در ارتباط با صندلی داغ (مطلب قبلی)
مطلب زیردر حقیقت نظریه ای است در خصوص مطلب "صندلی داغ" که با عرض معذرت بعلت طولانی بودن اینجا درج میگردد.
چنانش بکوبم به گرز گران که فولاد کوبند آهنگران
1- مطلب چنان غلاظ و شداد وسترگ و کوبنده و مرگ بر استکبار بود که هنوزجلوس نکرده ، در تمامی اعضاء و جوارح ، اعم از اعماق و سواطح(نسخه بایسنقری) ، سوز نقره داغ مورد اشاره ،بوالعجب بروز و ظهوری آتشین یافت که دیگر توانی و جسارتی برای جلوس بر صندلی منظور ،آنهم چشم در چشم مجریانی پر ضرب و زور، باقی نگذاشت، مگر اینکه رنج سوزشها، با مرهم نوازشها و ایضا"نیایشها زایل و بهبودی حاصل، برگه ترخیص از دارالشفای سوانح واصل ، و آب رفته که همان اعتماد بنفس باشد به جوی صحت و سلامت و جرأت و جسارت باز گردد . گرچه بعید است ، اما لا عیب الآرزو علی الشباب .
۲- القصٌه آنگونه که راویان اخبار و طوطیان شکر شکن شیرین گفتار نقل کرده اند در مواردی این چنین، وجدان و مردانگی و قسم به شرافت و اینهمه مخارج طاقت فرسا بر دوش میهمان گذاشتن روا نیست بلکه جفائی است آشکار و دوراز رسم مهمان نوازی، که اهل رواق بدان شهره ا ند.میهمان است و حبیب خدا ، غرض سئوال است و جوابها ی زیبا ، و ایضا" تفریحاتی از نوع سالم و صدق و صفا ،که ضرورتا" نیازمند عطوفت است و رأفت و مهربانی ، آنگونه که دانم ودانی و انتظار است از آزادگان در حق اسرا و درماندگان . تندی و خشونت و غضب، اینعرصه را نشاید ، که در آنصورت بیم آن میرود که میهمان قید سور و سات زده و نیاید. قصد شما نیز که در این باب اندیشه کرده اید و به ثبت اختراعی گرانسنگ در دفتر اختراعات و اکتشافات و احترامات و افتضاحات و اعتبارات و احتمالات رواق اهتمامات ورزیده اید ، قطعا" محاکمه بی محابای میهمان و مجازات متهمان نبوده ،که قبل از ماجرا از لطف و عنایات ویژه همگان بهره ها برده و حلاوتها چشیده ،پس بگذارید اگر در مخمصه افتاد و بدار مجازات و خجالات و فشارات گرفتار آمد، امید پاره شدن ریسمان ،باقی باشد و روزنه فرار از پنجه قساوت در محکمه عدالت ،همچنان گشاده بماند ، شنونده باید عاقل باشد ،که در میدان حرب، رجز رواست، من آنم که رستم بود پهلوان ، و دروغ مصلحت آمیز از لوازم بقاست .
3- پیر طریقت ، ریش سفید ، بزرگ خاندان ،موسس و بنیانگذار و برخی القاب دیگر همگی وصله ای است ناجور بر پیکری این چنین رنجور . البته وصله عموئی و آن یکی که با این قافیه جور در نیامد موهبتی است الهی که انکار و انصراف را در آن راهی نیست و افتخاری است تا ابد گریبانگیر.
4- دعوتی که صادر شود از سیطره قدرت،اجابتش البته که فرض است بر رعیت:
در کف شیر نر خونخواره ای غیر تسلیم و رضا کو چاره ای
برسم ادب بیرق رضا افراشته ایم و دست نیاز بسوی بی نیاز گشاده :
خدایا چنان کن سر انجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار
رواق به معنی پیشگاه خانه و سر پناه است و معمولا به جایگاهی گفته می شد، که در مدرسه ها و زیارتگاهها علاوه بر استفاده های دیگر، طلاب و دانشجویان برای بحث و گفتگو پیرامون موضوع و مطلبی که محل مناقشه بود یا برآن اشتراک نظر داشتند، در آن گرد هم جمع می شدند و به مباحثه و مناظره و گفت و شنود و طرح پرسش و پاسخ و نقد دیدگاه های دانشمندان و تلمذ از محضر فضلا و این قبیل امور می پرداختند.