سخنی راجع به دین - 5
قبل از هر بحثی نکته ی مهمی را مطرح میکنم ، هدف از بیان این مطالب رد و یا مقابله با مطالب مطرح شده نیست ، بلکه تلاش بر این است که نقاط ابهامی که ممکن است موجب عدم درک صحیح شوند مطرح شده و روشن شوند و مطلب در مسیر صحیح قرار گیرد.
دین اسلام توسط پیامبراسلام حضرت محمد (ص) به مردم معرفی شد، و ائمه معصومین (ع) پس از ایشان کسانی بودند که به معرفی، توضیح و ترویج دین اسلام در تمام طول زندگی خود پرداختند، پس عقلانی این است که برای شناخت صحیح دین و درک جنبه های مختلف آن به قرآن و احادیث ایشان مراجعه کرده و بر اساس آنها سخن گفته شود.
البته همین مراجعه به قرآن و حدیث نیز کار آسانی نیست. بلکه نیازمند سالها مطالعه و تلاش است تا درک صحیح صورت گرفته مطلب درک شود. در قرآن که همه ما به صحت آن اطمینان داریم آیاتی وجود دارد که در صورت ترجمه و تفسیر نادرست ممکن است موجب گمراهی شود ؛ در مورد احادیث نیز باید علاوه بر توانایی تشخیص حدیث صحیح و مستند از ناصحیح و بی سند، باید توانایی درک حدیث با توجه به زمینه و زمان بیان حدیث نیز وجود داشته باشد. بزرگانی که به تفسیر آیات قرآن و روایات ائمه پرداخته اند و بر اساس آنها احکامی را صادر کرده اند پس سالها مطالعه و تحقیق و پژوهش و بررسی های همه جانبه اینکار را کرده اند تا مبادا نکته ای از قلم بیفتد و مسئله ای به نادرست درک شود.
بنابراین بیان مطالب در ارتباط با دین نیاز به سالها تحقیق، مطالعه و بررسی های عمیق دارد و اینگونه نیست که بتوان بر اساس ذهنیات قبلی و با دیدگاه فکری شخصی و بر اساس میل شخصی به تعریف دین و تفکیک عناصر مختلف آن پرداخته و شاهد مثالهایی به دلخواه از آیات و احادیث مطابق نظرات خود نقل کنیم. بخش هایی از دین را که منطبق بر نظرات شخصی ما باشد را جزو دین بحساب آورده و بخشهایی را که نمی پسندیم را جزء تحریفات و تغییرات دین بنامیم. هر زمان احادیث مطابق نظر ما بود از آنها استفاده کنیم و هرگاه برخلاف نظر ما بود احادیث را فاقد سند و بی اهمیت بشمار آوریم. آیات را آنگونه که می خواهیم ترجمه (تحت اللفظی) کرده و بکار بریم بدون آنکه به تفسیر و تعبیر آن توجه کنیم.
اما مطلب آقای ع م :
در اینکه اعتقاد به اصول دین تحقیقی هستند و تقلیدی نیستند شکی نیست. سوال اینجاست که شما چگونه به این نتیجه رسیدید که کسب علم واجب شرعی است و ترک آن گناه و حرام است؟ دین اسلام توصیه های موکد و فراوانی در زمینه کسب علم داشته است، در مواردی (مثل پزشکی و ... ) نیز حتی کسب علم را برای مسلمین «واجب کفایی» می داند اما هیچ حکم شرعی مطابق حکمی که شما در این زمینه بیان کردید وجود ندارد؛ آیا شما از آیات این حکم را استنباط کردید و از روایات حکم استخراج کردید؟ (ارائه سند برای اعلام این حکم ضروری است )
منظور شما از علم چیست ؟ آیا یک انسان بی سواد نمی تواند به وجود خدا ایمان قلبی داشته باشد؟ به اصول دین ایمان داشته باشد؟ ایمان صحیح و عمیق ؟و یا آیا ممکن نیست که یک انسان تحصیل کرده به وجود خدا بی ایمان باشد؟
در بخش دوم دسته بندی ، بعضی احکام را مورد تایید قرار داده (مواردی که حکم دینی قطعی دارند) و بعضی دیگر را رد کرده اید (مواردی که اصالت دینی ندارند) ، لطفا برای این بخش (برای هر دوگروه ) نمونه های عینی بیان کنید و دلیل خود را برای تایید و رد هر کدام بیان کنید. چرا که کلی گویی و سخن مبهم از اصول گفتگو بدور است.
همچنین بفرمایید منظورتان از عبارت «ماخذ مربوطه» چیست؟
نکته نهایی اینکه سخن مستند و مستدل سخنی است که در گفتگو بکار می آید و موجب رشد طرفین و کشف حقیقت می شود !

رواق به معنی پیشگاه خانه و سر پناه است و معمولا به جایگاهی گفته می شد، که در مدرسه ها و زیارتگاهها علاوه بر استفاده های دیگر، طلاب و دانشجویان برای بحث و گفتگو پیرامون موضوع و مطلبی که محل مناقشه بود یا برآن اشتراک نظر داشتند، در آن گرد هم جمع می شدند و به مباحثه و مناظره و گفت و شنود و طرح پرسش و پاسخ و نقد دیدگاه های دانشمندان و تلمذ از محضر فضلا و این قبیل امور می پرداختند.