رئیس جمهور

     مطالب انتخاباتی متنوعی تهیه کرده بودم که در چند پست  درج کنم اما متأسفانه اینترنت قطع بود و حالا هم که امکان دسترسی هست ، کهنه شده اند ، بدرد قبل از انتخابات میخوردند .

     نتیجه انتخابات برای مردم بسیار خوشحال کننده بود ، از ریاست جمهوری آقای روحانی استقبال خیلی خوبی شده است ، منهم مثل دیگران امید دارم کارش را با بکارگیری و همکاری مدیرانی لایق و توانمند شروع کند و برای حل مشکلات برنامه ریزی نماید .

     در دوره آقای شاهرودی  دادسرا ها که رکن مهمی در نظام قضائی کشور بود احیا شد ، انتظار این است که آقای رئیس جمهور جدید نیز سازمان برنامه و بودجه  یا  تشکیلاتی را که همان مأموریت و مسئولیت را داشته باشد احیا نمایدتا  بیشتر از این به مملکت آسیب نرسد و حتی اگر هم موفق نشود کار فوق العاده ای انجام دهد،امید آنکه خسارات متوقف گردد، جبران خسارت در ابعادی بوسعت یک مملکت بسیار سخت و بعضا"ناممکن است ولی با تدبیر و عقلانیت میتوان  مشکلات را از پیش رو برداشت و همگان را به آینده ای بهتر امیدوارکرد.

      از خداوند متعال، توفیق خدمتگزاری برای دولت آینده و سعادت و خوشبختی و سرافرازی برای مردم عزیز  آرزومندم.

طرز تهیه یک اثر هنری زیبا!!

مواد لازم: یک عدد سیب زمینی 

یک عدد کابینت تاریک ( البته ما به کابینتش کاری نداریم، مکان مورد نظر ما اون نقطه کور کابینت هست که حتی هنگام خونه تکونی هم به سختی به چشم میاد!) اگه این کابینت نزدیک ظرفشویی باشه خیلی بهتره.

ابتدا سیب زمینی مورد نظر را برمیداریم و خودمون رو میزنیم به یه راه دیگه و سیب زمینی را در محل مذکور قرار میدهیم. (البته اگر این عمل کلا بصورت ناخودآگاه و غیرارادی انجام بشود خیلی بهتر است)

سپس سعی میکنیم محل مذکور و واقعه رخ داده را فراموش کرده تا هروقتی که شد!

بعد دیگه پیدا کردنش با خودتون

زندگی جنگ و دیگر هیچ

زندگی جنگ ودیگر هیچ

         تیتر فوق دیروز دریکی از روزنامه ها نظرم را جلب کرد ، نام کتابی است از اوریانا فالاچی ، همان روزنامه نگار معروف ایتالیائی که با امام خمینی هم مصاحبه ای داشت . این کتاب گزارش گونه ای است در باره جنگ ویتنام ، و به تعبیر دیگر پاسخی به خواهر کوچک اوریانا که سئوال کرده بود "زندگی یعنی چه" واو در پاسخ به این پرسش  کتاب را با استفاده از تجربیاتش از جنگ ویتنام که خود نیز در آن بعنوان خبرنگار حضور یافته ،به رشته تحریر در آورده بود. کتابی بسیار خواندنی و در زمره کتبی که ما در دوران دانشجوئی بصورت شراکتی با دانشجویان دیگر میخریدیم و در مدتی کوتاه میخواندیم و میدادیم به نفر بعدی.

     گرچه این کتاب نیز بیانگرخشونت های بشر در یکی از دوره های تاریخ معاصر است و خواننده بسیار دلگیر و محزون میشود ، از یکطرف بسبب جنایاتی که ارتش آمریکا در کشور ویتنام با همکاری تعدادی نظامی بومی مرتکب شده و از طرفی برای رنج جانفرسائی که کودکان ، نوجوانان ، زنان و مردان پیر و جوان ویتنامی را در کام  خود فرو برده ، تا آنجا که فکر میکردند زندگی جنگ است و دیگر هیچ، اما این بار عنوان مذکور نه برای آن کتاب،که انتخاب شده برای گزارش رنجی جانفرساتر وفاجعه ای بمراتب  وحشتناکتر از جنگ ویتنام که  گریبان مردم سوریه را گرفته است ، وبازهم چه عنوان با مسمائی برای جنگی دیگر.

    گزارشی بسیار حزن آور از برخی زوایای جنایت بار جنگ داخلی و صد البته دامنگیر کودک و نوجوان و زن و مردی که در این آتش خانمانسوز میسوزند و چاره ای جز کشته شدن یا فرار از شهر و دیار خود ندارند.

     بسیار غمگین و گریان و آزرده شدم از این همه رنجی که بر این مردم میرود آنهم بدست خود مسلمانها بر مسلمانها.شما هم اگر طاقتش را دارید در"ادامه مطلب" گزارش روزنامه را بخوانید.   

ادامه نوشته

موسیقی مردمی

     موسیقی بخشی از فرهنگ یک جامعه را تشکیل میدهد .بخشی از فرهنگ که بسیار هم حساس است و در برابر تحولات و تغییرات اجتماعی واکنش های متفاوت از خود نشان میدهد.

     انواعی از موسیقی هم فارغ از تحولات اجتماعی و سیاسی و حتی مذهبی، بصورتی ماندگار در حافظه فرهنگی و تاریخی جامعه و فراتر از آن جوامع بشری باقی میمانند و بعضا" بیانگر هویت فرهنگی جامعه خود هستند.

     بخشی از انواع موسیقی نیز که تقریبا" در همه جوامع وجود دارند ، به موسیقی مردمی معروف هستند که البته با موسیقی بومی و فولکلوریک و اختصاصی اقوام ، متفاوت است  ، موسیقی مردمی و بعبارتی، کوچه بازاری از قوام و دوام طولانی برخوردار نیست و بعضا" در نسل بعدی بدست فراموشی سپرده میشوند.

     این نوع موسیقی بیشتر بازتاب دهنده حال و هوائی است که طبقاتی از مردم جامعه ، خواسته یا ناخواسته در آن قرار lمیگیرند و چه بسی پس از دوره ای کوتاه آنرا بدست فراموشی می سپارند .

     در ایران نیز این نمونه موسیقی در مقاطع مختلف تاریخی ظهور و بروز داشته است و از جمله آنها میتوان به سبک خراباتی ،عشقی  یا کوچه بازاری اشاره کرد و  سردمداران آن از حسن شهرستانی ، داوود مقامی  و جواد یساری نام برد.

     از نسل مذکور احتمالا" فقط نفرآخر در قید حیات است که یکی از روزنامه ها مصاحبه ای با وی داشته است که اتفاقا" همان حال و هوای کوچه بازاری را دارد.

     علاقمندان میتوانند آنرا در ادامه مطلب مطالعه فرمایند 

ادامه نوشته