شعر حمید مصدق و جواب فروغ فرخزاد

تو به من خندیدی

و نمیدانستی

من به چه دلهره از باغچه ی همسایه

سیب را دزدیدم.

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان میدهد آزارم

و من اندیشه کنان

غرق این پندارم

که چرا،خانه ی کوچک ما سیب نداشت...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این شعر حمید مصدق رو حتما همتون بارها شنیدید اما جالب تر از اون جوابی هست که فروغ فرخزاد داده:

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

مطالب خواندنی ، نقل از جراید

یکی از روزهای این هفته نامگذاری شده بود بنام خبرنگار! از سراینده خوش ذوقی در وصف آنان شعر زیر دریکی از روزنامه ها درج شده بود، بخوانید، جالب است!!               

اندر منقبت روزخبرنگار                                                 

نويسنده: سارا فرهمند

شانس بگريزد از آن در كه يكي چون تو در آيد              چو رسد روز تو، دولت در دولت بگشايد

صبر بسيار ببايد پدر پير فلك را                                  تا دگر مادر گيتي چو تو بدبخت بزايد

بر حذر باش كه جايي نزني حرف زيادي                     كه مبادا دهنت از زدن حرف بچايد

تويي و كاغذ و خودكارت و يك وويس ريكوردر                باش آگه ننويسي تو زچيزي كه نبايد

گر ز ياران خط «آسه برو، آسه بيايي»                        نام زيباي ريپورتر كه تو را هيچ نشايد

گر چه در « امن» نه اي، در به در و خانه به دوشي       و به هر جا كه روي كاسبي ات دير نپايد،

باز خوش باش قرار است ابر سرور دولت،                   شونصد و شصت و دو ميليون به شما هديه نمايد

گر چه سخت است تو را وضعيت كار و معيشت           گر چه هر چه بنويسي، خط قرمز بربايد،

«چشم عاشق نتوان دوخت كه معشوق نبيند            پاي بلبل نتوان بست كه بر گل نسرايد»

وخبرنگار درپاسخ  قدردانی از شاعر

    بيمه و پول و كار نيست مرا    كارها ماندگار نيست مرا

    گر چه هستم خبرنگار اما،    خبري از نگار نيست مرا

 منبع : magiran

هنر نوین !!!

لطفا" مطلب زیر را که از یکی از روزنامه های صبح نقل شده بخوانید، اگر فرصت کردید با دقت بخوانید ، نه برای اینکه چیزی از آن بفهمید و بر معلوماتتان بیفزائید ،  برای آنکه اگر فهمیدید ، بگوئید تا ما هم بفهمیم، به ویژه هنرمندان عزیز!!

اجرتان با خدا

مبادي هنر نوين

نويسنده: احمدرضا دالوند

سامان هاي انضباطي هنر عبارتند از:

الف) مهارت ساختماني    ب) مشاهده گزينش گرانه، پ) بينش يكپارچه

    مورد «الف» و «ب»، يعني مهارت و مشاهده براي هرگونه اي از هنر ضرورت دارند. آنچه وسيعا در آثار هنري تفاوت مي كند، كيفيت بينش يكپارچه (عقلي) است. هيچ مقدار مهارت فني نمي تواند جبران فقر عقلي هنرمند را بكند. همان طور كه هيچ مقدار غناي عقلي نيز قادر به جبران كمبود هاي تكنيكي نمي شود. بينشي كه بانيان اصلي هنر نوين در چند دهه نخست قرن بيستم به آن نايل آمده بودند، صرفا از جنبه هاي سطحي يك تمدن ماشيني و تبديل يافته هاي بصري به «سطوح مكعب» يا «حجم هاي تجسمي» ناشي نمي شد، بلكه از ژرف نگري آنان به درون فعل و انفعالات ساختاري دنياي فيزيكي به گونه اي كه علوم جديد طرح مي كنند؛ حاصل شده بود. به عنوان مثال مي توان آثار«آنتوان په ِوِسنر» (pevesner نقاش و حجم ساز روسي 1962- 1886) و نائوم گابو (Gaboنقاش و معلم روسي 1890-1977، يكي از نمايندگان كنستروكتيويسم) را با نظر علت ياب و ديده سنجش گر ملاحظه كرد. موكدا بايد گفت گرچه بينش عقلي هنرمندان بزرگ انتزاع گرا همچون: آنتوان پِه وسنر؛ نائوم گابو، پيت موندريان و نيكلسون، به نتايج بسيار متفاوتي انجاميد؛ بنابراين برخي از اين تفاوت ها را مي توان به استفاده از مواد و مصالح استفاده شده در نزد هر يك؛ توضيح داد. مثلا: موندريان با سطوح تخت، شكل هاي خطي و رنگ هاي اصلي كار مي كرد. پِه وسنر با برنز و فلزات ديگر، نائوم گابو با پلاستيك كار مي كرد. اما اين نوع از تفاوت ها سطحي اند. تفاوت عمده در «موازنه ايستا» و «تعادل پويا» است. در هنر تجسمي، «موازنه ايستا» بايد به «تعادل پويا»كه در تمامي كائنات به چشم مي خورد؛ تبديل شود. آثار اين هنرمندان بزرگ هرچند از فيزيك نوين مشتق مي شود اما ساختمان خلاقانه اي كه عرضه مي كند، نه علمي كه شاعرانه است. اين ساختمان: شعر مكان، شعر زمان، شعر هماهنگي عام و شعر وحدت فيزيكي است.

منبع: magiran روزنامه شرق

 

افزایش اشتها

با سلام...

به علت این که مطلب قبلی به درد هیچ کس در رواق نمیخورد مطلب زیر را بخوانید :

برای افزایش اشتها چه باید كرد؟

فردی كه دچار كمبود یا فقدان اشتهاست، خیلی كمتر از حالت معمول غذا می خورد. كمی ِ اشتها معمولاً به دلیل هضم كم مواد غذایی است. با جویدن طولانی غذا و نوشیدن مایعات سرد این حالت بدتر می شود. گاهی اوقات هم به دلیل عوامل روحی است.
عمل هضم به دلیل نفخ و گاز معده، كاهش حس چشایی و تنفس بد كاهش می یابد كه معمولاً باعث كمبود انرژی مورد نیاز بدن می شود.
كاهش اشتها باعث كاهش وزن می شود. پس یكی از راه های افزایش وزن درافراد لاغر ، افزایش اشتهای آنهاست.
كاهش اشتها می تواند به دلیل عوامل زیر باشد :
- اشكال در بلع مواد غذایی
- استفراغ و تهوع
- تغییر یا كاهش حس چشایی
- احساس سیری
- رشد تومور
- افسردگی 
- درد
در بیشتر موارد، كاهش اشتها مشكل ثانویه است یعنی اختلال در سلامتی بدن، باعث كاهش اشتها می شود.
برای افزایش اشتها چه كاری باید انجام داد؟
- سعی كنید هرروز 3 وعده غذایی كامل و 3 میان وعده داشته باشید.
- بین وعده های اصلی غذایی، چیزی نخورید.
- برای افزایش هضم غذا و اشتها، می توانید یك وعده را مصرف نكنید تا برای خوردن وعده بعدی، اشتهای بیشتری داشته باشید.
- سعی كنید وعده های غذایی خود را در اوقات معینی مصرف كنید؛ یعنی برنامه غذایی مشخص و سر ساعت داشته باشید. مثلاً صبحانه را در ساعت 7 صبح ، ناهار در ساعت 12 و شام در ساعت 7 شب. همچنین اگر اشتهای شما برای صرف وعده اصلی كاهش نمی یابد ، می توانید دو میان وعده ، یكی در ساعت 10 صبح و یكی در ساعت 4 بعد از ظهر و نیز قبل از خواب میل كنید.
- تا جایی كه می توانید، غذا بخورید. با اشتهای زیاد غذا بخورید، زیرا تفكر شما در هضم و جذب غذا بسیار مؤثر است.
- به غذا به عنوان بخشی از درمان بیماری خود نگاه كنید؛ یعنی نگوئید میل ندارم. فكر كنید دارو مصرف می كنید.
- حتماً صبحانه بخورید.
- غذاهای خوشمزه را با فاصله زمانی كم و هر بار به مقدار كم مصرف كنید.
- غذاهای پر كالری مصرف كنید كه به راحتی خورده می شوند؛ مثل انواع دسر، ژله ، بستنی ، ماست و شیر پرچرب، شیرموز و شیركاكائو .
- غذا را سرد یا با دمای معمولی بخورید تا طعم و بوی آن را كاهش دهد.
- كاری كنید اوقات صرف غذا دلپذیر و خوشایند باشد.
- در منزل همراه با اعضای خانواده و در خارج از منزل با دوستان خود غذا بخورید.
- بعد از تمام شدن غذا، آب و سایر نوشیدنی ها را بنوشید، زیرا نوشیدن مایعات در موقع صرف غذا باعث می شود خیلی زود احساس سیری كنید.
- قبل از صرف غذا، یك ساعت ورزش كنید ، ولی سنگین نباشد.
كارهایی را كه نباید انجام دهید :
- خودتان را مجبور به خوردن نكنید.
- كاری نكنید كه این كم اشتهایی، روابط شما را با سایر خانواده اتان تحت تاثیر قرار دهد.
اشتها آورها :
اگر هنوز هم دچار بی اشتهایی بودید، می توانید از مواد زیر برای افزایش اشتها استفاده كنید :
- مقداری زنجبیل تازه را ریز ریز كنید. مقداری آب لیمو ترش و نمك به آن اضافه كنید و آن را بجوید.
- مقدار هل و دارچین و برگ بوی خشك را له كنید و به مقدار مساوی با هم مخلوط كنید. یك قاشق مرباخوری از این مخلوط را بخورید.
- پودر فلفل سیاه، پودر زنجبیل خشك و شكر را با عسل مخلوط كنید و به صورت گلوله در آورید. برای مدتی این مخلوط را در دهان نگه دارید كه بی اشتهایی شما را تسكین خواهد داد.
- انار بخورید كه می توانید نمك و فلفل سیاه هم به آن اضافه كنید.
- مقداری نمك و پودر زیره سبز را روی آناناس بریزید و آن را بخورید.

چرا بعداز غذا یک چرت خیلی می چسبد؟

خب ازقدیم و ندیم گفتن که شکم را نباید زیاد پر کرد چون بعدش  خواب آلوده وسست می شویم .ازطرفی واقعا بعداز خوردن یک غذای مفصل وچرب چرت زدن خیلی مزه می دهد . نه؟

دلیل این را بعد از غذا خوردن دچار خواب آلودگی می شویم ،باید فعالیت معدها و روده ها دانست .

وقتی شروع به قرار دادن لقمه در دهان می کنید با ترشح بزاق و فرستادن علائم خوردن به مغز کم کم عمل گوارش شروع می شود .یعنی معده شروع به ترشح اسید می کند تا غذا ها را خرد وهضم کند و روده ها هم شروع به تحرک می کنند تا بتوانند غذا راجذب کنند .

تمامی این فرایند ها نیاز به انرژی و سوخت وساز دارند .بنابراین خون بیشتری باید به این اندام ها برسد تا بتوانند عملیات گوارش را انجام دهند .پس بیشتر اکسیژن خون برای کمک به معده وروده در این ناحیه جمع می شوند وسطح آن در مغز کاهش پیدا می کنند .کمبود اکسیژن در مغز سبب می شود که بدن به طور موقت خواب آلوده بشود واحساس سستی وضعف کند .حتما شنیده اید که می گویند بعداز غذا دراز بکشید وپاهایتان را بالانگه دارید .این به خاطر آن است که اکسیژن بیشتری به مغزتان برسد پس بهتر است که معده خودرا زیاد پر نکنید ،مخصوصا شبهاچون درست است که  حجم بالای غذا به طور موقت باعث خواب  آلودگی می شود ولی مادامی که معده شما با حجم غذای درونش درگیر است نمی گذارد خواب آرامی داشته باشد.

.

ریاضیات - شیخ بهائی

آنچه که مي خوانيد رياضيات به سبک شيخ بهايي است که ازکتاب خلاصة الحساب شيخ بهايي که درسال 1311 قمري نوشته شده به فارسي برگردانده شده است. اين کتاب شامل ده باب، سي فصل در رياضيات پايه؛ نجوم؛ و سيارات مي باشد.

در اين روش؛ در جمع چند عدد چند رقمي که زير هم نوشته شده به جاي آنکه اعداد از سمت راست جمع زده شوند، از سمت چپ جمع زده مي شوند.

مثلا:    

6549

7542

3659

-----------

      16

16

13       

20               

-----------------

17750

همين طورکه مي بينيد هيچ (ده بريک يا بيست بر دو و يا...)بکار برده نمي شود وبراي ياد گيري خصوصا ...... بسيار راحت است .

با اعداد خودتان تمرین کنید و لذت ببرید

پــــ نـــ پـــ

زنگ تفریح رواق

بریدادامه مطلب

ادامه نوشته

باید خطر کنیم !!!


خندیدن: این خطر وجود دارد که دیوانه به نظر برسیم... .

گریه کردن:این خطر وجود دارد که احساساتی جلوه کنیم.. .

در طلب جستجوی دیگران بودن:با این کار خود را درگیر میکنیم.. .

آشکار کردن احساسات:این خطر وجود دارد که باطن حقیقی خود را نمایان سازیم... .

مطرح کردن ایده ها و رویاهایمان در مقابل جمع : این خطر وجود دارد که آن هارا از دست بدهیم... .

دوست داشتن : این خطر وجود دارد که در مقابل دوستمان نداشته باشند... .

امیدوار بودن : این خطر وجود دارد که نا امید شویم... .

تلاش کردن : این خطر وجود دارد که شکشت بخوریم... با همه ی این ها باید خطر کنیم... چون خطر نکردن خطرناک تر است... .

کسی که خطر نمی کند هیچ کاری انجام نمی دهد،هیچ نیز نیست...

او می تواند از درد و رنج و ناراحتی به دور بماند ولی نمی تواند معنای واقعی احساسات ، آغاز دوباره تعالی و عشق و زندگی را درک کند...

ثبات و اطمینان هایش او را در زنجیر کشیده اند....او یک برده است...او آزادی را کنار گذاشته است...فقط کسی آزاد است که ریسک کند و خود را به خطر بیندازد...

تدبیر پیرمرد

یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روزمدرسه، پس از تعطیلی کلاس‌ها سه تا پسر بچه در خیابان راه افتادند و در حالی که بلند، بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی را که در خیابان افتاده بود شوت می‌کردند وسر و صدای عجیبی راه انداختند. این کار هر روز تکرار می شد و آسایش پیرمرد کاملاًمختل شده بود. این بود که تصمیم گرفت کاری بکند.

روز بعد که مدرسه تعطیل شد،دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا کرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خیلی بامزه هستید ومن از این که می‌بینم شما اینقدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. من هم که به سن شما بودم همین کار را می‌کردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بکنید. من روزی 1000تومن به هر کدام از شما می دهم که بیایید اینجا، و همین کارها را بکنید.»

بچه ها خوشحال شدند و به کارشان ادامه دادند. تا آن که چند روز بعد، پیرمرد دوباره بهسراغشان آمد و گفت: « ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی‌تونم روزی 100 تومن بیشتر بهتون بدم. از نظر شما اشکالی نداره؟»

بچه ها گفتند: « 100 تومن؟ اگه فکر می‌کنی ما به خاطر روزی فقط 100 تومن حاضریم اینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت کنیم، کور خوندی. ما نیستیم.»

و از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد ... . :)

مطالب خواندنی "نقل از جراید"

   

1-    پخش زنده دست خوش به رييس جمهور از يورونيوز

    روزنامه خراسان نوشت: در حالي كه مسوولان شبكه خبري يورونيوز در اقدامي غيرحرفه اي پس از پايان مصاحبه با رييس جمهور همچنان به پخش زنده ادامه داده بودند، انعكاس سخنان يكي از مسوولان نهاد رياست جمهوري با دكتر احمدي نژاد و بيان جمله «دكتر خوب از پس شان برآمدي! نزديك بود با مجري دعوايتان شود!» نشان از بي توجهي آنها به اقدام اين رسانه غربي داشت.


این مطلب بدرد کسانی میخورد که قصد دارند شهردار شوند!

2-     جای بد پارک نکنید، نابود میشوید

دیلی میل: شهردار شهر ویلینیوس، پایتخت کشور لیتوانی برای برخورد با رانندگان متخلف از عجیب ترین روش ممکن استفاده کرده و با نفر بر از روی ماشینهائیکه در محل ممنوع پارک کرده بودند ، رد شد . آرتوراس زوکاس 43 ساله که از دست رانندگان خلافکار شهرش حسابی عصبانی شده بود برای مجازات آنها از روشی استفاده کرد تا همیشه این موضوع یادشان بماند.  این مقام خشمگین برای آنکه رانندگان شهرش دیگر در جاهای ممنوعه  پارک نکنند سوار یک نفر بر روسی شد و هر ماشینی را که جای بدی پارک کرده بود ، له کرد. این شهردار عجیب میگوید "با این کارم پیام روشنی به مردمی دادم که چون ماشین گران قیمت دارند ، فکر میکنند هر جا که دلشان بخواهد،میتوانند ماشین شان راپارک کنند و برای دوچرخه سواران و عابران پیاده هیچ حقی قائل نیستند ،من نمیتوانم این بی احترامی را تحمل کنم" در میان ماشینهائیکه شهردار محترم اوراقشان کرد یک بنز سوپر لوکس هم دیده میشود که قیافه صاحب آن بعد از دیدن مدل جدید ماشینش بسیار دیدنی بود!

مسلما" شما هم ناراحت شدید ، ادامه مطلب را هم بخوانید:

تمام ماجرا فیلمی بوده که سایت شهرداری آن را روی خروجی اش قرار داده تا به رانندگان ماشینهای گران قیمت هشدار دهد که در صورت پارک در جای خلاف ، چه سرنوشتی انتظار ماشینشان را میکشد ، به گفته سخنگوی شهرداری ، بنز قربانی شده هم  ماکتی است که برای این کلیپ تهیه شده و شهردار واقعا" کسی را سکته نداده است!!.

منبع: magiran

کلام بزرگان

برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد زیرا بر این باورند که:

 "یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت".


این جمله زیبا را یکی از اعضا بصورت sms برایم  فرستاده ، بنظرم جای مناسب آن رواق است تا همگان ببینند، اگر نام گوینده نیز مشخص شود عالیست.

مطالب خواندنی "نقل از جراید"

 

نامه اتمي انيشتين

3 آگوست 1939

 آلبرت انيشتين، دانشمند آلماني كه به دليل يهودي بودن زادگاه خود را ترك و به آمريكا مهاجرت كرده بود، در نامه اي كه براي روزولت، رييس جمهوري وقت آمريكا ارسال داشت، به او تاكيد كرد: ساخت بمب اتمي كاري است شدني و هيتلر دارد آن را دنبال مي كند. اين نامه روزولت را ترغيب به فراهم كردن مقدمات توليد بمب اتمي كرد. يك دسته از دانشمندان مربوطه دوم دسامبر 1942 (سه سال بعد) در دانشگاه شيكاگو موفق به كنترل واكنش هاي زنجيره اي اتم شدند و نخستين بمب اتمي آمريكا در نيمه جولاي 1945 در بيابان ايالت نيومكزيكو با موفقيت آزمايش شد و ششم آگوست (سه هفته بعد) بر ضد ژاپن به كار رفت كه فاجعه اي انساني را رقم زد. بمباران اتمي شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي فجيع ترين پرده پاياني جنگي بود كه ميليون ها كشته بر جا گذاشت .

 

كارگردان حضرت يوسف(ع) خداست

 ايسنا: فرج الله سلحشور در جمع ميهمانان ويژه فيلم حضرت يوسف (ع) گفت: اميدوارم با دعاي خير شما توفيقي دست دهد تا باز هم اين فعاليت ها را به عنوان وظيفه خدمتگزاري خود داشته باشيم. گرچه بايد بگويم كارگردان و نويسنده «يوسف پيامبر» خداوند است و ما تنها وسيله اي بوديم كه انجام اين كار را بر عهده گرفتيم.

منبع :magiran

جهــــــــــــل

 

سال 1264 قمرى، نخستين برنامه‌ى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ايرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند. به‌ويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مى‌شود

هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باخته‌اند، امير بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مى کرد که با اين فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانويس‌ها و نادانى مردم بيش از آن بود که فرمان امير را بپذيرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبى سرباز زدند. شمارى ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند يا از شهر بيرون مى‌رفتند

روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند که در همه‌ى شهر تهران و روستاهاى پيرامون آن فقط سى‌صد و سى نفر آبله کوبيده‌اند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بيمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد کودک نگريست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچه‌هايتان آبله‌کوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبيم جن زده مى‌شود. امير فرياد کشيد: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اينکه فرزندت را از دست داده‌اى بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور کنيد که هيچ ندارم.. اميرکبير دست در جيب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمى‌گردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز

چند دقيقه ديگر، بقالى را آوردند که فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميرکبير ديگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گريستن کرد...

در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى اميرکبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند که دو کودک شيرخوار پاره دوز و بقالى از بيمارى آبله مرده‌اند. ميرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مى‌کردم که ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است که او اين چنين هاى‌هاى مى‌گريد. سپس، به امير نزديک شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براى دو بچه‌ى شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست

امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان که ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشک‌هايش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم.

ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اينان خود در اثر جهل آبله نکوبيده‌اند

امير با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم.. اگر ما در هر روستا و کوچه و خيابانى مدرسه بسازيم و کتابخانه ايجاد کنيم، دعانويس‌ها بساطشان را جمع مى‌کنند. تمام ايرانى‌ها اولاد حقيقى من هستند و من از اين مى‌گريم که چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند که در اثر نکوبيدن آبله بميرند

روحش شاد یادش گرامی

 

 

کلام بزرگان


جهل تاریکی است، برای مبارزه با تاریکی شمشیر نمیکشند
چراغ می افروزند
                               "کنفسیوس
 

ربٌنــــــا

مدتی بین من و رواق عزیز و ارجمند فاصله افتاد، خود از این بابت مکدر بودم و توجیه منطقی هم برای این غیبت نداشتم، اگر چه برخی گرفتاریها و مشغله فکری باعث این جدایی شده بود اما هیچکدام برای توجیه، پایه و اساس محکمی نداشت، (ضمن اینکه واکنشی هم که بیانگر تمایل دیگران برای دیدار مجدد باشد مشاهده نشد!!). به هرحال بر آن بودم که با درج مطلبی ارزشمند، حضور مجدد خویش را اعلام نمایم تا عذر خواهی مقبولی هم صورت پذیرفته باشد، به مطلب زیر برخوردم آن را برای شروع مناسب یافتم، به ویژه که نویسنده آن نیز روحانی آگاه و محترمی است که نیازهای جامعه را خوب شناسائی می کند، قبلاً هم از وی مطلب داشته ایم:

شجريان بر بلنداي بانگ "ربنا" نويسنده: محمدتقي فاضل ميبدي

پيش از انقلاب كمتر كسي بود كه صداي مرحوم سيدجواد ذبيحي را در سحرهاي ماه مبارك نشنيده باشد. دعاي مبارك عارفانه سحر، سال ها از راديو توسط اين مرحوم، كه صداي رسا و گرمي داشت، شنيده مي شد. پس از پيروزي انقلاب صداي ذبيحي، به دليل ثناگويي شاه از برنامه صداي ايران برگرفته و خود او نيز به دست فردي ناشناس ترور شد. در همان سال اول پيروزي انقلاب از استاد آواز ايران محمدرضا شجريان كه همه او را به نيكي صدا و سيرت در برنامه گلها مي شناختند و سرود «اي ايران اي سراي اميد» سروده جواد آذر با اجراي اين استاد نامور را شنيده بودند، دعوت شد تا اين فضاي خالي را پر كند. او در استوديو فقط براي تعليم و تمرين كساني كه بتوانند براي ماه مبارك دعايي با صداي خوش بخوانند، حاضر شد. و ابياتي از مثنوي و آياتي از قرآن كريم جهت اجرا برگزيده و براي تعليم شاگردان، نخست، خود آن را اجرا كرد و اين اجرا همان شد كه سال ها در صداوسيما دل عاشقان و روح روزه داران را در نزديكي لحظات افطار جلامي بخشيد. از آن پس اين صدا و آواز فرحناك و دلنشين كه از معنويتي خاص حكايت داشت، مقبول و محبوب خاص و عام شد، به گونه اي كه «ربناي شجريان» جزو آثار ملي و ماندگار اين مرز و بوم شد. كسي آن ابيات عارفانه مثنوي را به اين زيبايي و دلنشيني به مانند شجريان نخوانده بود و هيچ قاري اي آن آيات روح فزا و دل نواز قرآن را كه زيباترين گفت وگوي انسان با خداوند است، چنين زيبا و دلنشين قرائت نكرده بود. دو سالي است كه اين آواز دلنواز بي مانند در آن لحظات معنوي در گوش روزه داران طنين انداز نيست و هنوز هم كسي و چيزي جاي آن را پر نكرده است.     دعاهاي زيبا و پرمعنايي خوانده مي شود، اما اگر در قالب صداي سروربخش و سحرانگيز نباشد بر دل نمي نشيند و دلي را جلانمي دهد. شايد عذر صداوسيما اين باشد كه چرا شجريان به زمره منتقدان درآمده ؟و در جايي و گوشه اي مصاحبه اي انجام داده است ، او بايد در برابر پاره اي سوالات سكوت مي كرد و هنرمندي مي ماند ساكت. اما رسالت هنرمندان، تحمل رنج خود و كاهش رنج ديگران است. دنياي هنر به قول ارسطو رضايت بخشيدن به طبقه خاص يا گروه خاصي نيست. با تاسف، كساني هستند كه هنر را براي هنر مي خواهند و هيچ رسالت و مسووليتي براي آن قايل نيستند. آنجا كه هنرمندان حالت تسليم و سكوت و رضا اختيار كنند و در پي دريافت سودهاي كلان براي خود باشند بايد بر جنازه هنر نماز ميت خواند و بر آن فاتحه فرستاد. انتظار نمي رفت صداوسيما «بانك ربناي» هنرمندي چون شجريان كه حق روزه داران است تا آن را با گوش جان بشنوند، جهت ملاحظات غير هنري حذف كند. برخورد سياسي، به معناي حذفي آن، با هر پديده اي كه به ذوق و سليقه طبقه اي خوش نيايد، دور از اخلاق و انصاف است  ونتيجه آن اضمحلال و نابودي فرهنگ و ميراث ملي است. بانگ ربناي استاد شجريان متعلق به شجريان تنها نبود بلكه اين صدا وقف ملت ايران شد تا در ماه مبارك رمضان صرف روزه داران شود و ميليون ها روزه دار را از زمين بر كند و به فضاي ملكوتي پرواز دهد. چه زيباست هنگامي كه روزه دار در آن حالت عرفاني صدايي در گوشه مثنوي پيچ در آواز افشاري در گوشش چنين آواز مي دهد: اين دهان بستي دهاني باز شد/ تا خورندي لقمه هاي راز شد/ چند خوردي چرب و شيرين از طعام/امتحان كن چند روزي در صيام/ چند شب ها خواب را گشتي اسير/ يك شبي بيدار شو دولت بگير/ لب فرو بند از طعام و از شراب/ سوي خوان آسماني كن شتاب. بياييم زيبايي هنر و رسالت هنرمند را، فلسفه هنر و آگاهي بخشي هنرمند را در جامعه پاس بداريم و حقيقت هنر و هنرمند را در جهت رضايت عام، هر چند با ناخشنودي خاص، قرار دهيم.

همراه با تبریک حلول ماه مبارک رمضان برای همه توفیق عبادت بندگی خداوند متعال را خواستارم