آرامش یعنی.....

روزی روزگاری پادشاهی درگوشه ای از دنیا جایزه ای نفیس وارزشمند رابرای هنرمند ی درنظر گرفت که بهترین نقاشی رااز آرامش خلق کند .بسیاری از هنرمندان دست به کار شدند وشانس خود را امتحان کردند.پادشاه بادقت به همه نقاشی ها نگاه کرد.اما فقط از دو نقاشی خوشش آمد ومجبور شد یکی از آنهارا انتخاب کند .

 

دریکی از نقاشی ها تصویر دریاچه ای آرام دیده می شد .دریاچه ای آرام و،آیینه ای تمام نمایی ازرشته کوه ها یی سرسبز وسربه فلک کشیده بود که در اطرافش بودند.برفراز دریاچه ،آسمانی یک دست آبی با تکه  ابرهای پرمانند سفیدرنگ دیده می شد .هرکه آن نقاشی را می دید آن را تصویری بی نظیری از آرامش در نظر می گرفت . در نقاشی های دیگر هم رشته کوهایی دیده می شدند.

اما آنها برهنه وناهموار بودند.برفرازشان آسمانی خشمگین وبارانی دیده می شد که برق رعد وآذرخش درآن نمایان بود.در گوشه ای از کوهستان آبشاری طغیان گر دیده می شود. آن نقاشی اصلا آرامش را به تصویر نکشیده بود .اما وقتی پادشاه بادقت بیشتری آن را بررسی کرد ،پشت آبشار بوته ی کوچکی را دید که در حفره ی کوچکی داخل صخره وسنگی روییده بود .داخل آن بوته پرنده ی مادری آشیانه ای برای خود ساخته بود .در آنجا دربحبوحه ی طغیان آب وآسمان پرنده مادر ،داخل آشیانه اش در کمال آرامش وآسایش نشسته بود .

 

به نظر شما کدام نقاشی برنده ی جایزه شد ؟ پادشاه نقاشی دوم را انتخاب کرد چرا؟چون گفت :

آرامش به معنای بودن درمکان عاری از صدا ،مشکل ،دردسر ،گرفتاری و مشکل نیست .آرامش یعنی بودن در میان همه ی آنها و باز هم حفظ آرامش.

به نقل از مجله خانواده

دلیل روشن من

چشمان درخشان تو تا جام گرفتند
این مردم آشفته چه آرام گرفتند
بی‌شبهه نخستین شعرا طرز غزل را
از شیوۀ چشمان تو الهام گرفتند
تا گوشه‌ای از صدق و صفا را بنمایند
رفتار تو را آینه‌ها وام گرفتند
مستان تو هر چند غریبان جهانند
از راهِ نشان دادن تو نام گرفتند
در وهم نمی‌گنجی و بیچاره جماعت
از بی‌خبری دامن اوهام گرفتند
آنان به سلامت به سرانجام رسیدند
کز سینۀ مشروح تو اسلام گرفتند
در پرده‌ای و پرتو می‌ هوش مرا برد
چشمان درخشان تو تا جام گرفتند



قربان ولیئی، 15 تیر 91

سخن دین 12

دین در قرآن

واژه ى دین بیش از نود بار در قرآن، با معانى ذیل به كار رفته است:

الف) دین به معناى جزا و پاداش: مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ[i]

ب) دین به معناى اطاعت و بندگى: قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ[ii]

ج) دین به معناى مُلك و سلطنت: وَ قاتِلُوهُمْ حَتّى لا تَكُونَ فِتْنَهٌ وَ یَكُونَ الدِّینُ لِلّهِ[iii]

د) دین به معناى شریعت و قانون: لَكُمْ دِینُكُمْ وَ لِیَ دِینِ[iv]

هـ) دین به معناى ملت: قُلْ إِنَّنِی هَدانِی رَبِّی إِلى صِراط مُسْتَقِیم دِیناً قِیَماً مِلَّهَ إِبْراهِیمَ حَنِیفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِینَ)[v]

و) دین به معناى تسلیم: إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللّهِ الْإِسْلامُ...[vi]

علامه ى طباطبایى، اسلام در این آیه ى شریفه را به تسلیم در برابر معارف و احكامى كه از مقام ربوبیت صادر گردیده و به وسیله ى رسولان بیان مى شود تفسیر مى كند; و اختلاف شرایع را به كمال و نقص ارجاع مى دهد.[vii] على(ع) نیز در حدیثى مى فرماید: « الاسلامُ هُو التَّسلیم ».[viii]]

ز) دین به معناى اعتقادات: لا إِكْراهَ فِی الدِّینِ...[ix]]

مرحوم طباطبایى در تفسیر این آیه ى شریفه مى فرماید: « دین یك سلسله معارف علمى است كه اعمالى را به دنبال دارد; پس مى توان گفت: دین، اعتقادات است و اعتقاد و ایمان از امور قلبى است كه اكراه و اجبار، بر آن ها حكومت نمى كند. اكراه در اعمال ظاهرى و افعال و حركات بدنى و مادى اثر دارد ».


[i]. فاتحه، آیه 4.

[ii]. زمر، آیه 11

[iii]. بقره آیه ى 193

[iv]. كافرون، آیه 6

[v]. انعام، آیه 161.

[vi]. آل عمران، آیه 19.

[vii]. محمد حسین طباطبایى، المیزان، ج 3، ص 120.

[viii].محمد محمدى رى شهرى، میزان الحكمه، ج 4، ص 527، حدیث 8811.

[ix]. بقره، آیه 256.

سخن دین 11

تعاریف اصطلاحى دین

در تعریف اصطلاحى دین، به طور عمده، دو گروه از متفكّران به بحث و بررسى دین پرداخته اند: نخست، متكلّمان بدین لحاظ كه دین و مسائل آن، موضوع پژوهش آن ها است; از این رو به تبیین « دین بماهو دین » و غایت و هدف دین و دین دارى پرداخته اند; دوم، علماى علوم انسانى به ویژه روان شناسان، جامعه شناسان و مردم شناسان، بدین جهت كه دین در رفتارهاى فردى و سازمان ها و نهادهاى اجتماعى تأثیر گذاشته است. این گروه بیش تر به تعریف هاى كاركرد گرایانه اشتغال ورزیده و به تبیین كاركردهاى مثبت و منفى دین ـ به زعم خودشان ـ پرداخته اند.

الف. تعاریف متكلّمان غربى از دین

1) تعریف ماهیت دین: « دین عبارت از یك نظام الهى است كه براى صاحبان خود وضع شده است و مشتمل بر اصول و فروع مى باشد ».[i][24]

2) تعریف غایت انگارانه ى دین: « دین وضعى است الهى كه صاحبان خود را به سوى رستگارى در این دنیا و حُسن عاقبت در آخرت سوق مى دهد ».[25]

3) تعریف تركیبى: « دین، قانون و قرار داد الهى است كه خردمندان را به سوى قبول آن چه در نزد رسول است، فرا مى خواند ».[26]

4) تعریف دین دارانه: « دین عبارت است از: اقرار به زبان، اعتقاد به پاداش و كیفر در آن جهان و عمل به اركان و دستورات آن ».[27]

5) تعریف « برادلى »: « دین بیش از هر چیز كوششى است براى آن كه حقیقت كامل خیر را در تمام وجوه هستى مان باز نماییم ».[28]

6) تعریف « جیمز مارتینو »: « دین، اعتقاد به خدایى همیشه زنده است; یعنى اعتقاد به اراده و ذهن الهى كه حاكم بر جهان است و با نوع بشر مناسبات اخلاقى دارد ».[29]

7) تعریف « رویل »: « دین ادراك رابطه اى است بین جان بشر و جان مجهول الكُنهى كه انسان تسلط او را بر خود احساس و نعمت جوار او را آرزو مى كند ».[30]

8) تعریف « رابوسول »: « مجموعه اى از اعتقادات و سمبل ها (و ارزش هایى كه به طور مستقیم از آن ها به دست مى آیند) كه با تفاوت و تمایز بین حقیقت تجربى و ما فوق تجربى متعالى مرتبط مى باشد. امور تجربى از لحاظ دلالت و معنا، نسبت به امور غیر تجربى از اهمیت كم ترى برخوردارند ».[31]

9) تعریف « كارل دوبل »: « نظام متحد اعتقادات و آداب كه به یك حقیقت مافوق تجربى و متعالى مرتبط مى شود و تمام معتقدان و پیروان خویش را در جهت تشكیل یك جامعه ى اخلاقى وحدت مى بخشد ».[32]

10) تعریف « میلتون یینگر »: « دین یك نظام اعتقادى و عملى داراى لطف و رحمت است كه بدان وسیله، گروهى از مردم مى توانند از عهده ى حمل مسائل غایى حیات انسانى بر آیند. این عملكرد را با انحاى پاسخ هایى كه انسان ها مى توانند به مسائل پرسش هایى چون مرگ، درد و رنج و معناى غایى وجود بدهند، یكى دانسته است ».[33]

11) تعریف « كلیفورد گیرتز »: « دین عبارت است از نظامى از نمادها و سمبل ها كه طورى عمل مى كند كه موجب وجود انگیزه ها و آمادگى هاى نیرومند، عمیق و پایدارتر انسان ها مى شود; به تدوین و تنظیم تصورات و مفاهیم نظم كلى وجود مى پردازد و بر این مفاهیم و تصورات چنان نمود و ظهورى از حقیقت مى پوشاند كه مى نماید این انگیزه ها و ترتیبات، مبتنى بر حقیقت هستند ».[



[i] .
[24] .
جان ناس، تاریخ جامع ادیان، ترجمه ى على اصغر حكمت، (تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى)، ص ص 79 و 81. N
[25] .
همان.
[26] .
همان.
[27] .
همان.
[28] .
عقل و اعتقاد دینى، ص 18.
[29] .
همان.
[30] .
ماهیت و منشاء دین، ص 112.
[31] .
ژان پل ویلهم، جامعه شناسى ادیان، ترجمه ى عبدالرحیم گواهى، (مؤسسه تبیان)، ص ص 171 و 172.
[32] .
همان.
[33] .
همان، ص 168.

سخن دین   شماره 10

بسمه تعالی

با تشکر از آقای ع. م که زمینه بحث را فراهم کردند.

قبل از بحث در هر زمینه ای ابتدا باید موضوع آن تعریف شود . اینجا چون موضوع بحث دین است باید دین را تعریف کرد تا سیر منطقی خاص خود را طی کند. از آنجایی که بحث کمی فنی است مناسب دیدم تا مباحثی را در این زمینه از کتاب کلام جدید نوشته آقای عبدالحسین خسرو پناه که از اساتید حوزه هستند انتخاب و تقدیم کنم. بنا براین مطالبی که در ادامه می آیداز کتاب ایشان اقتباس شده است.

مفهوم دین همواره در میدان نظرات مختلف قرار داشته است. البتّه این بدان معنا نیست كه انسان ها به طور كلى از درك آن عاجز باشند بلکه به تعبیر رابرت هیوم، « دین به اندازه اى ساده است كه هر بچه ى عاقل و بالغ و یا آدم بزرگ مى تواند یك تجربه ى دینى حقیقى داشته باشد و به اندازه اى جامع و پیچیده است كه براى فهم كامل و بهره گیرى تام از آن، نیازمند تجربه و تحلیل مى باشد ».[1] آن قدر تعریف هاى متفاوت و گوناگون از دین عرضه شده است كه حتّى ارایه ى فهرست ناقصى از آن میسّر نیست.[2] نگرش هاى اخلاقى، تاریخى، روان شناختى، جامعه شناختى، فلسفى و زیبا شناختى نمونه هایى از این روى كردهاى مختلف اند.[3[

موانع و مشكلات تعریف دین

ـ تعریف دین به دلایل و موانع فراوانى، داراى آفت ها و مشكلات بسیارى است. برخى از دلایل عبارتند از:

الف. اختلاف در روش تعریف دین: عده اى بر اساس پژوهش هاى تجربى و كاركردهاى خارجى به تعریف دین پرداخته اند و برخى نیز با مفاهیم پیشینى و با روش عقلى دین را تعریف كرده اند.

ب. خلط میان دین و دین داران: گاهى به فرق میان عملكرد دین داران با آثار دین توجه نشده و رفتارهاى منفى دین داران را در تعریف دین گنجانده اند.

ج. عده اى براى رسیدن به حقیقت دین، مراجعه به وحى و متون دینى را پیشنهاد مى دهند و از ابزارها و روش هاى برون دینى پرهیز مى نمایند و گروهى نیز روش هاى برون دینى را ترجیح مى دهندکه این خود به چالش میان تعاریف دین مى افزاید.

د. تحریف: بسیارى از ادیان در طول تاریخ حیاتشان، دست خوش تحریف شده اند و به همین دلیل به فرقه ها و مذاهب گوناگون تنوع یافته اند. گرچه حكمت الهى اقتضا مى كند كه از انحراف یا اعوجاج لااقل یك مذهب جلوگیرى شود تا زمینه ى هدایت و تكامل بندگان از بین نرود، ولى به هر حال، تحریف متنى و معرفتى ادیان و مذاهب، از واقعیت هاى غیر قابل انكار است كه در اختلاف تعریف دین نقش به سزایى دارند.

ه. نگرش جزء نگرانه به جاى كل نگرانه: جهل به بخشى از حقیقت دین و توجه به جزئى از دین نیز در اختلاف شناخت دین مؤثر است و در این عامل مى توان به قصّه ى فیل در مثنوى معنوىِ ملاى رومى توجه كرد.

بنا براین قبل از ورود به مباحث مختلف دین باید بر یک تعریف دقیق از دین توافق شود. من فکر می کنم بهتر است برای تعریف دین به سراغ آیات قرآن و روایات معصومین برویم!  ادامه دارد.....

پی نوشت ها:

1 . رابرت. ا. هیوم، ادیان زنده جهان، ترجمه ى عبدالرحیم گواهى، (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1372)، ص 18.

2 بهاء الدین خرمشاهى، دین پژوهى، دایره المعارف دین، دفتر دوم، (تهران، پژوهشگاه علوم انسانى 1373)، ص 85.

3 ر. ك: رابرت.ا. هیوم، همان، ص ص 24 ـ 25

آب جوش ، آب سرد ، انجماد

برای آدمهای کنجکاو، محقق ، دوستدار جایزه ،دانشجو فارغ التحصیل ،فیزیک ،شیمی ، ادبیات، پشت کنکوری، شاغل ، بیکار ، خانه دار ،مصمم ، مردد و  بقیه آدمها:


·  رقابت آب سرد و آب جوش براي انجماد

·  جايزه هزاردلاري براي معماي تاريخي


· 
انجمن سلطنتي شيمي انگلستان براي كشف دليل انجماد سريع‌تر آب داغ نسبت به آب سرد، جايزه‌اي هزاردلاري تعيين كرده است. گفته مي‌شود انديشمنداني همچون «ارسطو» نيز نتواسته‌اند به درستي پاسخي براي اين پرسش بيابند. پيش از اين «فرانسيسن بيكن» و «رنه دكارت» نتوانسته بودند پاسخي براي اين مساله علمي كه «اثر امپمبا» (Mpemba effect) نام دارد، بيابند. پرسش اصلي اين است كه «آب گرم» زودتر يخ مي‌زند يا «آب سرد»؟ البته در نگاه اول جواب بديهي به نظر مي‌رسد. آب سرد زودتر يخ مي‌زند و اين جواب آنقدر بديهي است كه به نظر مي‌رسد حتي براي اثبات درستي آن، نيازي به استدلال نباشد. هر چند در حالت كلي اين پاسخ صحيح است اما بايد تاكيد كرد موارد خاصي هم پيش مي‌آيد كه آب گرم زودتر يخ مي‌زند. اكنون پرسش اين است كه در اين موارد خاص چرا آب گرم زودتر يخ مي‌زند؟ جالب آنكه اين مساله تاريخ شگفت‌انگيزي نيز دارد. نخستين بار «ارسطو»
۳۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح متوجه اين پديده شد. دانشمندان قرون وسطا، زماني كه مي‌خواستند تئوري گرما را تبيين كنند، متوجه اين پديده شدند. در سال ۱۴۶۱، فيزيكداني به نام «جيوواني مارلياني»، چهار اونس آب حرارت‌ديده و آب معمولي را بيرون گذاشت تا يخ بزند و در كمال تعجب مشاهده كرد كه آب گرم‌تر، زودتر يخ بسته است اما نتوانست توجيهي براي اين مشاهده خود پيدا كند. اما اين مساله از سال 1968 به اين نام جديد معروف شد. در اين سال يك دانش‌آموز تانزانيايي به نام «امپمبا» اين سوال را از استاداني كه از مدرسه وي ديدن مي‌كردند، پرسيد.
زماني يك استاد فيزيك به نام دكتر «آزبورن» از دبيرستان «امپمبا» بازديد كرد، «امپمبا» از فرصت استفاده كرد و از دكتر «آزبورن» در مورد اين پديده پرسيد. «آزبورن» به «امپمبا» قول داد، اين مورد را بررسي كند. وي بعدها از يك تكنيسين آزمايشگاه خواست كه اين پديده را امتحان كند، او هم به همان نتيجه «امپمبا» رسيد. سرانجام در سال
۱۹۶۹، مشاهدات «امپمبا» و دكتر «آزبورن» به چاپ رسيد و پديده زودتر يخ زدن آب گرم، به «اثر امپمبا»، نام گرفت. به گفته «برايان امسلي»، مدير روابط عمومي انجمن سلطنتي شيمي، برنده جايزه‌هزار دلاري بايد با استفاده از تفكر خلاق يك مورد قانع‌كننده پيدا كند. گفته مي‌شود بسياري از اثرهاي استاندارد فيزيك با اين پديده مطابقت دارد، اگرچه هيچ كدام به عنوان دليل اختصاصي به اثبات نرسيده است. نظرياتي بر پايه تبخير، همرفت و سرماي زير نقطه انجماد مطرح شده اما تاكنون پاسخي كامل براي اين سوال پيدا نشده است. شركت‌كنندگان تا 30 ژوييه زمان دارند پاسخ‌هاي خود را ارسال كنند.

منبع:روزنامه شرق

سخن دین مقاله گفتگو 9

صرف داشتن عقل نیست که موجب تمایز انسان و حیوان باشد، همه آدمها دارای عقل هستند اما همه از این موهبت الهی استفاده نمیکنند ، یا آموزش ندیده اند که استفاده کنند و در حقیقت گنج گرانبهائی دارند که رهایش کرده و خود را از فوائد آن محروم ساخته اند، این قشر هر گز به درجات بالای عقلانیت که در اثر تمرین و ممارست و بهره برداری ازعقل حاصل میشود، نائل نمیگردند.

     آنچه مهم است استفاده از عقل است نه صرف داشتن عقل و دلخوش بودن به اینکه چون دارای عقل هستیم، اشرف مخلوقاتیم . درقرآن کریم از واژه " عقل " حتی یکبار هم استفاده نشده ، اما افعالی که از این واژه مشتق گردیده به کرات(حدود 50 بار) مورد استفاده قرار گرفته است ، چیزی که تمایز انسان را با حیوان به عینیت میرساند جنبه های عملی و کاربردی و اجرائی عقل است که بصورت واژه هائی مانند "یعقلون  ـ تعقلون "  خطاب به انسانها بیان گردیده و در نقطه مقابل کسانیکه مشمول "لایعقلون  و لا  تعقلون " شده اند به بدترین صفات ( کر و لال ، البته نه در معنی جسمانی ) نیز موصوف شده اند و مرتبت آنان بعنوان بدترین حیوانات قلمداد گردیده است " این شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لایعقلون (انفال22.

    گوهر عقل از بدو تولد با انسان است ، اگر ظهور عینی ندارد ، نقصان آن نیست که اقتضای وضعیت کودک است ، کودک به مرحله ای نرسیده که بتواند از آن بهره گیرد  بتدریج که مراحل تکاملی جسمی را سپری میسازد استدراکات عقلانی نیز بروز و ظهور  مییابد، وقتی به درجه تمیز رسید نشانه های عقلانیت نیز ظاهر میگردد و هر چه در این وادی قدم گذارد (آموزش ببیند ) شور و شوق استفاده از عقلانیت بیشتر و بیشتر میگردد و به درجات بالاتر( عقلانیت) میرسد و پس از آن است که مخیر به انتخاب در زندگی میگردد و آماده برای قبول مسئولیت و انتخاب دین و برخورداری از حقوق فردی و دینی میگردد.

     عقل بنابر نقل از معصوم حجت باطنی انسان است و پیامبران حجت ظاهری هستند، چه بسا انسانهائیکه امکان شناخت پیامبران را نیابند اما از حجت باطنی هرگز محروم نخواهند بود ، بنابر این میتوان گفت اگر ارسال پیامبران برای هدایت بشر لطف خداوند است ، اعطای عقل به انسانها لطف بزرگتر خداوند است.

     در آیه دیگر ( وقالوا لو کنا نسمع اونعقل ما کنا فی اصحب السعیر(ملک 10) انسانهای گنهکار میگویند اگر گوش فرا داده بودیم و تعقل کرده بودیم هم اینک در آتش نبودیم.

    در رابطه عقل و دین:

    کسانیکه با تعقل وارد دین و دینداری میشوند ، گرایش و توجه شان به سرچشمه های پاک و ناب دینی است که از متن معارف مایه میگیرد و کمتر به حواشی گرفتار میگردند،اما آنهائیکه بدون تعقل و تفکر و علم و آگاهی به این وادی قدم میگذارند ، آنقدر گرفتار حاشیه ها و آداب و رسوم  میشوند که گرایشی به متن دین و معارف اصیل پیدا نمیکنند و متأسفانه همانرا دین میپندارند.

    این مقال ادامه خواهد یافت اما بهتر است قبل از ورود نکاتی در خصوص عالمان دینی و روحانیون بیان گردد.

      کماکان از صاحب نظران عضو رواق انتظار همراهی اعم از نقد یا نظر دارم.