تقصیر یا ...

هفته ی گذشته سانحه ی رانندگی دلخراشی در جاده ی تهران- قم اتفاق افتاد که متأسفانه تلفات و خسارات جانی بسیاری بر جای گذاشت. در روز های بعد از این اتفاق همه به دنبال مقصر حادثه می گشتند. از شرکت تولید کننده ی لاستیک و خودرو گرفته تا سازندگان جاده تهران قم همگی زیر سوال رفتند.

 

 

 

اما سوالی که از همان شب ذهن من را درگیر خود کرده چیز دیگری است.

تصورش را بکنید؛ خدایی ناکرده امشب سوار اتوبوس -که شاید به تصور بسیاری از ما یکی از مطمئن ترین وسایل نقلیه برای سفر باشد- شده اید. با خیال راحت زیر باد کولر در حال فکر کردن به موضوعات مختلفی هستید که قرار است فردا برای خود رقم بزنید. از دیدار اقوام و فامیل گرفته تا رسیدگی به یک موضوع کاری مهم. شاید هم در همین حین با چند تماس تلفنی قرار های ملاقات فردا و روزهای آینده را تنظیم بکنید. پس از طی مسافتی همینطور که در فکر و خیال به سر می برید و به جاده خیره شده اید ناگهان در لاین مقابل لاستیک اتوبوسی بنا به دلایل مختلف فشار باد لاستیک، گرمای بیش از حد، ایجاد خسارت اشیاء تیز و ...- می ترکد. در این میان راننده ی اتوبوس کنترل آن را را از دست می دهد و اتوبوس با همان سرعت به سمت چپ جاده منحرف و پس از عبور از روی گارد ریل وسط جاده وارد مسیر حرکت اتوبوس شما می شود. راننده ی اتوبوسی که شما در آن هستید پس از دیدن عبور اتوبوس مقابل از وسط جاده نهایت تلاش خود را می کند که با آن برخورد نکند اما در آخر هر دو با شدت زیاد با هم تصادف کرده و بلافاصله آتش می گیرند.

همه چیز ظرف چند دقیقه تبدیل به جهنمی می شود و بسیاری از همسفرانتان درون آتش جان خود را از دست می دهند.

حالا سوالی که ذهن مرا درگیر خود کرده این نیست که مقصر کیست و دلیل این حادثه چیست؟، سوال مهم من درباره تقدیر است. تقدیر چیست؟! و نقش آن در زندگی ما کجاست؟

عده ای معتقدند که تقدیر انسانها از قبل نوشته شده و زندگی همچون فیلمی است که هر کس نقش معلوم و مشخص خود را دارد. هر کس در زمان مشخصی از این فیلم به دنیا می آید و در زمان مشخص دیگری در مکان مشخصی به صورت های مختلف اما از پیش تعیین شده دچار مرگ شده و از صحنه ی فیلم خارج می شود. با کمی تفکر راجع به این نوع دیدگاه بحث وجود جبر در زندگی مطرح و اختیار از انسان سلب خواهد شد.

اما مطمئناً اینطور نمی تواند باشد. یا لا اقل حتی اگر قبول کنیم که اینچنین باشد مسیر کوچکی از اختیار هم باید در آن تعریف کنیم تا شاید برای ما قابل قبول تر شود. مثلاً اینکه بگوییم هر کس در نقش خود کمی اختیار دارد تا هر آنچه دوست دارد بگوید، ببیند و بشنود و یا هر جور که علاقه مند است زندگی کند اما در آخر همانطوری که باید از دنیا برود می رود. بی اختیار ذهنم به سمت گروه فیلم هایی همچون مقصد نهایی می رود که داستان فیلم سعی دارد همان مقدر بودن چگونگی مرگ چند نفر را نشان دهد که پیش از زمان مرگشان یکی از همان افراد روش و نحوه ی به وقوع افتادن سوانحی که منجر به مرگ آنها می شود را در تصویری رویا گونه می بیند و سعی در جلوگیری از آن اتفاقات می کند اما در نهایت موفق نمی شود. یاد آهنگی از شادمهر عقیلی هم می افتم که در آن می گفت تقدیر بی تقصیر نیست!

برگردیم به حادثه ی اتوبوس، حالا آیا تقدیر شما نجات از این حادثه بوده؟! اگر اینطور است دلیل آن چیست؟

کار خوبی که در گذشته کرده اید؟ خب اگر جواب مثبت باشد پس به حتم تمامی کشته شدگان این حادثه باید دارای گناهان بزرگی باشند که در آن شب همگی به سزای اعمال خود رسیده اند!

بی شک این نیست. به یاد فاتحان مسیر برودپیک می افتم. کسانی که به رغم تلاش های عده ی زیادی تقدیرشان جور دیگری رقم خورد و همان جا ماندند. واقعاً حقیقت چیست؟ اگر کسی هست که می داند کمک کند.

به مناسبت سال نو

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپيد

برگ های سبز بيد

عطر نرگس، رقص باد

نغمه و بانگ پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک مي رسد اينک بهار

خوش به حال روزگار


نرم نرمک می رسد اینک بهار، خوش به حال روزگار و خوش به حال شما

حلول سال نو، نوروز خوب و بهار زیبا را به اعضاء عزیز و محترم رواق تبریک می گویم و برایتان سلامتی، شادکامی و موفقیت روز افزون آرزومندم.

هلال ماه شوال

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات روزه داران محترم، این مطلب را مطالعه فرمائید بسیار جالب توجه است، نه فقط در باب رویت هلال ماه بلکه از باب تحول مبارکی که در نگرش دینی به وجود آمده است.

آيت الله موسوي بجنوردي: نيازي به رويت هلال نيست؛

جماران: آيت الله موسوي بجنوردي با اشاره به اين موضوع كه نيازي به رويت هلال ماه شوال نيست، گفت: «علت اينكه در روايات مساله رويت ماه را بيان كرده اند بدين علت است كه آن زمان راهي جز رويت براي كشف«اول ماه» وجود نداشت. شريعت اسلام شريعتي است كه به عقيده من تمام احكامش عقلاني است و طبق واقعيت ها بحث مي كند و به طور صريح مي گوييم كه رويت موضوعيت ندارد بلكه طريقيت دارد.» وي با بيان اينكه بايد عرض كنم كه ثبوت هلال ماه شوال به چند طريق است، توضيح داد: طريق اول؛ اينكه خود انسان به اوليت ماه شوال علم پيدا كند. البته اين علم، علمي نيست كه بگوييم بايد از طريق خاص و معيني حاصل شده باشد يا به اصطلاح طلبگي قطعي نيست كه «اخذ في الموضوع علي نحوالطريقيه» باشد؛ بلكه نفس قطع و علم به اينكه مثلافردا اول شوال است براي بنده حجت مي شود كه فردا ديگر روزه گرفتن حرام است و عيد فطر است. به گفته بجنوردي، طريق دوم «حكم حاكم» است. يعني مجتهد جامع الشرايط اگر حكم كند كه فردا اول شوال است بر همه لازم است كه متابعت كنند. البته اين در صورتي است كه در بحث هلال، حكم حاكم را نافذ بدانيم. طريق سوم؛ در صورتي است كه «بينه عادله اقامه شود» يعني دو شاهد عادل شهادت بدهند كه ماه را ديده اند. شاگرد بنيانگذار جمهوري اسلامي هم چنين توضيح داد: شريعت اسلام شريعتي است كه به عقيده من تمام احكامش عقلاني است و طبق واقعيت ها بحث مي كند. خيلي وقت ها شرايطي است كه واقعيت ها با يك شكلي بيان مي شود و مطابق آن روز كه مي بينيد حضرت مساله رويت را فرموده اند «براي اين است كه راهي نداشتند كه براي مردم متولد شدن ماه را بيان بكنند» چون مردم از كجا بايد بفهمند كه ماه متولد شده است؟ از آن طرف منجمان در محاسبه اشتباه مي كردند. لذا يك راهي را بيان كردند كه صددرصد اشتباه در آن نشود، اما در روزگاري كه حتي ثانيه تولد ماه مشخص مي شود، ديگر نيازي به رويت نداريم. لذا در اينجا به طور صريح مي گوييم كه رويت موضوعيت ندارد بلكه طريقي است «إلي التولد.» يعني وقتي كه شما رويت كرديد اين را مي رساند كه چند ساعت پيش تولد صورت گرفته است.

منبع : magiran

فقر گسترده

برای علاقمندان به مسائل اقتصادی، اجتماعی، غیر سیاسی، بویژه دانشجویان مقطع فوق لیسانس اقتصاد، دانشجویان رشته های مهندسی و غیر مهندسی، هنرمندان و روحانیون و کسبه محترم، بازنشستگان، دست اندرکاران فعالیتهای اقتصادی و حقوق بگیران و افراد تحت تکفلشان و بقیه محترمین و محترمات.

آشنائی با مسائل اقتصادی و بعضا" اجتماعی ضرورتی است اجتناب ناپذیر، اگر فرصت مطالعه آنهارا نداریم بد نیست مروری بر اظهارات دیگران داشته باشیم، واضح است که مطالعه این دست مطالب لزوما" به معنی قبول یا رد آنها نیست اما می تواند اطلاعاتمان را به روز نگه دارد و بر معلوماتمان بیفزاید.

مدتی است در باره فقر و علل آن بحثهای مختلفی در نشریات و محافل اقتصادی مطرح می گردد، یک نمونه آن، در ادامه مطلب برای آگاهی بیشتر خوانندگان درج می شود لطفا" بخوانید، جالب توجه است به ویژه اینکه مصاحبه شونده در ردیف کارشناسان اقتصادی معتبر جای دارد.

ادامه نوشته

مطالب خواندنی ، نقل از جراید

یکی از روزهای این هفته نامگذاری شده بود بنام خبرنگار! از سراینده خوش ذوقی در وصف آنان شعر زیر دریکی از روزنامه ها درج شده بود، بخوانید، جالب است!!               

اندر منقبت روزخبرنگار                                                 

نويسنده: سارا فرهمند

شانس بگريزد از آن در كه يكي چون تو در آيد              چو رسد روز تو، دولت در دولت بگشايد

صبر بسيار ببايد پدر پير فلك را                                  تا دگر مادر گيتي چو تو بدبخت بزايد

بر حذر باش كه جايي نزني حرف زيادي                     كه مبادا دهنت از زدن حرف بچايد

تويي و كاغذ و خودكارت و يك وويس ريكوردر                باش آگه ننويسي تو زچيزي كه نبايد

گر ز ياران خط «آسه برو، آسه بيايي»                        نام زيباي ريپورتر كه تو را هيچ نشايد

گر چه در « امن» نه اي، در به در و خانه به دوشي       و به هر جا كه روي كاسبي ات دير نپايد،

باز خوش باش قرار است ابر سرور دولت،                   شونصد و شصت و دو ميليون به شما هديه نمايد

گر چه سخت است تو را وضعيت كار و معيشت           گر چه هر چه بنويسي، خط قرمز بربايد،

«چشم عاشق نتوان دوخت كه معشوق نبيند            پاي بلبل نتوان بست كه بر گل نسرايد»

وخبرنگار درپاسخ  قدردانی از شاعر

    بيمه و پول و كار نيست مرا    كارها ماندگار نيست مرا

    گر چه هستم خبرنگار اما،    خبري از نگار نيست مرا

 منبع : magiran

هنر نوین !!!

لطفا" مطلب زیر را که از یکی از روزنامه های صبح نقل شده بخوانید، اگر فرصت کردید با دقت بخوانید ، نه برای اینکه چیزی از آن بفهمید و بر معلوماتتان بیفزائید ،  برای آنکه اگر فهمیدید ، بگوئید تا ما هم بفهمیم، به ویژه هنرمندان عزیز!!

اجرتان با خدا

مبادي هنر نوين

نويسنده: احمدرضا دالوند

سامان هاي انضباطي هنر عبارتند از:

الف) مهارت ساختماني    ب) مشاهده گزينش گرانه، پ) بينش يكپارچه

    مورد «الف» و «ب»، يعني مهارت و مشاهده براي هرگونه اي از هنر ضرورت دارند. آنچه وسيعا در آثار هنري تفاوت مي كند، كيفيت بينش يكپارچه (عقلي) است. هيچ مقدار مهارت فني نمي تواند جبران فقر عقلي هنرمند را بكند. همان طور كه هيچ مقدار غناي عقلي نيز قادر به جبران كمبود هاي تكنيكي نمي شود. بينشي كه بانيان اصلي هنر نوين در چند دهه نخست قرن بيستم به آن نايل آمده بودند، صرفا از جنبه هاي سطحي يك تمدن ماشيني و تبديل يافته هاي بصري به «سطوح مكعب» يا «حجم هاي تجسمي» ناشي نمي شد، بلكه از ژرف نگري آنان به درون فعل و انفعالات ساختاري دنياي فيزيكي به گونه اي كه علوم جديد طرح مي كنند؛ حاصل شده بود. به عنوان مثال مي توان آثار«آنتوان په ِوِسنر» (pevesner نقاش و حجم ساز روسي 1962- 1886) و نائوم گابو (Gaboنقاش و معلم روسي 1890-1977، يكي از نمايندگان كنستروكتيويسم) را با نظر علت ياب و ديده سنجش گر ملاحظه كرد. موكدا بايد گفت گرچه بينش عقلي هنرمندان بزرگ انتزاع گرا همچون: آنتوان پِه وسنر؛ نائوم گابو، پيت موندريان و نيكلسون، به نتايج بسيار متفاوتي انجاميد؛ بنابراين برخي از اين تفاوت ها را مي توان به استفاده از مواد و مصالح استفاده شده در نزد هر يك؛ توضيح داد. مثلا: موندريان با سطوح تخت، شكل هاي خطي و رنگ هاي اصلي كار مي كرد. پِه وسنر با برنز و فلزات ديگر، نائوم گابو با پلاستيك كار مي كرد. اما اين نوع از تفاوت ها سطحي اند. تفاوت عمده در «موازنه ايستا» و «تعادل پويا» است. در هنر تجسمي، «موازنه ايستا» بايد به «تعادل پويا»كه در تمامي كائنات به چشم مي خورد؛ تبديل شود. آثار اين هنرمندان بزرگ هرچند از فيزيك نوين مشتق مي شود اما ساختمان خلاقانه اي كه عرضه مي كند، نه علمي كه شاعرانه است. اين ساختمان: شعر مكان، شعر زمان، شعر هماهنگي عام و شعر وحدت فيزيكي است.

منبع: magiran روزنامه شرق

 

تدبیر پیرمرد

یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روزمدرسه، پس از تعطیلی کلاس‌ها سه تا پسر بچه در خیابان راه افتادند و در حالی که بلند، بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی را که در خیابان افتاده بود شوت می‌کردند وسر و صدای عجیبی راه انداختند. این کار هر روز تکرار می شد و آسایش پیرمرد کاملاًمختل شده بود. این بود که تصمیم گرفت کاری بکند.

روز بعد که مدرسه تعطیل شد،دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا کرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خیلی بامزه هستید ومن از این که می‌بینم شما اینقدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. من هم که به سن شما بودم همین کار را می‌کردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بکنید. من روزی 1000تومن به هر کدام از شما می دهم که بیایید اینجا، و همین کارها را بکنید.»

بچه ها خوشحال شدند و به کارشان ادامه دادند. تا آن که چند روز بعد، پیرمرد دوباره بهسراغشان آمد و گفت: « ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی‌تونم روزی 100 تومن بیشتر بهتون بدم. از نظر شما اشکالی نداره؟»

بچه ها گفتند: « 100 تومن؟ اگه فکر می‌کنی ما به خاطر روزی فقط 100 تومن حاضریم اینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت کنیم، کور خوندی. ما نیستیم.»

و از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد ... . :)

ربٌنــــــا

مدتی بین من و رواق عزیز و ارجمند فاصله افتاد، خود از این بابت مکدر بودم و توجیه منطقی هم برای این غیبت نداشتم، اگر چه برخی گرفتاریها و مشغله فکری باعث این جدایی شده بود اما هیچکدام برای توجیه، پایه و اساس محکمی نداشت، (ضمن اینکه واکنشی هم که بیانگر تمایل دیگران برای دیدار مجدد باشد مشاهده نشد!!). به هرحال بر آن بودم که با درج مطلبی ارزشمند، حضور مجدد خویش را اعلام نمایم تا عذر خواهی مقبولی هم صورت پذیرفته باشد، به مطلب زیر برخوردم آن را برای شروع مناسب یافتم، به ویژه که نویسنده آن نیز روحانی آگاه و محترمی است که نیازهای جامعه را خوب شناسائی می کند، قبلاً هم از وی مطلب داشته ایم:

شجريان بر بلنداي بانگ "ربنا" نويسنده: محمدتقي فاضل ميبدي

پيش از انقلاب كمتر كسي بود كه صداي مرحوم سيدجواد ذبيحي را در سحرهاي ماه مبارك نشنيده باشد. دعاي مبارك عارفانه سحر، سال ها از راديو توسط اين مرحوم، كه صداي رسا و گرمي داشت، شنيده مي شد. پس از پيروزي انقلاب صداي ذبيحي، به دليل ثناگويي شاه از برنامه صداي ايران برگرفته و خود او نيز به دست فردي ناشناس ترور شد. در همان سال اول پيروزي انقلاب از استاد آواز ايران محمدرضا شجريان كه همه او را به نيكي صدا و سيرت در برنامه گلها مي شناختند و سرود «اي ايران اي سراي اميد» سروده جواد آذر با اجراي اين استاد نامور را شنيده بودند، دعوت شد تا اين فضاي خالي را پر كند. او در استوديو فقط براي تعليم و تمرين كساني كه بتوانند براي ماه مبارك دعايي با صداي خوش بخوانند، حاضر شد. و ابياتي از مثنوي و آياتي از قرآن كريم جهت اجرا برگزيده و براي تعليم شاگردان، نخست، خود آن را اجرا كرد و اين اجرا همان شد كه سال ها در صداوسيما دل عاشقان و روح روزه داران را در نزديكي لحظات افطار جلامي بخشيد. از آن پس اين صدا و آواز فرحناك و دلنشين كه از معنويتي خاص حكايت داشت، مقبول و محبوب خاص و عام شد، به گونه اي كه «ربناي شجريان» جزو آثار ملي و ماندگار اين مرز و بوم شد. كسي آن ابيات عارفانه مثنوي را به اين زيبايي و دلنشيني به مانند شجريان نخوانده بود و هيچ قاري اي آن آيات روح فزا و دل نواز قرآن را كه زيباترين گفت وگوي انسان با خداوند است، چنين زيبا و دلنشين قرائت نكرده بود. دو سالي است كه اين آواز دلنواز بي مانند در آن لحظات معنوي در گوش روزه داران طنين انداز نيست و هنوز هم كسي و چيزي جاي آن را پر نكرده است.     دعاهاي زيبا و پرمعنايي خوانده مي شود، اما اگر در قالب صداي سروربخش و سحرانگيز نباشد بر دل نمي نشيند و دلي را جلانمي دهد. شايد عذر صداوسيما اين باشد كه چرا شجريان به زمره منتقدان درآمده ؟و در جايي و گوشه اي مصاحبه اي انجام داده است ، او بايد در برابر پاره اي سوالات سكوت مي كرد و هنرمندي مي ماند ساكت. اما رسالت هنرمندان، تحمل رنج خود و كاهش رنج ديگران است. دنياي هنر به قول ارسطو رضايت بخشيدن به طبقه خاص يا گروه خاصي نيست. با تاسف، كساني هستند كه هنر را براي هنر مي خواهند و هيچ رسالت و مسووليتي براي آن قايل نيستند. آنجا كه هنرمندان حالت تسليم و سكوت و رضا اختيار كنند و در پي دريافت سودهاي كلان براي خود باشند بايد بر جنازه هنر نماز ميت خواند و بر آن فاتحه فرستاد. انتظار نمي رفت صداوسيما «بانك ربناي» هنرمندي چون شجريان كه حق روزه داران است تا آن را با گوش جان بشنوند، جهت ملاحظات غير هنري حذف كند. برخورد سياسي، به معناي حذفي آن، با هر پديده اي كه به ذوق و سليقه طبقه اي خوش نيايد، دور از اخلاق و انصاف است  ونتيجه آن اضمحلال و نابودي فرهنگ و ميراث ملي است. بانگ ربناي استاد شجريان متعلق به شجريان تنها نبود بلكه اين صدا وقف ملت ايران شد تا در ماه مبارك رمضان صرف روزه داران شود و ميليون ها روزه دار را از زمين بر كند و به فضاي ملكوتي پرواز دهد. چه زيباست هنگامي كه روزه دار در آن حالت عرفاني صدايي در گوشه مثنوي پيچ در آواز افشاري در گوشش چنين آواز مي دهد: اين دهان بستي دهاني باز شد/ تا خورندي لقمه هاي راز شد/ چند خوردي چرب و شيرين از طعام/امتحان كن چند روزي در صيام/ چند شب ها خواب را گشتي اسير/ يك شبي بيدار شو دولت بگير/ لب فرو بند از طعام و از شراب/ سوي خوان آسماني كن شتاب. بياييم زيبايي هنر و رسالت هنرمند را، فلسفه هنر و آگاهي بخشي هنرمند را در جامعه پاس بداريم و حقيقت هنر و هنرمند را در جهت رضايت عام، هر چند با ناخشنودي خاص، قرار دهيم.

همراه با تبریک حلول ماه مبارک رمضان برای همه توفیق عبادت بندگی خداوند متعال را خواستارم 

موضوع اصلی را فراموش نکن

خانمی طوطی ای خرید اما روز بعد ان رابه مغازه برگرداندوبه مغازه دار گفت (این پرنده صحبت نمی کند )صاحب مغازه پرسید:ایا درقفسش اینه ای هست ؟طوطیها عاشق اینه اند. انها تصویر شان رادراینه میبینند وشروع به صحبت می کنند.ان خانم یک اینه خرید ورفت.

روز بعد باز ان خانم برگشت طوطیهنوز صحبت نمی کرد.صاحب مغازه پرسید(نردبان چه؟)ایا درقفسش نردبانی هست؟طوطیها عاشق نردبان هستند.ان خانم یک نردبان خرید ورفت.

اماروز بعدباز هم ان خانم امد.صاحب مغازه گفت:(ایاطوطی شمادر قفسش تاب دارد؟نه؟!خوب مشکل همین است.به محض اینکه شروع به تاب خوردن کندحرف زدنش تحسین همه را برمی انگیزد!!ان خانم با بی میلی یک تاب خرید ورفت.

وقتی روز بعد ان خانم وارد مغازه شد چهره اش کاملا تغییر کرده بود.او گفت :طوطی مرد!!۱

صاحب مغازه یکه خورد وپرسید:(واقعا متاسفم ایا او یک کلمه هم حرف نزد؟

ان خانم پاسخ داد:چرا!درست قبل از مردنش با صدای  ضعیفی از من پرسید که مگر در ان مغازه غذایی برای طوطیها نمی فروختند؟

یک قدم تا عاشورا...

۱-بی تردیدهمه شما با تابلوی خیمه استاد فرشچیان آشنا هستید.وهرکدام شاید احساس خاصی با دیدن این تابلو بهتون دست بده وشایدم سالها هرکجا این تابلو به چشمتان خورده بی تفاوت پلک بر هم گذارده باشید.!!به هر حال بی مناسبت ندیدم کمی راجب این اثر وحال وهوای آن برایتان بنویسم.استاد بی بدیل ،شمع فروزان وچراغ راه نگارگری ایران استاد محمود فرشچیان این اثر جاودانه را درسال ۱۳۵۴آفرید.آنگونه که من از استادم شنیدم این اثر کمی تحت تاثیر یکی از سبکهای نقاشی غرب" روکوکو" اجرا شده که تا حدودی انتقاد منتقدین آن زمان را هم به دنبال داشته . اما خوشبختانه روح دینی حاکم بر کار که ریشه در باورها واعتقادات مذهبی مردم ایران دارد این تابلو را اثری ماندگار وجاودانه کرد.     

۲-فکر میکنم ۲سالی هست که پوستر  قاب شده عصرعاشورای استادفرشچیان(خیمه) را به دیوار اتاقم نصب کرده ام.در روز شاید ده ها بار این تابلواز دیدگانم می گذرد.وهر روز برایم تازگی بیشتری دارد.یک جور فضای سنگین وروحانی حاکم بر فضای اتاقم هست که ....بماند.از دید یک علاقه مند به نگارگری ویک هنرجویی که اول راه است نظرم راجع به  این اثر:

ترکیب بندی فوق العاده قوی وسنگین جای هیچ حرفی باقی نمی گذارد.قلم گیری ها در نهایت کامل بودن است ترسیم فیگور شخصیت های اثر با نهایت دقت ،قرص ومحکم،حرکت دایره وار وحلزونی نقاشی ایرانی در کلیت کار دیده می شود که در نهایت چرخش چشم به شخصیت اصلی تابلو یعنی حضرت زینب (سلام الله علیها) ختم می شود.

۳-واما تابلوی "عصرعاشورا "به روایت استاد فرشچیان:

سه سال پيش از انقلاب، روز عاشورا، مادرم گفت: برو روضه گوش كن تا چند كلام حرف حساب بشنوى ! ، گفتم: من اول در اتاقم كارى دارم بعد خواهم رفت. حال عجيبى به من دست داد وارد اتاق شدم، قلم را برداشتم و تابلو عصرعاشورا را شروع كردم. قلم را كه برداشتم تابلویى شد كه الآن هست، بدون هيچ تغييرى . تفكر حاكم بر تابلو هم همان اصل حاكم برتابلو ضامن آهو است، يعنى تمام خطوط مدور بوده و به وجود مبارك حضرت زينب (س) ختم مى شد.  "نقل از سایت asriran.com"

امام حسین ع و مظلومیت

حقیقت وجود امام حسین ع چنان در پس پرده ای از آداب و رسوم وبرخی خرافات قرار گرفته که حتی در مراسمی هم که بمناسبت شهادت آنحضرت برگزار میگردد،جز به ظواهری نه چندان ارزشمند، توجه نمیشود، آیا این مظلومیتی بزرگتر نیست که بجای تأمل در افکار و اندیشه ها و بیانات آنحضرت که بیانگر عظمت اوست،فقط با تحریک احساسات، حضرتش را در قالبهائی از رفتار پهلوانی و قدرت جسمانی و مواردی مشابه خلاصه کنیم ،اگرچه اینها نیز در جای خود ارزشمند است.

فرازی چند از بیانات حضرتش را مرور می نمائیم:    

۱- خطاب به پیروان آل ابی سفیان ، اگر دینی ندارید و از معاد و روز قیامت نمی ترسید، پس لااقل در دنیا آزاده و جوانمرد باشید.

 ۲-در دعا و نیایش: چه دارد آن كس كه تو را ندارد؟ و چه ندارد آن كه تو را دارد؟ آن كس كه به جای تو چیز دیگری را پسندد و به آن راضی شود، مسلما زیان كرده است .

۳-در وظائف مردم نسبت به حکومت: ای مردم ! رسول خدا فرمود: هر کس سلطان زورگویی را ببیند که حرام خدا را حلال نموده ، پیمان الهی را می شکند و با سنت و قوانین رسول خدا از در مخالفت در آمده و در میان بندگان خدا، راه گناه و معصیت و ستم و دشمنی را در پیش می گیرد، ولی با عمل یا سخن اظهار مخالفت نکند، بر خداوند است که او را در محل و جایگاه آن سلطان ظالم قرار دهد.

 ۴- به درستی که من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی با ستمکاران را جز محنت نمی دانم .

 ۵-در عبادت :عده ای از روی طمع عبادت خدا می کنند، این عبادت سوداگران است ، و جمعی از ترس بندگی خدا می کنند، این عبادت بردگان است ، و برخی به انگیزه شکر خدا را عبادت می کنند، این عبادت آزادمردان و بهترین عبادتهاست .

 ۶-نگاه حضرت به نیازهای دیگران: آگاه باشید که یکی از نعمتهای الهی بر شما حاجات و نیازهای مردم به شما است ، پس از این نعمتها بیزار نشوید که برمی گردند و به جای دیگر می روند.

از آقای فیاضی درخواست دارم با بیان موارد دیگر یا توضیح و تشریح موارد فوق ما را به معرفت امام حسین ع نزدیک نمایند.

در ادامه نیز مطلبی از حجه الاسلام فاضل میبدی آمده ، علاقمندان را به مطالعه آن توصیه میکنم

ادامه نوشته

سعدی و تناقض؟

 گلی خوشبوی در حمام روزی             رسید از دست محبوبی بدستم

بدو گفتم که مشکی یا عبیری            که از بوی دلاویز تو مســـــــــتم

بگفتـــــــا من گلی ناچیز بودم             ولیکن مدتی با  گل نشـــــستم

***********

تربیت نااهل راچون گردکان برگنبداست            پرتونیکان نگیردهرکه بنیادش بداست

***

چوب تر را چنانکه خواهی پیچ               نشود خشک جز به آتش راست

*** 

گرگ زاده عاقبت گرگ شـــود            گر چه با آدمی  بـــــزرگ شود

***

اشعار از سعدی علیه الرحمه است، همانطور که مشاهده می کنید سه بیت اول در باب تربیت پذیری و تأثیر تربیت و متقابلاْ سه بیت بعدی نظریه ای متفاوت را بیان می دارد.

به نظر شما سعدی دچار تناقض گویی است؟ اگر هست، توجیه چیست؟ و اگر نیست توضیح چیست؟

دانستنی های جالب

آیا میدانستید: آنهایی که از نظر احساسی بسیار قوی به نظر میرسند در واقع بسیار ظریف و شکننده هستند!

آیامیدانستید: که آنهایی که زندگیشان را وقف مراقبت از دیگران میکنند خود به کسی برای مراقبت نیاز دارند!

آیا میدانستید: ۳جمله ای که بیان آنها از همه ی جملات سخت تر است(دوستت دارم،متاسفم و به من کمک کن) می باشد!

آیا میدانستید: کسانی که قرمز میپوشند از اعتماد بیشتری نسبت به خود برخوردارند!

آیا میدانستید: کسانی که زرد میپوشند از زیبایی خود لذت میبرند!

آیا میدانستید: کسانی که مشکی میپوشند نمیخواهند مورد توجه قرار گیرند اما به کمک و درک شما نیاز دارند!

آیا میدانستید: زمانی که به کسی کمک می کنید اثر آن دوبار به سوی شما بر میگردد!

آیا میدانستید: که نوشتن احساسات بسیار آسانتر از رو در رو بیان کردن آنهاست اما ارزش رو در رو گفتن بیشتر است!

آیا میدانستید: اگر چیزی را با ایمان از خدا بخواهید به شما عطا خواهد شد!

آیا میدانستید:که شما می توانید به رویاهایتان جامه ی عمل بپوشانید! رویاهایی مانند: عشق، ثروت، سلامت. اگر آنها را با اعتقاد بخواهید و اگر واقعا این موضوع را می دانستید از آنچه قادر به انجامش بودید متعجب می شدید!

امروز توپ دوستی در زمین شماست....

آن را برای کسانی که به واقع دوستان شما هستند بفرستید (مانند من.اگر یکی از آنها می باشم)

همچنین ناراحت نشوید اگر کسی آن را برای شما باز پس نفرستاد. شما خواهید فهمید که باید این توپ را برای کسانی که به آن نیاز بیشتری دارند نگهداری کنید...

مسابقه (عکسبرداری ممنوع)

با سلام خدمت تمامی اهالی رواق

به مناسبت فرارسیدن عید غدیر خم مسابقه ای با جایزه ای ویژه در نظر گرفتم!

و اما سؤال مسابقه!

عکسی که در ادامه ی مطلب مشاهده میفرمایید مربوط به کجاست؟ (در صورت امکان، دلایل ممنوع بودن عکاسی در این مکان نیز بیان شود)

به اولین پاسخ صحیح جایزه ی نفیسی اهدا خواهد شد!

برای مشاهده ی عکس بر روی ادامه ی مطلب کلیک نمایید.

ادامه نوشته

ارزیابی عملکرد

پسر كوچكی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روی جعبه رفت تا دستش به دكمه های تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره.
مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش می داد.
پسرك پرسید: خانم، می توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟
زن پاسخ داد: كسی هست كه این كار را برایم انجام می دهد!
پسرك گفت: خانم، من این كار را با نصف قیمتی كه او می دهد انجام خواهم داد!
زن در جوابش گفت كه از كار این فرد كاملا راضی است.
پسرك بیشتر اصرار كرد و پیشنهاد داد: خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می كنم. در این صورت شما در یكشنبه زیباترین چمن را در كل شهر خواهید داشت.
مجددا زن پاسخش منفی بود.
پسرك در حالی كه لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت.
مغازه دار كه به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینكه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم كاری به تو بدهم.
پسر جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را می سنجیدم. من همان كسی هستم كه برای این خانم كار می كند!

مغازه دار از رفتار پسر خوشش آمد، شما چی ؟

شعری زیبا

احمد از کانادا فرستاده ، نام شاعرش را نمیدانم ، اگر کسی میداند درج نماید

عشقبازی به همین آسانی است


که گلی با چشمی

بلبلی با گوشی

رنگ زیبای خزان با روحی

نیش زنبورعسل با نوشی

کارهموارۀ باران با دشت

برف با قلۀ کوه

رود با ریشۀ بید

باد با شاخه و برگ

ابرعابر با ماه

چشمه‌ای با آهو

برکه‌ای با مهتاب

و نسیمی با زلف

دو کبوتر با هم

و شب و روز و طبیعت با ما

عشقبازی به همین آسانی است

شاعری با کلماتی شیرین

دستِ آرام ونوازش‌بخش بر روی سری

پرسشی ازاشکی

و چراغ شب یلدای کسی با شمعی

و دل‌آرام و تسلا ومسیحای کسی یا جمعی

عشقبازی به همین آسانی است

که دلی را بخری

بفروشی مهری

شادمانی را حرّاج کنی

رنج‌ها را تخفیف دهی

مهربانی را ارزانی عالم بکنی

و بپیچی همه را لای حریراحساس

گره عشق به آن‌ها بزنی

مشتری‌هایت را با خود ببری تا لبخند

عشقبازی به همین آسانی است

هر که با پیش سلامی دراول صبح

هرکه با پوزش و پیغامی با رهگذری

هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی

نمک خنده بر چهره در لحظۀ کار

عرضۀ سالم کالای ارزان به همه

لقمۀ نان گوارایی ازراه حلال

و خداحافظی شادی درآخر روز

و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا

و رکوعی وسجودی با نیت شکر

عشقبازی به همین آسانی است

تمرین زبان انگلیسی

Man : God ?

God : Yes ?

Man : Can I ask you something ?

God : Of course

Man : What is for you a million years ?

God : A second

Man : And a million dollars ?

God : A penny

Man : May you give me a penny ?

God : Wait a second  

حکیم عمر خیام نیشابوری (گاهشماری- تقویم)

 تندبس خیام در بخارست - کشور رومانی

تقویم جلالی به استناد پژوهش محققان و گفته‌های اخترشناسان، دقیق‌ترین گاهشمار جهانی است. در برابر تقویم اروپایی که در هر ۲۵۰۰ سال یک روز خطا دارد، گاهشمار جلالی در هر ۱۰ هزار سال یک ثانیه خطا دارد.

پیدایش دقیق‌ترین گاهشمار حاصل تلاش  حکیم ابوالفتح عمر ابن ابراهیم نیشابوری مشهور به خیام است

مبدأ گاهشماری ایرانی

در تقویم رسمی فعلی در ایران و افغانستان گاهشماری خورشیدی برپایهٔ تقویم جلالی است که مبدأ آن مانند گاهشماری هجری قمری، هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه (۱۶ ژوئیه ۶۲۲ میلادی) است. البته سال خورشیدی با سه ماه و ۲۴روز تفاوت در اعتدال بهاری، یعنی اول فرودین که طول مدت شب با روز برابر است، آغاز می‌شود.

تا پیش از پیدایش تقویم جلالی در سال ۴۶۷ یا ۴۷۱، سال به دوازده ماه سی ‌روزه تقسیم می‏شد؛ یعنی یک سال برابر بود با ۳۶۰ روز. پنج روز باقی‌مانده هم عموماً در اسفندماه به روزهای سال اضافه می‌شد.

به این ترتیب، پنج ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۵/۵۱ ثانیه از سال باقی می‏ماند. این زمان در هر چهار سال، یک روز می‏شد و از آنجا که در محاسبه نمی‏آمد، روز اول فروردین در فصول سال تغییر می‏کرد.

حکیم عمر خیام تحقیقات وسیعی را در این باره شروع کرد که نتیجه بدست آمده بسیار تعجب آور و تکان دهنده بود. تقویم ایرانی حدود بیست روز با تقویم نجومی فاصله داشت. یعنی در روز دوازدهم اسفند، عید نوروز به اشتباه جشن گرفته می‌شد. برای جبران این اشتباه، اول فروردین هجده روز جلوتر برده شد و در ابتدای اعتدال بهاری، یعنی فروردین واقعی قرار گرفت. در محاسبۀ جدید، هر سال را در چهار نوبت، ۶۵ روز محاسبه و سال پنجم را ۳۶۶ روز محاسبه گردید. البته، پس از هر هشت دورۀ چهارساله، سال پنجم ۳۶۶ قرار ‏داده شد. در این محاسبه آن پنج ساعت و اندی نیز به حساب آمد تا همچنان تقویم خورشیدی با تقویم نجومی همزمان باقی بماند. بدین ترتیب، روز نوروز به عنوان نخستین روز فروردین ماه، از آن سال ثابت ماند. گاهشمار ایرانی دیگر تغییری نکرد، تا اینکه ۸۵ سال پیش با تغییراتی جزئی صورت امروزی خود را یافت.

تغییرات در گاهشماری ایرانی

نام ماه‌های ایرانی بر اساس گاهشماری قمری بوده، مثل محرم و صفر و رمضان. اما با تصویب مجلس شورای ملی در ۱۱ فروردین ۱۳۰۴، گاهشماری هجری خورشیدی، تقویم رسمی ایران شد و نام ماه‌ها هم به نام‌های اوستایی تغییر کرد و به جای افزودن پنج روز به سال، شش ماه نخست سال سی و یک روز، و پنج ماه دوم سی روز و اسفند بیست و نه روزه قرار داده شد که هر چهار یا پنج سال، سی روز محاسبه می‏شود. در این تقویم سالی که اسفند آن سی روز است، کبیسه نامیده می شود.

در یک دورۀ ۳۳ ساله، هشت سال کبیسه وجود دارد، یعنی در هر دوره، یک‌ بار به جای هر چهار سال، بعد از پنج سال کبیسه گرفته می‌شود. فصل های سال نیز طبق گاهشمار خورشیدی بر خلاف تقویم اروپایی به وسط ماه نمی‌افتد و مثلاً اول تابستان درست اول ماه است و روز اول نوروز که اعتدال بهاری است، نخستین روز فروردین و آغاز سال نو در ایران و افغانستان است.

خلاصه اینکه تقویم امروز ایرانی که در دنیا دقیقترین و به زعم متخصصین مربوط بهترین و کارآمدترین گاهشمار است، حاصل اندیشه و کار ستاره شناس و ریاضیدان مشهور ایرانی، خیام نیشابوری است که در قرن ششم تنظیم گردیده و تاکنون هم علیرغم وجود همه ی امکانات پیشرفته علمی کسی نتوانسته نظیرش را ارائه دهد. درود به روان پاکش باد.

توضیحات دقیق تر و علمی و محاسباتی همین مطلب برای استفاده دانشمندان عزیز رواق در ادامه ی مطلب درج شده است که البته حال و حوصله ی مناسب خودش را می خواهد ضمن اینکه برخی محاسباتش چیزهای عجیب و غریبی داشت که اینجانب از آنها سر در نیاوردم، امیدوارم برای عزیزان همراه اینطور نباشد ناگفته نماند دانشمندان عزیزمان البته که فهم و درکشان بالاتر از این حرفها است. قبول ندارید به اظهار نظرهائی که در این مورد خواهند داشت توجه نمائید.

مطلب بعدی خیام و ریاضیات خواهد بود

                                                                 

ادامه نوشته

استدلال شگفت انگیز

شعر جالب يک بچه آفريقايي با استدلال شگفت انگيز، اين شعر کانديداي شعر برگزيده سال 2005 شده که توسط يک بچه ی آفريقايي نوشته شده و استدلال شگفت انگيزي داره.

******************

وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم


وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم


وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم


و تو، آدم سفيد


وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي


وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي


وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي


و وقتي مي ميري، خاکستري اي


و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟؟

آنچه گذشت ... (بحث اعتماد به نفس)

در پی وقفه ای که در بحث اعتماد به نفس پیش آمد و درخواست آقای ع م مبنی بر ثبت مطلبی برای یادآوری بحث های پیشین، مطالب و نظرات مربوط به این بحث با رعایت تقدم و تأخر نسبت به تاریخ و ساعت درج آنها بصورت یک مطلب مستقل در ادامه ی این مطلب درج شد.

از تمامی اهل رواق خواهشمند است در صورتی که نظر و یا پیشنهاد کوتاهی در مورد این مطلب و یا مطالب بعدی دارند در ذیل آن درج کنند و در صورتی که مطلب آنان دارای متنی طولانی است و جواب مطلب دیگری است آنرا بصورت مطلبی جداگانه ثبت نمایند.

برای مشاهده آنچه که تا امروز بر سر این بحث گذشت، روی ادامه مطلب کلیک نمایید.

ادامه نوشته

دلایل جعلی بودن نامه امیر کبیر

در پی ارسال دستخط امیر کبیر در رواق، به دنبال دلایلی محکم برای نمایان ساختن جعلی بودن این دستخط گشتم. لازم به ذکر است ذکر دلایل جعلی بودن این دستخط برای بالابردن و یا پایین آوردن شخصیت امیر کبیر نیست و صرفاً جهت اطلاع اهل رواق است، پیش از این نیز متین جون نیز یکبار با آوردن دلایلی عدم صحت مطلب دیگری را نشان داده بود.

برای مشاهده مقاله آقای نصرالله حدادی در مورد این موضوع، به ادامه مطلب مراجه نمایید.

ادامه نوشته

بهترین لحظات زندگی از نظر چارلی چاپلین

این متن رو شاید بارها خونده باشید اما من ازش خوشم میاد و میخوام اون هایی هم که نخوندن اینجا بخونن:

۱ـ اونقدر بخندی که دلت درد بگیره

۲ـ بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی که هزار تا نامه داری

۳- برای مسافرت به یه جای خوشگل بری

۴ـ به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

۵ـ به رختخواب بری و به صدای بارون گوش بدی

۶ـ آخرین امتحانت را پاس کنی

۷ـ کسی که معمولاً زیاد نمی بینیش ولی دلت میخواد ببینیش بهت تلفن کنه

۸ـ تو شلواری که سال گذشته ازش استفاده نمیکردی پول پیدا کنی

۹ـ برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی

۱۰ـ تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعت ها هم طول بکشه

۱۱ـ بدون دلیل بخندی 

۱۲ـ به طور تصادفی بشنوی که یه نفر داره از شما تعریف میکنه

۱۳ـ از خواب پاشی و ببینی چند ساعت دیگه هم میتونی بخوابی

۱۴ـ آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاده شما بیاره

۱۵ـ عضو یه تیم باشی

۱۶ـ از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

۱۷ـ دوستای جدید پیدا کنی

۱۸ـ لحظات خوبی رو با دوستات سپری کنی

۱۹ـ کسانی رو که دوستشو داری رو خوشحال ببینی

۲۰ـ عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

۲۱ـ یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و... وباز هم بخندی

اینها بهترین لحظه های زندگی هستند، قدرشون رو بدونیم...

زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد، بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد.

وقتی زندگی ۱۰۰دلیل برای گریه کردن به تو نشون میده، تو ۱۰۰۰دلیل برای خندیدن به اون نشون بده...

دستخط امیر کبیر

دست خط امیر کبیر خطاب به ناصرالدین شاه

قربانت شوم

الساعه که در ایوان منزل با همشیره ی همایونی به شکستن لبه ی نان مشغولیم، خبر رسید که شاهزاده موثق الدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کرده بودم به توصیه ی عمه ی خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده اید.

فرستادم او را تحت الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره ی امور مملکت به توصیه عمه و خاله نمی شود.

زیاده جسارت است    تقی

 

به نظر شما امیرکبیر در آن لحظه تصمیم درستی گرفت؟

صبر و پایداری

حالاکه فصل مدرسه ها شروع شده بد نیست رواق هم یه مقداری مدرسه ای بشه.

نظرتون راجع به این انشا چیه؟

 

درس و مدرسه

سلام

سلام بر کتاب و قلم و درس و مشق و مدرسه

سلام بر دانش آموزان و دانشجویان عزیز

سلام بر معلمین و بر پدرها و مادرها و سلام بر مهر٬ ماه زیبائیها

اولین روز مدرسه بر همه شما مبارک باد. موفقیت٬ سلامتی٬ شادی و نشاط برای همه از خداوند متعال خواستارم.

برای بزرگداشت این روز عزیز٬ از همه اهالی رواق دعوت میکنم جشنی برپا کنیم و با ارائه دستنوشته ای هرچند کوتاه٬ تحت عنوان «درس و مدرسه» در پاسداشت این روز مهم که در زندگی همه ما وجود داشته٬ سهمی را بخود اختصاص دهیم و بر شکوه جشن بیفزائیم.

این دستنوشته می تواند یک نظریه٬ سفارش علمی٬ اخلاقی٬ دینی٬ پیشنهاد یا حتی یک خاطره و یا هرچه که خودتان مناسب میدانید باشد. درج مطالب کسانیکه عضو رواق نیستند٬ اعم از پدران و مادران و حتی نونهالان٬ البته توسط نزدیکترانشان٬ می تواند شکوه و زیبائی مضاعفی برای جشن داشته باشد.

کسانیکه قدم های اول را بردارند احتمالا" ............ به امید برپائی جشنی شایسته.

*سینوهه *


این چکیده و خلاصه ای بسیار کوتاه از کتاب1000 صفحه ای "سینوهه / پزشک مخصوص فرعون" است.
که برای خواندن این کتاب و نوشتن خلاصه آن بالاجبار باید عینک خوشبینی که آقای ع م از آن یاد کرده بودند را برداشت...
متن کامل رو لطفا در ادامه مطلب ببینید..

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه نوشته

زندگینامه

 "عاشق اصفهانی"

"عاشق"،کسی که ملک جهان می کند طلب     گو،آن متاع جوی،که از کف توان ندارد

در زمان سلطنت کریم خان زند در شهر اصفهان مرد وارسته و شاعر آزاده یی صاحب یک دکان خیاطی بود و با دست رنج خویش امرار معاش می کرد  و با همه ی تهی دستی دلی خرسند و طبعی منیع داشت و در عین گوشه گیری آوازه شهرت او در کشور پیچیده بود زیرا ناله های جان سوزش مایه ی گرمی دلها و سخنان دلاویزش شادی افزای صاحب نظران بود.

نام او آقا محمد و تخلصش عاشق است وی در حدود سال  1107 قمری در عهد صفویه در اصفهان تولد یافته و در همان شهر به کسب علوم و فنون پرداخته است. عاشق در غزل سرایی دارای زبان ساده  و روان است  و بدون تکلف مطلب را ادا می کرد ولی در عین سادگی و روانی اشعار او شیوهای خاص دارد و اغلب غزل های عاشقانه اش جان سوز و لبریز از شور و حال است از این حیث بر همه شعرای عهد زندیه برتری دارد و در سال ۱۱۸۱ قمری حیات را بدرود گفت ،اینک منتخبی از شعر او را که خیلی دوست دارم برای شما غزیزان می نویسم ..

سوسن،سخنی به صد زبان می گوید     بلبل غم دل ،به صد فغان میگوید

آن،وصف جمال دلبران می خواند           این،قصه درد عاشقان می گوید

مطلب بعدی که می خواهم برای شما بنویسم زنگینامه شاعر بزرگ الوند رود ....است که سروده:

بهار آمد به صحرا و در ودشت    جوانی هم بهاری بود و بگذشت

 

مشکل کجاست ؟

مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است...

به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد. به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت. دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی ، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد. آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید "عزیزم، شام چی داریم؟" جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: " عزیزم شام چی داریم؟" و همسرش گفت:"مگه کری؟! برای چهارمین بار میگم؛ خوراک مرغ!!" 

مشکل ، ممکن است آن طور که ما همیشه فکر میکنیم، در دیگران نباشد؛ شاید در خودمان باشد .....

 

خدا گوید

خدا گوید :تو ای زیباتر از خورشید زیبایم ..تو ای والاترین مهمان دنیایم ..بدان آغوش من باز است ..شروع کن یک قدم با تو ..تمام گامهای مانده اش با من ...

*****

مردی با خود زمزمه میکرد: خدایا با من حرف بزن

یک سار شروع به خواندن کرد.  مرد نشنید

مرد فریاد برآورد خدایا با من حرف بزن.....

آذرخش در آسمان غرید،اما مرد اعتنایی نکرد

مرد به اطراف خود نگاه کرد و گفت: پس خدایا تو کجایی ،بگذار تو را ببینم...

ستاره ای درخشید اما مرد ندید.

مرد فریاد کشیبد: خدایا یک معجزه به من نشان بده....

کودکی متولد شد و اما مرد باز توجهی نکرد.

مرد در نهایت به تندی فریاد زد:

خدایا خودت را به من نشان بده و بگذار تو را ببینم...از تو خواهش می کنم

پروانه ای روی دست مرد نشست، او پروانه را پراند و به راهش ادامه داد....

ما خدا را گم می کنیم در حالیکه او در کنار نفسهای ما جریان دارد... 

کتابخوانی

رواق کتب مورد علاقه اعضای محترم را  اهداء می نماید.

شرایط:

1- برای مطالعه باشد. (نه کتابخانه)

2- پس از مطالعه کتاب، خلاصه ی دریافت خواننده (در حد یک صفحه A4) بصورت مطلب جهت آگاهی و استفاده اعضاء، در رواق درج گردد.

3- درخواست کتاب بعدی مستلزم اتمام قبلی (جز در موارد استثناء) و درج خلاصه مربوط در رواق است.

نحوه تهیه کتاب:

روش اول: مراتب به مدیر منعکس (تلفن، sms، ...)، رأساً نسبت به خرید اقدام و فاکتور ارسال شود.

روش دوم: مراتب به مدیر منعکس تا نسبت به تهیه و ارسال اقدام گردد (در صورت عدم دسترسی محلی).

توجه: پس از یکسال مراسم اهداء جایزه ویژه کتابخوانی را در دستور کار خواهیم داشت. البته با جایزه ای در خور توجه !!!!!!!

تبریک به مناسبت عید سعید فطر

عید سعید فطر بر روزه داران مبارک باد

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات ،تبریک گونه زیر را که برایم رسیده بود  به اعضاء محترم رواق تقدیم مینمایم

سلام به خداوندی که ما را لایق زمین دانست

و
سلام به مهری که در دلهامان جاریست
سلام به امید ، آینده ، امروز ، دیروز ، فردا
سلام به تو که از روح خدایی و برای بهشتی زیستن به این زمین آمدی
سلام به هابیلیان ،
سلام به عشق ،
سلام به صفا و صداقت ،
به بی ریایی و به هر آدم خوبی
که ترجمه و تعریف دوستی را به نیکی ، به زیبایی
به خدای گونگی در زندگی رسم کرده
سلام به زندگی.


زندگی سلام.

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن ، گردشـــی در کوچــه باغ راز کن

هر که عشقش در تماشا نقش بست ، عینک بد بینی خود را شکسـت

علـت عـاشــــق زعـلتــها جــداســـت ، عشق اسطرلاب اسرار خداست

من مـیـــان جســـمها جــان دیـــده ام ، درد را افکنـــده درمـان دیـــده ام

دیــــده ام بــر شـــاخه احـســـاســها ، می تپــد دل در شمیــــم یاسها

زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست ، زندگی باغ تماشـــای خداســت

گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود ، می تواند زشــت هم زیبا شــود

حال من ,در شهر احسـاسم گم است ، حال من ,عشق تمام مردم است

زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا ، صبـــح هـا , لبـخند هـا , آوازهـــا

ای خــــطوط چهــــره ات قـــــــرآن من ، ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن

با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی شـود ، مثنوی هایـم همــه نو می شـود

حرفـهایـم مــــرده را جــــان می دهــد ، واژه هایـم بوی بـاران می دهـــد


Beautiful flowers

 

خبری بد ولی خوب

زلزله شهر کرایست چرج در کشور نیوزلند را با قدرت 7/2 ریشتر لرزاند.

_ زمان وقوع : قبل از طلوع آفتاب

_ تعداد کشته شدگان : 00000000000نفر      انا لله و انا الیه راجعون

_ تعداد مجروحین        : 2 نفر   

_ به چشمانتان دست نزنید اعداد را درست دیده اید.

_ دولت نیوزلند با تشکر از کشورهائی که برای کمک اعلام آمادگی کرده بودند از قبول هرگونه کمک خودداری و اعلام کرد نیازی به کمک ها نیست.

_ فاصله نیوزلند تا استرالیا 30 سانتیمتر نزدیکتر شده است.

_ زیاده عرضی نیست، ملالی هم نیست، جز دوری دیدار شما.

هست و نیست!

دکتر علی شریعتی انسان ها را به چهار دسته تقسیم کرده است:

۱-آنانی که وقتی هستند هستند وقتی نیستند هم نیستند.

عمده آدم ها حضورشان مبتنی به فیزیک است.تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند.بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

۲-آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند.

مردگانی متحرک در جهان.خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند. بی شخصیت اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی آیند مرده و زنده اشان یکی است.

۳-آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند.

آدم های معتبر و با شخصیت.کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثیرشان را میگذارند. کسانی که همواره به خاطر ما میمانند دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

۴-آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند.شگفت انگیز ترین آدم ها.

در زمان بودنشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما می روند نرم نرم و آهسته آهسته درک میکنیم. باز می شناسیم.می فهمیم که آنان چه بودند. چه میگفتند و چه میخواستند. ما همیشه عاشق این آدم ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان .اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند.اختیار از ما سلب می شود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان می آید که چه حرف ها داشتیم و نگفتیم.

بدون شرح!

لطفا نظر خودتونو درباره تصویر زیر فقط در یک کلمه یا یک جمله کوتاه بیان کنید



اسباب و علل ایجاد و پرورش اعتماد به نفس :

باتشکر از همه عزیزانی که مطلب اعتماد به نفس را ملاحظه فرمودند و تشکر ویژه از کسانی که اظهار نظر کردند. اعتماد به نفس مانند ساير كمالات اخلاقى, اكتسابى است; يعنى از طريق تمرين و رياضت و تربيت بايد آن را تحصيل كرد. بعضی از اسباب و علل ایجاد و پرورش اعتماد به نفس عبارتند از:

1 . خود ارزش مندى
اعتماد به نفس داشتن، در گرو احترام به خود و نگرش مثبت به خويشتن(عزت نفس) است. اسلام در تمام برنامه هاى عبادى و اجتماعى و اخلاقى و اقتصادى خود، عزت نفس را لحاظ كرده و ناديده گرفتن آن را در هيچ شرايطى نمى پذيرد. امام صادق(ع) مى فرمايد: (خداوند تمام كارهاى مسلمان را به خود واگذار كرده، ولى به او اختيار نداده كه خود را خوار كند. (فروع كافى, ج5, ص63)

قرآن مجيد بزرگ ترين خسران ها و زيان ها را اين مى داند كه انسان خود را ببازد و مى فرمايد: "قل ان الخاسرين الذين خسروا انفسهم" یعنی :"بگو زيان كاران واقعى كسانى هستند كه نفس خود را باخته اند."(سوره زمر ،15آیه )
استاد مطهرى مى گويد:"بزرگ ترين سرمايه هاى عالم براى يك انسان، نفس خود انسان است. اگر كسى خود را باخت، ديگر هرچه داشته باشد گويى هيچ ندارد. ( فلسفه اخلاق، ص144)

گوته مى گويد:"اگر ثروت مند نيستى، مهم نيست.! بسيارى از مردم،ثروت مند نيستند.

اگر سالم نيستى، هستند افرادى كه با معلوليت و بيمارى زندگى مى كنند!

اگر زيبا نيستى، برخورد درست با زشتى هم وجود دارد.!

 اگر جوان نيستى، همه با چهره پيرى مواجه مى شوند.!

 اگر تحصيلات عالى ندارى، با كمى سواد هم مى توان زندگى كرد.!

 اگر قدرت سياسى و مقام ندارى،مشاغل مهم متعلق به معدودى از افراد انسان است.!

 اما اگر عزت نفس ندارى، برو بمير كه هيچ ندارى.!!!!( روزنامه ابرار،شماره 832،3/7/80،ص5)

سخن گوته گرچه بسیارتلخ است اما واقعیت است زیرا اگر ميزان عزت نفس كاهش يابد، احساس ضعف و ناتوانى در فرد به وجود مى آيد و برعكس با افزايش ميزان عزت نفس، احساس توان مندى و ارزش مندى در فرد احيا مى شود.

 تا بیان عامل بعدی خدا نگهدار....

.:: اصل 10/90 استفان کای ::.

10% زندگی چیزی است که برای ما اتفاق می افتد.

90% زندگی آن چیزی است که ما تصمیم می گیریم و چطور عکس العمل نشان می دهیم.

با توجه به این اصل ما کنترل بر10% آنچه که برما واقع می شود را نداریم. نمی توانیم جلوی تاخیر هواپیما را بگیریم. یا وقتی یک راننده وسط ترافیک جلوی ما می پیچد، یا کنترلی بر چراغ قرمز نداریم اما عکس العمل خود را می توانیم تحت کنترل خود داشته باشیم.

گاهی اوقات برای همه مان پیش اومده است که شاید بر سر موضوعی بی اهمیت و کوچک در ابتدای روز، تمام 24 ساعت اوقات و برنامه های خود و حتی اطرافیانمان را تلخ و بر هم زده ایم. غافل از اینکه این "ما" و "عکس العمل" ما بود که به وجود آورنده این اوضاع بوده، نه بخت بد، نه بد شانسی و نه سرنوشت.

اینجا شاید مطلب زینب، که خودم هم خیلی بهش معتقد هستم رو بهتر می شه فهمید. اینکه هر کاری که ما توی این دنیا انجام می دیم اثری داره شاید بزرگتر از اون چیزی که ما فکر میکنیم.

باور کنیم شاید عکس العمل پرخاشگرانه ما در یک روز باعث جنگی شود، شاید برخورد خوب ما باعث آبادانی جایی دیگر شود، شاید سکوت ما در جایی بهترین باشد و شاید سخن ما در جایی نجات دهنده جان انسانی باشد. باور کنیم رفتار ما بر همه اشیاء، موجودات و افراد اطراف ما تاثیر می گذاره.

پس یاد بگیریم در همه موقعیت ها بهترین عکس العمل ها نشان دهیم، نه برای نشان دادن پیروزی خود، نه برای فهماندن برتری خود، نه برای اثبات کردن خود، بلکه شاید برای بالا بردن و رشد دیگرانی چون خود.

 

سبزتر از هزار بار بهار

طلوع می کند آن آفتاب پنهانی                          ز سمت مشرق جغرافیای انسانی

دوباره پلک دلم می پرد نشانه ی چیست ؟           شنیده ام که می آید کسی به مهمانی 

کسی که سبز تر از هزار بار بهار                        کسی ،شگفت کسی،آن چنان که میدانی

کسی که نقطه ی آغاز هرچه پرواز است              تویی که در سفر عشق خط پایانی

تویی بهانه ی آن ابر ها که می گریند                   بیا که صاف شود این هوای بارانی

تواز حوالی اقلیم هر کجا آباد                              بیا که میرود این شهر رو به ویرانی

کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق                    بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی

قیصر امین پور"

امیدوارم این عید بزرگ برای تمامی اهالی رواق مبارک وپر برکت باشد.

فیلتر شدن بلاگفا و اختلال روزهای بعد

فیلترینگ چند ده ساعته بلاگفا اتفاقی بود در خور توجه و در نوع خود جالب! که هنوز هم در مشاهده و ارسال نظر دچار مشکل است!

برای مشاهده ادامه مطلب بر روی لینک زیر کلیک کنید

ادامه نوشته

واژه

لطفا از واژه "رواقیون" بعنوان نام برای پست ها یا موارد مشابه استفاده نشود.

رواقیون به پیروان مکتبی میگفتند که باور ها و نظراتشان با ما همخوانی ندارد.

کسانیکه در این باره مطالعاتی دارند بقدر کفایت و در حد معرفی آنها برایمان بنویسند

بقیه- کجاتشریف دارید

ای نور دیده با چه کلامی بخــــــوانمت           بازآی تا به مردم چشــــــــــمم نشانمت

کز راه لطف بر در این خانه چون رسی           برکش عنان که صاحب این خانه خوانمت

بیا و در حلقه ی ما شو...

      رسید دوش ندایی ازین بلند رواق/////که، ای مقیم زوایای شهربند فراق

در این حضیض چرا گشته ای چنین محبوس؟/////گذر چو طایر قدسی از اوج این نه طاق

          منافقند و ریای جمیع اهل بشر/////بیا به صحبت یاران بی ریا و نفاق

             تو را به روز ازل با حبیب عهدی بود/////چه آمدت که فراموش کرده ای میثاق؟

 مرو به قول مخالف به هرزه راه حجاز/////وگرنه راه نیابی به پرده عشاق

              کسی که مسکن اصلیش عالم علویست/////چه می کند به خراسان،چه می رود به عراق؟

            ز خویش بگذر و باز آی سوی ما، خسرو/////که نیست خوش تر از اینجای در همه آفاق

غزل : امیر خسرو دهلوی

............................

پ.ن : زیاد وقت کشی می کنم،اما نمی دونم چرا زیاد عذاب وجدان ندارم...!!!؟؟؟

بشارت

در حوزه علم و اندیشه و ارائه نظریات، شاید هیچ مکتب و مشربی، به اندازه اسلام نتوانسته باشد میدان را برای بیان، ارائه و نشر و بسط محصولات فکری آماده سازد. در این حوزه عامل موثری که زمینه ساز تبادل افکار و عقاید و نظریات انسانهاست، واکنش مناسب و همراه با سعه صدر مستمعین و به عبارت دیگر مخاطبین افکار و عقاید است. در قرآن کریم، خداوند متعال بشارت داده مستمعین را که کلام و گفتار را بشنوند و بهترین را انتخاب کنند و تبعیت نمایند:

{فبشـّر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه}

باشد که این عالی ترین شیوه گفتگو مورد عمل قرار گیرد و همگان مشمول عنایت و بشارت الهی واقع شویم. انشاالله