درس،درس،درس...

چند روز پیش با آقای ع.م صحبت می کردم ایشون گفتند که چرا خبری از شما در رواق نیست ؟

پیش خودم گفتم بذار این طوری جواب بدم:

چون هرروز درس ،پرسش کلاسی وامتحان دارم ودیگه وقتی برای مطلب گذاشتن وسر زدن ونظر گذاشتن ندارم .( شاید بیش تر به خاطر این است که وارد مقطع جدید شدم یا ...)

امسال نسبت به پارسال حجم کتاب ها زیاد شده طوری که گاهی اوقات دیگه حوصله ی هیچ درسی را ندارم ، مثل الان که برای فردا خیلی درس دارم اما ...

شاید مهم ترین دلیل این خستگی ها  دوری ما از جمع های خانوادگی باشد.

البته همه ی دانش آموزان خانواده از الان تلاش می کنیم تا درس ها را به خوبی بخونیم تا بتوانیم به جامعه خدمت کنیم .

دوری هم چاره ای ندارد.

باز اومدم

با سلام

من نه منم،نه من منم،منم منم...

ای بابا بازم بگم؟منم دیگه!!! کسی که وبلاگ نداره و خیلی حرف داره،چیزی که در این زمونه از نان شب هم واجب تر شده!! آخه کسی که وبلاگ نداشته باشه یعنی...و کسی هم که وبلاگ داشته باشه و چیزی ننویسه بازم یعنی...... نمیدونم چرا به بعضیا زورکی میدن و به بعضی ها هم زورکی نمیدن!! (قابل توجه آقای مدیر) مواد لازم برای داشتن وبلاگ: انگشت سالم،چشم های کمی پر نور"البته با عینک"، هوش یک قاشق چای خوری،ذوق و علاقه یک پیمانه،صبر و حوصله به مقدار کافی،سواد کمی...

یاد سهراب سپهری"اهل فامیلم تکه نانی دارم خورده هوشی سر سوزن ذوقی. مادری دارم بهتر از برگ درخت. دوستانی بهتر از آب روان و خدایی که در این نزدیکی است"بقیش باشه برای بعد.

آقای ع م همین جا،همین ساعت بر میگردیم به مهر(البته اگه کسی خونده بخونه) برای ما پذیرفتنی بود هر احساس بدی که پیش میومد و باید میپذیرفتیم و جیکمون هم در نیاد گذشت میکردیم هر موردی را و حالا این شده یکی از خصوصیت های اخلاقی و رفتاریمون که پزیرای هر چه پیش می آید باشیم. اما چرا آرزوی اون دوران!!چون که با کوچکترین چیزی که باعث شادیمون میشد محرومیت از یادمون میرفت. پالتو های سفید و مشکی خط خطی رو یادت هست؟ اما در مورد قد و قواره و زور بازو هم بعدا صحبت میفرماییم،آخرین سوال هم به شرطهی و شروطها! بازم یادش بخیر اون دوران،حالا بعضی ها میگن ای بابا.......

ادامه سهراب: من به سیبی خوشنودم و به بوییدن یک بوته ی بابونه. زندگی رسم خوشایندی است. هر کجا هستم باشم،آسمان مال من است.چه اهمیت دارد گاه اگر میرویند قارچ های غربت؟من نمیدانم چرا میگویند اسب حیوان نجیبی است و کبوتر زیباست و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست. گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد؟چشم ها را باید شست،جور دیگر باید دید زندگی آبتنی کردن در حوضچه ی (اکنون)است. آب در یک قدمی است روشنی را بچشیم و نگوییم که شب چیز بدی است و نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد و بدانیم که پیش از مرجان خلائی بود در اندیشه ی دریا ها و نپرسیم پدر های پدر ها چه نسیمی چه شبی داشته اند. پشت سر خستگی تاریخ است.تور در آب بیاندازیم و بگیریم طراوت را از آب. ریگی از روی زمین برداریم وزن بودن را احساس کنیم. و نترسیم از مرگ و همه میدانیم ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است پرده را برداریم بگذاریم که احساس هوایی بخورد، بگذاریم که تنهایی آواز بخواند چیز بنویسد. ساده باشیم چه در بادجه ی یک بانک که چه در زیر درخت. کار ما نیست شناسایی راز گل سرخکار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم. پشت دانایی اردو بزنیم. صبح ها وقتی خورشید در می آید متولد بشویم. هیجان ها را پرواز دهیم روی پای تر باران به بلنیدی محبت برویم.در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم. کار ما شاید این است که میان گل نیلوفر و قرن پی آواز حقیقت بدویم.

شهناز

کورش هخامنشی

(در ادامه ی مطلب انسانشناسی ذیل مطلب اعتماد به نفس)

کوروش ملقب به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر (به پارسی باستان: ‎ کوروش دوم) همچنین معروف به نخستین پادشاه و بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی بود. کوروش بمدت سی سال، از سال ۵۵۹ تا سال ۵۲۹ پیش از میلاد، بر ایران سلطنت کرد.

برای مشاهده ادامه ی مطلب بر روی لینک زیر کلیک نمایید.

ادامه نوشته

انسان شناسی (ذیل مطلب اعتماد بنفس)

با تشکر از حسین که با نقل و انتقال و جابجائی مطالب و نظریات مطلب اعتماد به نفس، زمینه ی ادامه ی بحث را فراهم نمود.

    اگر یادتان باشد اشاره داشتیم به اینکه قبل از گفتگو در باب اعتماد به نفس، یا به زعم امین "راه دستیابی به اعتماد بنفس"، مطالعاتی تحت عناوین انسان شناسی، خودشناسی، باورشناسی و امکان سنجی، ضروری و مفید خواهد بود، من بر این باور بودم که اشاراتی گذرا برای اقناع علاقمندان کفایت خواهد کرد و به همین سبب روش اختصار برگزیده شد و مطالبی در باب انسان شناسی و خودشناسی ارائه گردید، اما از سؤالات مطروحه و اشارات جناب فیاضی بر می آمد که روش اختصار پاسخگو نبوده و تشریح و توضیح بیشتر برای استفاده ی همگانی ضروری است.

    ضمن قدردانی و تشکر از حسن توجه و انتقادات سازنده عزیزان، تصمیم بر آن شد تا حسب استقبال و خواست اعضا محترم، ذیل مطلب انسان شناسی با رویکردی جدید بحث و تحقیق را دنبال کنیم.

      در این مقال نیز که تکیه بر تشریح و تبیین توانمندیها و استعدادهائی است که در میان موجودات زنده عالم هستی، فقط انسان از آنها برخوردار است، یکی از دو گزینه زیر قابل انتخاب می باشد:

1- بررسی موضوعی و تکیه بر آراء و اقوال دانشمندان و صاحبنظران و نقد و بررسی آنها.

2- معرفی مصادیق تاریخی و توجه به نکات برجسته ای که به سبب آن تاریخ ساز شده اند.

به نظرم گزینه ی دوم ما را در نیل به مقصود بهتر یاری خواهد داد، ضمن اینکه در حاشیه خود نکات جذاب تاریخی نیز می تواند برای خواننده جالب توجه باشد، لذا شخصیتهائی که در زمره نخبگان تاریخ بشری بوده اند، معرفی و مورد مطالعه قرار خواهند گرفت و مروری کوتاه خواهیم داشت بر زندگی و اتفاقات مهم و جالبی که توانسته معرف نبوغ آنان باشد، دسته بندی خاصی هم مورد نظر نخواهد بود.

این شخصیتها می توانند علمی، فرهنگی ، مذهبی، سیاسی و اجتماعی اعم از ایرانی یا غیر ایرانی باشند.

کسانیکه ورود به این مبحث را می پسندند یاری نمایند ضمن اینکه قبل از شروع، نظرات اعضا راهگشا خواهد بود.

از آنجا که این روزها لوح کورش به ایران آمده و بسیار مورد توجه واقع شده است، اولین مطلب درباره ی کورش کبیر و شرح لوح مذکور خواهد بود.

تندیس!!

از هنرهای... (چی بگم!!)، توی دانشگامون. بالاخره باید به هر نحوی شده یاد و خاطره ها رو زنده نگه داشت. ولی این یه مدلش رو ندیده بودیم دیگه..!!

اول که شنیدم چنین چیزی ساختن توی دانشگامون باورم نشد تا خودم با چشمای خودم دیدم!!

در گلستانه

تقدیم به اهالی رواق:

دشت هایی چه فراخ! کوه هایی چه بلند!

در گلستانه چه بوی علفی می آمد!

من در این آبادی پی چیزی میگشتم:پی خوابی شاید،پی نوری،ریگی،لبخندی.

پشت تبریزی ها غفلت پاکی بود،که صدایم می زد.

پای نی زاری ماندم،باد می آمد گوش دادم: چه کسی با من حرف میزد؟

سوسماری لغزید. راه افتادم. یونجه زاری سر راه،بعد جالیز خیار،بوته های گل رنگ و فراموشی خاک.

لب آبی گیوه ها را کندم و نشستم،پاها در آب:

(من چه سبزم امروز و چه اندازه تنم هوشیار است! نکند اندوهی،سر رسد از پس کوه. چه کسی پشت درختان است؟ هیچ،می چرد گاوی در کرد.

ظهر تابستان است.سایه ها میدانند، که چه تابستانی است. سایه هایی بی لک،گوشه ای روشن و پاک، کودکان احساس!جای بازی اینجاست.

زندگی خالی نیست: مهربانی هست،سیب هست،ایمان هست. آری

تا شقایق هست زندگی باید کرد.

در دل من چیزی است ،مثل یک بیشه نور،مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم، که دلم میخواهد بدوم تا ته دشت،بروم تا سر کوه.

دورها آوایی است که مرا می خواند.)

سهراب سپهری

کجایید

با سلام و ارادت خدمت اهالی رواق

کجایید کم پیدایید کار دارید یا ته کشیده یا خدای نکرده بی تفاوت شدید چند روزی است مطلبی نمیبینم تا استفاده کنم و از احوال شما و نظراتتون خبر دار شوم قرارمون این نبود از مدیر محترم تقاضا میکنم راه چاره ای بیندیشد تا همگی و لو اندک حضور داشته باشند

بازهم نامه امیر کبیر

این مطلب به عنوان یک نظریه، ذیل مطلب "دلائل جعلی بودن نامه امیر کبیر " دوشنبه 12مهر 89 حسین تهیه شده بود که بعلت طولانی بودن، بصورت یک مطلب مجزا  و البته مرتبط با همان موضوع ارائه می شود.

 

     هدف از درج چنین مواردی در رواق، اساساً ایجاد زمینه برای گفتگو و اظهار نظر است. طرح دیدگاهها و بیان نظرات، موافق یا مخالف، ضمن اینکه ما را به ماهیت موضوع آگاهتر می کند، زوایای پنهان نیز آشکار می شود و از این ها مهمتر، شخص را بیش از پیش با منطق گفتگو و روشهای کارآمد در مباحثه و شناخت عناصر و لوازم دخیل در گفت و شنود آشنا می سازد. البته انتخاب موضوع بسیار مهم و مستلزم توجه و دقت کافی است که بنا بر گفته حسین خوب است قبل از آنکه مطلبی را در رواق بگذاریم جستجوی کوتاهی هم در صحت و سقم آن داشته باشیم، که این حسن توجه خود شایسته قدردانی است.

    اما فارغ از این قضایا، به نظرم بد نیست همین سند و موارد مشابه، خواه اصلی باشد یا جعلی، به عنوان وسیله و ابزار تمرین، در معرض همان اظهار نظرها قرار گیرد تا به مقصودمان یعنی تمرین برای نقد و گفت و شنود نائل گردیم. به عنوان مثال در ورزشهای رزمی میبینیم که مبارزه سختی بین دو طرف در جریان است و در حقیقت با دشمن جعلی می جنگند و هیچ عداوتی هم با هم ندارند و از تمرینات به عنوان تقویت قوای جسمانی یکدیگر بهره می گیرند، یا در مباحثات حوزوی دو نفر که باهم مباحثه می کنند یک نفر بصورت مجازی و تمرینی نقش مخالف را ایفا مینماید، و بعضاً برای گرم کردن بحث، جعل سند هم می کند، در حالیکه شاید از طرف مقابل موافقتر هم باشد، لذا آنچه مورد نظر است تمرین است و ممارست و آشنائی بیشتر با موضوع مورد نظر. مضافاً اینکه تحقیق برای یک سند تاریخی، با هدف تحقیق، کاریست جداگانه و بس پسندیده و نیکو.

    بنابراین در مورد اظهار نظر ریحانه یا هر کس دیگری که نظری مشابه در خصوص واکنش امیرکبیر دارد می توان سؤالی را مطرح کرد، شاید هم سئوالات متعدد، و انتظار هم نیست که از ناحیه خود ایشان پاسخ داده شود، چرا که برخی پاسخها علاوه بر آگاهیهای نظری، نیازمند تجربیات عینی و عملی نیز هست ،  و سئوال اینکه (بر فرض صحت سند) آیا شخصی مثل امیر کبیر، یا هر انسان اندیشمند دیگر، مجاز است بدون رعایت مصالح یک کشور، یا یک جامعه کوچکتر ولو خانواده، چنین واکنشی در برابر خطاهای دیگران  داشته باشد؟، آن هم دیگرانی که فارغ از تقیدات اخلاقی و مذهبی، حاضرند برای دستمالی قیصریه ای را آتش زنند.

هرچند ایستادگی دربرابر کردار غلط امری پسندیده و نیکوست،  آیا به هر قیمت هم نیکوست؟ و سؤال متقابل اینکه اگر امیر کبیر اینکار را انجام نداده باشد، معنی آن اینست که با مصلحت اندیشی در مقابل یک اقدام غلط سکوت کرده و واکنشی نداشته است، آیا اساساً مصلحت اندیشی کار درستی است؟

از عزیزان انتظار دارم در این بحث همراه شوند.

آنچه گذشت ... (بحث اعتماد به نفس)

در پی وقفه ای که در بحث اعتماد به نفس پیش آمد و درخواست آقای ع م مبنی بر ثبت مطلبی برای یادآوری بحث های پیشین، مطالب و نظرات مربوط به این بحث با رعایت تقدم و تأخر نسبت به تاریخ و ساعت درج آنها بصورت یک مطلب مستقل در ادامه ی این مطلب درج شد.

از تمامی اهل رواق خواهشمند است در صورتی که نظر و یا پیشنهاد کوتاهی در مورد این مطلب و یا مطالب بعدی دارند در ذیل آن درج کنند و در صورتی که مطلب آنان دارای متنی طولانی است و جواب مطلب دیگری است آنرا بصورت مطلبی جداگانه ثبت نمایند.

برای مشاهده آنچه که تا امروز بر سر این بحث گذشت، روی ادامه مطلب کلیک نمایید.

ادامه نوشته

دلایل جعلی بودن نامه امیر کبیر

در پی ارسال دستخط امیر کبیر در رواق، به دنبال دلایلی محکم برای نمایان ساختن جعلی بودن این دستخط گشتم. لازم به ذکر است ذکر دلایل جعلی بودن این دستخط برای بالابردن و یا پایین آوردن شخصیت امیر کبیر نیست و صرفاً جهت اطلاع اهل رواق است، پیش از این نیز متین جون نیز یکبار با آوردن دلایلی عدم صحت مطلب دیگری را نشان داده بود.

برای مشاهده مقاله آقای نصرالله حدادی در مورد این موضوع، به ادامه مطلب مراجه نمایید.

ادامه نوشته

شهادت رئیس مذهب

شهادت رئیس مذهب جعفری امام جعفر صادق (ع) را به همه شما عزیزان تسلیت می گویم و چند جمله از وصیت های گهر بار آن حضرت به فرزند عزیزشان حضرت موسى بن جعفر (ع) را تقدیم می کنم:

1.     فرزندم كسى كه چشمش به دارایی دیگران باشد در حال فقر و نیازمندى خواهد مرد. (نظر و توجه به ثروت مردم باعث می شود كه دارائى خود را ناچیز و اندك بشمارد.)

2.     كسى كه اسرار دیگران را فاش سازد، اسرار خودش نیز فاش شود.

3.     كسى كه شمشیر ستم و بیدادگرى بر كشد، به همان شمشیر كشته شود. (سزاى ظلم و ستم خود را خواهد دید).

4.     كسى كه براى برادر دینى خود چاهى بكند (مشكلى ایجاد كند) خود در آن خواهد افتاد.

5.     كسى كه در مکان های بد داخل شود متهم گردد.

6.     مطلب حق را بگو خواه به سود تو و خواه بزیان تو باشد.

7.      از سخن چینى بپرهیز، زیرا دشمنى را در دل هاى مردم می كارد.



طرائف الحكم يا اندرزهاى ممتاز، ترجمه‏ج‏2، ص: 320 به نقل ازجلد هفدهم بحار: باب «مواعظ و اندرزهاى حضرت صادق (ع)

تغییر رشته تحصیلی

از عزیزانیکه رشته ی تحصیلی خود را در مقاطعی تغییر داده اند (دانشجو یا فارغ

التحصیل)، در خواست می شود علل و انگیزه یشان را بصورت مشروح، کاربردی و

مفید، بیان دارند تا دانشجویان بعدی از تجربیاتشان استفاده نمایند.

تا آنجا که اطلاع دارم:

1- علی رضا    دوره لیسانس: مهندسی شیمی    فوق لیسانس: اقتصاد

2- زهرا          شروع لیسانس: ادبیات                  ادامه: حقوق خانواده

3- حسین       فوق دیپلم: کامپیوتر                     لیسانس: مدیریت بازرگانی

4- ............

توجه دانشجویان فعلی و آینده را به موارد مذکور جلب نموده و دعوت مینمایم پس از درج نظرات افراد فوق، در یک گفتگوی فعال و طرح سؤال و جواب مشارکت نمایند. ضمن اینکه اظهار نظر سایرین نیز به نتایج حاصله کمک خواهد کرد.

بهترین لحظات زندگی از نظر چارلی چاپلین

این متن رو شاید بارها خونده باشید اما من ازش خوشم میاد و میخوام اون هایی هم که نخوندن اینجا بخونن:

۱ـ اونقدر بخندی که دلت درد بگیره

۲ـ بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی که هزار تا نامه داری

۳- برای مسافرت به یه جای خوشگل بری

۴ـ به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

۵ـ به رختخواب بری و به صدای بارون گوش بدی

۶ـ آخرین امتحانت را پاس کنی

۷ـ کسی که معمولاً زیاد نمی بینیش ولی دلت میخواد ببینیش بهت تلفن کنه

۸ـ تو شلواری که سال گذشته ازش استفاده نمیکردی پول پیدا کنی

۹ـ برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی

۱۰ـ تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعت ها هم طول بکشه

۱۱ـ بدون دلیل بخندی 

۱۲ـ به طور تصادفی بشنوی که یه نفر داره از شما تعریف میکنه

۱۳ـ از خواب پاشی و ببینی چند ساعت دیگه هم میتونی بخوابی

۱۴ـ آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاده شما بیاره

۱۵ـ عضو یه تیم باشی

۱۶ـ از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

۱۷ـ دوستای جدید پیدا کنی

۱۸ـ لحظات خوبی رو با دوستات سپری کنی

۱۹ـ کسانی رو که دوستشو داری رو خوشحال ببینی

۲۰ـ عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

۲۱ـ یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و... وباز هم بخندی

اینها بهترین لحظه های زندگی هستند، قدرشون رو بدونیم...

زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد، بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد.

وقتی زندگی ۱۰۰دلیل برای گریه کردن به تو نشون میده، تو ۱۰۰۰دلیل برای خندیدن به اون نشون بده...

دستخط امیر کبیر

دست خط امیر کبیر خطاب به ناصرالدین شاه

قربانت شوم

الساعه که در ایوان منزل با همشیره ی همایونی به شکستن لبه ی نان مشغولیم، خبر رسید که شاهزاده موثق الدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کرده بودم به توصیه ی عمه ی خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده اید.

فرستادم او را تحت الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره ی امور مملکت به توصیه عمه و خاله نمی شود.

زیاده جسارت است    تقی

 

به نظر شما امیرکبیر در آن لحظه تصمیم درستی گرفت؟

صبر و پایداری

حالاکه فصل مدرسه ها شروع شده بد نیست رواق هم یه مقداری مدرسه ای بشه.

نظرتون راجع به این انشا چیه؟

 

درس و مدرسه

سلام

سلام بر کتاب و قلم و درس و مشق و مدرسه

سلام بر دانش آموزان و دانشجویان عزیز

سلام بر معلمین و بر پدرها و مادرها و سلام بر مهر٬ ماه زیبائیها

اولین روز مدرسه بر همه شما مبارک باد. موفقیت٬ سلامتی٬ شادی و نشاط برای همه از خداوند متعال خواستارم.

برای بزرگداشت این روز عزیز٬ از همه اهالی رواق دعوت میکنم جشنی برپا کنیم و با ارائه دستنوشته ای هرچند کوتاه٬ تحت عنوان «درس و مدرسه» در پاسداشت این روز مهم که در زندگی همه ما وجود داشته٬ سهمی را بخود اختصاص دهیم و بر شکوه جشن بیفزائیم.

این دستنوشته می تواند یک نظریه٬ سفارش علمی٬ اخلاقی٬ دینی٬ پیشنهاد یا حتی یک خاطره و یا هرچه که خودتان مناسب میدانید باشد. درج مطالب کسانیکه عضو رواق نیستند٬ اعم از پدران و مادران و حتی نونهالان٬ البته توسط نزدیکترانشان٬ می تواند شکوه و زیبائی مضاعفی برای جشن داشته باشد.

کسانیکه قدم های اول را بردارند احتمالا" ............ به امید برپائی جشنی شایسته.

عقربه ها به عقب!!

راس ساعت 24 روز سی ام شهریور ساعت ها یک ساعت به عقب می آیند. یعنی در یک لحظه ساعت می شود 23 روز سی شهریور. یک روز 25 ساعته!!!

شما یک ساعت بیشتر وقت دارید برای کاری که داشتید انجام می دادید؛خوابیدن، تلویزیون دیدن، مطالعه یا هر کار دیگه !!

خیلی خیلی واسه من عجیب بود چون تو این بیست و چند سال گذشته اولین باری بود که بهش دقت می کردم و مهمتر از اون اولین باری بود که ازش استفاده کردم!! (مورد استفاده مهم نیست، مهم استفاده است فعلا)

آرزوی خیلی ها برگشت به عقبه و شروع مجدده ، (منم بدم نمیاد!!) ، روانشناس ها میگن این نشونه آدمایی که از گذشتشون پشیمونن (یا فک میکنن میتونستن الان بهتری داشته باشن)، و گرنه کسی که در گذشته کار درست را به بهترین شکل انجام داده ، واسه چی باید بخواد که  برگرده عقب؟؟

گذشته ای که ما در آینده بهش فک می کنیم الان ماست!!(جمله فیلسوفانه ای بود از خودم که خیلی از گفتنش کفم برید!!! ) خلاصه اینکه حال را دریابیم تا حسرتش را در آینده  وقتی همین حال  گذشته شد نخوریم.(فک کنم اگه یه جمله دیگه از این افاضات فلسفی بگم ... سرتون را بکوبید به مونیتور!!  )

***

پ.ن : راس ساعت 24 روز یکم فروردین ساعت ها یک ساعت به جلو کشیده می شوند. یک روز 23 ساعته !!