از جراید
این مطلب را حتما بخوانید، البته با یک کمی تأمل ....
کارگران ساختمانی شبح «چاوز» را دیدهاند
رویترز: نیکلاس مادورو، رییسجمهور ونزوئلا گفته است که کارگران ساختمانی، شبهنگام زمانی که در زیرزمین مشغول کار بودند، شبح هوگو چاوز، رییسجمهور درگذشته این کشور را مشاهده کردهاند. در جدیدترین نوع این افسانهسازیها، مادورو در گفتوگو با تلویزیون رسمی ونزوئلا گفته است که کارگران ساختمانی در مترو پایتخت برای لحظاتی صورت چاوز را مشاهده کردهاند.
و این هم مطلبی دیگر از همان روزنامه
قانون
گفتوگو/ «زیباکلام: آمریکاستیزی در ذات انقلاب نبود»
ظرف این 35سالی که از انقلاب میگذرد و 34سالی که از منظر آمریکاستیزی میگذرد هیچگاه این پدیده را کالبدشکافی نکردیم و فرض را بر این گذاشتیم که این دشمنی و آمریکاستیزی، بخشی از ذات انقلاب اسلامی بوده... آمریکاستیزی در انقلاب بود اما از جایی آغاز شد که گفتمانی که در ایران حاکم شد گفتمان چپ مارکسیستی شد، که در این گفتمان مقولهای به نام امپریالیسم و امپریالیسم آمریکا یکی از فوندانسیونهای مارکسیست و نگاه ضدآمریکایی بود. این گفتمان وارد جریان اسلامگرا هم شد، نه آن جریانات نجف یا حوزه وارد جریانات مبارز شده بود. ببینید من با اینها زندگی کردم و خود من بهعنوان کسی که چرا میگوییم بعد از شاه نوبت آمریکاست... اصلا و ابدا نمیگویم که آقایان عبدی و میردامادی و خانم ابتکار و... مارکسیست بودند و مسلمان نبودند که بنده اعتقاد دارم تکتک این اعضا از مصطفی تاجزاده تا میردامادی و خانم ابتکار از بسیاری دیگر از مدعیان مسلمانتر بوده و هستند و با این عرق اسلامی و باور مذهبی رفتند و سفارت را تسخیر کردند اما به نوعی این نوع گفتمان مارکسیستی در جامعه بین دانشجویان و نخبگان و روشنفکرها به وجود آمده بود نه از منظر باور و عقیده دینی بلکه از منظر مبارزهجوییاش... ابراهیم اصغرزاده بسیار انسان باهوشی است. برای اینکه سال 1355 دانشگاه آریامهر قبول شد. معصومه ابتکار هم همینطور، من نمیتوانم این تصور را از آنها بپذیرم که فکر میکردند در آن تاریخ آمریکا قصد کودتا داشته است. یعنی من به هم میریزم که یک نفر به من بگوید باور کرده است که آمریکاییها شاه را برده بودند نیویورک تا بتوانند کودتا کنند.... متاسفانه ما یک جامعه شعارزده و بهشدت متوهم داریم که در این جامعه حقایق هیچگاه بازگو نخواهد شد.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۲ ساعت 22:39 توسط علی (ع م)
|
رواق به معنی پیشگاه خانه و سر پناه است و معمولا به جایگاهی گفته می شد، که در مدرسه ها و زیارتگاهها علاوه بر استفاده های دیگر، طلاب و دانشجویان برای بحث و گفتگو پیرامون موضوع و مطلبی که محل مناقشه بود یا برآن اشتراک نظر داشتند، در آن گرد هم جمع می شدند و به مباحثه و مناظره و گفت و شنود و طرح پرسش و پاسخ و نقد دیدگاه های دانشمندان و تلمذ از محضر فضلا و این قبیل امور می پرداختند.