همه آنها نامه ای حاوی روش پولدار شدن را دریافت نمودند، در آن نوشته شده بود:

Do as I did

تمرین زبان انگلیسی

Man : God ?

God : Yes ?

Man : Can I ask you something ?

God : Of course

Man : What is for you a million years ?

God : A second

Man : And a million dollars ?

God : A penny

Man : May you give me a penny ?

God : Wait a second  

همینیه که هست !

چیه ؟

چرا این جوری نگاه می کنید ؟

چرا این قدر ناراحت و عصبی ؟!!!

بابا خوب نتونستم سر بزنم ! اصلا به اینترنت دسترسی نداشتم !یعنی اوضاع یه جوری بود که نمیتونستم بیام سر بزنم و حتی نظر بدم !

به هر حال ببخشید !-جبران می کنم !-یواش یواش !

حالا فعلا اینو داشته باشید تا بعد ... ./هر چند براتون میل کردم اما به توصیه ی تنی چند از مخاطبین در رواق هم می گذاریم !

..................................................

بهشت فروشی

هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد. پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد.

آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت.

ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی از خدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت:

- بهلول، چه می سازی؟

بهلول با لحنی جدی گفت:

- بهشت می سازم.
همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت:
- آن را می فروشی؟!بهلول گفت:
 می فروشم.
- قیمت آن چند دینار است؟- صد دینار.زبیده خاتون گفت:
- من آن را می خرم.
بهلول صد دینار را گرفت و گفت:
- این بهشت مال تو، قباله آن را بعد می نویسم و به تو می دهم.
زبیده خاتون لبخندی زد و رفت.
بهلول، سکه ها را گرفت و به طرف شهر رفت. بین راه به هر فقیری رسید یک سکه به او داد. وقتی تمام دینارها را صدقه داد، با خیال راحت به خانه برگشت.
زبیده خاتون همان شب، در خواب، وارد باغ بزرگ و زیبایی شد. در میان باغ، قصرهایی دید که با جواهرات هفت رنگ تزئین شده بود. گلهای باغ، عطر عجیبی داشتند. زیر هر درخت چند کنیز زیبا، آماده به خدمت ایستاده بودند. یکی از کنیزها، ورقی طلایی رنگ به زبیده خاتون داد و گفت:
- این قباله همان بهشتی است که از بهلول خریده ای.
وقتی زبیده از خواب بیدار شد از خوشحالی ماجرای بهشت خریدن و خوابی را که دیده بود برای هارون تعریف کرد.
صبح زود، هارون یکی از خدمتکارانش را به دنبال بهلول فرستاد. وقتی بهلول به قصر آمد، هارون به او خوش آمد گفت و با مهربانی و گرمی از او استقبال کرد. بعد صد دینار به بهلول داد و گفت:
- یکی از همان بهشت هایی را که به زبیده فروختی به من هم بفروش.
بهلول، سکه ها را به هارون پس داد و گفت:
- به تو نمی فروشم.
هارون گفت:
- اگر مبلغ بیشتری می خواهی، حاضرم بدهم.
بهلول گفت:
- اگر هزار دینار هم بدهی، نمی فروشم.
هارون ناراحت شد و پرسید:
- چرا؟
بهلول گفت:
- زبیده خاتون، آن بهشت را ندیده خرید، اما تو می دانی و می خواهی بخری، من به تو نمی فروشم!

حکیم عمر خیام نیشابوری (گاهشماری- تقویم)

 تندبس خیام در بخارست - کشور رومانی

تقویم جلالی به استناد پژوهش محققان و گفته‌های اخترشناسان، دقیق‌ترین گاهشمار جهانی است. در برابر تقویم اروپایی که در هر ۲۵۰۰ سال یک روز خطا دارد، گاهشمار جلالی در هر ۱۰ هزار سال یک ثانیه خطا دارد.

پیدایش دقیق‌ترین گاهشمار حاصل تلاش  حکیم ابوالفتح عمر ابن ابراهیم نیشابوری مشهور به خیام است

مبدأ گاهشماری ایرانی

در تقویم رسمی فعلی در ایران و افغانستان گاهشماری خورشیدی برپایهٔ تقویم جلالی است که مبدأ آن مانند گاهشماری هجری قمری، هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه (۱۶ ژوئیه ۶۲۲ میلادی) است. البته سال خورشیدی با سه ماه و ۲۴روز تفاوت در اعتدال بهاری، یعنی اول فرودین که طول مدت شب با روز برابر است، آغاز می‌شود.

تا پیش از پیدایش تقویم جلالی در سال ۴۶۷ یا ۴۷۱، سال به دوازده ماه سی ‌روزه تقسیم می‏شد؛ یعنی یک سال برابر بود با ۳۶۰ روز. پنج روز باقی‌مانده هم عموماً در اسفندماه به روزهای سال اضافه می‌شد.

به این ترتیب، پنج ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۵/۵۱ ثانیه از سال باقی می‏ماند. این زمان در هر چهار سال، یک روز می‏شد و از آنجا که در محاسبه نمی‏آمد، روز اول فروردین در فصول سال تغییر می‏کرد.

حکیم عمر خیام تحقیقات وسیعی را در این باره شروع کرد که نتیجه بدست آمده بسیار تعجب آور و تکان دهنده بود. تقویم ایرانی حدود بیست روز با تقویم نجومی فاصله داشت. یعنی در روز دوازدهم اسفند، عید نوروز به اشتباه جشن گرفته می‌شد. برای جبران این اشتباه، اول فروردین هجده روز جلوتر برده شد و در ابتدای اعتدال بهاری، یعنی فروردین واقعی قرار گرفت. در محاسبۀ جدید، هر سال را در چهار نوبت، ۶۵ روز محاسبه و سال پنجم را ۳۶۶ روز محاسبه گردید. البته، پس از هر هشت دورۀ چهارساله، سال پنجم ۳۶۶ قرار ‏داده شد. در این محاسبه آن پنج ساعت و اندی نیز به حساب آمد تا همچنان تقویم خورشیدی با تقویم نجومی همزمان باقی بماند. بدین ترتیب، روز نوروز به عنوان نخستین روز فروردین ماه، از آن سال ثابت ماند. گاهشمار ایرانی دیگر تغییری نکرد، تا اینکه ۸۵ سال پیش با تغییراتی جزئی صورت امروزی خود را یافت.

تغییرات در گاهشماری ایرانی

نام ماه‌های ایرانی بر اساس گاهشماری قمری بوده، مثل محرم و صفر و رمضان. اما با تصویب مجلس شورای ملی در ۱۱ فروردین ۱۳۰۴، گاهشماری هجری خورشیدی، تقویم رسمی ایران شد و نام ماه‌ها هم به نام‌های اوستایی تغییر کرد و به جای افزودن پنج روز به سال، شش ماه نخست سال سی و یک روز، و پنج ماه دوم سی روز و اسفند بیست و نه روزه قرار داده شد که هر چهار یا پنج سال، سی روز محاسبه می‏شود. در این تقویم سالی که اسفند آن سی روز است، کبیسه نامیده می شود.

در یک دورۀ ۳۳ ساله، هشت سال کبیسه وجود دارد، یعنی در هر دوره، یک‌ بار به جای هر چهار سال، بعد از پنج سال کبیسه گرفته می‌شود. فصل های سال نیز طبق گاهشمار خورشیدی بر خلاف تقویم اروپایی به وسط ماه نمی‌افتد و مثلاً اول تابستان درست اول ماه است و روز اول نوروز که اعتدال بهاری است، نخستین روز فروردین و آغاز سال نو در ایران و افغانستان است.

خلاصه اینکه تقویم امروز ایرانی که در دنیا دقیقترین و به زعم متخصصین مربوط بهترین و کارآمدترین گاهشمار است، حاصل اندیشه و کار ستاره شناس و ریاضیدان مشهور ایرانی، خیام نیشابوری است که در قرن ششم تنظیم گردیده و تاکنون هم علیرغم وجود همه ی امکانات پیشرفته علمی کسی نتوانسته نظیرش را ارائه دهد. درود به روان پاکش باد.

توضیحات دقیق تر و علمی و محاسباتی همین مطلب برای استفاده دانشمندان عزیز رواق در ادامه ی مطلب درج شده است که البته حال و حوصله ی مناسب خودش را می خواهد ضمن اینکه برخی محاسباتش چیزهای عجیب و غریبی داشت که اینجانب از آنها سر در نیاوردم، امیدوارم برای عزیزان همراه اینطور نباشد ناگفته نماند دانشمندان عزیزمان البته که فهم و درکشان بالاتر از این حرفها است. قبول ندارید به اظهار نظرهائی که در این مورد خواهند داشت توجه نمائید.

مطلب بعدی خیام و ریاضیات خواهد بود

                                                                 

ادامه نوشته

حکیم عمر خیام نیشابوری(زندگینامه)

 

تصویری از حکیم

حکیم غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری (زادهٔ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ خورشیدی - درگذشته ۱۲ آذر ۵۱۰ خورشیدی) که به خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النیسابوری هم نامیده شده‌است، حکیم، فیلسوف، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و شاعر بنام ایران در دورهٔ سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است و حجةالحق لقب داشته است؛ ولی آوازهٔ وی بیشتر به واسطهٔ نگارش رباعیاتش است . افزون بر آنکه رباعیات خیام را به اغلب زبان‌های زنده ترجمه نموده‌اند، ادوارد فیتزجرالد رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کرده‌است که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغرب‌زمین گردیده‌است. گفته می‌شود که خیام هنگامی که سلطان سنجر در کودکی به آبله گرفتار بوده وی را درمان‌نموده‌است.

یکی از برجسته‌ترین کارهای وی را می‌توان اصلاح گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظام‌الملک، که در دورهٔ سلطنت ملک‌شاه سلجوقی (۴۲۶-۵۹۰ هجری قمری) بود، دانست. وی در ریاضیات، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود. نقش خیام در حل معادلات درجه سوم و مطالعات‌اش دربارهٔ اصل پنجم اقلیدس نام او را به عنوان ریاضی‌دانی برجسته در تاریخ علم ثبت کرده‌است. ابداع نظریه‌ای دربارهٔ نسبت‌های هم‌ارز با نظریهٔ اقلیدس نیز از مهم ترین کارهای اوست.نظریات وی در موضوع هوا شناسی نیز از اهمیت خاصی برخورداراست.

شماری از تذکره نویسان، خیام را شاگرد ابن سینا و شماری نیز وی را شاگرد امام موفق نیشابوری خوانده‌اند. هر چند قول مبنی بر این که خیام شاگرد ابن سینا بوده‌است، بسیار بعید می‌نماید. چون از لحاظ زمانی با هم تفاوت زیادی داشته‌اند. خیام در جایی ابن سینا را استاد خود می‌داند اما این استادی ابن سینا، جنبهٔ معنوی دارد.

همچنین از وی هم‌اکنون بیش از ۱۰۰ رباعی برجای مانده‌است.

عمر خیام  فقه را در میانسالی در محضر امام موفق نیشابوری آموخت؛ حدیث، تفسیر، فلسفه، حکمت و ستاره‌شناسی را فراگرفت. برخی نوشته‌اند که او فلسفه را مستقیماً از زبان یونانی فرا گرفته بود

 غلامحسین مراقبی گفته‌است که خیام در زندگی زن نگرفت و همسر برنگزید.

مرگ خیام را میان سال‌های ۵۱۷-۵۲۰ هجری می‌دانند که در نیشابور اتفاق افتاد. گروهی از تذکره‌نویسان نیز وفات او را ۵۱۶ نوشته‌اند،اما پس از بررسیهای لازم مشخص گردیده که تاریخ وفات وی سال ۵۱۷ بوده‌است .مقبرهٔ وی هم اکنون در شهر نیشابور، در باغی که آرامگاه امامزاده محروق در آن واقع می‌باشد، قرار گرفته‌است.

آرامگاه حکیم عمر خیام

در اوایل دوران زندگی خیام، ابن سینا و ابوریحان بیرونی به اواخر عمر خود رسیده بودند. نظامی عروضی سمرقندی او را «حجه‌الحق» و ابوالفضل بیهقی «امام عصر خود» لقب داده‌اند. از خیام به عنوان جانشین ابن‌سینا و استاد بی‌بدیلِ فلسفه طبیعی (مادی) ریاضیات، منطق و متافیزیک یاد می‌کنند.

برای آگاهی در جزئیات زندگی خیام مطالعه کتب مربوط توصیه میگردد پرداختن به آنها با توجه به اینکه دقت در آثار وی مورد نظر است ، از حوصله این مقال  خارج میباشد . طی مطالب آتی به مطالعه بخشهائی از آثار این دانشمند عظیم الشأن خواهیم پرداخت که از جمله آنها میتوان به گاهشماری و تنظیم تقویم جلالی ، ریاضیات ، نجوم ، شعر و مباحث دیگر اشاره کرد.

مطلب بعدی در موضوع گاهشماری و محاسبه و تنظیم تقویم جلالی که از شاهکارهای خیام است خواهد بود.

استدلال شگفت انگیز

شعر جالب يک بچه آفريقايي با استدلال شگفت انگيز، اين شعر کانديداي شعر برگزيده سال 2005 شده که توسط يک بچه ی آفريقايي نوشته شده و استدلال شگفت انگيزي داره.

******************

وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم


وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم


وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم


و تو، آدم سفيد


وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي


وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي


وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي


و وقتي مي ميري، خاکستري اي


و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟؟

فسفر می سوزونیم!!

در راستای اهداف رواق و با توجه به این که طبق گزارش های رسیده درجه فسفر اعضا بسیار بالاتر از حد نرمال  است، تصمیم گرفتیم تا با سوزاندن مقادیری از فسفر اعضا شرایط را به حالت عادی بر گردانیم.

معمای انیشتین ( Einstein's Riddle ) معمای جالبی که ارزش فکر کردن را داره؛ البته شایعه شده که تنها 2 درصد مردم میتونند اونو حل کنند،اما شایعه س راحت تر از این حرفاس، شما کم نیارید و برید جلو شاید شما جزو اون 2 درصد باشید!!

فقط یه مقدار حوصله و تمرکز و فسفر می خواد، اصلا سرکاری نیست و کاملا قابل حله.

این شما و این معمای انیشتین:

 ۱-در خیابانی، پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد.
۲-در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند.
۳-این پنج صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت مینوشند، سیگار متفاوت می کشند و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند.

سئوال: کدامیک از آنها در خانه، ماهی نگه می دارد؟

راهنمایی:
۱- مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی می کند.
۲-مرد سوئدی، یک سگ دارد.
۳-مرد دانمارکی چای می نوشد.
۴-خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد.
۵-صاحبخانه خانه سبز، قهوه مینوشد.
۶-شخصی که سیگار (مال پال)می کشد پرنده پرورش می دهد.
۷-صاحب خانه زرد، سیگار (دانهیل) می کشد.
۸-مردی که در خانه وسطی زندگی میکند، شیر مینوشد.
۹-مرد نروژی، در اولین خانه زندگی می کند.
۱۰-مردی که سیگار  (بلندز)می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند.
۱۱-مردی که اسب نگهداری می کند، کنار مردی که سیگار (دانهیل) می کشد زندگی می کند.
۱۲
-مردی که سیگار (بلومستر)می کشد، آبجو می نوشد.
۱۳-مرد آلمانی سیگار (پرینس)میکشد.
۱۴-مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند.
۱۵-مردی که سیگار (بلندز)میکشد همسایه ای دارد که آب می نوشد.


.:تولدت مبارک:.

تولد ***تولد *** تولدت مبارک

مبارک***مبارک***تولدت مبارک

*** گیلی بیلی بیلی ***

عمومحمد عزیز! تولدتون مبارک

ایشاله ۱۲۰سال زنده باشید و هر سال مثل امسال و سالهای پیش دعوتمون کنید و براتون تولد بگیریم!!

استراحت

چندی قبل در حال گذر از ترمینال غرب تهران، در میان تکاپوی مسافران و هیاهوی مردم با صحنه ای مواجه شدیم که توجه من و دوستانم رو جلب کرد. زمان گرفتن این عکس بعد از غروب آفتاب است که به کمک فلاش دوربین یکی از دوستان توانستیم عکس واضحی بگیریم. جالبتر اینکه این آقا با فلاش دوربین و این چیزا از خواب بیدار که نشد هیچ، خر و پفش نیز رسا تر گشت!

لازم به ذکر است دست چپ این آقا به همن حالت دست راست ایشون قرار گرفته بود که در عکس نیوفتاد! و همچنین جمعیت تقریباً زیادی در حال گذر از کنار ایشون بودند!

شما نظرتون راجع به عکس چیه؟!

حکیم عمر خیام نیشابوری

دومین مطلب در باب مصادیق تاریخی مبحث انسانشناسی، همانگونه که قبلاً اشاره شده بود شرحی است درباره حکیم نیشابور.

خیام ایرانی است، مسلمان است، شهرت جهانی دارد و آثار بسیار گرانقدری در زمینه های مختلف از وی بجای مانده است،

شما خیام را چقدر می شناسید؟ در نظرتان آیا خیام شاعر، فیلسوف، ریاضیدان، اختر شناس، موسیقیدان... است؟ و اساساً کدام وجه وی را برتر می دانید یا به عبارت دیگر خیام ذهن شما در کدام کسوت شاخص تر است؟

نظراتتان می تواند بر غنای مطلبی که درباره خیام تحت عنوان مذکور خواهد آمد، بیفزاید.

غایب

جناب مدیر

غیبت برخی اعضاء محترم طولانی شده، درعهد قدیم بابای مدرسه را می فرستادند ببینند علت چیست، و وای بحالمان اگر غیر موجه بود یا تکرار می شد. (معنی موجه را هم که می دانید، دست یا پای شکسته یا به طور ناگهانی دل درد گرفته و آپاندیس عمل کرده و موارد مشابه ).

..........و غایبین را در کنف حمایتت حفظ فرما.

تاریخ

می خواستم این مطلب را به صورت نظریه ذیل مطلب کورش هخامنشی بنویسم اما آنقدر اهمیت دارد که ترجیح دادم خود مطلبی جداگانه باشد ضمن اینکه همان ارتباط پیش گفته با مطالب مربوط کماکان برقرار است.

به نظر شما مهمترین پدیده عالم هستی که حیات بشر با آن مرتبط است چیست؟ علم، هنر، دین، سیاست، فلسفه، طبیعت، آب، هوا، و یا یکی از صدها چیز دیگری که به ذهن خطور می کند، توجه به سؤال بسیار مهم و ضروری است، " مرتبط حیات بشری "، روی این نکته تأکید می شود تا اگر عوامل و عناصری مثل آب و هوا وخوراک و... به ذهن آمد، فراموش نشود که اینها ازجمله عواملی هستند که حیات حیوانی را باعث می گردند و البته بشر را نیز شامل می شوند، پس پدیده مورد نظر چیز دیگری است.

پاسخ "تاریخ" است، آری تاریخ، همان که در دوران تحصیل جز درسی کم اهمیت نبود و شاید هم عادتمان داده بودند که به آن به عنوان یک درس حفظ کردنی نظر کنیم و همین باعث شده بود که مفهوم واقعی و ارزشهای نهفته ی آن، نهفته تر بماند.

تاریخ فقط سرگذشت شاهان نیست، آنچه که کتب درسی بر آن تأکید دارند، بلکه علم و هنر و اخلاق و ادب و ایمان و فهم و شعور و اخلاق و کمالات انسانی و سیاست و فرهنگ و خلاصه هرچه در حوزه انسانی قابل درک است حتی اگر متعلق به حال باشد، اصل و پیوند و ریشه در تاریخ دارد. تاریخ کارنامه بشر است، فارغ از تاریخ، آنچه برای بشر می ماند جنبه حیوانی اوست، حیوان تاریخ ندارد تاریخ مربوط به انسان است.

مثلاً به زبان که مهمترین عامل ارتباط و قویترین عنصر انتقال فکر و اندیشه و خواسته های انسانی است اگر توجه نمائیم می بینیم که بیش از هر چیز دیگری که آن را به وجود آورده، زبان حاصل یک فرآیند تاریخی است یا ریاضیات، که اگر تاریخ را از آن حذف کنیم چیزی باقی نمی ماند.

تاریخ را درس زندگی نامیده اند،

حضرت علی علیه السلام به فرزندش امام حسن (ع) می فرماید:

اگر من به اندازه ی تمامی نسل ها ی گذشته عمر نکرده ام، در کار و کردارشان نظر کرده ام و در اخبارشان اندیشیده ام و در آثارشان سیر کرده ام، چنانکه گوئی از آنان شده ام.

پیوستگی کامل انسان با همه ی تاریخ در کلام حضرت، هویداست و گوئی خود را از همه تاریخ می داند و تأکیدی است بر اینکه انسان بدون تاریخ معنا ندارد. به همین سبب تاریخ و سیر در تاریخ و آگاهی از تاریخ ضروری حیات بشری است و نباید و نمی توانیم خودرا از آن جدا و بی نیاز گردانیم. نظر شما چیست؟

اهمیت تاریخ را نمی توان در این چند جمله بیان کرد تنها قصد این بود که به مباحث و مصادیق تاریخی که ذیل مطلب انسانشناسی آمده و با تاریخچه کورش هخامنشی شروع گردیده توجه لازم معطوف گردد.

تقویم تاریخ

۱۳ سال پیش در چنین روزی ۱/۸/۱۳۷۶ در تالار نقش جهان اصفهان ازدواج من و پریسا انجام گرفت ...

عزیزانی که بودید تجدید خاطره شد؟

فیلم ویدئویی آن روز را که می بینیم متأسفانه کسانی حضور داشتند که یاد و خاطره ی آن ها برای همیشه ماندگار است که الان در بین ما نیستند، مثل مرحومه مادرم، مرحوم ابراهیم صادقی، عباس هاشمی، خاله طیبه و...

لحظه ای بیش نبود آن چه ز عمر تو گذشت        آنچه باقیست به یک لحظه ی دیگر گذرد 

پریسا میگه:دوست داشتید مجدداْ کادو دریافت می شود!