در ادامه "مباحثه یا گفتگو" - 3

در خصوص مطلب "مباحثه یا گفتگو"ی علیرضامورخه 90/12/23


1-متشکرم از حضور شما

2-قصدم این نبوده که بگویم کدامیک خوب و کدامیک بد است یا کدام خوب و کدام بهتراست ،قصدم این استکه دریابم کدام مناسب تر است و در حقیقت دنبال یک ابزار مناسب کاربردی هستم برای دیدارهای جمعی .

به مثال زیر توجه نماید:

درمورد دو خودرو  الف تراکتور     ب- سواری

اگر گفته شود برای مسافرت میخواهم از سواری استفاده کنم ، آیا بمعنی نفی و بطلان تراکتور است ؟ قطعا" نه، علت اینستکه تراکتور برای سواری مناسب نیست  .

مثال دیگر:

در مورد دو اتومبیل الف – سواری بنز سیصد میلیون تومانی  ب- سواری پژو پانزده میلون تومانی .

اگر بین دو اتومبیل مذکور سواری پژو را ترجیح داده وانتخاب نمایم، بمعنی نفی یا بطلان بنز است ؟ قطعا" نه ، چون توان خریدبنز را ندارم ، یا هزینه اش بالاست ، یا شاید توانش را داشته باشم و هزینه اش نیز مهم نباشد، اما برای رفتن به سرکار اتومبیل مناسبی نیست ، لذا اتومبیل دوم را انتخاب میکنم ، که این انتخاب به معنی نفی و بطلان اتومبیل بنز نیست.

بنابراین،منظور یک ابزارمناسب و انتخاب شیوه ای کاربردی تراست که بهتر بتواند درنیل به مقصود یاریمان رساند.

"بحث" با همه قدرتمندی و شدت و حدتی که دارد ، برای محیطی با آن ویژگیهائیکه میدانیم مناسب نیست ، همانطور که در بسیاری موارد هم گفتگو کاربردلازم را ندارد و مناسب نیست، مثلا" وقتی در کلاس زبان خارجی برای آموزش زبان حضور یافته اید ، اینطور نیست که استاد، قواعد مربوط را بیان دارد و شما مثلا" بخواهید  یتبعون احسنه  نمائید ، باید همه آنچه را استاد میگوید یاد گرفته و بذهن بسپارید تا به زبان مورد نظر مسلح ومسلط شوید، واضح است استاد هم سر کلاس حاضر نشده تا مثلا" نظر شما را در خصوص فلان قاعده دستوری بشنود با این هدف که شاید بخشی از حقیقت در آنجا باشد ، او آمده یاد دهد آنچه را که خود میداند که برایش رنج برده و در موردش به باور قریب به یقین رسیده است ،گفتگو در چنین محیطی مناسب نخواهد بود.

برگردیم سر موضوع ، اینجانب دنبال راهی هستم تا از فرصتهائیکه در محیط خانوادگی دست میدهد بتوانم استفاده کافی داشته باشم ، بنابراین آنچه را پیشنهاد میکنم قطعی نمیدانم بلکه دنبال اطلاع و آگاهی از نظر شما نیزهستم، چرا که شاید بخش راهگشای این جستجو در افکار و نظریات شما باشد .

بنظر من محیط "گفتگو" منعطف تر از فضای حاکم بر جلسه "مباحثه" است ، بویژه اینکه برخی مباحث علمی از جزمیتی برخوردار است که اگرچه برای برخی مفید هم باشد ولی نوعا" برای عموم ملال آوراست وتناسبی هم با محیط خانوادگی ندارد و فاقد جذابیت است، در بحث نمیتوان از اصول و موازین علمی و منطقی فاصله گرفت که اساسا" دیگر بحث نیست ، جدال هم بوجود می آید که آن نیز فی نفسه بد نیست، بسیاری از تولیدات فکری بشر دستاورد برخی جدالهای علمی است ، اما در گفتگو اگرچه همه اینها مورد احترام است ولی حضور حاکمیتی پررنگ ندارند و چندان نیاز به استناد به آنها نیست ، حتی اگر تطابق دقیق هم نداشته باشد یا اندک تعارضی هم در بین باشد اشکالی بوجود نمی آید ، شنونده میتواند آنرا نپذیرد .

آنچه مهم است اینکه بدور از هرگونه شدت و حدت ،و تعصب و تغیر، محیطی مساعد فراهم گردد تا همگان قادر باشند متناسب با نیازهای معمول از دیدگاهها و اندیشه های دیگران آگاهی یافته و بهره مند گردند.

بنظرم این شیوه به مضمون آ یه شریفه فبشر عبادالذین یستمعون القول و یتبعون احسنه نزدیک تر باشد.

ضمنا" نکته سنجی شما مرا از اشتباهی که در یک بخش از بیان نظریه مرتکب شده بودم آگاه کرد . متشکرم

استقبال نوروز

       یک مدل برای کسانیکه در تعطیلات نوروزی باید آن انشای همیشگی را بنویسند:!!!!

  • چه‌گونه به استقبال نوروز مي‌رويد
  • هادي چپردار

  • البته بر همگان واضح و مبرهن است كه اكنون يواش‌يواش بوي بهار به مشام‌مان اشتنقاس مي‌گردد و نوروز براي ما اهالي‌هاي ايران‌زمين خيلي چيز مهمي مي‌باشد و براي استقبال از نوروز مردمان‌ها خانه خود را تكان مي‌دهند و مردان با دستمال از پنجره‌ها آويزان مي‌گردند و همسايگان سر بهينه‌سازي مصرف آب با هم دعوا و چالش مي‌گردانند و سر هر ميدان و خيابان صندوق‌هاي نيكوكاري سبز مي‌گردد و پشت اين صندوق‌ها آدم‌هايي مي‌نشينند كه ديدن‌شان آدم را از هر نوع نيكوكاري منصرف مي‌گرداند و راديو از صبح تا شب درباره اينكه چه‌قدر خوب مي‌باشد كه آدم خوب باشد و ما ايراني‌ها خوب‌ترين مردمان‌هاي دنيا مي‌باشيم حرف مي‌گرداند؛ به‌طوري كه آدم تصميم مي‌گيرد از لج آن مجريان‌ها هم كه شده، هرگز خوب نباشد. و شايد علت اينكه مردمان‌ها ديگر خوب نمي‌باشند و همه‌اش با هم دعوا مي‌گردانند، همين نصيحت‌ها باشد.
    همچنين هر سال نزديك نوروز آقاي ناظم مدرسه ما به استقبال نوروز مي‌رود و به ما آينده‌سازان ميهن مي‌گويد كه بايد براي باباهاي پير مدرسه و همچنين كمك به نيكوكاري، به‌شكل خودجوش پول‌هايي بياوريم. ولي باباي ما هر وقت از اين پول‌ها از او مي‌خواهيم مي‌گويد: برو بگو بيايند و از اين لوله نفت سر سفره‌مان يك شيلنگ هم براي خودشان بكشانند.» ولي ما كه جرأت نمي‌نماييم اين حرف‌ها را به آقاي ناظم بگوييم، هر سال يواشكي از پس‌انداز پول توجيبي‌مان به محرومان‌ها و باباهاي مدرسه كمك مي‌گردانيم تا آقاي ناظم جلوي بچه‌ها ما را خيط و ضايع نگرداند. تازه باباي‌مان خبر ندارد كه آقاي ناظم يك قلك هم براي «خودياري از طريق عيدي‌هاي خودجوش آينده‌سازان اين مرز و بوم» به ما مي‌دهد. باباي‌مان خبر ندارد اين پورساحلي مبصر كلاس هم كه در مناسبت‌هاي ملي خيلي ايراني مي‌شود، مجبورمان مي‌نمايد تا 10درصد از عيدي‌هاي خود را به «كارگروه نهادينه‌صازي راهكار اختسادي كلاس» بدهيم تا او در طي 10سال آينده كلاس ما را به بزرگ‌ترين اختساد مدرسه تبديل بگرداند. باباي‌مان خبر ندارد كه بايد يك پلاستيك از شيريني و آجيل عيدمان هم براي اكبرزاده كه هر سال رفوزه مي‌شود بياوريم تا او مبادا ما را مورد اذيت قرار دهد.
    ولي استقبال از نوروز امسال يك فرق خيلي خوبي با سال‌هاي گذشته مي‌باشد و آن خريد‌هاي خيلي پررفاه مي‌باشد كه با يارانه‌ها قابل انجام مي‌باشد. باباي ما امسال با اضافه كردن يارانه‌هاي هدفمنگ به ساير پول‌هايش و انجام صرفه‌جويي‌هاي هوشمنگانه و بهره‌وري و بهينه‌سازي و راهكارگرداني، توانست ضمن پرداخت قبض‌‌هاي آب و برق و تلفن و گاز و موبايل، براي ما لباس عيد هم بخرد و هرچند كه اين لباس عيد امسال فقط شامل يك فقره جوراب مي‌باشد، ما باز هم خوشحال مي‌باشيم، چون كه پورساحلي كه فاميل‌هايش در خارج مي‌باشند مي‌گفت كه خارجي‌ها از شدت فقر جوراب پاي‌شان نمي‌كنند و بعضي‌هاي‌شان آنقدر فقير مي‌باشند كه با يك وجب پارچه براي خود لباس مي‌دوزانند و شلوارهاي‌شان پاچه ندارد. پس ما خيلي خوشبخت مي‌باشيم كه با كمك هدفمنگ‌هاي يارانه‌اي جوراب داريم.
    باباي ما همچنين براي آجيل عيد يك كيلو نخودچي و صد گرم پسته خريداري گردانيد و اين خيلي خوب مي‌باشد، چون با بالا رفتن قيمت دلار كه توطئه استكمار جهاني مي‌باشد، قيمت نخودچي هم دو برابر مي‌باشد و تلويزيون ما مي‌گفت در خارج مردمان‌ها نخودچي را دانه‌اي مي‌خرند و ما خيلي مردمان‌هاي بي‌مبالات و مرفهين بي‌درد مي‌باشيم كه نخودچي را مشت‌مشت مي‌خوريم. پس ما بايد خيلي خجالت بگردانيم و اصلاح الگوي مصرف بگردانيم. تازه در خانه ما باز هم قرار مي‌باشد كه رفاه بيش‌تر بگردد؛ چون باباي‌مان به مامان‌مان قول داده كه بعد از اجراي سياست‌هاي كنترل بازار و ورود پرتقال چيني كه قيمت آن فقط دو برابر پارسال مي‌باشد، چند كيلو پرتقال هم بخرد. وقتي باباي‌مان به مامان‌مان اين را مي‌گفت، ما خودمان از اين همه رفاه خود خجالت گردانديم و اندوه ياران كشت ما را؛ بنابراين تصميم گرفتيم يك لنگه از جوراب‌مان را به محرومان هديه بگردانيم.
    ما از اين انشا نتيجه مي‌گردانيم كه ما ايرانيان اين‌قدر خودخواه نباشيم؛ چرا كه بني‌آدم اعضاي مختلف و متفاوت يك بدن مي‌باشند. بنابراين ما به‌عنوان يك عضو شريف بايد به ديگر اعضا كمك بگردانيم و اين‌قدر قدرنشناس و گربه‌كوره نباشيم.
  • منیع:روزنامه شرق

از جراید

جهانبخش محبي‌نيا:
برخي نمايندگان مرده متحرك بودند
خبرآنلاين نوشت: عضو هيات‌رييسه مجلس هشتم، برخي نمايندگان اين دوره را كه در طول نمايندگي‌شان كمترين تحركي نداشتند؛ مرده متحرك خواند. جهانبخش محبي‌نيا نماينده شاهين‌دژ و تكاب كه در رقابت انتخاباتي مجلس نهم، اين كرسي را به رقيب واگذار كرد، در نطق دیروز خود، «برگزاري انتخابات» را نشانه رشد و توسعه سياسي جوامع خواند و گفت: جامعه‌اي كه انتخابات داشته باشد، پاينده و زنده است. شكرخدا كه جمهوري اسلامي ايران در مراجعه به افكار عمومي هيچ ترديدي به خود راه نداده است. تمامي انتخابات‌هاي گذشته گوياي آن است كه نظام ما بر اساس نظر مردم اداره مي‌شود. وي همچنين با اشاره به غرب گفت: خانم كلينتون خاك تو سرتان كه با اين سلطه خارجي، اين وضع اقتصاديتان است و درود بر مردم ايران كه از شرق و غرب ولايت‌پذيرند و در انتخابات شركت كردند.

منبع : روزنامه شرق 

سیلی زنانه ، دوستی مردانه !

    موبایلم زنگ زد روی صفحه نگاه کردم ناشناس بود ،معمولا" تلفنهای ناشناس را پاسخ نمیدهم ، بدلایل مختلف، اما این یکی را جواب دادم، بی دلایل مختلف :

سلام

سلام بفرمائید

سلام جناب موحد،... شناختی ؟

نه شما؟

چرا شناخ......

ای خدا،... سلام ....دوست عزیزم من فدای اون صدای گرمت ..

صدای خنده ....خنده بسیار دلنشین واظهارشادمانی و یاد آور یک دوستی اتفاقی بسیار جالب.........و گفتگوئی که حدود نیمساعت بطول انجامید و قراردیدارمان که باید  هرچه زودتر صورت میپذیرفت .

شش هفت سال بود به خارج رفته بود حالا آمده  سر به فامیلش بزند و برگردد هر دو مشتاق دیدار .....

      اما این چگونه  دوستی اتفاقی بوده که اینهمه شوق و ذوق دیدار ایجاد کرده و مسافرت چندین ساله هم آنرا به فراموشی نسپرده؟ علتش را میخواهید بدانید ؟ادامه مطلب را بخوانید:

ادامه نوشته

مباحثه یا گفتگو - 2

در ادامه مطلبی که آقای ع م در دو پست قبلی با عنوان « بحث ، گفتگو   dialog discussin » آورده اند لازم است چند نکته را یاد آوری کنم :

1-      بهتر بود که «مباحثه» را با «گفتگو»(یا مکالمه) مقایسه می کردند .

2-      ایشان در تعریف این دو هیچ منبع یا معیار مشخصی ذکر نکرده اند، منظور از منبع، لغتنامه و ... است. احتمالا این دو، تعریف شخصی آقای ع م است.

3-      تعریف ایشان از بحث و گفتگو کمی جانبدارانه است . این را از بار منفی تعریف بحث و  بار مثبت تعریف گفتگو می توان متوجه شد.
 در مورد بحث آمده است : «... بنوعی گارد دارد و میخواهد در صورت امکان نظریه مطروحه را رد نماید. بدین سبب معمولا" نتیجه مطلوب یا قانع کننده حاصل نمیگردد....»
و در مورد گفتگو آمده است : « ... طرفین گارد اولیه را ندارند چرا که تلاش میکنند به حقیقتی دست یابند ... جدالی در بین نیست ... »
خوب از همین جا معلوم است که نظر آقای ع م به کدام سمت معطوف است و خوانندگان نیز می توانند  نظر مثبت خود را نسبت به گفتگو اعلام کنند. تعریف اولیه باید کاملا بیطرفانه و منطقی باشد تا هیچ گونه پیش زمینه ای برای خواننده ایجاد نکند.

اما سوالاتی از آقای ع م  درباره  تعاریف :

1-      قبولاندن ، آموزش و پذیرفتن ؛ کاملا متفاوت هستند، چگونه همگی در زیر موضوع بحث با یکدیگر جمع می شوند؟

2-      «درست یا غلط» چگونه با «باور قریب به یقین » همخوانی دارد؟ یعنی ممکن است فرد به غلط بودن موضوع باور  داشته باشد اما باز هم آنرا قبول کند و اعلام کند؟

3-      اگر شخصی با تکیه بر آثار مستدل (استدلال) نظری را رد کند، آیا حقیقت مخفی شده است؟ آیا این یک ناهنجاری است؟ پس منطق چه میشود؟

4-      گفتگو چگونه میتواند منجر به رسیدن به حقیقت شود ، در حالیکه تنها به دنبال مطرح کردن و شنیدن نظرات باشد؟(در مورد این سوال بیشتر توضیح خواهم دارد!)

***

- مباحثه : (discussion )

با یکدیگر پژوهیدن علم، گفتگو کردن برسر موضوعی یا مساله ای و بخصوص در مسائل علمی و نظری (لغت نامه دهخدا)

 - مکالمه: (dialogue, conversation )   

گفتگو ، سخن گفتن، مذاکره (لغت نامه دهخدا)

 

وجه اشتراک این دو وجود یک رابطه متقابل (و حداقل دو نفره) است.

 البته این معنی لغوی این دو اصطلاح است.در معنی اصطلاحی می توان اینگونه بیان کرد(نظر من است):

 گفتگو 2 مرحله دارد :

1- ابتدا موضوع مطرح می شود ؛

2-  هریک از طرفین نظر خود را نسبت به موضوع بیان می کنند ؛

 مباحثه 5 مرحله دارد:

1- ابتدا موضوع مطرح می شود ؛

2-  هریک از طرفین نظر خود را نسبت به موضوع بیان می کنند ؛

3- طرفین فرضیات، استدلال و نتیجه که همان نظر باشد را بیان می کنند ؛

4- طرفین به طرح سوال و نقد در مورد فرضیات،استدلال و نتیجه گیری یکدیگر می پردازند(دو طرف ممکن است مخالف یکدیگر نباشند و حتی هم نظر باشند اما باز هم این مرحله را اجرا می کنند.این به تقویت تفکر و استدلال طرفین کمک می کند. )

5- نتیجه گیری

 همانگونه که از تعاریف می توان فهمید ، مباحثه و گفتگو تناقضی با یکدیگر ندارند، و اینگونه نیست که یکی منجر به کژی و ناهنجاری شود و دیگری راه رسیدن به حقیقت باشد. تفاوت در این است که گفتگو پس بیان نظرات به پایان می رسد ؛ اما در مباحثه به دلیل چالشی که با طرح سوال و نقد توسط طرفین مطرح می شود، طرفین را وادار به تفکر می شوند در نتیجه هم پذیرش نظر دیگران (در صورت استدلال قوی) روشی منطقی پیدا می کند و هم موجبات رشد و تقویت طرفین فراهم می شود.  مباحثه به منطقی شدن و مستدل شدن نظرات و سخنان کمک می کند.

 و البته سخنی ارزش دارد که سخن منطقی و مستدل باشد.

 پ.ن 1 : از طولانی شدن مطلب عذر می خواهم

خبر بسیار مسرت بخش

خبر بسیار مسرت بخش زیر را در روزنامه خواندم ، حیفم آمد شمارا از این شادمانی بیخبر بگذارم، بخصوص

اینکه در آستانه حلول سال نو هستیم و  براساس آموزه های دینی و ملی مان دیگران را نیز باید در

شادیهایمان شریک کنیم . خبر را بخوانید:



احمدي‌نژاد: هيچ مشكل حادي در كشور وجود ندارد

آفتاب: احمدي‌نژاد ايجاد اخلال در بازار ارز و طلاي كشور توسط عده‌اي را ضربه زدن به سياست‌هاي اقتصادي دولت خواند و گفت: عده‌اي با گراني‌هاي كاذب در رسانه‌هايشان دايما منفي حرف زدند و فشار آوردند. محمود احمدي‌نژاد در جريان دور چهارم سفر استاني به البرز، در جمع مردم كرج گفت: هيچ مشكل حادي در كشور وجود ندارد و دولت زمينه اجراي عدالت را فراهم مي‌كند. احمدي‌نژاد با اشاره به نوساناتي كه ماه گذشته در بازار سكه و ارز به وجود آمد، افزود: هدف اصلي از اتفاقاتي كه در بازار سكه و ارز ايجاد شد، ضربه زدن به طرح هدفمندي يارانه‌ها و طرح تحول اقتصادي بود. ما مشكلي در اقتصاد نداريم، اما در اين زمينه بسيار پيچيده عمل كردند و از سوي ديگر نيز برخي در رسانه‌ها به اين مسايل دامن زدند. وي ادامه داد: با وجود اينكه وزير اقتصاد و رييس بانك مركزي تلاش مي‌كردند تا اجازه ندهند فضاي آرامش و ثبات اقتصادي كشور آسيب ببيند، اما برخي به طور مداوم به مسايل پيش‌آمده در بازار سكه و ارز دامن مي‌زدند. وي با انتقاد از كساني كه در مقابل دولت مانع ايجاد مي‌كنند، گفت: عده‌اي مي‌گويند كه ايجاد اشتغال زياد در يك مدت كوتاه امكان‌پذير نيست و برخي علاوه بر اين پشت پا هم مي‌زنند و به جاي اينكه دولت را ياري دهند، راهش را سد مي‌كنند و جلو پول و مقررات لازم را مي‌‌گيرند. وي با بيان اينكه در هفته جاري گزارشي در مورد وضعيت اشتغال كشور ارايه خواهم داد، تاكيد كرد: اگر مانع‌تراشي نكنند، تا پايان دولت دهم بيكاري را ريشه‌كن خواهيم كرد.

منبع:روزنامه شرق

نقل از جراید


     موضوع اختلاس اگرچه واقعه کوچکی نبود که به سهولت از خاطره ها محو
  شود ، اتفاقات  جالب تری نیز بهمراه داشته و احتمالا" بازهم خواهد داشت،بویژه
  اینکه برخی اظهار نظر ها حتی فراتر از موضوع اختلاس ، بیانگر مسائلی است که
  از نظر اهمیت کم از اختلاس نیست، مطلب زیر را بخوانید:


  • خوانش تازه محمد جهرمي از اختلاس 13 رقمي
  • اين اتفاق در سطوح پايين قابل وقوع نبود

  • مدت زماني است كه از ماجراي اختلاس 13 رقمي مي‌گذرد و همچنان اين اتفاق نقل محافل خبري و كارشناسي است. ديروز نيز محمد جهرمي كه در زمان وقوع اختلاس سه‌هزار ميليارد توماني رياست بانك صادرات را داشت با خبرآنلاين گفت‌وگو كرد و رازهاي تازه‌اي را از بزرگ‌ترين فساد اقتصادي تاريخ ايران بر ملا كرد. البته جهرمي بعد از ماجراي اختلاس كرسي خود را در بانك صادرات از دست داد ولي همچنان خود نيز از منتقدان تخلف 13 رقمي محسوب مي‌شود. بخشي از اين گفت‌وگو را در ادامه بخوانيد:

    آقاي جهرمی موضوع گفت‌وگوي ما در مورد همان رويدادي است كه از آن تحت عنوان اختلاس سه‌هزار ميلياردي نام برده مي‌شود. پيش از آنكه ضبط را روشن كنم شما به آن اشاره كرديد كه فساد در سيستم بانكي وجود داشت و شما وقتي وارد سيستم بانكي شديد در بانك صادرات به اين موضوع رسيديد. چه ديديد كه به اين موضوع رسيديد؟
    اصل مساله فساد در بعضي از سازمان‌ها متاسفانه اگر نگويم نهادينه شده است، مي‌توانم بگويم در مجموع بالاست. اين موضوع در سيستم بانكي، سيستم گمركي، سيستم مالياتي و برخي ديگر از سازمان‌ها وجود دارد. در نظرسنجي‌هاي گرفته شده از مردم نيز اين موضوع به خوبي روشن است كه بخش اعظم اين مساله برمي‌گردد به نوع تنظيم روابط و نوع سيستم اجرايي و نظارتي كه بايد به صورت سيستماتيك و خود كنترلي در بين نهادها و سازمان‌ها به وجود بيايد كه هنوز آن‌گونه كه بايد و شايد به وجود نيامده است. يكي از دلايلي كه من وارد بانك شدم اين بود كه بتوانم بخشي از مجموعه كنترل نقدينگي و نوع واگذاري و پرداخت‌هاي تسهيلات را نظم بدهم. اين فساد بزرگ قبل از اينكه من به بانك صادرات بروم به وجود آمده بود. در واقع از تيرماه 1388 با تباني يك رييس شعبه با رييس كارخانه و گروه اميرمنصور آريا و همچنين مسوولان بانك‌هاي ديگر به وجود آمده بود. در صورتي كه من در تير ماه هنوز وزير كار بودم. شهريور ماه از وزارت كار آمدم بيرون و اوايل آبان به بانك صادرات رفتم. اين موضوع فساد بانكي قديمي است. خود اين گروه در اعترافاتش مي‌گويد كه از سال 65 از بانك‌هاي ديگر اين كار را انجام داده‌اند.
    لحظه‌اي كه شما از جريان فساد بانكي مطلع شديد چه ذهنيتي داشتيد؟ به طور مثال به ذهن‌تان رسيد كه سريعا داستان را با نهاد‌هاي مربوط در جريان بگذاريد يا اينكه ايده‌هاي ديگري از قبيل همان مذاكره با گروه اميرمنصور آريا به ذهن‌تان رسيد؟
    طبق ماده 606 قانون مجازات اسلامي اگر فردي جرمي را كه مشاهده مي‌كند به مراجع قانوني اطلاع ندهد، خود مجرم است. من هم به نهاد‌هاي مسوول اطلاع داده بودم، بعد به نشست فكر كردم. نهاد‌هاي مسوول هم قبول داشتند كه اين روش، اقدام درستي است. 13 مرداد روز پنجشنبه بود كه ما هياتي به خوزستان فرستاديم و فرداي آن روز يعني جمعه حكم دستگيري، توقيف اموال و توقيف حساب‌ها را توانستيم بگيريم كه از اين بابت به دليل همكاري جناب آقاي الفت، رياست محترم دادگستري خوزستان بايد تشكر كنم. تا دوشنبه با آقاي اميرخسروي تعامل كرديم تا شايد بتوانيم اموال و دارايي‌هاي ايشان را تا اندازه بدهي بانكي شناسايي و توقيف كنيم.
    شما خود مه‌آفريد خسروي كه در واقع از او به عنوان اصلي‌ترين چهره گروه اميرمنصور آريا نام برده مي‌شود را ديده‌ايد؟
    من اصلا تاكنون ايشان را نديده‌ام؛ حتي جلساتي كه در بانك صادرات تشكيل شد با حضور مديران بانك و حراست بانك بود و من نيز در اين جلسات شركت نكردم. يعني همين الان هم نمي‌شناسم. حتي اين عكسي كه در سايت‌ها و روزنامه‌ها شطرنجي كرده بودند را با دقت مورد توجه قرار دادم كه ببينم اين فرد كيست كه اين فساد بانكي را رقم زده است. من اصلا ايشان را نديدم ولي بانك صادرات در زمان مدير عاملي من اين موضوع را كشف و اعلام كرد. خود من هم اولين فردي بودم كه از اين موضوع شكايت كردم. در پرونده تشكيل شده برگ شكايت من در ابتداي آن موجود است. اين شكايت عليه گروه اميرمنصور آريا و همان كارمند خاطي بانك صادرات است. اين اتفاق در سطوح پايين قابل وقوع نبود. ما هم مدارك ديگري پيدا كرديم و حتي مداركي از بانك ملي پيدا كرديم كه به بانك صادرات اعلام كرده بود كه شما در پايان سال 89 هيچ ال‌سي‌اي به ما بدهكار نيستيد. در صورتي‌كه اگر همان ال‌سي‌هاي جعلي را به ما اعلام مي‌كردند در سال 90 ديگر اتفاقي نمي‌افتاد. به ما در فروردين سال 90 به طور كتبي اعلام كردند كه شما ال‌سي ارزي و ريالي نداريد. اين نشان مي‌دهد كه در بانك ملي يك تباني در سيستم وجود داشته است.
    در جلساتي كه با خاوري داشتيد چه كساني حضور داشتند؟
    به غير از من آقايان حسيني، بهمني، خاوري، ابوالحسني، پاشايي‌فام و افراد ديگري حضور داشتند.
    پس از اينكه شما اين مدرك را در آن نشست نشان داديد براي افرادي كه حضور داشتند سندي معتبر قلمداد نشد كه افراد حاضر در كابينه تمهيداتي براي زير نظر گرفتن آقاي خاوري اتخاذ کنند؟
    خير. آقاي حسيني هم تمايل داشت موضوع را جمع كند. خيال كردند اين موضوع را مي‌شود با پا در مياني جمع كرد. حتي آقاي خاوري به من گفت: «شما بدهي بانك صادرات به بانك ملي را با اين ال‌سي‌ها قبول كن.» از سوي ديگر بانك مركزي هم اين‌گونه داشت القا مي‌كرد كه بانك صادرات به بانك ملي، سامان و بانك‌هاي ديگر بدهكار است. گفتم: «زماني‌كه تباني و جعل صورت گرفته مسووليتي با سازماني كه مدارك آن جعل شده نيست. شما هيچ زماني نمي‌توانيد عنوان كنيد كه بانك صادرات به بانك ملي بدهكار است چراكه ال‌سي جعلي بوداين گفته من با استناد به قانون بود.
  • متبع: روزنامه شرق

 

بحث ، گفتگو  -  1-  dialog  discussin

دنباله یک مذاکره با رضا  :

بعد از کتاب و آثار مکتوب ،شاید بتوان گفت ، مهمترین راه برای بیان افکار و اندیشه ها و تبادل اطلاعات و تجربیات ،گفتگو و مباحثه است .

      باوجود همه ظرفیتها و کارآئی که در این ابزار ارزشمند وجود دارد اما چنانچه به نحو صحیح از آنها استفاده نشود نتایج مطلوب حاصل نمیشود.

      به نکاتی در این خصوص اشاره میگردد:

بحث چیست ؟ گفتگو کدام است؟

      1-بحث :

      موضوعی مطرح میشود ،طرفین یا یکی از آنها دارای اطلاعاتی است ، به باور قریب به یقین رسیده و میخواهد آنچه را میداند به مخاطب آموزش داده یا بقبولاند ، یا انتظار دارد پذیرفته شود ،درست یا غلط ، طرف مقابل نیز نظریه بظاهر محکمی را بیان میدارد یا اگر فاقد نظریه باشد براحتی زیر بار قبول نمیرود،حتی اگر درست باشد، یا متقاعد نشده که برود و بنوعی گارد دارد و میخواهد در صورت امکان نظریه مطروحه را رد نماید.

      بدین سبب معمولا" نتیجه مطلوب یا قانع کننده حاصل نمیگردد مگر اینکه اهرمهای دیگری دربین باشد ،مثلا" گوینده دارای مزیت و برتری باشد یا به آثار مستدل تکیه نماید یا بهر حال از توانمندیهائی برخوردار باشد که بتواند طرف را حتی بظاهر مجاب کند ، یا چنانچه طرف مقابل دارای چنین مزیتهائی باشد ، آنرا مردود شمارد و به عبارتی حقیقت موضوع گرفتار برخی ناهنجاریهای رفتاری میگردد.

      2-گفتگو:

      بازهم موضوعی مطرح میشود ، اما طرفین گارد اولیه را ندارند چرا که تلاش میکنند به حقیقتی دست یابند ، هیچیک فکر نمیکند که تمام حقیقت را میداند و اساسا" دنبال استماع و کشف دیدگاه طرف مقابل است شاید تمام یا بخشی از حقیقت را در افکار و اندیشه طرف مقابل بیابد.

     در گفتگو ، جدالی در بین نیست هیچیک الزام و اجباری به قبول یا رد نظریه مقابل ندارد،هریک  نه تنها به بیانات گوینده گوش فرا میدارد که در صورت لزوم به وی کمک هم میکند تا نظریاتش را بهتر و جامعتر ابراز کند ، هیچکدام  برای خود مزیت خاصی قائل نمیباشد حتی اگر دارای برتریهای علمی ،دینی ،سیاسی یا اقتصادی و اجتماعی باشد، قبل از اینکه پذیرش یا حتی قانع کردن دیگران مطرح باشد قانع شدن  مطرح است چرا که هریک بدنبال اقناع خویشند.

     اعضاء محترم لطفا" در این خصوص اظهار نظر نمایند تا روش مناسبی را برای جلساتی که بصورت خانوادگی برگزار میشود و موضوعاتی هم مطرح میگردد انتخاب نمائیم.

متن تبریک شهاب حسینی به اصغر فرهادی

به دنبال مطلب قبلی آقای ع م که موضوع آن تبریک زیبای محمدرضا شجریان به اصغر فرهادی بود، در اینجا پیام تبریک شهاب حسینی بازیگر این فیلم که جایش در هشتاد و چهارمین مراسم جوایز اسکار خالی بود را بخوانید:

و تنها اوست یگانه خالق متعال

سلام اصغر عزیز، شاید بی مناسبت نباشد که به مثال عهد قدیم و سرداران رشیدی که افتخارات برای این سرزمین رقم زدند، تو را نیز فاتح بزرگ نامید و سردار تاریخ ساز پهنه فرهنگ و هنر این سرزمین.

خوشحالم که در رکابت بودم برای خدمت به فرهنگ و هنر این سرزمین که مردمان نجیبش را شایستگی بهترین هاست و عجب داستان پر فراز و نشیبی داشت این سفر بزرگ از نقطه آغاز که از اندیشه ات بر قلمت جاری شد تا لحظه ای که پرچم نجیب این دیار در یکی از قله های رفیع ادب و فرهنگ و هنر جریان ساز و تاثیر گذار سینمای جهان به اهتزاز در آمد و چه شیرین بودند صورت هایی که در آنان شکوه چشمان اشک بار و لب های خندان توامان جاری بود و یقینم بر این است که شعور کامل حاکم بر نظم آفرینش، صدای خلوص قلب و اندیشه تو را شنید، آنگاه که برای اولین باری که گرد هم بودیم و بر نماهای مستند از تصاویر غمناک دادگاه های خانواده چشم دوخته بودیم، تو به جای اینکه بگویی فیلمی خواهیم ساخت چنین و چنان، گفتی: "بچه ها می بینید مشکلات مردم را؟" و این خلوص خدمت بود و قربانی هابیل که بر درگاه احدیت پذیرفته شد، آن را برکت داد و بر بام فرهنگ جهان بیافراشت و به واسطه آن دل ملتی را که هر روز و به هر بهانه صدایش می کنند گرم و شاد و امید وار کرد.

اما در میان این آوا های خوش شادمانی، به گوش رسید صدای قابیل هایی که ناهنجار و گوش خراش داد سخن سردادند از بی ارزش بودن تلاشت.

چه خوش گفت شاعر که از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست اما حقیقت همیشه پیروز است.

آنچه تو کردی سهم بودنت را کامل کرد، الهام بخش و امید آفرین شد و غبار از چهره کهن و پر اصالت این سرزمین بار دیگر برگرفت و حالا همگی با عشق بیشتری بر عمق نگاه یکدیگر چشم می دوزیم و لبخند می زنیم و خوشحالیم که این خاک، خاک بزرگ پرور است، همواره بوده و باز خواهد بود.

دستانت پر توان و خدا قوت. به هم او می سپارمت که همانا خیرالحافظین است.

یخ

امروز بطور اتفاقی در حال عبور از پارکی بودم که با منظره ی زیر روبرو شدم.

سرمای شب گذشته تهران و گذر شلنگ آبی که سوراخ کوچکی در نزدیکی این درختچه داشته، باعث به وجود آمدن چنین منظره ای شده است.

نادر و سیمین ومحمدرضا

با دست خالي شيرين كاشتيد

·  محمدرضا شجريان

محمدرضا شجريان استاد آواز ايراني در پيامي
به مناسبت كسب جايزه اسكار 2012 از سوي اصغر فرهادي، اين موفقيت را به او و گروهش تبريك گفت. در بخشي از نامه تبريك شجريان آمده است
:
جناب اصغر فرهادي؛
شما و همكاران‌تان با دست خالي شيرين كاشتيد و شگفتي آفريديد و جايزه ارزنده اسكار فيلم زيباي جدايي نادر از سيمين را در سال ۲۰۱۲ با همه رقابت‌هاي تنگاتنگ سينماگران جهان براي مردم خود به ارمغان آورديد. جناب فرهادي شما با كارگرداني و تهيه اين فيلم، وجدان و شرف طبقه تنگدست مردم نجيب ايران را به جهانيان شناسانديد كه به مراتب از دريافت جايزه اسكار مفيدتر بود. درود به شرفت، درود به پشتكار و شهامتت. مفتخرم به يكايك همكاران شما و بازيگران كه شگفتي آفريدند، سركارخانم ليلا حاتمي، ساره بيات، سارينا فرهادي و جنابان پيمان معادي، شهاب حسيني و شهبازي و فيلمبردار آقاي محمود كلاري، آفرين و تبريك بگويم.
سرفراز و برقرار باشيد

منبع : روزنامه شرق

در کنار متن مذکور عین دستخط بسیار زیبای آقای شجریان هم چاپ شده بود اما متأسفانه موفق نشدم آنرا هم کپی کنم ، لذا از مدیر درخواست میشود اینکار را انجام دهد لذت تماشا ی تبریک دستخطی بیشتر است.

چرا



امروز برای خرید گازوییل به اداره پست رفته بودم  دیدم آقای احمدی حالش گرفته جویای احوالش شدم  گفت تو که کامپیوتر بلدی مگر اسم من و حفیظ چقدر از حافظه رواق را پر میکنه که نام جفتمون از صفحه رواق حذف شده گفتم شاید مطلب یا نظر نمی ذاری حذفتون کردن گفت نه بازم من یکی دوتا نظر گذاشتم خیلیها هستند که تا حالا صفحه رواق را بازش هم نکردن ولی اسمشون هنوز هست دوباره مرور کردم دیدم درست می گه .خیلی ناراحت شدم ولی همانجااحساس ناراحتیم را بروز ندادم و به فکر فرو رفتم چون شنیده بودم رواق یک محیط گرم مجازی فامیل می باشد.موضوع را با محمد در میان گذاشتم فوری دست به تلفن شد ...........................

البته خودم یه حدس هایی زدم ولی اینجا میخواهم مدیر رواق جواب این چرای من را بدهد

 

نادر و سیمین

انتخاب فیلم اصغر فرهادی در مهمترین مجمع جهانی سینما ، نه تنها برای اهالی سینما که برای همه مردم ایران بسیار ارزشمند و افتخار آفرین بود ، شور و شوقی که از طریق سایتهای مختلف و شبکه های اجتماعی ابراز گردید شیرینی این اتفاق مهم را دو چندان کرد منهم این واقعه مهم را به دست اندر کاران فیلم ، اهالی سینما و همه علاقمندان به این حوزه تبریک میگویم ، مطلب زیر را هم بخوانید:

  • شادي ملي اسكار و غيبت دولتی‌ها
  • محمدعلي ابطحي

  • اختصاص جايزه بهترين فيلم خارجي در اسكار به فيلم جدايي نادر از سيمين اصغر فرهادي بي‌شك يكي از اتفاقات مهم ملي است. اساسا سينما و ساير بخش‌هاي هنر يا مقوله‌اي مثل ورزش به دليل اينكه مخاطب خاص ندارد و سرمايه عمومي يك ملت است، اتفاقات مهم آن هم نمي‌تواند ملي نباشد. اسكار در عالم سينما، قله نظردهي درباره سينماي جهان است. وقتي هر فيلمي در هر نقطه جهان توليد شده باشد بتواند در اسكار راه يابد و مهم‌تر اينكه در چنين مجمع جهاني سينما برنده شود، مهم‌ترين افتخار براي دولت و ملت هر كشوري است. به همين دليل برنده شدن در اسكار بلافاصله در كشور برنده تبديل به جشن ملي مي‌شود. اين حتي در مورد كشورهايي كه سينماي آن كاملا در اختيار بخش خصوصي است و نيز در آن كشورها كه دولت هيچ نقشي در خلق يا حمايت از فيلمسازي ندارد، صادق است و مسوولان سياسي در آن كشورها خود را در خط مقدم شادي ملي قرار مي‌دهند. در ايران كه سينما و سينما‌گران بي‌ارتباط با دولت نيستند و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تشكيلات گسترده براي سينما دارد و حتي خانه سينما را كه در يك روال منطقي مي‌توانست به عنوان تشكيلات غيردولتي بازوي مدني دولت محسوب شود منحل مي‌كند، كه نقش دولت در اين صنعت پررنگ‌تر شود، وقتي فيلمي كه از همين سيستم، مجوز پخش گرفته و در داخل توليد شده و در سينماهاي مجاز كشور يكي از طولاني‌ترين اكران‌ها را داشته است، به صورت طبيعي بايد دولتي‌ها در صدر اين شادي جاي بگيرند؛ اين شادي ملي مربوط به يك بخش كوچك از جامعه نيست. در دورترين روستاها هم اگر رسانه‌هاي رسمي توضيح دهند كه فيلم داراي مجوز از ارشاد توانسته قله سينماي جهان را فتح كند، شادي خواهند كرد؛ اينكه بعضي از رقيبان سينمايي كه آثارشان مقبول طبع هنرشناسان قرار نمي‌گيرد و به اين دليل بي‌ربط‌ترين اهانت‌ها و تحليل‌ها را در مورد فيلم اصغر فرهادي ارايه مي‌دهند، قابل فهم است. اما بي‌توجهي سيستم دولتي هرگز براي من قابل فهم نبوده است. استدلال سياسي بودن جايزه‌اي مثل اسكار يا گلدن‌گلوب هم به نظر بي‌منطق مي‌رسد. در همين اسكار در كنار فيلم ايراني جدايي نادر از سيمين، يك فيلم اسراييلي هم كانديدا بود. در صورت سياسي بودن اين جايزه بايد اسكار به آن فيلم تقديم مي‌شد كه همه جهان سلطه حامي رژيم صهيونيستي هستند يا اگر به خاطر حمايت از اپوزيسيون ايراني اين جايزه را برنده اسكار معرفي كرده بودند، بايد به ده‌ها فيلمي جايزه مي‌دادند كه در خارج ايران و توسط مخالفان توليد شده بود. اين جايزه به فيلمي تعلق گرفته است كه در ايران توليد شده و دست‌اندركاران آن در ايران زندگي مي‌كنند و از مطرح‌ترين ستاره‌هاي سينماي ايران هستند كه نظارت دولت تا اعماق وجود سينما وجود دارد. سخنان اصغر فرهادي در اسكار كه به تاريخ و تمدن غبارگرفته ايراني و به شادي سراسري مردم ايران به اين مهم‌ترين اتفاق سينمايي اشاره مي‌كند بهترين موضع ملي بود. براي سينماي پرافتخار ايراني و براي اصغر فرهادي و براي همه دست‌اندركاران جدايي نادر از سيمين آرزوي توفيق مي‌كنيم و از اينكه اين شادي را براي مردم ايران آفريدند تشكر مي‌كنيم و به ملت ايران تبريك مي‌گوييم.
  • منبع : روزنامه شرق

 

خبری مهم

و امروز در ساعت ۱۰:۳۵ دقیقه به وقت تهران اتفاقی مهم به وقوع پیوست. سایتهای مهم خبری همچون رواق به انتشار عکسهای این واقعه ی فرخنده پرداخته اند. کودکی به دنیا آمد. از خاندان محمودیان. برخی خبرگزاری های غیر رسمی نامش را اسفندیار محمودی (به دلیل مقارن بودن با ماه اسفند) فاش کرده اند. برخی دیگر به دلیل نزدیکی محل تولد با میدانگاهی وی را بهمن صدا کرده ولی هنوز اخبار موثقی از نام وی در دسترس نمی باشد.

عکس زیر در نخستین ساعات ورود وی به این دنیا توسط پدرش گرفته و در اختیار خبرنگار رواق قرار داده شد.

برای دیدن ادامه ی گزارش بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید 

ادامه نوشته

مولود مبارک

تقویم تاریخ 1440/12/5 هجری شمسی

امروز مصادف است با پنجاهمین سالگرد تولد بزرگمرد ایران و جهان ، یکی از تاثیر گذار ترین انسانهای تاریخ در عرصه علم و ادب و اخلاق و دین و عرفان و فرهنگ و ورزش و سیاست و علوم جدیده و غریبه و عملیات آکروباتیک و ژانگولر و تفریحات سالم وحکم و فنون رزمی وآی تی  و غیره و ذالک .

 معظم له در ساعت 10:35 بامداد چنین روزی در حالیکه منتظران قرار بود 16 روز  دیگر خود را برای استقبال رسمی آماده سازند و هیچکس انتظار ورود مبارکش را نداشت ، کاملا" سر زده و بدون اطلاع قبلی ، در کمال صحت و سلامت ، با جذبه و ابهت وصلابت و هیبت، ایضا" اندامی ظریف ، بقول والد مکرمشان " چقد کوچولیه"  ، قدم به عرصه وجود گذاشت . ادام الله جلالاته و برکاته

همگان از این ورود مبارکانه و کمی هم عجولانه آنچنان بوجد آمدند که از 4 گوشه عالم شامل بروجن و گردبیشه و اصفهان و دهاقان واکناف دیگر به زیارتش شتافتند که این خود از کراماتشان بود و شادمانه میگفتند  جل الخالق آنچه در ناصیه ایشان میبینیم  همه  قبلا" در وجود مبارک والد معظمشان متجلی و موجود و مشهود بوده است  فتبارک الله احسن الخالقین .


ادامه زندگینامه را در پست بعدی ملاحظه فرمائید.

این روز بر والدین ایشان و همه خانواده مبارک باد .