اعتراض
امروز متوجه شدم که مطلبی به اسم من یه ثبت رسیده در صورتی که خودم بی خبرم.
مطلب را حذف کردم .
چه خبره اینجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امروز متوجه شدم که مطلبی به اسم من یه ثبت رسیده در صورتی که خودم بی خبرم.
مطلب را حذف کردم .
چه خبره اینجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اینترنت اینجا ممکنه هر لحظه قطع بشه.فقط اومدم بگم مرتب به رواق سر میزنم و مطالب جدید رو میخونم.
ایشاا... اگه اینترنت باز هم وصل شد و عمری باقی بود ما هم میایم و مطلب
میذاریم.![]()
فعلا خدافظ...
به یاد داشته باش من نباید چیزی باشم که تو میخواهی، من را خودم از خودم ساخته ام.
منی که من از خود ساخته ام آمال من است.
تویی که تو از من میسازی آرزوهایت و یا کمبود هایت هستند.
لیاقت انسان ها کیفیت زندگی را تعیین میکند، نه آرزوهایشان.
و من متعهد نیستم که چیزی باشم که تو میخواهی.
و تو هم میتوانی انتخاب کنی که من را میخواهی یا نه.
ولی نمیتوانی انتخاب کنی که از من چه میخواهی.
میتوانی دوستم داشته باشی ، همین گونه که هستم و من هم.
میتوانی از من متنفر باشی بی هیچ دلیلی و من هم.
چرا که ما هر دو انسانیم.
این جهان مملو از انسانهاست ، پس این جهان میتواند هر لحظه مالک احساسی جدید باشد.
تو نمیتوانی برایم به قضاوت بنشینی و حکمی صادر کنی و من هم.
قضاوت و صدور حکم بر عهده ی نیروی ماورایی خداوندگار است.
دوستام مرا همین گونه پیدا میکنند و می ستایند.
حسودان از من متنفرند ، ولی باز می ستایند.
دشمنانم کمر به نابودی ام بسته اند و همچنان می ستایندم.
چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستی خواهم داشت ، نه حسودی و نه دشمنی و حتی رقیبی.
من قابل ستایشم و تو هم.
یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد به خاطر بیاوری که آنهایی که هر روز میبینی و مراوده میکنی همه انسان هستند و دارای خصوصیات یک انسان ، با نقابی متفاوت ، اما همگی جایز الخطا.
نامت را انسانی باهوش بگذار اگر انسان ها را از پشت نقاب های متفاوتشان شناختی و یادت باشد که اینها رموز بهتر زیستن هستند.
مهاتما گاندی
شاد باشید
۱- هيچ وقت مجبور نيستيم به تعداد موهاي سرمون بريم خواستگاري!![]()
![]()
۲-لازم نيست صبح به صبح صورتمونو اصلاح كنيم !![]()
![]()
۳- اگه دو هفته حمام نريم بوي بد نميديم!
۴-اونقد زود همه چيز رو ميگيریم كه شش سال زودتر از پسرا به سن تكليف ميرسيم!
۵-در تاريخ جهان به زيركي معروفيم!
۶-بهشت هم كه زير پاي ماست!![]()
۷-از قديم گفتن پشت هر مرد موفقي زني با ذكاوت بوده!![]()
![]()
۸- نماد الهه عشق، زیبایی، جنگ و عقلانیت در یونان باستان به شکل زنه!![]()
![]()
۹- درهاي كعبه تنها به روي يك زن باز شد!![]()
۱۰- سر ابوالهول مجسمه دانش و خرد به شکل زنه!![]()
![]()
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در تحلیل قرآنی دختر هدیه خداوند به انسان هاست و انسان ها می بایست از این نعمت خداوند و رحمت وی خشنود شوند. در این بینش هیچ تفاوتی میان دختر و پسر از این جهت نیست و هم دختر و هم پسر به عنوان هدیه الهی به بشر مورد تاکید قرار می گیرد و خداوند در قرآن از آنان به هبه یاد می کند.
پیامبر اکرم “بهترین فرزندان شما دختران شما هستند”
شاد باشید
با توجه به اینکه تعداد افراد کم مو در رواق کم نیست و بسیاری از آنها دنبال راه هایی برای رشد مو هستند تصمیم گرفتم این مطلب رو واسشون بگذارم که بدونن همیشه کچل بودن و کچل شدن هم بد نیست!!!!!![]()
موها زمان سکته را ميدانند، چون تحقيقات نشان ميدهد موها ميتوانند تاريخچهاي از استرسهاي شخص را در خود ذخيره کنند.»
بعد از خواندن اين خبر، برای اولین بار به کچل ها حسادت کردم!!!علاوه بر دلیل بالااین هم دلایل دیگر برای حسادتم:
1- کچلها زودتر از همه متوجه شروع بارش باران ميشوند.
۲- کچلها ميتوانند با خيال راحت شيشه اتومبيل را پايين بکشند و از جريان هوا لذت ببرند.
۳- آنها به راحتي ميتوانند براي رفتن به مهمترين مهمانيها هم از موتورسيکلت استفاده کنند.
4- مودارها اگر عرق بکنند، بايد بروند حمام و کلي موهايشان را با شامپو چنگ بزنند تا چربي و عرق از پوست سرشان پاک شود ولي کچلها با يک دستمال کاغذي مشکل را حل ميکنند.
۵- کچلها غصههايشان کمتر است و مثل بقيه هر روز نگراني ريزش موهايشان را ندارند.
۶- و بالاخره اينکه کچلها استرسهايشان ذخيره نميشود.
امیدوارم که دیگه کچل ها از کچل بودنشون ناراحت نباشن.![]()
شاد باشید
تو به من خندیدی
و نمیدانستی
من به چه دلهره از باغچه ی همسایه
سیب را دزدیدم.
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان میدهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا،خانه ی کوچک ما سیب نداشت...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این شعر حمید مصدق رو حتما همتون بارها شنیدید اما جالب تر از اون جوابی هست که فروغ فرخزاد داده:
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
بریدادامه مطلب
چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح با لباس سبز رنگ از آن خارج مي شود.
مرد نفسش را در سينه حبس مي کند.
دکتر به سمت او مي رود.
مرد با چهره اي آشفته به او نگاه مي کند.
دکتر: واقعاً متاسفم، ما تمام تلاش خودمون رو کرديم تا همسرتون رو نجات بديم.
اما به علت شدت ضربه نخاع قطع شده و همسرتون براي هميشه فلج شده.
ما ناچار شديم هر دو پا رو قطع کنيم، چشم چپ رو هم تخليه کرديم ...
بايد تا آخر عمر ازش پرستاري کني، با لوله مخصوص بهش غذا بدي
روي تخت جابجاش کني، حمومش کني، زيرش رو تميز کني و باهاش صحبت کني ...
اون حتي نمي تونه حرف بزنه، چون حنجره اش آسيب ديده ...
با شنيدن صحبت هاي دکتر به تدريج بدن مرد شل مي شود، به ديوار تکيه مي دهد.
سرش گيج مي رود و چشمانش سياهي مي رود.
با ديدن اين عکس العمل، دکتر لبخندي مي زند و دستش را روي شانه مرد مي گذارد.
دکتر: هه ! شوخي کردم ... زنت همون اولش مُرد !!!!!![]()
"بهار"به زمستان "تو" نمیگوید.
"بهار"مودب و آرام،ملایم و مهربان،بی هیچ توقعی از راه میرسد!
"بهار"با حجب روی درختان مینشیند و با نوازش پرندگان را به سوی خود میکشاند."بهار"کنار خورشید می نشیند،با باران همراه میشود،زمین را بوسه ای سبز می بخشدو در دلها جا باز میکند."بهار"با دیدن خودش"بهار" می شود.
تو ای عزیز تسبیحت را بردار و نیایش کن،حرفی بزن که دلها آرام گیرد.خاطره ای بگو که آدم ها بیاموزند،کتابی بخوان،به کودکی لبخند بزن،به همه لبخند بزن، نهالی بکار، دوریها را کمتر و دوستیها را بیشتر کن، بمان و زندگی کن.
فرا رسیدن نوروز این جشن کهن باستانی که یادگار نیاکان پر افتخار ماست و نماد بسیاری از زیبایی هاست نماد امید و به بار نشستن صبر و بردباری و شادی از پیروزی نهایی نیکی بر بدی و اهورا بر اهریمن و نماد ایران و ایرانی است.
با گرامیداشت سنتهای خوب گذشته به خود و به تاریخ پر افتخار خود احترام بگذارید،همیشه شاد باشید و پیشاپیش عید همگی مبارک.
شهناز
۴.چرا به هرکي مسن تره بيشتر اعتماد مي کنن؟
۵.چرا از در که ميخوان رد بشن تعارف ميکنن ولي سر تقاطع به هم رحم نميکنن؟
۶چرا تو شهروند و هايپراستار و ... چشم ميدوزن به سبد همديگه؟
۷.چرا از تو ماشين پوست پرتغال مي ريزن بيرون؟
۸.چرا تو اتوبان وقتي به ماشين جلويي مي رسند چراغ ميدن؟
۹.چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟
۱۰.چرا بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟
۱۱.چرا مردها مناسبتهارو فراموش ميکنن؟
۱۲.چرا فيلم زياد مي بينن ولي کتاب نمي خونن؟
۱۳.چرا اونهايي که زبانشون خوبه هم فيلم رو با زيرنويس نگاه ميکنن؟
۱۴.چرا باجناقها هيچوقت از هم خوششون نمياد؟
۱۵.چرا زنها بچه برادرشون رو بيشتر از بچه خواهرشون دوست دارند؟
۱۶.چرا پدر دخترها تو خواستگاري کمتر از همه حرف مي زنن؟
۱۷.چرا زنها نميتونن ماشين پارک کنن؟
۱۸چرا زنها تو هر مهموني نبايد لباس تکراري بپوشن؟
۱۹.چرا تو مهموني اگه موز بخورن بي کلاسيه ولي سيب و پرتغال نه؟
۲۰.چرا اگه دوستمون ماشين و خونه بخره ما چشمامون در مياد؟
۲۱.چرا بچه ها همه خانوما رو خاله خودش ميدونه ؟
۲۲.چرا با اينهمه شاعري که در طول تاريخ دارن شعر ترانه هاشون رو مريم حيدرزاده ميگه
۲۳.چرا با موسيقي سنتي شون نميشه رقصيد؟
۲۴.چرا سه تار سه تا تار نداره؟
۲۵.چرا قرارداد کارمندي رو کارفرماها تنظيم ميکنن؟
۲۶.چرا اکثر ماشينها يا سفيدن يا سياه يا نقره اي؟
۲۷.چرا نميشه با کت و شلوار کتوني پوشيد؟
۲۸.چرا همه دوست دارن از اين کشور برن؟
۲۹.چرا ترکها نميتونن با هم فارسي صحبت کنن؟
۳۰.چرا زنها لوازم ارايش رو روي شصتشون تست ميکنن؟ چرا مثل کرم پشت دستشون نمي زنن؟
۳۱.چرا مردها فرق آرايش ۴ هزارتومني با آرايش ۱ميليون تومني رو نميفهمن؟
۳۲.چرا زنها 256 رنگ رو با اسم بلدن درحاليکه در طبيعت 10-12 رنگ بيشتر وجود نداره؟
۳۳.چرا موقع پخش صحبتهاي رئيس جمهور زيرنويس تبليغاتي نمي ذارن؟
۳۴.چرا مردم تو تاکسي راجع به سياست صحبت ميکنن؟
۳۵.چرا وقتي يه چيزي خوبه ميخوايم صاحابش بشيم؟
۳۶.چرا وقتي خانومها به تقاطع مي رسن بجاي ترمز رو گاز فشار ميارن؟
۳۷.چرا قسمت مردانه اتوبوس بزرگتر از قسمت زنانه است؟
۳۸.چرا تو اتوبان دست انداز ميذارن؟
۳۹.چرا کسي براي صبحونه کسي رو مهمون نميکنه؟
۴۰.چرا پشت کاميونها شعر مي نويسن ؟
۴۱.چرا سر عقد عروس دفعه سوم ميگه بله؟
۴۲.چرا آدمها وقتي عکس ميگيرن روپنجه بلند مي شن؟
۴۳.چرا با اينکه همه فضولند از فضولي بدشون مياد؟
۴۴.چرا راننده تاکسي ها از همه بدتر رانندگي ميکنن؟
۴۵چرا مردها ترجيح ميدن گم شن اما آدرس نپرسن؟
۴۶.چرا با پيتزا دوغ نميخورن؟
۴۷.چرا با اينکه ميدوني چرت و پرته ، تا آخر خوندي؟
با سلام گرم و صمیمی خدمت دختران و بانوان عزیز و محترم رواق و بزرگ مردان رواق(دایی ها و ....)
من به نمایندگی دختران رواق به علت غیبت نه چندان طولانی که بیشتر به خاطر امتحانات بود از اهالی معذرت می خواهم....
در این مدت هی چپ و راست میرفتیم و درس میخوندیم گرچه حسین گفته بود چپ و راست نرید و واسه درس خوندن باید مستقیم رفت،من که گوش نکردم چون کارساز نبود...!
من مطمئنم که هر روز همه ی دختران رواق سرکی میکشند ولی اثری از خودشون نمیذارن ولی هر وقت که میان با دست پر میان و مطلب کارسازی دارن و مثل بعضیا نیستن که بعداز چند وقت که میان هی شعر میذارن و به قول حسین copy-paste میکنن که فکر می کنم به علت اینه که فهمیدن قراره جایزه بدن و مزه ی جایزه قبلی زیر دندونشون مونده ...اما مطئن باشن که این دفعه وضع فرق میکنه و جایزه ی عید حتما از آن یه دختر میشه...
هووووووررررررررررراااااااااااا...............!!!!!!!!!!!!
و اما یک دعوت از طرف من:از همه ی بانوان عزیز خواهشمندم با حضور پرشورو موفق خود در رواق قدرتمان را به همه ثابت کنیم ....
پوستم را میکند!
بی تفاوت،بی حس
ای دریغ از لبخند
***
نه به من چیزی گفت
نه مرا تحسین کرد!
او فقط وزنم کرد
هی سبک سنگین کرد
***
ای همه زیبایی
سرخ،نارنجی،زرد
عطر و طعم و مزه
کاش درکم میکرد!!
***
روز و شب بر شاخه
آرزویم این بود
سیب خوبی باشم
هی سرم پایین بود!
***
کاش مرا با پوست
گاز میزد،میخورد
مثل یک بز راحت
لذت از من میبرد!
***
آه رفتم نا کام
از گلویش پایین
او چه از من میخواست؟
یه کمی ویتامین!
شهناز
ولی انگار کسی نیست توی رواق!عجب!کجایید؟
کسی اینجا نیست؟ چی کار میکنید؟
آقای مدیر هم نیست؟ آخه چرا!؟؟
خب معلومه مدیر که نباشه حساب بقیه اعضا رو باید کرد.آقای مدیر درس و مشکلاتت رو قبول داریم ولی عزیزم مسئولیت مدیریت رواق هم هست. میدونی چیه؟یه پیشنهاد:یه قانونی بذار توی رواق که غیبت ها طولانی نشه.آخه چرا این همه از هم بی خبر باشید درستش نیست.اگه رواق نداشتید یه چیزی ولی حالا که دارید بابا قدر بدونید،مطلب بدید که همه ی اعضا استفاده کنند،حرفی بزنید،احوالی بپرسید،همه اش کار،همه اش عبادت!!!
یک هفته پیش یه نفر از اعضا رو گاز گرفت!!به خیر گذشت!اما یه نفر از اعضا پیدا نشد سر انگشت خودشو گاز بگیره!!(یه احوالی بپرسه!!)
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم....
قانون یادت نره که ما هر چی میکشیم از دست این قوانینه که میکشیم!
بازم بگم؟!؟
شهناز
آیامیدانستید: که آنهایی که زندگیشان را وقف مراقبت از دیگران میکنند خود به کسی برای مراقبت نیاز دارند!
آیا میدانستید: ۳جمله ای که بیان آنها از همه ی جملات سخت تر است(دوستت دارم،متاسفم و به من کمک کن) می باشد!
آیا میدانستید: کسانی که قرمز میپوشند از اعتماد بیشتری نسبت به خود برخوردارند!
آیا میدانستید: کسانی که زرد میپوشند از زیبایی خود لذت میبرند!
آیا میدانستید: کسانی که مشکی میپوشند نمیخواهند مورد توجه قرار گیرند اما به کمک و درک شما نیاز دارند!
آیا میدانستید: زمانی که به کسی کمک می کنید اثر آن دوبار به سوی شما بر میگردد!
آیا میدانستید: که نوشتن احساسات بسیار آسانتر از رو در رو بیان کردن آنهاست اما ارزش رو در رو گفتن بیشتر است!
آیا میدانستید: اگر چیزی را با ایمان از خدا بخواهید به شما عطا خواهد شد!
آیا میدانستید:که شما می توانید به رویاهایتان جامه ی عمل بپوشانید! رویاهایی مانند: عشق، ثروت، سلامت. اگر آنها را با اعتقاد بخواهید و اگر واقعا این موضوع را می دانستید از آنچه قادر به انجامش بودید متعجب می شدید!
امروز توپ دوستی در زمین شماست....
آن را برای کسانی که به واقع دوستان شما هستند بفرستید (مانند من.اگر یکی از آنها می باشم)
همچنین ناراحت نشوید اگر کسی آن را برای شما باز پس نفرستاد. شما خواهید فهمید که باید این توپ را برای کسانی که به آن نیاز بیشتری دارند نگهداری کنید...
من نه منم،نه من منم،منم منم...
ای بابا بازم بگم؟منم دیگه!!! کسی که وبلاگ نداره و خیلی حرف داره،چیزی که در این زمونه از نان شب هم واجب تر شده!! آخه کسی که وبلاگ نداشته باشه یعنی...و کسی هم که وبلاگ داشته باشه و چیزی ننویسه بازم یعنی...... نمیدونم چرا به بعضیا زورکی میدن و به بعضی ها هم زورکی نمیدن!! (قابل توجه آقای مدیر) مواد لازم برای داشتن وبلاگ: انگشت سالم،چشم های کمی پر نور"البته با عینک"، هوش یک قاشق چای خوری،ذوق و علاقه یک پیمانه،صبر و حوصله به مقدار کافی،سواد کمی...
یاد سهراب سپهری"اهل فامیلم تکه نانی دارم خورده هوشی سر سوزن ذوقی. مادری دارم بهتر از برگ درخت. دوستانی بهتر از آب روان و خدایی که در این نزدیکی است"بقیش باشه برای بعد.
آقای ع م همین جا،همین ساعت بر میگردیم به مهر(البته اگه کسی خونده بخونه) برای ما پذیرفتنی بود هر احساس بدی که پیش میومد و باید میپذیرفتیم و جیکمون هم در نیاد گذشت میکردیم هر موردی را و حالا این شده یکی از خصوصیت های اخلاقی و رفتاریمون که پزیرای هر چه پیش می آید باشیم. اما چرا آرزوی اون دوران!!چون که با کوچکترین چیزی که باعث شادیمون میشد محرومیت از یادمون میرفت. پالتو های سفید و مشکی خط خطی رو یادت هست؟ اما در مورد قد و قواره و زور بازو هم بعدا صحبت میفرماییم،آخرین سوال هم به شرطهی و شروطها! بازم یادش بخیر اون دوران،حالا بعضی ها میگن ای بابا.......
ادامه سهراب: من به سیبی خوشنودم و به بوییدن یک بوته ی بابونه. زندگی رسم خوشایندی است. هر کجا هستم باشم،آسمان مال من است.چه اهمیت دارد گاه اگر میرویند قارچ های غربت؟من نمیدانم چرا میگویند اسب حیوان نجیبی است و کبوتر زیباست و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست. گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد؟چشم ها را باید شست،جور دیگر باید دید زندگی آبتنی کردن در حوضچه ی (اکنون)است. آب در یک قدمی است روشنی را بچشیم و نگوییم که شب چیز بدی است و نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد و بدانیم که پیش از مرجان خلائی بود در اندیشه ی دریا ها و نپرسیم پدر های پدر ها چه نسیمی چه شبی داشته اند. پشت سر خستگی تاریخ است.تور در آب بیاندازیم و بگیریم طراوت را از آب. ریگی از روی زمین برداریم وزن بودن را احساس کنیم. و نترسیم از مرگ و همه میدانیم ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است پرده را برداریم بگذاریم که احساس هوایی بخورد، بگذاریم که تنهایی آواز بخواند چیز بنویسد. ساده باشیم چه در بادجه ی یک بانک که چه در زیر درخت. کار ما نیست شناسایی راز گل سرخکار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم. پشت دانایی اردو بزنیم. صبح ها وقتی خورشید در می آید متولد بشویم. هیجان ها را پرواز دهیم روی پای تر باران به بلنیدی محبت برویم.در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم. کار ما شاید این است که میان گل نیلوفر و قرن پی آواز حقیقت بدویم.
شهناز
دشت هایی چه فراخ! کوه هایی چه بلند!
در گلستانه چه بوی علفی می آمد!
من در این آبادی پی چیزی میگشتم:پی خوابی شاید،پی نوری،ریگی،لبخندی.
پشت تبریزی ها غفلت پاکی بود،که صدایم می زد.
پای نی زاری ماندم،باد می آمد گوش دادم: چه کسی با من حرف میزد؟
سوسماری لغزید. راه افتادم. یونجه زاری سر راه،بعد جالیز خیار،بوته های گل رنگ و فراموشی خاک.
لب آبی گیوه ها را کندم و نشستم،پاها در آب:
(من چه سبزم امروز و چه اندازه تنم هوشیار است! نکند اندوهی،سر رسد از پس کوه. چه کسی پشت درختان است؟ هیچ،می چرد گاوی در کرد.
ظهر تابستان است.سایه ها میدانند، که چه تابستانی است. سایه هایی بی لک،گوشه ای روشن و پاک، کودکان احساس!جای بازی اینجاست.
زندگی خالی نیست: مهربانی هست،سیب هست،ایمان هست. آری
تا شقایق هست زندگی باید کرد.
در دل من چیزی است ،مثل یک بیشه نور،مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم، که دلم میخواهد بدوم تا ته دشت،بروم تا سر کوه.
دورها آوایی است که مرا می خواند.)
سهراب سپهری
۱ـ اونقدر بخندی که دلت درد بگیره![]()
۲ـ بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی که هزار تا نامه داری
۳- برای مسافرت به یه جای خوشگل بری
۴ـ به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی
۵ـ به رختخواب بری و به صدای بارون گوش بدی
۶ـ آخرین امتحانت را پاس کنی
۷ـ کسی که معمولاً زیاد نمی بینیش ولی دلت میخواد ببینیش بهت تلفن کنه
۸ـ تو شلواری که سال گذشته ازش استفاده نمیکردی پول پیدا کنی
۹ـ برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی![]()
۱۰ـ تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعت ها هم طول بکشه
۱۱ـ بدون دلیل بخندی
۱۲ـ به طور تصادفی بشنوی که یه نفر داره از شما تعریف میکنه![]()
۱۳ـ از خواب پاشی و ببینی چند ساعت دیگه هم میتونی بخوابی
۱۴ـ آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاده شما بیاره
۱۵ـ عضو یه تیم باشی
۱۶ـ از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی
۱۷ـ دوستای جدید پیدا کنی
۱۸ـ لحظات خوبی رو با دوستات سپری کنی
۱۹ـ کسانی رو که دوستشو داری رو خوشحال ببینی
۲۰ـ عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی
۲۱ـ یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و... وباز هم بخندی
اینها بهترین لحظه های زندگی هستند، قدرشون رو بدونیم...
زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد، بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد.
وقتی زندگی ۱۰۰دلیل برای گریه کردن به تو نشون میده، تو ۱۰۰۰دلیل برای خندیدن به اون نشون بده...
آجی شما که همیشه یه جاییت درد میکنه! بابا ولش کن هی ببرشون دکتر. اگه خوب شدند که فبها... اما اگه نشدند دیگه تقصیر خودشونه شما اصلا غصه شونو نخور...
بر هر کسی که مینگرم در شکایت است
در حیرتم که چرخ گردون به کام کیست
آجی خودمونیم تو هم که دست کمی از ........... نداری! از تجربه، از مطالعه و دانسته هایی که داری ما رو بی نصیب نکن. از بعضیا واست بگم (آقایون رواق) مطلبی، سخنی، لطیفه ای، آموزه ای چیزی نمینویسند. بعضی ها میگن به سایت فلان مراجعه شود (آخه بابا من اگه میخواستم به سایت مراجعه کنم که در مورد همه چیز و همه چیز سایت وجود داشت.) بعضی ها هم اینقدر مفیدند که آخرشم به دانشگاه مفید میرن و چقدر دیدم که بحث های مفیدی داشته با آقای ع.م که من خیلی لذت بردم و استفاده کردم و برایم جالب بود نقد و بررسی و نظراتشون توی رواق. و همه ی بعضی ها هم مطالب جالبی نوشتند و دیگر ننوشتند! آجی راستی اگر همه ی اینها هفته ای یک مطلب یا حداقل یه نظر یا سری توی رواق میزدند میدونی طی ماه ها و سالها چقدر چیز یاد میگرفتیم؟!!!
چگونه سر ز خجالت بر آورم بر دوست
که خدمتی به سزا بر نیامد از دستم
شهناز
تولد تولد تولدت مبارک
مبارک مبارک تولدت مبارک![]()
سیمین جوووووووون پیشاپیش تولدتو تبریک میگم.
کاشکی که ۱۰۰ساله شی،نه ۱۲۰ساله شی،نه۱۲۰ سال کمه،همیشه زنده باشی.
۲۷شهریور تولدت مبارک....![]()
![]()
یک کف دست خاک ممکن است هیچ وقت٬ هیچ اسمی نداشته باشد و تا همیشه خاک باقی بماند٬ فقط خاک.
اما حالا یک کف دست خاک وجود دارد که خدا به او اجازه داده نفس بکشد٬ببیند٬بشنود٬بفهمد٬ جان داشته باشد.یک مشت خاک که اجازه دارد انتخاب کند٬عوض بشود٬تغییر کند.
وای٬خدای بزرگ!!من چقدر خوشبختم.من همان خاک انتخاب شده هستم. همان خاکی که با بقیه خاک ها فرق میکند.من آن خاکی هستم که توی دست های خدا ورزیده شده ام و خدا از نفسش در آن دمیده. من آن خاک قیمتی ام.حالا میفهمم چرا فرشته ها آنقد حسودی شان شد.
اما اگر این خاک٬این خاک برگزیده٬خاکی که اسم دارد٬قشنگترین اسم دنیا را٬اگر نتواند تغییر کند٬اگر عوض نشود٬اگر انتخاب نکند٬اگر همین طور خاک باقی بماند٬اگر آن آخر که قرار است برگردد و خود جدیدش را تحویل خدا بدهد٬سرش را بیندازد پایین و بگوید:ای کاش خاک بودم....
این وحشتناک ترین جمله ای است که یک آدم میتواند بگوید. یعنی اینکه حتی نتوانسته خاک باشد٬چه برسد به آدم٬یعنی اینکه....
خدایا دستمان را بگیر و نیاور آن روزی را که هیچ آدمی چنین بگوید.
۱-آنانی که وقتی هستند هستند وقتی نیستند هم نیستند.
عمده آدم ها حضورشان مبتنی به فیزیک است.تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند.بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
۲-آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند.
مردگانی متحرک در جهان.خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند. بی شخصیت اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی آیند مرده و زنده اشان یکی است.
۳-آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند.
آدم های معتبر و با شخصیت.کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثیرشان را میگذارند. کسانی که همواره به خاطر ما میمانند دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
۴-آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند.شگفت انگیز ترین آدم ها.
در زمان بودنشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما می روند نرم نرم و آهسته آهسته درک میکنیم. باز می شناسیم.می فهمیم که آنان چه بودند. چه میگفتند و چه میخواستند. ما همیشه عاشق این آدم ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان .اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند.اختیار از ما سلب می شود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان می آید که چه حرف ها داشتیم و نگفتیم.
من بعنوان یک عضو رواق و کسیکه همواره از حضور در جمعتان مسرور گشته ام و قلبم سرشار از محبتتان است ،از خانمهای عضو رواق میخواهم به مصداق :
دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش را کنیم آباد
تلاش کنیم و با حضور موءثر خود ، رواق را همچنان محیطی شاد و پر نشاط با فضائی آکنده از ادب و اخلاق و مهر و محبت و احترام به یکدیگر نگهداریم .
ضمنا" از تذکر و توجه آقای فیاضی قدر دانی میگردد
شهناز
آهای خواهران به پا خیزید!!!!
چه نشسته اید؟؟؟؟؟؟
جایمان خالیست!!
ببینید آقایان چه می کنند!؟!؟
به پا خیزید!!!
وقت آن است که خودمان را نشان دهیم.....