دیروزخورشید از خجالت نگاه معصومانه خورشیدهای زمینی خود رادرپشت ابرهای گریان پنهان کرده بود.وباران بوسه برپیکر خونین مسافران اسمانی میزد*طراوت زمین به عشق هفده ساله هامعطر شده بود.بارش گریه ها ابرهاراگریان کرده بود.ای مادران:هاله های نوررادراغوش بگیرید"که گردوغبار سفر دور انان را خسته کرده.شایددرتلاطم قلب مادرانه شما اهن پاره هاوسنگریزه های حرص وطمع وقدرت ".  از شرم نرم شودوبیش از این ازارشان ندهد.روحشان شادویادشان گرامی