مناظره - استغفار - عذرخواهی

روزنامه های خبر میدهند آقای احمدی نژاد درواکنش به سخنان رئیس جمهور روحانی ، درخواست کرده با وی مناظره ای داشته باشد، این درخواست  با واکنشهای متفاوتی مواجه شده ، واکنش آقای ترکان را که به سئوال خبرنگار پاسخ داده بخوانید:


خبرنگار : آیا رییس‌جمهوری «مناظره» با آقای احمدی‌نژاد را می‌پذیرد؟

مهندس ترکان مشاور رئیس جمهور: آقای روحانی و آقای احمدی‌نژاد در یک جایگاه و یک منزلت نیستند؛ در عین حال، قطعا دولتمردانی در دولت یازدهم هستند که بتوانند با ایشان مناظره کنند. البته مناظره باید کاملا قانونی و بر اساس راستی باشد. اینکه یک طرف مناظره آمار‌سازی کند یا از جاده راستگویی منحرف شود مناظره نیست. ما از شفاف‌سازی درخصوص هر ابهام یا اتهامی استقبال می‌کنیم اما مناظره تنها به شرط «راستگویی» قابل برگزاری است. آقای احمدی‌نژاد به جای اینکه نامه‌نگاری کند اگر انصاف دارد باید در پیشگاه الهی استغفار کند و در پیشگاه مردم معذرت‌خواهی. ضربه‌ای که در هشت سال گذشته به کشور وارد شده است باورکردنی نیست. عظمت خسارت‌های وارد شده به کشور به سختی قابل جبران است. این خسارت‌ها هم به لحاظ مالی و مادی است هم حیثیتی و معنوی، بنابراین چاره منصفانه‌ای جز استغفار و عذرخواهی وجود ندارد.


نظر آیت الله امجد هم جالب است:

    رسما از مردم عذرخواهی کنید

آیت‌الله امجد: از قول من همه‌جا بگویید و خصوصا همه رسانه‌ها این مساله را بگویند؛ ارباب عمائمی (علمایی) که از رییس دولت قبل حمایت و برای وی به نام دین تبلیغ کردند، حال که گوشه‌ای از کار را فهمیدند باید استغفار و به واسطه مشکلات پدید‌آمده، از مردم عذرخواهی کنند.(جماران)

                                                 


اگر حوصله باقی مانده نظر حجت الاسلام طباطبائی ، معلم مشهوراخلاق را هم در ادامه مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

دروغ

البر کامو نویسنده مشهور الجزایری الاصل فرانسوی نظریه بسیار جالبی در باره دروغ دارد، بخوانید:

اهمیت بارز دروغ در چیست؟
اهمیت آن در اینست که هیچ فضیلت و حسنی نمی تواند با آن جور شود، جز آنکه تباه و فاسد گردد. 
​خاصیت دروغ اینست که همواره بر فرد منتفع از آن، مستولی می شود. لذا خادمان خدا و دوستداران بشریت به مجرد اینکه بنا به مصالحی دروغ را روا می دارند به خدا و انسان خیانت می کنند. هیچ شوکت و عظمتی بر دروغ نایستاده است. گاه دروغ زنده می کند اما هرگز تعالی نمی بخشد. ... آزادی در وهله نخست آزادی دروغ نگفتن است. آنجا که دروغ تکثر یابد، بیداد و ستم یا نمودار می شود و یا استمرار می یابد.

از چراید

 آنگونه که دین سفارش به عقلانیت کرده ، اگر این انسان دیندار!! هم کمی تعقل میکرد ، بعید میدانم همین کار را انجام میداد.والله اعلم







از جراید

لقمان را گفتند .........
این خبر را بخوانید جالب است !!!!




توهین رییس کمیسیون آموزش مجلس به وزیر علوم
قانون: رییس کمیسیون آموزش خطاب به معاون وزیر علوم گفته است: «برو به این مرتیکه... بگو یا این چندنفر را عزل می‌کند یا با اردنگی از وزارتخانه بیرونش می‌کنم.»در جریان حضور برخی از مسوولان حقوقی و پارلمانی دانشگاهی در جلسه روز یکشنبه کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای‌اسلامی، دکتر محمدمهدی زاهدی، رییس این کمیسیون با رکیک‌ترین واژه‌ها، دکتر فرجی‌دانا، وزیر علوم دولت یازدهم را مورد فحاشی و تهدید قرار داد. یک نماینده مجلس با اعلام این خبر گفت: در پی انتصاب دکتر میلی‌منفرد و دکتر توفیقی در وزارت علوم، زاهدی، رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس خطاب به یکی از معاونان این وزارتخانه که برای پاسخگویی به نمایندگان در این کمیسیون حضور یافته بود، به وزیر علوم فحاشی کرد. وی افزود: رییس کمیسیون خطاب به این معاون وزیر گفته است: «برو به این مرتیکه... بگو یا این چند نفر را عزل می‌کند یا با اردنگی از وزارتخانه بیرونش می‌کنم.»
در همین حال یک نماینده دیگر مجلس با تایید اظهارات هتاکانه و تهدید‌آمیز زاهدی تاکید کرد: جای تعجب است که این ادبیات از جانب رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات و کسی که قبلا وزیر علوم و سفیر ایران در مالزی بوده و باید الگوی جامعه باشد، بیان می‌شود. این نماینده خواستار واکنش فوری و جدی رییس مجلس‌شورای‌اسلامی نسبت به این اظهارات قابل پیگرد و نیز اعاده حیثیت مجلس شد.
به گفته این نماینده، بعد از پیروزی روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری، محمدمهدی زاهدی، رییس کمیسیون آموزش مجلس، از راه‌های مختلف خود را به‌عنوان کاندیدای کمیسیون برای وزارت علوم معرفی کرد و برای رسیدن به این مقصود، به لابی‌های گسترده سیاسی متوسل شد. این نماینده ادامه داد: میل به قدرت به گونه‌ای رییس کمیسیون آموزش مجلس را دچار توهم کرده که می‌تواند حتی بعد از 24خرداد نیز در راس وزارت علوم قرار گیرد. وی افزود: به‌کارگیری زشت‌ترین القاب و واژه‌ها از سوی چنین شخصی، چیزی جز به خطرافتادن منافع شخصی وی و ناراحتی از عدم معرفی ایشان به‌عنوان وزیر علوم در دولت یازدهم نیست.
اینها همه در حالی است که زاهدی در زمان حضور در راس وزارت علوم، بیشتر مدیران باسابقه را از سمت خود برکنار کرد و افرادی را که هیچ تناسبی با مدیریت دانشگاه نداشتند، از جمله صدرالدین شریعتی را در راس مهم‌ترین مدیریت‌های دانشگاه‌های کشور گمارد. یادآور می‌شود پیش از این برخی رسانه‌ها با انتشار اسنادی، موضوع پذیرش خارج از ضوابط محمد هادی زاهدی فرزند رییس کمیسیون آموزش را در دوره دکترای گروه مهندسی کامپیوتر دانشگاه اصفهان و انتقال غیرقانونی وی به دانشگاه فردوسی

از جراید - ذوالجناح


* معاون اداره كل تبليغات استان مركزي نسبت به عنوان "متوسلين به ذوالجناح" براي هيأت عزاداري واكنش نشان داد. حجت الاسلام داود چماني در واكنش به انتشار خبري مبني بر فعاليت افرادي تحت عنوان متوسلين به ذوالجناح در يكي از شهرهاي استان مركزي، به خبرنگار ايرنا گفت: خرافه‌گرايي و مباحث انحرافي از اهداف فعاليت، تحت پوشش اين عنوان است. وي افزود: "افرادي كه با اين‌گونه نام‌ها فعاليت كنند، به طور حتم اهداف انحرافي و خرافي دارند و با آنان برخورد خواهد شد، زيرا نام هيأت‌هاي مذهبي بايد درخور شأن و جايگاه والاي امام حسين(ع) و برنامه‌هاي مذهبي باشد." روزنامه جمهوري اسلامي روز سه‌شنبه در ستون "جهت اطلاع" با درج خبر وجود هيأتي با نام "متوسلين به ذوالجناح" به كوتاهي دستگاه‌هاي فرهنگي در مقابله با اين قبيل انحرافات اعتراض كرده بود. 

فیس بوک

     این روزها فیس بوک هم شده یکی از دغدغه های دولت ، مردم مجاز به استفاده نیستند واگر کسی وارد این شبکه اجتماعی بشود در حقیقت جرمی را مرتکب شده که قاعدتأ باید در مرجع قضائی رسیدگی شود ،  در عین حال وزیر امورخارجه در آن عضویت دارد و گزارشاتی هم به  همفیسبوکیهایش که همان استفاده کنندگان مجاز و ایضا غیر مجاز هستند میدهد و با برخی آدمهای داخلی و خارجی گپ و گفتی هم میکند  ، وزیرارشاد هم میگوید بایدزمینه استفاده همگان فراهم شود، بدین معنی که بهرحال راهی چاهی مسیری کوچه پسکوچه ای چیزی پیدا کنیم تا توجیهی برای استفاده از این امکان همگانی جهانی پرطرفدار ارزشمند  غیر مجاز فراهم شود.

     بدنیست حالا که جناب وزیر میخواهد راهی پیدا کند ما هم به کمکش بیائیم ، شایدچیزی به فکرمان رسید و توانستیم کمکی ارائه دهیم ، شاعر مرحوم یا مرحومه فارسی زبانمان هم گفته ، ای که دستت میرسد کار بکن.

    یک راه بنظر من میرسدو آن اینکه یک نام معادل برای فیس بوک پیدا کنیم و  باصطلاح بومی سازی نمائیم !!!!!!! این روش قبلأ هم جواب داده ، بطور مثال  دورنگار بجای فکس ، رایانه بجای کامپیوتر ، یارانه بجای سوبسید ، .... حتی کارائی این روش تا آنجاست که  میتوان ذهنیت حرام را  هم سالمسازی کرد مثل ماءالشعیر بجای زبانم لال آبجو..... و غیره .

     منکه هرچه در لغتنامه جستجو کردم چیزی دستگیرم نشد ، ترجمه تحت اللفظی هم دلچسب نیست ، صورت کتاب ، کتاب صورت ..........

   واژه "رخ نگار"  چطوره؟ ،  نه جالب نیست "رویانه" بهتره ، حد اقل اینکه با رایانه و یارانه سنخیتی هم داره. نظرتان چیست ؟چه پیشنهادی دارید ؟ از سلولهای خاکستری مغز استفاده کنید ، شایدمشهور شدید ، اگه هم مشهورید و نیاز به شهرت ندارید باقیات و صالحاتی از خود بجا گذاشته اید. والسلام

از جراید

ناطق‌نوری: 
یک مشت دلقک دنیاپرست مردم را گول می‌زنند
نامه‌نیوز: حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق‌نوری با بیان اینکه در عصر ارتباطات چیزی مکتوم نمی‎ماند، گفت: «در یک کشور شیعی عده‎ای پیدا می‎شوند کعبه درست می‎کنند و افراد را دعوت به طواف می‎کنند. رشد یک جامعه در دین‎شناسی آن است، کسانی که خرد و شناخت از دین نداشته باشند هرچه که رنگ‌وبوی دینی داشته باشد، می‎پذیرند که این یک خطر جدی است.» او با انتقاد از حرکات عده‎ای عوام‌فریب که به اسم دین نشر اکاذیب می‎کنند، افزود: «در تهران عده‎ای جمع می‎شوند و می‎گویند که حضرت مهدی(عج) اینجا نماز می‎خواند سپس اقتدا می‎کنند. آیا در کشور شیعی که بچه‎ها عاشقانه شهید شدند و انقلاب این همه سرمایه‎گذاری کرده و مردم پای انقلاب و اعتقاداتشان ایستاده‎اند آن‌وقت درست است که یک مشت آدم دلقک دنیاپرست و عوام‎فریب مردم را گول بزنند. عده‎ای می‎گویند که کشور را امام زمان(عج) مدیریت می‎کند که این مزخرفات اعتقادات بچه‎های ما را به‌هم زده است، اینها را کسانی قبول می‎کنند که دینداران دین‎ناشناس هستند و تفقه در دین ندارند.»

طلاهایی خانمها

     در یکی از مطالب قبل در باره طلاهای خانمها اظهار نظری داشتیم از فاطمه خانم آلیا نماینده محترم یعنی محترمه مجلس شورای اسلامی ، اگر از آن اظهار نظر نگران یا خوشحال شده اید یاواکنشی داشته اید یا بیخیال بوده اید ، مطلب ضمیمه را هم که توسط آقای نعمت احمدی حقوقدان در روزنامه شرق نوشته شده،  بخوانید.

ادامه نوشته

وقف

 

قرائتی: یکی از فرزندان خود را وقف امام زمان(عج) کنید
نسیم:حجت‌الاسلام محسن قرائتی، رییس ستاد اقامه نماز کشور در جمع حاضران در مسجد جامع شهرستان کاشمر گفت: برای عزاداری امام حسین(ع) نباید کم بگذاریم و باید این عزاداری را به نسل‌های بعدی منتقل کنیم اما در کنار عزاداری باید مجالس تفسیر قرآن هم برگزار کنیم، چرا که در معارف اسلامی ما قرآن و اهل‌بیت(ع) در کنار هم آمده‌اند. او اضافه کرد: با کمبود اسلام‌شناس مواجه هستیم. هر کدام از فرزندانتان را که علاقه‌مند هستند تشویق کرده و به حوزه علمیه بفرستید و یکی از فرزندان خود را وقف امام زمان(عج) کنید، چرا که ما برای تبلیغ اسلام به نیروی زیادی نیازمند هستیم. به‌عنوان مثال انجیل مسیحیان به دوهزار زبان دنیا ترجمه شده در حالی که قرآن‌کریم فقط به 45زبان دنیا ترجمه شده است. 

نکته

از انیشتین نقل شده :

تفاوت بین نبوغ و حماقت آن است که
نبوغ برای خودش حد و اندازه ای دارد ! 

از شخص دیگری هم نقل شده:

                   معنویت فاقد عقلانیت ،اگر نگوئیم خرافات ، 
چیزی است شبیه به آن 

از جراید



 این مطلب را حتما بخوانید، البته با یک کمی تأمل ....

کارگران ساختمانی شبح «چاوز» را دیده‌اند
رویترز: نیکلاس مادورو، رییس‌جمهور ونزوئلا گفته است که کارگران ساختمانی، شب‌هنگام زمانی که در زیرزمین مشغول کار بودند، شبح هوگو چاوز، رییس‌جمهور درگذشته این کشور را مشاهده کرده‌اند. در جدیدترین نوع این افسانه‌سازی‌ها، مادورو در گفت‌وگو با تلویزیون رسمی ونزوئلا گفته است که کارگران ساختمانی در مترو پایتخت برای لحظاتی صورت چاوز را مشاهده کرده‌اند.


و این هم مطلبی دیگر از همان روزنامه
قانون
گفت‌وگو/ «زیباکلام: آمریکاستیزی در ذات انقلاب نبود»
ظرف این 35سالی که از انقلاب می‌گذرد و 34سالی که از منظر آمریکاستیزی می‌گذرد هیچ‌گاه این پدیده را کالبدشکافی نکردیم و فرض را بر این گذاشتیم که این دشمنی و آمریکاستیزی، بخشی از ذات انقلاب اسلامی بوده... آمریکاستیزی در انقلاب بود اما از جایی آغاز شد که گفتمانی که در ایران حاکم شد گفتمان چپ مارکسیستی شد، که در این گفتمان مقوله‌ای به نام امپریالیسم و امپریالیسم آمریکا یکی از فوندانسیون‌های مارکسیست و نگاه ضدآمریکایی بود. این گفتمان وارد جریان اسلامگرا هم شد، نه آن جریانات نجف یا حوزه وارد جریانات مبارز شده بود. ببینید من با اینها زندگی کردم و خود من به‌عنوان کسی که چرا می‌گوییم بعد از شاه نوبت آمریکاست... اصلا و ابدا نمی‌گویم که آقایان عبدی و میردامادی و خانم ابتکار و... مارکسیست بودند و مسلمان نبودند که بنده اعتقاد دارم تک‌تک این اعضا از مصطفی تاجزاده تا میردامادی و خانم ابتکار از بسیاری دیگر از مدعیان مسلمان‌تر بوده و هستند و با این عرق اسلامی و باور مذهبی رفتند و سفارت را تسخیر کردند اما به نوعی این نوع گفتمان مارکسیستی در جامعه بین دانشجویان و نخبگان و روشنفکرها به وجود آمده بود نه از منظر باور و عقیده دینی بلکه از منظر مبارزه‌جویی‌اش... ابراهیم اصغرزاده بسیار انسان باهوشی است. برای اینکه سال 1355 دانشگاه آریامهر قبول شد. معصومه ابتکار هم همین‌طور، من نمی‌توانم این تصور را از آنها بپذیرم که فکر می‌کردند در آن تاریخ آمریکا قصد کودتا داشته است. یعنی من به هم می‌ریزم که یک نفر به من بگوید باور کرده است که آمریکایی‌ها شاه را برده بودند نیویورک تا بتوانند کودتا کنند.... متاسفانه ما یک جامعه شعارزده و به‌شدت متوهم داریم که در این جامعه حقایق هیچ‌گاه بازگو نخواهد شد.
 

نقل از جراید

بدون شرح ..یعنی بدون نیاز به شرح   یعنی بدون اینکه بخواهیم بگوئیم عجب زنان ایرانی  ثروتمندند که نصفصشون با طلاهاشون میتونند بانکهای آمریکا را .........

با طلای نیمی از زنان، بانک‌های آمریکا را می‌خریم

فاطمه آلیا، نماینده مجلس: ما خیرخواه رییس‌جمهور هستیم، لطفا اعتدال را در حوزه سیاست، فرهنگ، اقتصاد، زنان و خانواده تبیین کنید، لطفا موجودی کیف خود را به بیگانه نگویید اگر فقط نیمی از زنان جامعه ذخایر طلای خود را به زیر پای مقام‌معظم‌رهبری بریزند با آن می‌توانیم بانک‌های آمریکا را بخریم. (مهر)




آقای مدیر : تنظیم

ذخیره ارزی

این روزها بحثهای مختلفی را در ارتباط با وضعیت اقتصادی کشورشاهد هستیم ،از یکطرف دولت میگوید اوضاع خراب است و دولتمردان قبلی تکذیب میکند و اعلام میدارند که نه تنها خراب نیست ،که تا سالهای آینده هم میتوانیم با ذخیره هایمان گذران کنیم  و از یکطرف مواجه هستیم با مشکلات عدیده از قبیل تورم ۴۰ درصدی و غیره .....

علاقمندان به مطالعه در مسائل اقتصادی ادامه مطلب را مطالعه فرمایند.

 

ادامه نوشته

از جراید

http://www.sharghdaily.ir/Modules/News/NewsCrop.aspx?News_Id=23682&V_News_Id=&Src=Main

 

خواهند گفت چرا زنان نمی‌توانند 4 مرد بگیرند
احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران: در صورت حل و فصل بحران پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی، غرب خواهد گفت چرا مرد حق دارد چهار زن بگیرد و زن نمی‌تواند چهار مرد بگیرد. مراقب باشید، مساله هسته‌ای موضوع اصلی نیست؛ اگر این مساله حل شود، فردا مشکل حقوق‌بشری راه می‌اندازند. (ایسنا)

از جراید - مداح زن - توهین به هاشمی توسط مداح مرد

جمهوري اسلامي سخنراني مردان در همايش مداحان زن
    مداحان زن هم از راه رسيدند! قرار است همايشي با هدف روشنگري و ارايه راهبردهاي عملي به مداحان خواهر با حضور هزارنفر از خواهران مداح از سراسر کشور برگزار شود. جالب اينکه تمام سخنرانان اين همايش زنانه، مردان هستند.

اعتماد يادداشت: «آن مداح که به هاشمي توهين کرد
    آيا مي دانست...»؛ کاظم موسوي بجنوردي
    اخيرا به آيت الله هاشمي رفسنجاني چنان توهين شده که گويي نظام اسلامي و انقلاب اسلامي از بين رفته و کشور ايران در اشغال اعداء لدود همچون اسراييل قرار گرفته... توهين چنان بي شرمانه بود که مرا تکان داد... راستي اين آقايي که در حين مداحي به او توهين و ناسزا گفت، مي دانست که آقاي رفسنجاني يکي از ستون هاي اصلي انقلاب اسلامي است... مسلم است همه کساني که با اسراييل در عمل همسويي دارند هم با آيت الله هاشمي مخالفند و هم با آقاي دکتر روحاني و هم با مذاکرات اخير دولت ايران با جهان غرب که مسلما مذاکرات پيروزمند و برومندي است که ملت ايران دل به آن بسته و مخالفان يا مغرضند يا در اشتباه و سيه روزي.

گذشته

اساس همه بدبختیهاست ! 

چی ؟ مطلب زیر را بخوانید

انسان معاصر خیلی گرفتاری داره ، منظورم انسان معاصره ، با مشکلات زیادی هم دست و پنجه نرم میکنه ، با اغلب اونا هم یه جوری کنار میاد وبعضا بهشون عادت میکنه   اما با این یکی نه .

 با کدام یکی ؟ با دروغ !

 هرکار بدی هم بکنی دنبال اینه که یه راهی پیدا کنه و ترا ببخشه ، ولی از دروغ گفتنت نمیتونه بگذره ، تو گوئی اگه دروغ نبود یاآدما دروغ نمیگفتن همه چیز یه جور دیگه بود .

این جناب اصغرفرهادی هم مثل اینکه در این عالم پر راز و رمز و پر مسئله  هیچ چیزی را  بدتر از "دروغ" نمیدونه ، بد جوری بهش گیر داده ، افتاده تو خط افشاگری و فرقی هم نمیکنه که فیلم ایرانی بسازه یا اروپائی ، جالبه که همین آدمائیکه با دروغ گفتنشون ماجرا درست میکنن ، وقتی افشا میشن جوش میارند ولی بعدش میبینند اونی که بد بوده دروغی بوده که گفته و ماجرا درست کرده .

فیلم " گذشته " جناب کارگردان فرهادی را ببینید.

تبریک

من کنت مولاه فهذا علی مولاه

عید سعید غدیر را بر همه دوستداران علی تبریک میگویم  و برای رهروانش توفیق معرفت و درک فضائل آنحضرت را مسئلت مینمایم.



از جراید

مرگ بر آمریکا خوبه یا بده ؟
یه زمانی خوب بوده و حالا بد شده؟ یا هنوز هم خوبه؟
این که بعضی میگن جزء اصول انقلاب اسلامیه ، حرف درستیه ؟ یا نه 
و بسیاری از سئولات دیگه........
 

 

 
ادامه مطلب را بخوانید به بعضی از سئوالات پاسخ داده شده.
ادامه نوشته

از جراید

لطفا این  مطلب را بخوانید

موانع شبکه‌هاي اجتماعي

احمد شيرزاد . استاد دانشگاه و فعال سياسي
ابزارهاي ارتباطي در هر دوراني، ارتباط انسان‌ها را تسهيل مي‌کنند و بر همين اساس، «ابزار» ناميده مي‌شوند. مثلا در حوزه رشته تخصصي نگارنده که «فيزيک» است، قبل از کشف امواج الکترومغناطيس، تصور اين بود که هيچ صدايي بيش از سرعت صوت منتشر نمي‌شود. با اينکه پس از آن، مرحوم «هرتز» کاشف اين امواج از آن به‌عنوان «تفنن» نام برد اما امروز، حتي دو همسايه هم با اين امواج که ابتدا به‌سوي ماهواره مي‌رود و سپس به فرد ديگر مي‌رسد با يکديگر تماس برقرار مي‌کنند. ممکن است اگر انسان‌هاي تنگ‌نظر، همان سال‌ها هم حضور داشتند مي‌گفتند نکند ارتباطات، سبب وقايع ناصواب شود؟ وقتي بتوان صداي ديگري را از طريق خطوط تلفن شنيد يا درون خانه‌اي را با دوربين ديد، نکند مفسده هم در پي آن بيايد؟ اما کاروان بشريت متوقف نشد و مسير روبه‌جلو را ادامه داد. 
ديدگاه‌هاي سختگيرانه، نه جلو راديو را سد کرد، نه تلويزيون را متوقف کرد و نه توانست مانع گسترش ويديو و ابزارهاي گسترده ديگر شود. امروز دانشجوي من مي‌تواند در جيب بغل خود يک کتابخانه را روي يک فلش حمل کند. زماني که من دانشجو دکتري بودم، براي يک مقاله تحقيقاتي بايد هفته‌ها صبر مي‌کردم اما امروز در کسري از ثانيه، اين مقالات دريافت مي‌شود. پس ترديدي نيست که ارتباطات هم جنبه‌هاي مثبت دارد هم منفي. از اتومبيل مي‌توان استفاده مثبت داشت و مي‌توان موادمخدر حمل کرد. با هر ابزار پيشرفته‌اي مي‌توان کار خلاف کرد و مي‌توان جلوي آن هم گرفت. در دهه 60 هزينه بسيار بالايي براي مبارزه با ويديو پرداخت شد. هر روز صفحات حوادث، عکس‌هايي از قاچاقچيان ويديو که بازداشت شده‌اند، منتشر مي‌کردند. نسل امروز اصلا به ويديو نگاه هم نمي‌کند اما در دهه 60، بابت دستگاهي که مي‌توان فيلم قرائت قرآن هم ديد آنچنان همه ارکان کشور و نيروهاي انتظامي و حتي نيروهاي ارزشي که درگير دفاع‌مقدس هم بودند درگير شده بودند که تصور آن براي جوان امروز ممکن نيست. 
با «بيت نت»، تنها امکان ارسال پست‌الکترونيک آن هم براي اقشار خاص که به آن دسترسي داشتند، مقدور بود و اگر آن افراد مي‌توانستند امروز را ببينند حتما مانع ورود اينترنت به ايران مي‌شدند. متاسفانه اين استعداد در کشور ما وجود دارد که هميشه ابتدا به ناسالم‌ترين مسير استفاده از ابزار، فکر مي‌شود که گاهي زمينه تشويق افراد براي رفتن به سراغ همان راه‌هاي کج را فراهم مي‌کند. اينکه مي‌توان در موتورهاي جست‌وجو، هر کلمه‌اي را وارد کرد و دنيايي اطلاعات پيرامون آن به‌دست آورد ممکن است افرادي را هم به‌سمت استفاده ناصحيح از آن سوق دهد اما به نظر مي‌رسد اين بيشتر کج‌تابي ذهن ماست. تجربه در ايران نشان مي‌دهد هنگام ورود يک پديده نو - به‌سبب وجود محدوديت‌هاي گذشته- ممکن است استفاده‌هاي ناصحيح از آن، پيشي بگيرد اما اين مدتي کوتاه است و تمام مي‌شود، کما اينکه زماني به نوار کاست، « نوار خلاف» گفته مي‌شد! 
همه اين ابزارهاي ارتباطي دوره «شک و ترديد» داشته‌اند. واقعا وقت آن رسيده که مدیران کشور، نگاه خود را تغيير دهند. امروز در مورد فيس‌بوک نيز، چنين نگاهي وجود دارد غافل از آنکه «شبکه‌هاي اجتماعي» داراي کارکردهاي مثبت غيرقابل‌انکار است. ممکن است ارتباطاتي هم برقرار شود که بر اساس قانون و عرف هر کشور، نيازمند ممانعت از آن باشد اما پيش از آن، بايد ضوابط اخلاقي و نفوذ معنوي به شکلي گسترده شود که اين اتفاقات به حداقل ممکن برسد. 
البته بايد قوانين بازدارنده مناسب هم تدوين شود تا معدود استفاده‌هاي ناصحيح، مديريت شود اما همه نبايد به يک چوب رانده شوند و «اطلاق عام» براي نفي آن درست نيست. همه بايد قبول کنند فضا تغيير کرده و حساسيت‌هاي امنيتي گذشته، از بين رفته است. حکومت‌ها براي حفظ امنيت خود روش‌هاي موثر ديگري را به کار مي‌گيرند. درباره ابزار شبکه‌هاي اجتماعي هم مي‌توان حساسيت‌هاي افراطي و غيرمنطقي را کنار گذاشت. تجربه نشان داده که پس از اين اتفاق، خود دولت‌ها بهترين بهره‌بردار اين ابزارها هستند و نمونه آن امروز، در صفحات فيس‌بوک و توييتر اعضاي دولت مشاهده مي‌شود.
 

اول مهــــــــــــــــــــر

سلام مدرسه ای ها ، دبیرستانی ها و دانشگاهی ها 

روز اول مهر بر شما مبارک ، برای همه فرزندان ایران زمین مبارک 

آرزو می کنم همواره سلامت و شاد و خندان باشید و در کسب علم و دانش موفق شوید . 

و این آموزه دینی را که طلب العلم فریضه  همیشه مد نظر قرار دهید.


این دسته گل زیبا را که آقای مدیر "رفته گل بچینه"(چیده آورده) به شما تقدیم میکنم. 

حج - کلیه

 


قابل توجه مسافرین حج عمره

تا وقتی کلیه‌فروشی هست، حج جایز نیست
آیت‌الله نکونام استاد حوزه علمیه قم: در شرایطی که عده‌ای در کشور به خاطر فقر، کلیه می‌فروشند انجام حج عمره جایز نیست. در جامعه اسلامی باید به دنبال اجرای عدالت و رفع ظلم باشیم، با ظاهرسازی اسلامی و پخش همزمان اذان و نماز و برافراشتن گلدسته و گنبد نمی‌توان به جامعه اسلامی رسید.(انصاف‌نیوز)

لینک خبر :  http://sharghdaily.ir/?News_Id=20946

طنز

       طنز در ادبیات ایران جایگاه ویژه ای دارد و شخصیتهای ادبی بزرگی از آن استفاده کرده و آثار ارزشمندی بجای گذاشته اند. آنجا که بهر دلیل پای کلام و بیان رسمی لنگ بوده و نتوانسته با مخاطبین خود ارتباط برقرار کند زبان و کلام طنز بخوبی این مسئولیت را ایفا نموده است.

     بعد از انقلاب طنز جایگاه ویژه خود را داشت از دست میداد و حتی مدت زمانی بدست فراموشی سپرده شد ، تا اینکه نام آورانی در این زمینه پا به عرصه وجود نهادند و آثار ارزشمندی خلق کردند از جمله آنها میتوان به مجله گل آقا  و سایر نشریات گل آقا اشاره کرد که جدای از نشر و ترویج این زبان ارزشمند و آشتی دادن دوباره مردم با آن ، خدمات فرهنگی گرانقدری نیز به جامعه فرهنگی و علاقمندان ارائه نمود. بعد از فوت مرحوم صابری فومنی بنیانگذار گل آقا کارهای دیگری توسط دیگران ارائه شده ولی هیچکدام نتوانسته جای خالی گل آقا را پر کند. فرق است بین طنز و بدگوئی  و زبان به کلام زشت گشودن، طنز زبان فاخری است که از عهده هر کس بر نمیآید.

 

     قند پهلو را ببینید، شبکه آموزش ، ساعت 9 شب 

تبریکات صمیمانه


علیرضای عزیز

از خبر خوشحال کننده قبولیت در دوره دکترای علوم اقتصادی  بسیار خوشحال شدم . بتو که زحمت کشیدی ، پدر ، مادر و خواهرانت که بردبارانه اوقات ماندنت در خانه و درس خواندنهای خسته کننده ات را تحمل کردند و البته وسائل رفاهت را هم فراهم نمودند تبریک میگویم ، سلامتی و موفقیت روز افزونت را از خدای بزرگ مسئلت دارم.D: 



سنگ و سگ

دوستی تعریف میکرد روزی در مجلس میهمانی دوستانه ای بوده ، میهمانان از دیدار یکدیگر بسیار مشعوف شده اند و  بزمی هم که بر قرار بوده شادی و شادمانی آنها را ده چندان کرده ، آقای .... هم که شخصیت محترمی است و مورد احترام جامعه فرهنگی میباشد در مجلس حضور داشته ، بقرار اطلاع جو گیر میشود ، پشت تریبون قرار میگیرد و شروع میکند به آواز خواندن، از قضا خواننده معروف موسیقی ایرانی  که او هم شخصیت محترم و مورد احترامی است حضور داشته ، وقتی میبیند صدای نه چندان خوش آن آقا دارد حال بقیه را میگیرد ، پشت تریبون میرود ، تعریف و تمجیدی از وی و تألیفات وی  میکند ،و در توجیه اینکه چرا این شخصیت که نه صدائی دارد و نه موسیقی میداند آوازه خوانی کرده ، میگوید از استاد بزرگوار بسیار ممنونم که آواز خواندند والبته منظورشان این است که : "آواز را اینطوری نباید خواند".


حالا این مطلب را بخوانید، نقل از روزنامه شرق چهارشنبه به نقل از نشریه جوان:

 جوان

یاددشت: «آقای خاتمی! اتفاقا ما به نظام نقد داریم»؛ حسین قدیانی
آقای خاتمی در حالی درخواست آزادی زندانیان محارب و رفع‌حصر سران فتنه را دارد که دست خودشان در خون قربانیان فتنه به‌شدت آلوده است... اگر خاتمی و موسوی و کروبی «دوستان خوب نتانیاهو» نبودند و اگر حرمت قانون و رای اکثریت، بلکه رای 40میلیونی ملت، پاس داشته می‌شد، آیا باز هم ماجرای کهریزک رخ می‌داد؟! و آیا بازهم کسی چون ندا آقاسلطان، قربانی دسیسه فتنه‌گران می‌شد؟! ... جناب خاتمی! مادام که دربرابر خون شهدای 88 تا کمر خم نشوید، نه این نظام، متعلق به شماست، نه شما تعلقی به این نظام دارید. خیالتان تخت! و اگر شما را نه تنفیذ راه دادند و نه تحلیف، دیگر دلیل نمی‌شود که اضافه بر سازمان سخن بگویید و... البته! نقدهایی هم به نظام داشته باشید! فی‌المجلس - و از آنجا که در مثل، مناقشه نیست! - آنکه به نظام، نقد جدی دارد ماییم که چرا سنگ‌ها را بسته و سگ‌ها را آزاد گذاشته است؟

از رادیو 7

از رادیو هفت شنیدم شما هم بشنوید ببخشید بخوانید:


روزی ملک الشعرای بهار که انسان ادیب و سخندانی بود در مجلس شاه فاجار حضور داشت ، شاه شعری را که خود سروده بود خواند و از وی خواست نظرش را در باره آن بگوید، بهار بصراحت گفت شعر ضعیفی است ، بهتر است شما به همان کار شهریاری بپردازید و از شاعری دوری کنید، شاه ناراحت شد و دستور داد وی را به طویله ببرند،  بعد از مدتی دوباره  در محلسی دیگر شاه بازهم شعری از خود خواند و نظر خواهی کرد ،حضار یک بیک نظرشان را آنطور که شاه دوست داشت گفتند و تعریف و تمجید کردند . بهار نیز  حضور داشت ، نوبت به وی که رسید از جای برخاست و بسمت در خروجی رفت ، شاه که تعچب کرده بود ، بهار را صدا کرد و پرسید به کجا میروی؟ پاسخ داد به طویله.  

از جراید

گفتگو با جناب حافظ

شاید اگر خود حافظ بود جوابای دیگه ای میداد ، اشکالی هم نداره آدم حرفای خودشو از زبان دیگری بیان کنه ، بشنوید یا بخوانید این گفتگو را

گفتگو با حافظ

گفتم: سلام خواجه، گفتا: علیک جانم 
گفتم: کجا روانى ؟ گفتا: خودم ندانم 
گفتم: بگیر فالى، گفتا: نمانده حالى 
دایم اسیر گشتم در بند بیخیالى 
گفتم که: تازه تازه شعر و غزل چه دارى 
گفتا که: می سرایم تکنو ،رپ و سواری! 
گفتم: ز دولت عشق ؟ گفتا که: کودتا شد 
گفتم: رقیب ؟ گفتا: بدبخت کله پا شد 
گفتم: کجاست لیلى ، مشغول دلربایى ؟ 
گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایى 
گفتم: بگو ز خالش، آن خال آتش افروز 
گفتا: عمل نموده، دیروز یا پریروز 
گفتم: بگو زمویش، گفتا: که مِش نموده 
گفتم: بگو ز یارش، گفتا: ولش نموده 
گفتم: چرا، چگونه؟ عاقل شدست مجنون؟ 
گفتا: شدید گشته معتاد گرد و افیون 
گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟ 
گفتا: خریده قسطى یک ال سی دی به جایش 
گفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه کاره 
گفتا: شده پرستار یا منشى اداره 
گفتم: بگو ز زاهد، آن رهنماى منزل 
گفتا: که دست خود را بردار از سر دل 
گفتم: ز ساربان گو با کاروان غمها 
گفتا: آژانس دارد با تور دور دنیا 
گفتم: بکن ز محمل یا از کجاوه یادى 
گفتا: پژو ، دوو، بنز ،کمری نوک مدادى 
گفتم که: قاصدت کو؟ آن باد صبح شرقى 
گفتا که: جاى خود را داده به فکس برقى 
گفتم: بیا ز هدهد جوییم راه چاره 
گفتا: به جاى هدهد دیش است و ماهواره 
گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد 
گفتا: به پست داده ، آوُرد یا نیاوُرد ؟ 
گفتم: بگو ز مشکِ آهوى دشت زنگى 
گفتا که: ادوکلن شد در شیشه هاى رنگى 
گفتم: سراغ دارى میخانه اى حسابى 
گفت: آن چه بود از دم گشته چلوکبابى
  

از جراید

دانشگاه بین المللی 


خبر
ثبت تاسیس دانشگاه احمدی‌نژاد در روزنامه رسمی کشور
مهر: راه‌اندازی دانشگاه احمدی‌نژاد در تهران با درج در روزنامه رسمی کشور، رسما تایید شد. تاسیس دانشگاه ایرانیان که منتسب به احمدی‌نژاد است، توسط شورایعالی انقلاب‌فرهنگی مورد موافقت قرار گرفت و روزنامه رسمی کشور نیز این مصوبه شورا را تایید کرد. متن تایید دانشگاه احمدی‌نژاد در روزنامه رسمی کشور به این شرح است: ماده واحده «تایید تاسیس و استقرار دانشگاه بین‌المللی در تهران» که در جلسه 735 مورخ 1392/4/25 شورایعالی انقلاب‌فرهنگی و بنابه پیشنهاد مورخ 1392/4/25 رییس شورایعالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده است، به شرح ذیل برای اجرا ابلاغ می‌شود: «ماده واحده ـ تاسیس دانشگاه بین‌المللی توسط هیات موسس به‌ریاست آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد مورد‌ موافقت قرار می‌گیرد». تبصره ـ اساسنامه این دانشگاه به تایید وزرای علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش‌پزشکی می‌رسد و استقرار مرکز و واحد آن در تهران بلامانع است».
 رییس‌جمهور و رییس شورایعالی انقلاب فرهنگی ـ محمود احمدی‌نژاد

از جراید

گویی مردم را جاهل می‌دانند
حجت‌الاسلام‌والمسلمین منتظری، رییس دیوان عدالت اداری: متاسفانه در حال حاضر برخی از آقایان ادعا می‌کنند که دولت ما حتی یک مورد قانون‌گریزی نداشته است، گویی آنها خدای‌ناکرده مردم را جاهل می‌دانند که اینگونه سخنان ناروا و دروغ آنها را باور کنند، حال آنکه مردم بصیرت لازم را دارند. (ایلنا)

تیم فوتبال بارسلونا


لطفا این مطلب را بخوانید:


"اگر هدایت تیم فوتبال بارسلونا را که یکی از بهترین تیم‌های جهان است به بنده بسپارند و من شروع کنم به اینکه هافبک را بگذارم دفاع راست، دفاع راست را بگذارم دروازه‌بان، دروازه‌بان را بگذارم فوروارد، مسی را هم بگذارم توپ جمع کن. توپ جمع‌کن را هم بگذارم جای مسی. آن کسی را هم که چمن ورزشگاه را آب می‌دهد بگذارم دفاع چپ. خوب چه بلایی سر بارسلونا می‌آید؟"

 

 حالا میتوانید حدس بزنید که گوینده کیست و موضوع چیست؟ اگر نتوانستید پاسخ رادر ادامه مطلب ملاحظه فرمائید.

ادامه نوشته

از جراید

مطلب جالبیه به خوندنش می ارزه، میشه گفت نیمه دوم لیوانه !

اگه حوصلشو داشتید در ادامه مطلب بخونید.

ادامه نوشته

روز ملاله

روز ملاله

     نام ملاله شاید این روزها بگوشتان خورده باشد،  دختر نو جوان پاکستانی که به آتش فرقه گرائی و گلوله تعصبات طالبانی تا دم مرگ پیش رفت اما گلوله ها را از مغزش بیرون کردند و نجات یافت ، گناهش چه بود ؟ علاقه به درس خواندن و سواد آموختن و دختران دیگر را نیز تشویق کردن به یادگیری،واین بود که سردمداران تعصبات فرقه ای فرمان قتلش را صادر کردند.ملاله از مرگ نجات یافت و دنیا در برابر این دختر نوجوان پاکستانی سر تعظیم فرود آورده و روزی را بنامش نامگذاری کرده اند .مطلب زیر را "در ادامه مطلب " به نقل از جراید در باره ملاله بخوانید.

ادامه نوشته

قضاوت

شاید شما هم یک روز در جایگاه قاضی نشستید، این مطلب بدردتان میخورد ،ضرورتا" نه اینکه قاضی رسمی باشید ، یک قضاوت ساده بین دوتا آدم معمولی هم میشود قضاوت، که قضاوت کننده هم قاضی نام دارد.بهرحال مطلب زیر را بخوانید بسیار آموزنده است.

روزنامه اعتماد/ يكشنبه  9 تير 1392/ صفه آخر
 
در حاشيه لغو تحريم بانك ملت توسسط دادگاه عالی انگليس
چنين كنند قضاتی كه شعار نمی دهند
 
فريدون مجلسی
خبرگزاری ها در 29 خرداد 1392 اعلام كردند كه دیوان عالی بریتانیا در دعوای بانك ایرانی ملت علیه تحریم برقرار شده از سوی اتحادیه اروپا كه موجب تعطیل فعالیت های آن بانك در انگلستان شده بود، به سود خواسته بانك ایرانی رأی داده و مستندات اعمال تحریم دولتش را در اعمال آن عليه آن بانك ناكافی و مجازات غیر قضایی را نامتناسب دانسته و حكم قاطع به لغو آن،‌ و خودداري از هرگونه دستور دولتی بعدي مغایر این رأی صادر كرده است! به قرار اطلاع بانك ملت به استناد این رأی در صدد رجوع به دادگاه بعدی‌ برای جبران خسارات و یا در واقع دریافت غرامت ناشي از تعطیلی غیر قانونی و عدم النفع وارده به آن بانك است! در واقع نباید نیازی به این علامت تعجب می بود. اما چه كنم، برخی بدیهیات نیز برای ما تعجب انگیز است. راستش به یاد رأی تاریخی دیگری از سوی قاضی انگلیسی دیگری افتادم كه شصت و دو سال پیش به نفع دولت ایران و به زیان كشورش صادر شد. شاید نسل های كنونی نیاز به یاد آوری داشته باشند كه پس از اعلام ملی شدن نفت ایران توسط دولت مرحوم مصدق، دولت انگلستان برای ابطال آن به دیوان بین المللی دادگستری در لاهه متوسل شد. دولت ایران در پاسخ خواسته بریتانیا به دادگاه اعلام كرد كه دولت ایران شركتی ایرانی را كه در خاك ایران به استخراج و تصفیه و تجارت نفت مشغول بوده ملی كرده است كه امری كاملاً‌داخلی است و دیوان دادگستری اصولاً‌ صلاحیت رسیدگی به آن را ندارد، ‌و دولت انگلیس می تواند به دادگاه های ایران مراجعه، یا برای دریافت غرامت با دولت ایران مذاكره كند. در 22ژوئیه 1352،‌ یعنی در همان روزی كه در 30 تیر 1331قیامی ملی در ایران برپا بود كه منجر به سقوط دولت چند روزه قوام السلطنه و بازگشت مصدق به نخست وزیری شد،‌ دیوان به ریاست سِر آرنولد مَك نیر فقید،‌ قاضی انگلیسی، با اكثریت 9 رأی در مقابل 5 رأی به سود خواسته ایران رأی داد و خودش را صالح به ورود به دعوا ندانست. جالب اینكه قاضی مَك نیر رئیس انگلیسی دادگاه در شمار كسانی بود كه به سود ایران رأی داد و تنها كسی بود كه علاوه بر صدور رأی در حاشیه آن توضیحات تكمیلی به عنوان نظر كارشناسی شخصی خود، و لابد برای ضبط در تاریخ، در تأیید حقانیت ایران نوشت. تا آیندگان بدانند كه  به چه دلیل ناچار بوده است از شرافت حرفه ای خودش حتی به زیان منافع مادی كشورش دفاع كند.
          چند سال پیش در یادداشتی در این باره به نقل از كتاب خاطرات مرحوم جلال عبده آورده بودم كه می گوید سال ها پس از دیداری كه به عنوان عضو جوان هیأت ایرانی در دادگاه لاهه داشتم،‌روزی كه دیگر سفیر ایران در سازمان ملل بودم او را در كنار آسانسور سازمان ملل در نیویورك دیدم. نزدش رفتم و با احترام سلام گفتم و خودم را معرفی كردم و گفتم به عنوان یك ایرانی باید همواره از شما كه به سود كشورم رأی دادید سپاسگزار باشم! و او نگاهی به من انداخت و پاسخی به این مضمون داد كه من به نفع كشور شما رأی ندادم!  به حق  و عدالت رأی دادم! در آن زمان نوشتم كه این سخن نشانه وطن پرستی آن قاضی است و با چنین عشقی چه رنج آور بوده رأیی كه برای میهن گرامی اش زیانبار بوده است! و باز نوشته آن روز را تكرار می كنم كه من آن رأی را حتی منافی منافع مهم تر كشورش نیز نمی دانم. زیرا اكنون، پس از شصت و دو سال، تقریباً‌ هیچ یك از ما ایرانیان نام آن قاضی شریف را به یاد نداریم،‌ اما همواره با احترام و بزرگی از او به عنوان «آن قاضی انگلیسی»،‌ یعنی به نام وطنش نام می بریم و احترام می گذاریم! و او نيز با آن رأی نه تنها تحقیر نشد بلكه بعدها به ریاست دادگاه اروپایی رسید. چنين كنند قضاتی كه شعار نمی دهند، خودنمايی نمی كنند، در مقولات سیاسی و جاه طلبانه وارد نمی شوند، جانبداری و جبهه گیری نمی كنند، از شأن خود نمی كاهند، به هيچ معامله و فساد و فشاري تن نمی دهند، و با شجاعت عالمانه شرف حرفه ای خودشان را پاس می دارند و بر هر وسوسه و بیم و امیدی چشم می بندند. آن چنان كه فرشته نمادين عدالت ترازو در دست و چشم بسته است.

از  جراید هفته قبل

- کد خبر :12165


به خوشبینی های افراطی دامن نزنیم


انتخاب شایسته جناب آقای دکتر روحانی به عنوان رئیس جمهور کشور را تبریک می‏ گوئیم و از خداوند متعال برایشان توفیق خدمتگزاری آرزومندیم.


انتخابات مهم ریاست جمهوری به شایستگی با اقبال عمومی مواجه شده و حتی بالاتر از پیش‏بینی‏ ها شادی، شور و شعف زائد‏الوصف مردم را به همراه داشته است. شور و شعف همراه با امید به آینده و انتظار تغییر و تحول از وضعیت نامطلوب موجود به وضعیت مطلوب و حتی ایده ‏آل.

همه اینها حق مردم است و انتظاراتی که دارند نیز انتظاراتی است بجا، بحق و شایسته آنان، مردمی که در هر قشر و طبقه به صور مختلف از اتفاقات چند سال اخیر آسیب دیده‏ اند و بعضاً نیز به یأس و نا امیدی گرفتار آمده ‏اند، و امید است که دولت آینده که با شعار ارزشمند تدبیر و امید و اعتدال‏ گرایی رأی قاطع مردم را به خود اختصاص داد با تدبیر و عقلانیت و استفاده از مدیران لایق و تدوین برنامه ه‏ای حساب شده و کارشناسانه سر رشته امور اجرائی کشور را به دست گیرد و انتظارات به حق مردم را برآورده سازد و موجب سرافرازی و اعتلای بیشتر کشور گردد.

در این میان یادآوری یک نکته نیز حائز اهمیت است و آن اینکه اگر انتظارات و توقعات مردم، از دایره اعتدال و چارچوب امکانات موجود خارج شود و دولت از عهده دستیابی به آنها بر نیاید، بیم آن می‏ رود که امیدها به یأس مبدل گردد، اعتماد عمومی سلب شود و سرخوردگی به وجود آید و نتیجه آن خواهد شد که در سال های گذشته بر کشور رفت، حتی بدتر.

کمک به افزایش شادی و شعف مردم بسیار خوب است و در خور ستایش ،اما خوشبینی بیش از حد و غیر منطقی، اصلا"خوب نیست و به همین سبب باید ترتیباتی اتخاذ شود که حداقل از طرف مسئولین، صاحب منصبان، نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، دست اندرکاران و مشاورین ریاست جمهوری، اقتصاددانان و اهالی قلم به این نوع خوشبینی‏های افراطی دامن زده نشود که در این صورت توقعاتی را به وجود می‏ آورد که از عهده دولت ساخته نیست و تبعات ناگوار آن گریبان گیر خود دولت و مردم خواهد شد.

واقعیت این است که از نظر اقتصادی در وضعیت خوبی نیستیم و در روابط بین‏ الملل که ضرورت حضور در جامعه جهانی است نیز دچار مشکلات فراوان شده ‏ایم. پدیده ‏های اقتصادی چیزی نیست که یک شبه بتوان آنها را بهبود بخشید، تخریب آسان است اما اثرات مخرب یک تصمیم بی جا یا موضع گیری غلط بر اقتصاد، مدت ها وقت لازم دارد تا با صرف هزینه ه‏ای گزاف ترمیم گردد و مرتفع شود.

دولت آینده هرچقدر هم توانمند باشد یقیناً قادر نیست موجبات رشد و توسعه اقتصادی را که هم اینک بنابر آمارها در حد صفر است به سرعت فراهم آورد و شاخص ها را به نقطه مطلوب برساند، تبدیل سند مدیریت و بودجه کشور از یک دفترچه قابل حمل در جیب، به سندی معتبر که حاوی اندیشه اقتصادی، مدیریت، تدبیر و امید، موضع گیری های اساسی کارشناسانه و واقع گرا و روح آرمان گرایانه باشد، به تعبیری دیگر احیا سازمان برنامه و بودجه،  یقیناً مستلزم زمان است، یا در خصوص مناسباتی که با بسیاری از کشورها در وضعیتی نه چندان مطلوب قرار دارد، هرچند ما علاقمند به ترمیم باشیم معلوم نیست طرف مقابل بفوریت همراه گردد، در این صورت است که عدم حصول نتیجه فوری،  به حساب ناتوانی دولت گذاشته می‏ شود.

بهتر است مسئولین ذیربط که البته باید در شادی مردم شریک باشند و همراهشان شوند از همین ایام که هنوز کار دولت جدید شروع نشده به تشریح و توضیح واقعیت‏ ها بپردازند و از ایجاد خوشبینی مفرط و دامن زدن به توقعات بیش از حد مردم خودداری نموده و بر مشی اعتدال اهتمام ورزند.

خوشبینی بیش از حد نیز نوعی افراط است و با اعتدال سازگار نیست، اصلاحات اقتصادی  و برنامه ریزی برای رفع مشکلات مردم که در عین حال بتواند متضمن توسعه پایدار باشد، به صورت تدریجی ثمر می‏ دهد ، صبر و بردباری و متانت و عقلانیت لازم است تا ثمره اصلاحات بر سفره مردم ظاهر شود.

 علی موحد

رئیس جمهور

     مطالب انتخاباتی متنوعی تهیه کرده بودم که در چند پست  درج کنم اما متأسفانه اینترنت قطع بود و حالا هم که امکان دسترسی هست ، کهنه شده اند ، بدرد قبل از انتخابات میخوردند .

     نتیجه انتخابات برای مردم بسیار خوشحال کننده بود ، از ریاست جمهوری آقای روحانی استقبال خیلی خوبی شده است ، منهم مثل دیگران امید دارم کارش را با بکارگیری و همکاری مدیرانی لایق و توانمند شروع کند و برای حل مشکلات برنامه ریزی نماید .

     در دوره آقای شاهرودی  دادسرا ها که رکن مهمی در نظام قضائی کشور بود احیا شد ، انتظار این است که آقای رئیس جمهور جدید نیز سازمان برنامه و بودجه  یا  تشکیلاتی را که همان مأموریت و مسئولیت را داشته باشد احیا نمایدتا  بیشتر از این به مملکت آسیب نرسد و حتی اگر هم موفق نشود کار فوق العاده ای انجام دهد،امید آنکه خسارات متوقف گردد، جبران خسارت در ابعادی بوسعت یک مملکت بسیار سخت و بعضا"ناممکن است ولی با تدبیر و عقلانیت میتوان  مشکلات را از پیش رو برداشت و همگان را به آینده ای بهتر امیدوارکرد.

      از خداوند متعال، توفیق خدمتگزاری برای دولت آینده و سعادت و خوشبختی و سرافرازی برای مردم عزیز  آرزومندم.

زندگی جنگ و دیگر هیچ

زندگی جنگ ودیگر هیچ

         تیتر فوق دیروز دریکی از روزنامه ها نظرم را جلب کرد ، نام کتابی است از اوریانا فالاچی ، همان روزنامه نگار معروف ایتالیائی که با امام خمینی هم مصاحبه ای داشت . این کتاب گزارش گونه ای است در باره جنگ ویتنام ، و به تعبیر دیگر پاسخی به خواهر کوچک اوریانا که سئوال کرده بود "زندگی یعنی چه" واو در پاسخ به این پرسش  کتاب را با استفاده از تجربیاتش از جنگ ویتنام که خود نیز در آن بعنوان خبرنگار حضور یافته ،به رشته تحریر در آورده بود. کتابی بسیار خواندنی و در زمره کتبی که ما در دوران دانشجوئی بصورت شراکتی با دانشجویان دیگر میخریدیم و در مدتی کوتاه میخواندیم و میدادیم به نفر بعدی.

     گرچه این کتاب نیز بیانگرخشونت های بشر در یکی از دوره های تاریخ معاصر است و خواننده بسیار دلگیر و محزون میشود ، از یکطرف بسبب جنایاتی که ارتش آمریکا در کشور ویتنام با همکاری تعدادی نظامی بومی مرتکب شده و از طرفی برای رنج جانفرسائی که کودکان ، نوجوانان ، زنان و مردان پیر و جوان ویتنامی را در کام  خود فرو برده ، تا آنجا که فکر میکردند زندگی جنگ است و دیگر هیچ، اما این بار عنوان مذکور نه برای آن کتاب،که انتخاب شده برای گزارش رنجی جانفرساتر وفاجعه ای بمراتب  وحشتناکتر از جنگ ویتنام که  گریبان مردم سوریه را گرفته است ، وبازهم چه عنوان با مسمائی برای جنگی دیگر.

    گزارشی بسیار حزن آور از برخی زوایای جنایت بار جنگ داخلی و صد البته دامنگیر کودک و نوجوان و زن و مردی که در این آتش خانمانسوز میسوزند و چاره ای جز کشته شدن یا فرار از شهر و دیار خود ندارند.

     بسیار غمگین و گریان و آزرده شدم از این همه رنجی که بر این مردم میرود آنهم بدست خود مسلمانها بر مسلمانها.شما هم اگر طاقتش را دارید در"ادامه مطلب" گزارش روزنامه را بخوانید.   

ادامه نوشته

موسیقی مردمی

     موسیقی بخشی از فرهنگ یک جامعه را تشکیل میدهد .بخشی از فرهنگ که بسیار هم حساس است و در برابر تحولات و تغییرات اجتماعی واکنش های متفاوت از خود نشان میدهد.

     انواعی از موسیقی هم فارغ از تحولات اجتماعی و سیاسی و حتی مذهبی، بصورتی ماندگار در حافظه فرهنگی و تاریخی جامعه و فراتر از آن جوامع بشری باقی میمانند و بعضا" بیانگر هویت فرهنگی جامعه خود هستند.

     بخشی از انواع موسیقی نیز که تقریبا" در همه جوامع وجود دارند ، به موسیقی مردمی معروف هستند که البته با موسیقی بومی و فولکلوریک و اختصاصی اقوام ، متفاوت است  ، موسیقی مردمی و بعبارتی، کوچه بازاری از قوام و دوام طولانی برخوردار نیست و بعضا" در نسل بعدی بدست فراموشی سپرده میشوند.

     این نوع موسیقی بیشتر بازتاب دهنده حال و هوائی است که طبقاتی از مردم جامعه ، خواسته یا ناخواسته در آن قرار lمیگیرند و چه بسی پس از دوره ای کوتاه آنرا بدست فراموشی می سپارند .

     در ایران نیز این نمونه موسیقی در مقاطع مختلف تاریخی ظهور و بروز داشته است و از جمله آنها میتوان به سبک خراباتی ،عشقی  یا کوچه بازاری اشاره کرد و  سردمداران آن از حسن شهرستانی ، داوود مقامی  و جواد یساری نام برد.

     از نسل مذکور احتمالا" فقط نفرآخر در قید حیات است که یکی از روزنامه ها مصاحبه ای با وی داشته است که اتفاقا" همان حال و هوای کوچه بازاری را دارد.

     علاقمندان میتوانند آنرا در ادامه مطلب مطالعه فرمایند 

ادامه نوشته

مردم را فریب دادیم!!!!

این روزا بنظر میرسه داغترین بحثها و گفتگوها راجع به انتخاباته ، بریده های جرایدی زیر را بخوانید:


بنز هاشمی گران‌تر از پژو جنتی نیست
پاسخ مطهری به سخنان جنتی
شرق: روزجمعه امام‌جمعه موقت تهران در سخنانی کنایه‌آمیز اعلام کرد افرادی که ماشین بنز سوار می‌شوند، صلاحیت رییس‌جمهوری شدن ندارند، علی مطهری از نمایندگان اصولگرای مجلس با انتقاد از اظهارات آیت‌الله جنتی گفت: «فکر نمی‌کنم بنز آقای هاشمی گران‌تر از پژوی آقای جنتی باشد. آقای جنتی می‌گوید به کسی که سوار بنز می‌شود رای ندهید، ولی بحث بر سر این است که اگر برخی مقامات سوار بنز می‌شوند، این کار بنا بر تشخیص تیم حفاظت بوده و همین تیم تشخیص داده که ایشان باید با بنز و ماشین ضدگلوله تردد کند. از طرف دیگر بنزهایی که این مقامات سوار می‌شوند، بنزهای 20، 30 سال پیش است که قیمتش در حد پراید است. از اینها گذشته آقای جنتی هم با پژو تردد می‌کنند که فکر نمی‌کنم بنز آقای هاشمی گران‌تر از پژوی آقای جنتی باشد. به نظرم این حرف خیلی خامی بود.»
او افزود: «در انتخابات‌های گذشته مردم را فریب دادیم و آرایشان را به سمتی سوق دادیم که به این بدبختی‌ها رسیدیم. پس دیگر این روش‌ها را تکرار نکنید.»
.
.
.
 مطهری درباره اینکه فکر می‌کنید هاشمی تایید یا رد صلاحیت شود؟ اظهار عقیده کرد: «قطعا آقای هاشمی تایید صلاحیت می‌شوند، اصلا اگر ایشان تایید نشوند، اصل انقلاب و نظام زیرسوال می‌رود. از طرف دیگر مشایی را باید با قاطعیت رد کرد و هاشمی را با قاطعیت تایید کرد.»

خبر
تهدید محسن رضایی به افشاگری 
عصر ایران: محسن رضایی گفت: یکی از نامزدهای انتخاباتی که در آخرین لحظات ثبت‌نام کرده از طریق فرزندش به یکی از اعضای خانواده‌ام گفت به سودتان است محسن رضایی به نفع پدر من کنار برود. وی ادامه داد: هر چند از نظر اخلاقی برایم سخت است که دست به افشاگری بزنم ولی به دلیل اینکه این نوع شایعات به صورت حساب‌شده مطرح می‌شود ناگزیر هستم مطالبی را بیان کنم. رضایی افزود: تاکنون چندبار از سوی برخی ائتلاف‌ها و همچنین از سوی یکی از نامزدهای انتخاباتی پیشنهاداتی برای کناررفتن من صورت گرفته که قبول نکردم و تا آخر نیز نخواهم پذیرفت.

از جراید

مشایی: احمدی‌نژاد اینقدر تعریف کرد پدر مرا در‌آورد 
فرارو: اسفندیار رحیم‌مشایی در همایشی انتخاباتی در جمع اساتید و دانشجویان یزدی درباره رابطه با آمریکا گفت: «بحث مذاکره با آمریکا مساله خاصی نیست. مذاکره چنانچه از موضع عزت باشد، حتما منفعت و پیروزی ما را در بر خواهد داشت ولی اگر در موضع ذلت باشیم با هر کشوری بخواهیم مذاکره کنیم جز ضرر و باخت نتیجه‌ای نخواهد داشت.» براساس این گزارش یکی از شرکت‌کنندگان که تحت‌تاثیر سخنان مهندس مشایی قرار گرفته بود، سخنرانی وی را قطع کرد و گفت: آقای مشایی اگر بخواهید انتقادی به دکتر احمدی‌نژاد بکنید چه می‌گویید؟ مهندس مشایی در جواب ایشان گفت: «اگر بخواهم انتقاد کنم، در میان این همه مزایایی که ایشان داشته‌اند سوءاستفاده رسانه‌ای خواهد شد ولی یک انتقاد به خاطر شما می‌کنم؛ این آقای احمدی‌نژاد از بس از من تعریف کرد پدر مرا درآورد!»



کیهان
سرمقاله: «طبل‌های تو خالی»؛ حسین شریعتمداری
آقای هاشمی به خوبی می‌داند که پایگاه مردمی قابل توجهی ندارد و از سالن وزن‌کشی نامزدهای ریاست‌جمهوری یازدهم، «سنگین وزن» بیرون نخواهد آمد... شرط و شروطی که این روزها آیت‌الله هاشمی مطرح می‌کند قبل از آنکه برای نامزد شدن باشد، توجیهی توضیح‌نما! برای نامزد نشدن است! به عنوان مثال اخیرا اعلام کرده‌اند در صورتی کاندیدای ریاست‌جمهوری یازدهم خواهند شد که رهبر‌معظم‌انقلاب با نامزدی ایشان موافقت فرمایند! این در حالی است که آقای رفسنجانی سال‌هاست که از نزدیک با نظرات و دیدگاه‌های حضرت آقا آشنا هستند و بارها - از جمله در دیدار اخیر و جداگانه برخی از نامزدها با ایشان - فرموده‌اند «نه می‌گویم بیایید، نه می‌گویم نیایید و نه تکلیف می‌کنم» یا چند هفته قبل طی سخنانی با صراحت اعلام کردند حتی نزدیک‌ترین افراد به ایشان نیز نمی‌دانند که رهبری به کدام نامزد رای می‌دهد... آقای خاتمی - برعکس آقای هاشمی - از آنجا که اطمینان دارد در صورت نامزد شدن قطعا رد صلاحیت خواهد شد، کاندیدا نمی‌شود... برای خاتمی با سابقه‌ای که از وطن‌فروشی و ایفای نقش ستون پنجم دشمن در کارنامه سیاسی وی ثبت و ضبط شده است، ردصلاحیت از سوی نظام به منزله دریافت «مهر باطل شد»! است... نامزد یا نامزدهای مورد نظر دولت - حلقه انحرافی - برخلاف ادعاهای دهن‌پرکن و مبالغ نجومی و کلانی که از کیسه بیت‌المال برای مطرح کردن خود هزینه می‌کنند، تردیدی ندارند که به آخر خط رسیده‌اند و چند ماه دیگر باید از قطاری که بی‌بلیت سوار آن شده‌اند پیاده شوند.

عفت مرعشی: حاج‌آقا مطمئنا نمی‌آید
گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران: عفت مرعشی مادر مهدی هاشمی‌رفسنجانی که برای شرکت در اولین جلسه دادگاه پسرش به دادگاه آمده بود، در جمع برخی از خبرنگاران گفت: «اتهامات وارده به خانواده هاشمی و مرعشی وارد نیست.» وی در مورد علت حضورش در دادگاه انقلاب اظهار کرد: «به خاطر دادگاه مهدی هاشمی به اینجا آمده‌ام اما از آنجا که نمی‌دانستم آنها دادگاه را ترک کرده‌اند، اکنون دادگاه را ترک می‌کنم و آنها زودتر رفته‌اند.» مرعشی ادامه داد: «دادگاه را به وقت دیگری موکول کردند و از تاریخ بعدی برگزاری دادگاه اطلاعی ندارم.» عفت مرعشی با اشاره به حضور آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در عرصه انتخابات بیان کرد: «حاج‌آقا مطمئنا وارد عرصه انتخابات نمی‌شود.» وی در پایان خاطرنشان کرد: «انتخاباتی وجود ندارد، مگر برای اینها کاری دارد که رای‌ها را عوض کنند.»
 
 

یک مطلب آخر هفته ای

خانم بهاره رهنما هنرپیشه است ، به تئاتر بیشتر از سینما وابستگی دارد ، از هر فرصتی برای تبلیغ  و تشویق مردم برای رفتن به تئاتر استفاده میکند، به کتاب و نویسندگی هم علاقه زیادی دارد و سوژه های زیبائی برای نوشتن پیدا میکند، سوژه هائی که در محیط زندگی همه ما نمونه اش پیدا میشود ،یک نمونه اش را بخوانید تا شما هم اگر علاقه به نوشتن دارید ، مثل این خانم هنرمند نویسنده کتابخوان ، نگاهی به اطرافتان بیندازید.

بیماری نوستالژی را درمان کنیم
بهاره رهنما . بازيگر، نويسنده
یک‌حرف،کشو‌ها را خودت خالی کن! : اغلب ما آدم‌ها چه اصراری داریم در نگه‌داشتن ته قبض‌های سینما و تئاتر، کاغذ بستنی، کلید خانه ده‌سال پیشمان، یک پیراهن مندرس که سال‌هاست نمی‌پوشیم، لنگه دمپایی نوجوانی‌مان، شیشه‌های خالی عطر و... همه ما وقتی دور از جان شما، روزی بمیریم و بیایند دوست و فامیل اثاثیه‌مان را جمع کنند، بی‌شک تعداد زیادی از اشیای بلااستفاده از ما به جای می‌ماند که برای بازماندگان جای سوال است که چرا فلانی اینها را نگه داشته؟ شاید پشت هرکدام از این اشیا داستان عجیبی نهفته باشد که برای همیشه با فوت صاحبشان به عدم سپرده شود. پدربزرگ یکی از دوستانم که فوت کرده بود بارها بود وقتی دایی‌هایش که هیچ‌کدام سیگاری نبودند سر خاک ایشان می‌رفتند گل سرخی با چند ته سیگار بهمن پیدا می‌کردند که هرگز نفهمیدند کار کی بوده. راز‌ها و داستان‌های ما، گاه سال‌ها بعد از مرگمان رو می‌شود و گاه با مرگمان به عدم سپرده می‌شود و شاید بهتر که با مرور زمان مثل خود ما فراموش می‌شود و به خاک بازمی‌گردد، اما اشیا سخت‌جان‌تر از آنند که به‌زودی عمر یک انسان از بین بروند، اشیا در مرور زمان حتی گاه جاودانه می‌شوند و این حتی ترسناک است، شاید به همین دلیل، مدت‌هاست با نگه‌داشتن اشیایی که بار خاطراتی را همراه دارند مخالفم، سنگ‌ها و صدف‌هایی که از ساحل‌های مختلف جمع کرده‌ام را بارها وسوسه شده‌ام که دور بریزم، دیروز کلید‌های خانه قدیمی و کلی ته بلیت سینما و تئاتر را دور ریختم، شیشه‌های عطر خالی را با قصه‌هایشان و نخ‌هایی که مادر برای زیباشدنشان به دورشان قلاب‌بافی کرده از نظر دور می‌کنم تا شاید بار بعدی که به کمدها و کشوها سر می‌زنم آنها را هم دور بریزم، رفتن به سر کاغذها و نوشته‌ها اما اعصاب و وقت کافی می‌خواهد که فعلا دارم بهش فقط فکر می‌کنم، کوه کاغذ‌ها و مدارک و کارت‌هایی که فکر می‌کنیم روزی به دردمان می‌خورد و اغلب هم هیچ نمی‌خورد می‌تواند ما را در خود مدفون کند، اما شجاعتم در کندن از این حس بی‌خود دلبستگی به اشیا کاملا محدود است، کفش‌های بچگی دخترکم و شیشه شیر‌هایش را نمی‌توانم دور بریزم، با نگه‌داشتن این اشیا مخالفم، چون شک ندارم هرگز سراغشان نمی‌رویم مگر در یک حال بد روحی و به حالت خودآزاری که بهتر که نباشند تا کمتر آزار ببینیم. این حس در عکس‌ها و آلبوم‌های قدیمی هم برایم وجود دارد: عکس‌های قدیمی‌ام رقبایم شده‌اند، تصویر زنی که روزی دوستش داشتی... به هر حال تجربه خوب و عجیبی است گاهی فکر کنیم، مرده‌ایم و یک‌بار فقط برگشته‌ایم و داریم لابه‌لای کمدها و کشو‌های شخصی‌مان، خودمان اشیا را غربال می‌کنیم و دور می‌ریزیم، مرور خاطرات این اشیا هم یک‌بار به شرط کندن از بار کهنه ماندنشان، مرور بی‌حاصلی که نیست هیچ، شاید ما را با زوایایی از وجودمان آشتی هم دهد، شجاع باشیم و تا زنده هستیم این‌بار را سبک کنیم.
تصویر از آتلیه مدیر   (منظور همان مدیر خودمان است)

من میچرانم گله را

برای علاقمندان به فرهنگ مردمی(فولکلوریک) نقاط مختلف ایران ، ضمنا"به واژه هائیکه در متن استفاده شده و تطابق آن با نقاط دیگر کشور ،توجه نمائید

زن چوپان
زندگي «سرو آزاد» در «پویه» شاهرود
من می‌چرانم گله را
آزاده تاجعلی
قلعه‌های تاریخی، قنات‌های کم‌آب و گیاه‌های درمنه و اسپند، با مردمانی که همواره چشم‌های‌شان را از نور تند، تنگ می‌کنند، کلاته‌های شرقی دهستان میامی (شاهرود) را شکل می‌دهد. اینجا پویه است. روستای کوچکی در حاشیه کویر که سخت‌کوش‌ترین زنش، چوپانی می‌کند. سروآزاد ٥١ سال دارد و ٢٠سال است که گوسفندهای مردم را هر روز دو بار به چرا می‌برد. او می‌گوید: از وقتی شوهرم بر اثر ناراحتی قلبی از دست رفت، زندگی‌ام سخت شد چون پسری هم نداشتم که کار کند. در پویه هم خیلی بد می‌دانند که زن‌ها بعد از مرگ سایه سرشان، حتی در کوچه‌ها و گوشه و کنار دیده بشوند، اما آن موقع خودم را به جلمردی (شجاعت) زدم و از ریش‌سفیدهای کلاتا (ده) خواستم که به من مال (گوسفند) بدهند تا بچرانم. فکر کردم می‌توانم از آنهایی که پیر شده‌اند و به درد کشتن هم نمی‌خورند، نگهداری کنم. با کمک مادرشوهرم آغل را بزرگ کردیم و مردها هم بالاخره راضی شدند ٤٠‌گوسفند شش، هفت‌ساله به من بسپارند. او ادامه می‌دهد: روزی که اولین بار دیدم که دارند حیوان‌ها را به طرف آغل خانه‌ام هُش می‌کنند، دلم هُرَست کرد (نگران شدم). با خودم گفتم، ‌ای کاش قبول نمی‌کردم، حالا با این امانت‌های مردم چه‌کار کنم؟ اگر از گرسنگی حرام شوند، اگر کم بچه کنند، اگر شیرشان خشک شود، من آبرویم می‌رود اما خب آن روز خیلی دعا خواندم و مادرشوهرم هم دلوادی (دلداری)‌ام داد که ما زن‌ها از عهده این کار هم برمی‌آییم. سروآزاد درباره کارش توضیح می‌دهد: بهار که باشد، مال‌ها را تا پایین پویه می‌برم و آنها از «قیچ»، «جامه‌در»، «گَوَن» و «مایه تلو» شکم‌شان را سیر می‌کنند، اما خب زمستان‌ها کارم سخت‌تر است و باید در آغل، جو، کاه، بیده و تفاله (چغندر) بریزم. هر چه باشد، اما به بوی گوسفند‌هایم عادت کرده‌ام و همه‌شان را دوست دارم، عیبی هم ندارد که کارشان سخت بشود. البته من نمی‌توانم مثل سه چوپان دیگر کلاتا که مردهای جاهل (جوان) هستند تیز و بُز باشم، آنها هرکدام ٥٠٠ راس حیوان دارند و باید هم که از من آژیر (هوشیار)‌تر باشند. او ادامه می‌دهد: بهترین وقتم غروب‌هاست که خسته با این زبان بسته‌ها برمی‌گردم، چادر و کفش‌هایم خاکی شده و من را یک زن کاری نشان می‌دهد، همه این ٢٠ سال، اما غروب‌ها مغرور می‌شوم که مردهای پویه می‌بینند امانت‌های‌شان را سرحال و سیر دارم برمی‌گردانم. آن وقت همیشه می‌روم سرقبر «حاج ملا آقا» و برایش فاتحه می‌فرستم و دعا می‌خوانم که تا آخر عمرم حتی یک بزغاله کوچک را هم گم نکنم یا باعث نشوم که دست شغال بیفتد. سروآزاد تعریف می‌کند: چند بار گوسفند‌ها را نزدیکی‌های قلعه مَرِشنی گم کردم، اما زود یادم آمد که مادرم وقتی چیزی گم می‌کرد، بال چارقدش را گره می‌زد، می‌گفت دم شیطان را گره زدم و خیلی زود همه‌چیز را پیدا می‌کرد؛ من هم آن موقع‌ همین کار را کردم و یکهو صدای زنگوله حیوان گمشده‌ام را شنیدم. شاید هیچ وقت موقعی که دختر جوان و قدبلند و قشنگی بودم فکر نمی‌کردم که چوپان بشوم، اما خواست خدا این بوده و به همین خوشحالم که مثل خیلی از زن‌ها، وقتی سایه سر نداشتم، حتی با یک گله گوسفند سر کردم و زیر بار منت کسی نرفتم. مادرشوهرم از اولش می‌گفت یک زن باید بعد از مردش، در میان یک دنیا مرد دیگر، سرش به کار خودش باشد و نجیب بماند.
تصویر از آتلیه مدیر .....

از جراید

برای کسانیکه علاقمندند اسم دخترشان را سوزان بگذارند:


انتخاب اسم‌های سوزان، نیک و رز برای فرزندان منعی ندارد

فارس: مدیرکل اسناد هویتی سازمان ثبت ‌احوال با تاکید بر اینکه نام‌گذاری اسامی خارجی ممنوع است، گفت: نام‌هایی مانند ادوارد و الیزابت در گذشته ممنوعیتی نداشت ولی براساس مصوبه شورایعالی ثبت ‌احوال، دیگر استفاده از این اسامی ممنوع است. محسن اسماعیلی گفت: بعضی از اسامی مانند رز، نیک، سوزان، به دلیل اینکه با فرهنگ ایرانی نیز متشابه است، مشکلی در نام‌گذاری ندارد.


برای علاقمندان به مداحی و ایضأ مداحان:

مداحان، خانه‌دار می‌شوند

ایلنا: مدیر روابط عمومی خانه مداحان از واگذاری خانه به مداحان اهل بیت(ع) در پیشوای ورامین خبرداد. جواد احمدی با اعلام این مطلب گفت: با توجه به توافق خانه مداحان با شرکت بلوک بتن شرق واحدهایی از پروژه مسکن مهر به مداحان واگذار می‌شود.

قرائتی در کانال کولر

  دوستداران آقای قرائتی دچار سوءتفاهم نشوند ، عنوان مطلب در گفتار خود ایشان است، بخوانید:


قرائتی: دنبال کار واجب بروید نه مستحب
مهر: حجت‌الاسلام قرائتی خطاب به اهالی قلم گفت: ببینید چه کاری واجب و زمین مانده تا آن را انجام دهید و تا کار واجب هست دنبال مستحب نروید. نان بخورید که بنویسید نه اینکه بنویسید تا نان بخورید. قرائتی در ادامه دو بطری آب معدنی را که برایش آورده بودند زیر میز سخنرانی گذاشت و گفت: مجبوریم این آب‌ها را پنهان کنیم تا اگر فیلم این سخنرانی را در ماه رمضان نشان دادند، نگویند شیخ روزه‌خواری می‌کرد. سپس بسته دستمال کاغذی روی میز را زیر میز مخفی کرد و گفت: این دستمال کاغذی را هم پنهان می‌کنم که نگویند قرائتی تبلیغ فلان دستمال را می‌کند. دیگر بعد از 30سال در تلویزیون بودن برای خودم کارگردانی شدم. یکی از دوستان می‌گفت قرائتی تو در همه کانال‌ها هستی الا کانال کولر.

از جراید

برای علاقمندان به وضعیت کشور:


ایسنا: علی‌اکبر ولایتی، عضو ائتلاف پیشرفت و یکی از کاندیداهای احتمالی انتخابات گفت: وضعیت کشور به قدری به‌هم‌ریخته است که هر روز منتظر وخیم‌تر و بدتر شدن شرایط هستیم. او درخصوص هاشمی‌رفسنجانی گفت: شاهد بودم امام (ره) و مقام معظم رهبری نظر مثبتی نسبت به هاشمی داشتند و مقام معظم رهبری امروز هم نظرشان حفظ احترام به ایشان بوده و خودشان چندین بار هاشمی را به‌عنوان رییس تشخیص مصلحت نظام نصب کردند اما این کار را برای آنهایی که جزو فتنه بودند انجام ندادند، ولی در رابطه با هاشمی همیشه نظر مثبتی داشتند. او در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه اگر در انتخابات کاندیدا باشید و بگم‌بگم‌های احمدی‌نژاد به شما برسد، چه می‌کنید؟ گفت: بنده آمادگی دارم پاسخگوی تمام سوالات و شبهاتی باشم که در رابطه با خودم از سن نوجوانی تاکنون مطرح می‌شود.  


خاک آشنا

     از شهر و هیاهوهایش بریده و در یکی از روستاهای کردستان سکنی گزیده و تنها زندگی میکند ، حتی از نعمت تلفن و رادیو و هرگونه وسیله ارتباطی خود را محروم ساخته وبا نقاشی به افکارش  جان میبخشد ،آقای کیانیان در نقش نامدار یا بقول خاتون مامو نامدار!

     بطور ناگهانی خواهر زاده اش که خیلی هم امروزی است و بی خیال، سرو کله اش پیدا میشود و همه چیز عوض میشود ، خودش هم همینطور ، و باقی قضایا که الحق فیلمی درخور ، و در شأن کارگردانی بهمن فرمان آرا .

     واقعا" آدم خوش فکری است ، مسائل اجتماعی را خوب رصد میکند و بر جزئیات آن اشراف دارد ، جالب است بدانید کار سینمائیش را از نقطه خوبی شروع نکرد (فیلم خانه قمر خانم از نوع فیلم فارسی های سطح پائین ) ولی بزودی خودش را از این معرکه کنار کشید واولین نتیجه اش شد شازده احتجاب و همین راه را ادامه داد ، کارگردانی کم کار در فیلم سازی ولی دارای ذوق و اندیشه ای خلاق و صاحب سبک و البته غیر گیشه ای .

     این آخرین فیلمش را از دست ندهید ،ولو مجبور شوید اکران خصوصیش را همراه با پذیرائی به تماشا بنشینید.

دین در محدوده عقل تنها


     عنوان مذکور نام کتابی است از  امانوئل کانت دانشمندو فیلسوف قرن 19 که توسط آقای دکتر منوچهر صانعی دره بیدی ترجمه شده ، در مقدمه کتاب تقسیم دوگانه دین عقلانی و دین تاریخی موردتوجه قرار گرفته بدین مضمون که: "مقابله دین تاریخی با دین عقلانی بصورت یک تعارض در اندیشه انسان بروز میکندو سئوالی که مطرح میشود این است  که : آیا سعادت انسان مشروط به جلب رحمت الهی از طریق توسل به دعا و مناجات است (دین تاریخی) یا مشروط به سعی و جهد شخصی انسان و اصلاح اخلاقی او (دین عقلانی)؟"

     از نظر کانت  ،" انسان به غلط می پنداردکه میتواند از طریق دعا و مناجات در اراده خداوند نفوذ کند و اورا بعنوان یک وسیله بکار گیرد تا در جهان چیزی رخ دهد که از توان و حتی درک و تشخیص خود او خارج است و بدین وسیله میتواندمورد توجه خداوند واقع گردد" و در فصل آخر کتاب بیان میدارد که " روحانیت تا آنجا که یک نظام بت پرستی بران حاکم باشد اساس تشکیلات کلیسا را بوجود می اورد  و این وضعیت هنگامی پیش می آید که به جای اصول اخلاقی ، دستور ها و احکام موضوعه ، قواعد ایمانی  و تشریفات دینی اساس و  ذات نظام کلیسائی را تشکیل میدهد و در واقع در بعضی کلیسا ها بت پرستی چنان  متنوع و مکانیکی شده است که تقریبا" تمام اخلاق و دیانت را بکلی طرد کرده است."

     البته کانت یک فیلسوف  مسیحی است و از بیانات مذکور هم بر می آید که دین مسیحی و روحانیون کلیسا را مورد نظر داردو آنرا مورد بررسی ونقد قرار داده است ، ضمن اینکه برخی نظریاتش هم که بر حوزه اندیشه دوقرن اخیر اثر گذار بوده از مرزهای کلیسا گذر کرده و مورد توجه، پذیرش ونقد قرار گرفته است.  

مطالعه کتاب به دانشجویان و علاقمندان به بحثهای دینی واخلاقی توصیه میشود.

پوپولیسم و پوپولیست

از جمله واژه هائیکه این روز بگوشمان میخورد یا در گفتارهای رسانه ای  میبینیم و میشنویم  واژه پوپولیسم است ، البته معلوم نیست برای همه جذابیت داشته باشد اما دانستن معنا و مفهوم چنین کلمه ، با توجه به اینکه انتخابات را هم در پیش داریم خالی از لطف نخواهد بود ، بویژه برای جوانان و همچنین علاقمندان به مفاهیم سیاسی و مشارکتهای عمومی.

علاقمندان، ادامه مطلب را ملاحظه نمایند.

ادامه نوشته

داستان کوتاه ، اما تأثیر گذار



اين جهان كوه است و فعل ما ندا

 سوى ما آيد نداها را صدا


مرد فقیرى ،چند رأس بز و میش داشت،همه دارائیش بود ،همسرش آنهارا نگهداری میکرد ، از شیر آنها ماست تهیه و کره میگرفت  و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت
و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و
تصمیم گرفت آنها را وزن کند. 
۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و به وی گفت:دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به
عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن
۹۰۰ گرم است.مرد فقیر ناراحت شد

و سرش را پایین انداخت و گفت:ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن
یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم

 

 

 

پسران جوان همسران غیر جوان (اصطلاحا" پ ی ر)

   دارندگان پسر جوان دم بخت مطلب زیر را مطالعه و در صورت لزوم تمهیدات کافی بیندیشند:

 

 

 

رواج ازدواج پسران با دختران مسن‌تر

فارس: بر اساس آمارهای منتشر شده توسط سازمان ثبت احوال کشور در سه ماه آغازین سال گذشته از کل 224‌هزار و 52 ازدواج صورت‌گرفته، 24‌هزار و 967 پسر با دخترانی که یک تا 20 سال از خودشان بزرگ‌تر بوده‌اند ازدواج کردند. در این میان اختلاف سنی یک سال با 8‌هزار و 399 ازدواج، بیشترین فراوانی و اختلاف سنی 20‌سال با 181 ازدواج کمترین فراوانی را به خود اختصاص داده‌اند. سیما فردوسی مشاور امور خانواده درخصوص علت گرایش پسران به این موضوع گفت: ازدواج پسران با دخترانی که از خودشان بزرگ‌تر هستند، ریشه در تربیت خانوادگی آنها دارد. وی ادامه داد: خانواده‌ها و مخصوصا مادرانی که در دوران کودکی از بچه‌های خود بسیار حمایت می‌کنند، باعث می‌شوند تا پسران حس مسوولیت‌پذیری نداشته باشند و عادت ‌کنند که همیشه یک نفر از آنها حمایت کند. این استاد دانشگاه افزود: این افراد در دورانی که بزرگ می‌شوند و قصد ازدواج دارند به سراغ دخترانی می‌روند که بتوانند از آنها حمایت کنند و زیر چتر حمایتی خود ببرند و به سراغ خانم‌هایی می‌روند که حس مسوولیت‌پذیری بیشتری داشته باشند و بتوانند مسوولیت‌ها را بپذیرند و به این ترتیب احساس آرامش بیشتری می‌کنند.

 منبع: جراید بیستم فروردین 92

 

 

مادر عروس ، پدر داماد !

 

 

     یک کلمه بشنو از مادر عروس ، ضرب المثلی است فارسی که ظاهرا" کاربرد زیادی هم در محاورات روزانه مان دارد . من نمیدانم چه رمز و رازی در کلام مادر عروس هست که اینهمه کاربرد پیدا کرده تا آنجا که حتی جناب رئیس جمهور نیز در یکی از سخنرانیها آنرا مورد استفاده قرار داده اند، اما تصور کنید اگر قرار بود بجای مادر عروس از کلام پدر داماد بهره گیریم چه میشد؟ مطلب زیر را به نقل از روزنامه شرق مورخه بیستم فروردین مطالعه فرمائید:

  

 

روایت پدر داماد احمدی‌نژاد  از دولت احمدی‌نژاد

پارسینه: احمد خورشیدی، پدر داماد محمود احمدی‌نژاد درباره ویژگی‌های منفی و مثبت وی گفت: یکی از نکات مثبت احمدی‌نژاد پر انرژی بودن و طرح شعارهای انقلابی و آرمان‌های اسلامی بوده است. ویژگی منفی احمدی‌نژاد عمل نکردن به شعارها و به حاشیه بردن دولت و سیاسی کردن فعالیت‌های اجرایی کشور است. بحث اتهام‌زنی را هم آقای احمدی‌نژاد از روز اول در نهاد ریاست‌جمهوری پیاده کردند و بنده به عینه دیده‌ام چه در مسایل خصوصی خانواده‌ها و چه در مسایل کاری برخی از مسوولان به وفور دیده شده و حتی در برخی موارد برخوردهای بسیار زشتی از ایشان دیده شده که نمی‌شود به زبان آورد. نوار جمع کردن از سوی ایشان از همان ابتدا هم باب بود و اراده محکمی در این خصوص داشتند و عاشق این کار بودند. آقای احمدی‌نژاد عاشق آبروریزی افراد است و با کوچک‌ترین خبری گارد می‌گرفتند تا آبروی طرف را ببرند. این مواردی که مطرح کردم هم از خصلت‌های بد مشایی و هم احمدی‌نژاد است /