نقاشی
.
۱-بی تردیدهمه شما با تابلوی خیمه استاد فرشچیان آشنا هستید.وهرکدام شاید احساس خاصی با دیدن این تابلو بهتون دست بده وشایدم سالها هرکجا این تابلو به چشمتان خورده بی تفاوت پلک بر هم گذارده باشید.!!به هر حال بی مناسبت ندیدم کمی راجب این اثر وحال وهوای آن برایتان بنویسم.استاد بی بدیل ،شمع فروزان وچراغ راه نگارگری ایران استاد محمود فرشچیان این اثر جاودانه را درسال ۱۳۵۴آفرید.آنگونه که من از استادم شنیدم این اثر کمی تحت تاثیر یکی از سبکهای نقاشی غرب" روکوکو" اجرا شده که تا حدودی انتقاد منتقدین آن زمان را هم به دنبال داشته . اما خوشبختانه روح دینی حاکم بر کار که ریشه در باورها واعتقادات مذهبی مردم ایران دارد این تابلو را اثری ماندگار وجاودانه کرد.

۲-فکر میکنم ۲سالی هست که پوستر قاب شده عصرعاشورای استادفرشچیان(خیمه) را به دیوار اتاقم نصب کرده ام.در روز شاید ده ها بار این تابلواز دیدگانم می گذرد.وهر روز برایم تازگی بیشتری دارد.یک جور فضای سنگین وروحانی حاکم بر فضای اتاقم هست که ....بماند.از دید یک علاقه مند به نگارگری ویک هنرجویی که اول راه است نظرم راجع به این اثر:
ترکیب بندی فوق العاده قوی وسنگین جای هیچ حرفی باقی نمی گذارد.قلم گیری ها در نهایت کامل بودن است ترسیم فیگور شخصیت های اثر با نهایت دقت ،قرص ومحکم،حرکت دایره وار وحلزونی نقاشی ایرانی در کلیت کار دیده می شود که در نهایت چرخش چشم به شخصیت اصلی تابلو یعنی حضرت زینب (سلام الله علیها) ختم می شود.
۳-واما تابلوی "عصرعاشورا "به روایت استاد فرشچیان:
سه سال پيش از انقلاب، روز عاشورا، مادرم گفت: برو روضه گوش كن تا چند كلام حرف حساب بشنوى ! ، گفتم: من اول در اتاقم كارى دارم بعد خواهم رفت. حال عجيبى به من دست داد وارد اتاق شدم، قلم را برداشتم و تابلو عصرعاشورا را شروع كردم. قلم را كه برداشتم تابلویى شد كه الآن هست، بدون هيچ تغييرى . تفكر حاكم بر تابلو هم همان اصل حاكم برتابلو ضامن آهو است، يعنى تمام خطوط مدور بوده و به وجود مبارك حضرت زينب (س) ختم مى شد. "نقل از سایت asriran.com"
سلام.روزجمعه مصادف بود با بازگشت حجاج عزیز ازسرزمین وحی.سرزمینی که به نظرم تا اون رو یکبار در زندگی تجربه نکنی هرگز واردخط زندگی نمیشی. (یابهتربگم دیرتر وارد خط زندگی میشی)(البته حجی که با معرفت کامل باشه ).پس خوشا به سعادت اونهایی که زودتر ازدیگران وارد این مسیر می شوند.امیدوارم این سفر معنوی ومعرفتی روزی قسمت تک تک اعضای رواق بشه(البته منظورم اونهاییست که هنوز مشرف نشدند.
سلام
.تصمیم گرفتم اولین پستم رو با معرفی یک کتاب آغاز کنم.البته امیدوارم که شما هم اهل مطالعه باشید ومثل من وقتتون بی خودی هدر نره!!!کتاب رو حتما در اولین فرصت خریداری کنید. بخونید واگر خوشتون اومد به دیگران معرفی کنین.اگر هم قبلا مطالعه کردین خب خالی از لطف نیست که یکبار دیگه هم مطالعه کنید.
اسم کتاب جاناتان مرغ دریایی هست.
ریچاردباخ جاناتان را در سال 1970 نوشت، داستان مرغ دریایی ای که نمی خواهد مثل بقیه ی مرغان دریایی زندگی کند، می خواهد تندتر و بالاتر پرواز کند. اما همنوعانش تغییر را دوست ندارند و او را از جمع خود می رانند. اما به راستی، جاناتان تنها مانده است یا مرغانی که او را راندند؟ سرگذشت این مرغ دریایی بلند پرواز، نزدیک چهل سال است که میلیون ها نفر را مسحور خود کرده است.