سخن دین 12

دین در قرآن

واژه ى دین بیش از نود بار در قرآن، با معانى ذیل به كار رفته است:

الف) دین به معناى جزا و پاداش: مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ[i]

ب) دین به معناى اطاعت و بندگى: قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ[ii]

ج) دین به معناى مُلك و سلطنت: وَ قاتِلُوهُمْ حَتّى لا تَكُونَ فِتْنَهٌ وَ یَكُونَ الدِّینُ لِلّهِ[iii]

د) دین به معناى شریعت و قانون: لَكُمْ دِینُكُمْ وَ لِیَ دِینِ[iv]

هـ) دین به معناى ملت: قُلْ إِنَّنِی هَدانِی رَبِّی إِلى صِراط مُسْتَقِیم دِیناً قِیَماً مِلَّهَ إِبْراهِیمَ حَنِیفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِینَ)[v]

و) دین به معناى تسلیم: إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللّهِ الْإِسْلامُ...[vi]

علامه ى طباطبایى، اسلام در این آیه ى شریفه را به تسلیم در برابر معارف و احكامى كه از مقام ربوبیت صادر گردیده و به وسیله ى رسولان بیان مى شود تفسیر مى كند; و اختلاف شرایع را به كمال و نقص ارجاع مى دهد.[vii] على(ع) نیز در حدیثى مى فرماید: « الاسلامُ هُو التَّسلیم ».[viii]]

ز) دین به معناى اعتقادات: لا إِكْراهَ فِی الدِّینِ...[ix]]

مرحوم طباطبایى در تفسیر این آیه ى شریفه مى فرماید: « دین یك سلسله معارف علمى است كه اعمالى را به دنبال دارد; پس مى توان گفت: دین، اعتقادات است و اعتقاد و ایمان از امور قلبى است كه اكراه و اجبار، بر آن ها حكومت نمى كند. اكراه در اعمال ظاهرى و افعال و حركات بدنى و مادى اثر دارد ».


[i]. فاتحه، آیه 4.

[ii]. زمر، آیه 11

[iii]. بقره آیه ى 193

[iv]. كافرون، آیه 6

[v]. انعام، آیه 161.

[vi]. آل عمران، آیه 19.

[vii]. محمد حسین طباطبایى، المیزان، ج 3، ص 120.

[viii].محمد محمدى رى شهرى، میزان الحكمه، ج 4، ص 527، حدیث 8811.

[ix]. بقره، آیه 256.

سخن دین 11

تعاریف اصطلاحى دین

در تعریف اصطلاحى دین، به طور عمده، دو گروه از متفكّران به بحث و بررسى دین پرداخته اند: نخست، متكلّمان بدین لحاظ كه دین و مسائل آن، موضوع پژوهش آن ها است; از این رو به تبیین « دین بماهو دین » و غایت و هدف دین و دین دارى پرداخته اند; دوم، علماى علوم انسانى به ویژه روان شناسان، جامعه شناسان و مردم شناسان، بدین جهت كه دین در رفتارهاى فردى و سازمان ها و نهادهاى اجتماعى تأثیر گذاشته است. این گروه بیش تر به تعریف هاى كاركرد گرایانه اشتغال ورزیده و به تبیین كاركردهاى مثبت و منفى دین ـ به زعم خودشان ـ پرداخته اند.

الف. تعاریف متكلّمان غربى از دین

1) تعریف ماهیت دین: « دین عبارت از یك نظام الهى است كه براى صاحبان خود وضع شده است و مشتمل بر اصول و فروع مى باشد ».[i][24]

2) تعریف غایت انگارانه ى دین: « دین وضعى است الهى كه صاحبان خود را به سوى رستگارى در این دنیا و حُسن عاقبت در آخرت سوق مى دهد ».[25]

3) تعریف تركیبى: « دین، قانون و قرار داد الهى است كه خردمندان را به سوى قبول آن چه در نزد رسول است، فرا مى خواند ».[26]

4) تعریف دین دارانه: « دین عبارت است از: اقرار به زبان، اعتقاد به پاداش و كیفر در آن جهان و عمل به اركان و دستورات آن ».[27]

5) تعریف « برادلى »: « دین بیش از هر چیز كوششى است براى آن كه حقیقت كامل خیر را در تمام وجوه هستى مان باز نماییم ».[28]

6) تعریف « جیمز مارتینو »: « دین، اعتقاد به خدایى همیشه زنده است; یعنى اعتقاد به اراده و ذهن الهى كه حاكم بر جهان است و با نوع بشر مناسبات اخلاقى دارد ».[29]

7) تعریف « رویل »: « دین ادراك رابطه اى است بین جان بشر و جان مجهول الكُنهى كه انسان تسلط او را بر خود احساس و نعمت جوار او را آرزو مى كند ».[30]

8) تعریف « رابوسول »: « مجموعه اى از اعتقادات و سمبل ها (و ارزش هایى كه به طور مستقیم از آن ها به دست مى آیند) كه با تفاوت و تمایز بین حقیقت تجربى و ما فوق تجربى متعالى مرتبط مى باشد. امور تجربى از لحاظ دلالت و معنا، نسبت به امور غیر تجربى از اهمیت كم ترى برخوردارند ».[31]

9) تعریف « كارل دوبل »: « نظام متحد اعتقادات و آداب كه به یك حقیقت مافوق تجربى و متعالى مرتبط مى شود و تمام معتقدان و پیروان خویش را در جهت تشكیل یك جامعه ى اخلاقى وحدت مى بخشد ».[32]

10) تعریف « میلتون یینگر »: « دین یك نظام اعتقادى و عملى داراى لطف و رحمت است كه بدان وسیله، گروهى از مردم مى توانند از عهده ى حمل مسائل غایى حیات انسانى بر آیند. این عملكرد را با انحاى پاسخ هایى كه انسان ها مى توانند به مسائل پرسش هایى چون مرگ، درد و رنج و معناى غایى وجود بدهند، یكى دانسته است ».[33]

11) تعریف « كلیفورد گیرتز »: « دین عبارت است از نظامى از نمادها و سمبل ها كه طورى عمل مى كند كه موجب وجود انگیزه ها و آمادگى هاى نیرومند، عمیق و پایدارتر انسان ها مى شود; به تدوین و تنظیم تصورات و مفاهیم نظم كلى وجود مى پردازد و بر این مفاهیم و تصورات چنان نمود و ظهورى از حقیقت مى پوشاند كه مى نماید این انگیزه ها و ترتیبات، مبتنى بر حقیقت هستند ».[



[i] .
[24] .
جان ناس، تاریخ جامع ادیان، ترجمه ى على اصغر حكمت، (تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى)، ص ص 79 و 81. N
[25] .
همان.
[26] .
همان.
[27] .
همان.
[28] .
عقل و اعتقاد دینى، ص 18.
[29] .
همان.
[30] .
ماهیت و منشاء دین، ص 112.
[31] .
ژان پل ویلهم، جامعه شناسى ادیان، ترجمه ى عبدالرحیم گواهى، (مؤسسه تبیان)، ص ص 171 و 172.
[32] .
همان.
[33] .
همان، ص 168.

سخن دین   شماره 10

بسمه تعالی

با تشکر از آقای ع. م که زمینه بحث را فراهم کردند.

قبل از بحث در هر زمینه ای ابتدا باید موضوع آن تعریف شود . اینجا چون موضوع بحث دین است باید دین را تعریف کرد تا سیر منطقی خاص خود را طی کند. از آنجایی که بحث کمی فنی است مناسب دیدم تا مباحثی را در این زمینه از کتاب کلام جدید نوشته آقای عبدالحسین خسرو پناه که از اساتید حوزه هستند انتخاب و تقدیم کنم. بنا براین مطالبی که در ادامه می آیداز کتاب ایشان اقتباس شده است.

مفهوم دین همواره در میدان نظرات مختلف قرار داشته است. البتّه این بدان معنا نیست كه انسان ها به طور كلى از درك آن عاجز باشند بلکه به تعبیر رابرت هیوم، « دین به اندازه اى ساده است كه هر بچه ى عاقل و بالغ و یا آدم بزرگ مى تواند یك تجربه ى دینى حقیقى داشته باشد و به اندازه اى جامع و پیچیده است كه براى فهم كامل و بهره گیرى تام از آن، نیازمند تجربه و تحلیل مى باشد ».[1] آن قدر تعریف هاى متفاوت و گوناگون از دین عرضه شده است كه حتّى ارایه ى فهرست ناقصى از آن میسّر نیست.[2] نگرش هاى اخلاقى، تاریخى، روان شناختى، جامعه شناختى، فلسفى و زیبا شناختى نمونه هایى از این روى كردهاى مختلف اند.[3[

موانع و مشكلات تعریف دین

ـ تعریف دین به دلایل و موانع فراوانى، داراى آفت ها و مشكلات بسیارى است. برخى از دلایل عبارتند از:

الف. اختلاف در روش تعریف دین: عده اى بر اساس پژوهش هاى تجربى و كاركردهاى خارجى به تعریف دین پرداخته اند و برخى نیز با مفاهیم پیشینى و با روش عقلى دین را تعریف كرده اند.

ب. خلط میان دین و دین داران: گاهى به فرق میان عملكرد دین داران با آثار دین توجه نشده و رفتارهاى منفى دین داران را در تعریف دین گنجانده اند.

ج. عده اى براى رسیدن به حقیقت دین، مراجعه به وحى و متون دینى را پیشنهاد مى دهند و از ابزارها و روش هاى برون دینى پرهیز مى نمایند و گروهى نیز روش هاى برون دینى را ترجیح مى دهندکه این خود به چالش میان تعاریف دین مى افزاید.

د. تحریف: بسیارى از ادیان در طول تاریخ حیاتشان، دست خوش تحریف شده اند و به همین دلیل به فرقه ها و مذاهب گوناگون تنوع یافته اند. گرچه حكمت الهى اقتضا مى كند كه از انحراف یا اعوجاج لااقل یك مذهب جلوگیرى شود تا زمینه ى هدایت و تكامل بندگان از بین نرود، ولى به هر حال، تحریف متنى و معرفتى ادیان و مذاهب، از واقعیت هاى غیر قابل انكار است كه در اختلاف تعریف دین نقش به سزایى دارند.

ه. نگرش جزء نگرانه به جاى كل نگرانه: جهل به بخشى از حقیقت دین و توجه به جزئى از دین نیز در اختلاف شناخت دین مؤثر است و در این عامل مى توان به قصّه ى فیل در مثنوى معنوىِ ملاى رومى توجه كرد.

بنا براین قبل از ورود به مباحث مختلف دین باید بر یک تعریف دقیق از دین توافق شود. من فکر می کنم بهتر است برای تعریف دین به سراغ آیات قرآن و روایات معصومین برویم!  ادامه دارد.....

پی نوشت ها:

1 . رابرت. ا. هیوم، ادیان زنده جهان، ترجمه ى عبدالرحیم گواهى، (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1372)، ص 18.

2 بهاء الدین خرمشاهى، دین پژوهى، دایره المعارف دین، دفتر دوم، (تهران، پژوهشگاه علوم انسانى 1373)، ص 85.

3 ر. ك: رابرت.ا. هیوم، همان، ص ص 24 ـ 25

دائرة المعارف بحارالانوار

پس از درج مطلب ما کجا و کتاب 110 جلدی بحارالانوار کجا؟ موضوع مطلب دوشنبه 27 دی1389 که حاکی از عدم شناخت صحیح از کتاب ارزشمند بحار الانوار بود لازم دیدم ابتدا چند جمله ای در باره این گنجینه ارزش مند بنویسم.

1. اين كتاب از عمده‏ترين و گسترده‏ترين جوامع حديثى شيعه است كه روايات كتب حديث را در ابواب منظم نسبتا كاملى جمع نموده است. در مجموع بحار الأنوار كتابخانه‏اى جامع از كتب و تأليفات معتبر شيعى است كه مطالب آن با نظم منطقى در كنار هم چيده شده است.

2.علامه براى جمع آورى مطالب اين كتاب از منابع و کتاب های متعدد به جهت امكانات فراوانى كه در اختيار داشته، بهترين و معتبرترين نسخه‏هاى موجود از هر كتاب را به دست آورده است.

3. مجلسى در نقل مطالب بسيار دقيق عمل كرده و امانت در نقل و شيوه نقل مطالب دقيقا رعايت شده است.

4 انگيزه مرحوم مجلسى از نگارش‏ این مجموعه زنده کردن كتب و منابع با ارزشی بود که به خاطر بى‏اعتنايى به آنها مهجور مانده بودند و سالها كسى سراغ آنها را نمى‏گرفت. با همت و پشتكار او مقدار زيادى از اين كتب پيدا شد و با اين اقدام بى‏نظير دهها هزار روايت ارزشمند را از خطر نابودى نجات داد.

5. كتاب بحار الأنوار به كتابهاى متعدد تقسيم شده كه هر موضوع كلى يك كتاب است. هر كتاب نيز داراى ابواب كلى است و زير مجموعه هر باب كلى بابهاى جزئى قرار دارد. برخى ابواب جزئى نيز داراى فصلهايى است كه زير مجموعه آنها هستند.

6. ابتداى نوشتن بحار در سال 1070 هجرى بود و تا سال 1103 هجرى ادامه يافت.

7. منابع بحار الأنوار از حيث تنوع موضوعات بسيار گسترده‏اند و شامل كتب حديث، فقه، اصول، تفسير، رجال، انساب، تاريخ، كلام، فلسفه و لغت مى‏شوند.

8.  علامه مجلسى با دقت و وسواس بسيار به اعتبار و عدم اعتبار منابع خويش مى‏نگريست وسعی کرده است  از منابع معتبر استفاده کند.

 علامه صحيح‏ترين و معتبرترين نسخه‏ها را در حد امكان به دست آورده، بنابر اين شهادت به صحت و اعتبار مصادر مورد استفاده‏اش در بحار داده است. البته اين به معنى قبول تمام روايات آن كتب نيست. چنان كه علامه نيز گاهى در« بيان» هاى خويش به ضعف برخى روايات اشاره دارد.


 علامه، محمد باقر مجلسى اين لقب پر افتخار« علامه» را از بزرگانى همچون وحيد بهبهانى، علامه بحر العلوم و شيخ اعظم انصارى اخذ كرده است. اين بزرگان كه هريك دريايى متلاطم از علوم و معارف اسلامى هستند با ديدن مقام و منزلت علامه مجلسى اين لقب را در مورد او به كار بردند و به حق او علامه عصر خويش بود.

بعد از این مقدمه کتاب بحار الانوار. کتاب گرچه عظیم و گسترده بلکه بزرگترین منبع حدیثی شیعه است است اما باید به عرض برسانم یک کتاب پیچیده و تخصصی نیست و همه طلابی وارد حوزه می شوند از همان ابتدا با احادیث اخلاقی و سپس تاریخی و فقهی ان آشنامی شوند.بنا براین خواندن و فهمیدن احایث آن در انحصار متخصصین و اهل فن نیست. البته در آن احادیث مشکل هم وجود دارد. اما اکثر احادیث آن را کسانی که چند سالی در حوزه درس خوانده اند می توانند بفهمند.( با اجازه بزرگترها)

مضافاً بر اینکه اکثر این احادیث در دیگر منابع حدیثی مانند کتاب وسائل الشیعه و....که روزانه هر طلبه و روحانی با آنها سرو کار دارد وجود دارد.پس روایات موجود در بحار الانوار از این جهت روایات ویزه ای نیستند که برای مطالعه و استفاده از آنها خط قرمز قراردهیم!!!!!

بر فرض که  این کتاب یک کتاب تخصصی و باشد نویسنده محترم حتماً توجه دارند که در یک بحث و گفتگوی علمی نمی توان طرف مقابل را تخطئه کرد که چرابا استفاده از این منبع حرف میزنی و حق نداری از منابع تخصصی استفاده نمایی؟ !!! بلکه باید از راه علمی صحیح دلیل او را رد کرد و یا منبع مورد استفاده او را از اعتبار ساقط کرد. در این گونه  موارد می توان از افراد مطلع در زمینه اشکال یا رد احادیثی که به آنها استدلال شده است کمک گرفت. اساساً بحث برای این است طرفین به ضعف ها و نواقص خود پی برده و آنها را بر طرف نمایند و رشد و نمو علمی یابند.

از آقای ( ع .م) می پرسم اگر نظر شما در باره بحار که یک منبع حدیثی است این باشد  پس در باره قرآن چه می گوئید؟قران که تخصصی تر است پس افراد غیر متخصص نباید به سراغ آن بروند. !!!!درحالی که خود قرآن وهمچنین معصومین (ع) همگان را به تدبر در قرآن دعوت کرده اند و نفرموده اند که تدبر و تفکر و تعقل در ایات قرآن فقط و فقط درانصار متخصصان است بلکه هر کس به اندازه خود می تواند بلکه وظیفه دارد در قرآن و دقائق آن تدبر کند.  .!!!!

در پایان خیلی برایم عجیب بود که با منع شدید از رطب خوردن، خود رطب خوردید و مقاله ای در باره امام محمد باقر (ع) از آقای فاضل میبدی گذاشتید که در آن به روایتی از کتاب بحار الانوار استناد شده و آدرس داده شده است. من این را به حساب شجاعت شما می گذارم که شاید در این یکی دو روز متوجه نادرست بودن نظر خود در این زمینه شده اید و خواسته اید به این صورت جبران کنید!!!

 

شناخت صحیح امامان معصوم (ع):

در مطلب امام سجاد،دعا و نیایش، یکشنبه 12 دی1389 نویسنده محترم با اندکی کم لطفی مرقوم داشته اند:"فحوای این جمله و بیاناتی ازاین قبیل نه تنها بیانگر گوشه ای از شخصیت حضرت نیست بلکه نوعی بی توجهی به ارزشهای نهفته در وجود مبارکش را نیز دامن میزند،حتی اگر حضرتش اشکی هم ریخته ، بعید میدانم از حد اعتدال فراتر رفته باشند چه رسد به اینکه بخواهند "با سلاح اشک و گریه مردم را با اهداف و آرمانهای امام حسین آشنا کنند" برداشتهای سطحی و عامه پسند از ساحت پاک و مبارک پیشوایان دین و ائمه معصومین علیهم السلام هر چند کاربردهای مناسب و مفیدی هم دارد اما متأسفانه مارا به مسیری می برد که نتیجه آن بنظر نمی رسد جز فراموشی و تحت الشعاع قرار گرفتن ارزشهای والای وجود مبارکشان باشد...."

باید توجه داشت که تاریخ زندگی افراد بویژه بزرگان و معصومین یک امر تحلیلی و عقلی و سلیقه ای نیست! بلکه حقیقتی است که تنها از طریق روایات و گزارشات صحیح می توان بدان دست یافت.! مسلم است که بهترین و مطمئن ترین گزارش ، گزارشی است که از زبان خود آن امام یا امامان دیگر به ما رسیده  است. در باره گریه های طولانی امام سجاد (ع) در سال های پس از واقعه عاشوراء احادیث متعددی در کتب معتبر شیعه وجود دارد. در کتاب بحار الانوار این احادیث به صورت یک مجموعه تحت عنوان "اندوه و گریه (امام سجاد) بر شهادت پدر بزرگوارش (ع) جمع آوری شده است(بحارالأنوار ج : 46 ص : 109-110)  که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

1. امام صادق (ع) فرمود :علی بن الحسین(ع) بیست سال گریه کرد. هرگاه غذایی نزد آن حضرت می گذاشتندگریه می کرد .تا این که یکی از غلامان  آن حضرت به ایشان عرض کرد: فدایتان شوم ، می ترسم با این گریه ها خود را هلاک کنید.حضرت می فرمود:.....من هرگاه به یاد میدان جنگ و شهادت فرزندان فاطمه می افتم یاد مصیبت های آنان گلوی مرامی گیرد.( بحارالأنوار ج : 46 ص : 109 باب 6- حزنه و بكائه على شهادة أبيه صلوات الله عليهما)

2. در روایت دیگری وارد شده که غلام به آن حضرت عرض کرد: آیا وقت آن نرسیده که غم و اندوه شما تمام شود ؟ حضرت فرمود :وای بر تو ! یعقوب  پیامبر دوازده فرزند داشت پس خداوند یکی از انان را برای مدتی از چشم او پنهان کرد . از بس گریه کرد چشمانش سفید شد  وکمرش از غم خمیده شد.در حالی که فرزندش زنده بود. اما من کشته شدن  پدر و برادر و عمو و هفده تن از خانواده ام (اقوامم) را دیدم . چگونه ممکن است اندوه من تمام شود؟.( بحارالأنوار ج : 46 ص : 109 باب 6- حزنه و بكائه على شهادة أبيه صلوات الله عليهما)

3. امام صادق (ع)فرمود: "علی بن الحسین (ع) بیست سال یا چهل سال گریه کرد و.... (بحارالأنوار ج : 46 ص : 110) با توجه به اینکه واقعه کربلا در سال 61 هجری قمری و شهادت امام سجاد در سال 98 هجری قمری بوده است.  امام سجاد (ع) 38 سال بعد از واقعه کربلا زندگی کردند و در همه این سالها با اشک و گریه خود مصیبت ها و ظلم هایی را که بر پدر بزرگوارشان رفته بود  در افکار زنده می کردند.

برای آگاهی از سایر روایات می توانید به کتاب (بحارالأنوار ج : 46 ص : 109-110، باب 6- حزنه و بكائه على شهادة أبيه صلوات الله عليهما،انتشارات الوفاء،بیروت،1404ه.ق، 110جلدی) مراجعه فرمائید.

مطالبی که در مقاله آقای میبدی  آمده درست و جالب است اما تنها قطره کوچکی از اقیانوس شخصیت آن امام را بیان  کرده است.

نقد نقد نقد.....


در پاسخ به نقدی بر نقد " آقای میبدی چرا بی مهری به...؟ نکاتی را متذکر می شوم:

1 "آنتون بارا" نویسنده کتاب" حسین در اندیشه مسیحیت"ترجمه:علی باقر طاهری نیا، فرامرز میرزایی،انتشارات دانشگاه بوعلی سینا ،1381است. این کتاب اولین بار در سال 1978 به رشته تحریر درآمد اما نویسنده از آن تاریخ به بعد و در اثر مطالعات بیشتر، اضافات و ملحقات زیادی به آن افزود و چاپ چهارم آن را در ماه های اخیر منتشر كرد، این كتاب تاكنون به 17 زبان ترجمه شده و در 5 دانشگاه نیز برای دوره های تكمیلی كارشناسی ارشد و دكتری مورد تأیید قرار گرفته است و قرار است چاپ چهارم آن بزودی به فارسی ترجمه و منتشر شود. آنتون بارا سوری الاصل و ساكن كویت است. وی همچنین روزنامه نگاری است حرفه ای كه اخیراً چهل و یكمین سال فعالیت مطبوعاتی اش را آغاز كرده ، او در مجلات و روزنامه های معروف و مختلف فعالیت داشته و در حال حاضر سردبیر هفته نامه شبكه الحوادث كویت است و در اتحادیه‌های مختلف از جمله؛ باشگاه بین المللی كتاب علمی خیال نیویورك، شورای عالی تصمیم‌گیری با رتبه گراند ماستر، عضو اتحادیه نویسندگان عرب در دمشق، عضو سازمان جهانی روزنامه‌نگاران در پراگ، عضو سازمان روزنامه‌نگاران عرب، اتحادیه خبرنگاران سوری و جمعیت روزنامه نگاران كویت عضویت دارد.

2. بعضی از آداب و ارزش ها است که از محدوده یک دین و یک ملت بالاتر است و تمامی عقلاء عالم به عنوان یک انسان  صرفنظر از این که چه دینی داشته باشند به آنها پای بند هستند و سعی می کنند نسبت به آن بی تفاوت نباشند. استناد به کلام یک مسیحی مطلع در اینجا بیان گر این است که مسئله برگزاری مجالس بزرگداشت و عزا و ماتم و تبلیغ دین در آن مختص ما مسلمانان نیست بلکه هر عقل سلیمی آن را تأیید می کند.

3. ایشان این سخن در مصاحبه با مجله "الدار" کویت گفته. اما قطعاچون ایشان یک عرب است و در محیطی اسلامی رشد و نمو کرده و بافرهنگ اسلام و شیعه آشنا و واژه های منبر و پرچم عزا و ...برایش غریب نبوده است. بنا براین نه جعلی کار بوده و نه بد ترجمه شده است.

4. مجالس عزا داری دارای دو بعداست یکی اصل عزاداری به عنوان وظیفه یک شیعه که مورد تأکید امامان ما بوده است. و دوم استفاده های بسیار مثبتی که از این مجالس در جهت آشنا ساختن مردم با افکار و اهداف امام حسین (ع) می شودو اساساً فلسفه چنان مجالسی همین است و اماماk معصوم ما هم که به بر گزاری این مراسم و عزاداری ها تأکید کرده اند برای رسیدن به این هدف بلند بوده است.

5. قیاس قضاوت آقای میبدی با حکم امام خمینی ره به ارتداد سلمان رشدی درست نیست.!امام خمینی اگر هم کتاب سلمان رشدی را نخوانده باشد بر اساس گزارش افراد موثقی که تا امروز هیچ کس خبر آنها را تکذیب نکرده است(حتی سلمان رشدی و اربابانش هم منکر نشدند) حکم به ارتداد سلمان رشدی داد! اما جناب میبدی در صورتی می توانند چنین قضاوتی کنند که اگر خود همه برنامه ها را ندیده اند بر اساس گزارش کسی که تمام این برنامه ها را دیده است قضاوت کنند. اگر کسی به ایشان گفته باشد که تمام برنامه های رسانه ملی و رادیو و تلویزیون سینه زنی و مداحی و مرثیه خوانی بوده است قطعاً به ایشان دروغ گفته است زیرا آرشیو و جدول برنامه های هر شبکه موجود است وخلاف آن را ثابت می کند. ایشان می توانند مراجعه کنند.

6.از نظر اسلام احساسات یک بعد است در کنار سایر ابعاد که با عقلانیت رابطه تنگاتنگ دارد . قطعاً هیچ یک این دو بعدبه تنهایی کار آیی ندارد. ما اگر کسی یا چیزی را دوست نداشته باشیم یا علاقه ای نسبت به آن در ما ایجاد نشود حاضر نیستیم به تحقیق در باره آن بپردازیم .! و از طرف دیگر وقتی به نقاط مثبت و ارزش های والای یک فرد یا یک چیز آشنا می شویم و معرفت پیدا می کنیم نمی توانیم او را دوست نداشته باشیم. بنا براین در مورد امام حسین (ع)با آن همه ارزش و تقدس نمی توان بعد عقلانی را از بعد احساسی آن جداکرد.!

7. اگر کسی فکر کندکه فرهیختگان و اندیشمندان در عزادری و مرثیه سرایی و اظهار و ابراز احساسات گرم سهمی ندارند سخت در اشتباه است.زیرا هر چه انسان بیشتر به مقام و اهداف و آرمان های امام حسین معرفت داشته باشد عشقش بیشتر و سوزش بالاتر است.

آقای میبدی چرا بی مهری به ....؟

در قسمت اول مقاله « الگو با كدام نگاه»  گزارش نسبتاً خوبی از نظرات اندیشمندان بزرگ اسلام داده اند.حق این است که نهضت خونین کربلا و ویژگی های فردی امام حسین (ع) ویاران با وفایش از یک ظرفیت بالا برای اینکه الگوی زیبا و کامل برای تمام نسل ها و تمام عصرها و تمامی اقشار و اصناف جامعه اعم از زمامداران تا مردمان عادی باشد، برخوردار است و آنچه تاکنون از این بعد قیام عاشورا بیان شده است بسیار اندک و ناچیز است. اما باید به این نکته توجه داشت که اندیشمندان بزرگ شیعه اعم از اساتید حوزه و دانشگاه از دیر باز و حتی در زمان ستم شاهی تلاش های خوبی را برای مطرح کردن شخصیت حسین بن علی (ع) از این منظر آغاز کردند که این روند گر چه با به ثمر نشستن خون شهداء شتاب بسیار زیادی گرفته است اما هنوز در آغاز راه و در ابتدای این مسیر هستیم.! اگر بخواهیم تلاش هایی را که در این خصوص انجام گرفته است (بویژه برنامه های متنوع و سازنده صدا و سیمای جمهوری اسلامی را که در این زمینه ارائه شده و می شود.)نادیده بگیریم یک بی انصافی آشکار و موجب مدیون شدن به کسانی است که در این زمینه ها تلاش می کنند.اخلاق اسلامی به ما حکم می کند در این گونه مباحث ضمن قدر دانی از تلاش های انجام شده انتقادات دلسوزانه خود را مستند بیان کنیم و کاستی ها و غفلت ها به صورت جزئی و مورد بیان کرده و اندیشمندان را در بر طرف کردن آنها تشویق و ترغیب نمائیم.

به نظر می رسد که نویسنده محترم تنها بخشی از برنامه های رسانه ملی را که به صورت عزا داری و مرثیه خوانی بوده است را دیده و به قضاوت نشسته اند .!خوشبختانه رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی در معرض دید همگان است و همه شاهد هستند که روزانه بویژه در ایام خاص چندین برنامه در قالب: سخنرانی، گفتگو، میزگرد ، پرسش و پاسخ ، نقد و تحلیل و ....در تمام محور هایی که در مقاله آمده بود توسط کارشناسان از حوزه و دانشگاه و سایر محققین یرگزار و پخش می گردد. از ایشان می پرسم که شما چند روز برنامه های کدام یک از شبکه های سیمای جمهوری اسلامی را به طور کامل تماشا کردید؟ چند در صد از آن برنامه ها صرفاً عزاداری بود و در چند در صد از عزاداری های تنها جنبه های غیبی و شفاعتی بیان شد؟ حتم دارم که اگر ایشان این برنامه ها را بطور کامل دیده بودند قطعاً قضاوت دیگری داشتند. البته شاید انتظار از افرادی در سن سال ایشان برای نشستن پای تلویزیون و دیدن برنامه های متنوع آن در بیان الگو های عاشورا شاید به جا نباشد.! اما این انتظار هست که بدون دیدن هم قضاوت نکنند.!ظاهراً ایشان نمی دانند که جدول کامل و حتی نوار های برنامه های اجرا شده در هریک از شبکه در ایام محرم  در آرشیو آنها موجود بوده و از طریق سایت هریک از شبکه ها امکان دسترسی به آن فراهم است و زمان این گونه قضاوت کردن گذشته است.!!!

علاوه براین توجه و پرداختن به بعد عزاداری و مرثیه سرایی برای ائمه معصومین بویژه سرور سالار شهیدان (ع) نیز از نظر اسلام بسیار با اهمیت است. این بعد هم به عنوان یک هدف مطرح است چرا که صرف عزاداری برای آن حضرت موجب زنده نگه داشتن نام امام حسین می شود.! و هم یک وسیله و طریقی است تا انسان ها را به مجالس حسینی کشانده و با اهداف بلند عاشورا آشنا سازد . این هنر اسلام است که فرموده است برای امام حسین (ع) همانند نزدیک ترین عزیزانی که از دست داده اید عزاداری کنید! امام رضا (ع) به شبیب بن ریان (یکی از دوستان و شیعیان خود فرمودند اگر می خواهی برای مصیبتی گریه کنی ابتدا بر مصائب جدم حسین گریه کن.امام سجاد (ع) چهل سال بعد از واقعه عاشورا زندگی کردند و با سلاح اشک و گریه مردم را با اهدف و آرمان های امام حسین آشنا کردند تا توانستند دین را حفظ کرده و به آیندگان بسپارند. انصافاً باید اعتراف کرد که بسیاری از مرثیه سرایان و شاعران پر شور حسینی با سلاح شعر بسیار هنرمندانه اهداف عالی امام حسین (ع) رابه تصویر کشیده و به جامعه ما معرفی کردهاند اند. در پایان سخن نویسنده مسیحی "آنتوان بارا" را یاد آور می شوم که:"اگر حسین از ما بود، در تمام زمین برای او منبر و پرچم عزا بر می فراشتیم و مردم را با نام حسین به مسیحیت فرامی خواندیم." آیا ما شیعیان و جهان اسلام به اندازه ای که مطلوب یک مسیحی روشن فکر است برای امام و پیشوای خود عزاداری می کنیم ؟ قطعاً نه. با این وصف آیا سزاوار است ما به عنوان یک شیعه رو شنفکر اینگونه به مجالس عزاداری امام حسین (ع) بی مهری کنیم؟؟؟؟ بلکه انصاف این است که همه دلسوزان انحرافات (کسی منکر انحرافات نیست)و نواقص(که بسیار زیاد است) این مجالس و مراسم را شناخته و برطرف کنند و کنیم.! انشاء ا...

عاشورا و امام حسین علیه السلام از دیدگاه غیر مسلمانان

عظمت قیام و اوج فداکاری و ویژگیهای دیگر امام و یارانش سبب شده که  حتی متفکرین و صاحب نظران غیر مسلمان اظهار نظرهای زیبایی درباره این نهضت و حماسه آفرینان عاشورا داشته باشند. نقل سخنان همه آن کسان کتاب قطوری می شود. بویژه که برخی از نویسندگان غیر مسلمان مستقلا کتاب درباره این حادثه نوشته اند. در اینجا به تعدادی از نظرات غیر مسلمانان اشاره می شود:

آنطون(آنتوان) بارا نویسنده مسیحی کتاب "حسین در اندیشه مسیحی" : اگر حسین از آن ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی برمی افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری بر پا می نمودیم و مردم را با نام حسین به مسیحیت فرا می خواندیم.

ماهاتما گاندی(رهبر استقلال هند):

ماهاتما گاندی، رهبر بزرگ انقلاب هندوستان، می گوید: «من برای هند چیز تازه ای نیاوردم؛ فقط نتیجه ای را که از مطالعات و تحقیق هایم درباره تاریخ زندگی قهرمانان کربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند کردم. اگر بخواهیم هند را نجات دهیم واجب است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علی علیه السلام پیمود».

ادوارد براون (مستشرق معروف انگلیسی): آیا قلبی پیدا می شود که وقتی درباره کربلا سخن می شنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتی غیر مسلمانان نیز نمی توانند پاکی روحی را که در این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت انکار کنند.

طوماس مان (متفکر آلمان )

اگر بین فداکارى مسیح و حسین (ع) مقایسه شود، حتما فداکارى حسین(ع) پر مغزتر و با ارزش تر جلوه خواهد نمود . زیرا مسیح روزى که آماده براى فدا شدن گردید زن و فرزند نداشت و در فکر آنان نبوده که بعد از او به چه سرنوشتى دچار خواهند آمد . امام حسین (ع) زن و فرزند داشت و بعضى از آنها کودک خردسال بودند و احتیاج به پدر داشتند.

آیا ما در شناخت امام خود کوتاهی نداشته ایم؟چقدر اهداف امام خود را می شناسیم؟و در مسیر آنها گام برمی داریم؟

شهادت رئیس مذهب

شهادت رئیس مذهب جعفری امام جعفر صادق (ع) را به همه شما عزیزان تسلیت می گویم و چند جمله از وصیت های گهر بار آن حضرت به فرزند عزیزشان حضرت موسى بن جعفر (ع) را تقدیم می کنم:

1.     فرزندم كسى كه چشمش به دارایی دیگران باشد در حال فقر و نیازمندى خواهد مرد. (نظر و توجه به ثروت مردم باعث می شود كه دارائى خود را ناچیز و اندك بشمارد.)

2.     كسى كه اسرار دیگران را فاش سازد، اسرار خودش نیز فاش شود.

3.     كسى كه شمشیر ستم و بیدادگرى بر كشد، به همان شمشیر كشته شود. (سزاى ظلم و ستم خود را خواهد دید).

4.     كسى كه براى برادر دینى خود چاهى بكند (مشكلى ایجاد كند) خود در آن خواهد افتاد.

5.     كسى كه در مکان های بد داخل شود متهم گردد.

6.     مطلب حق را بگو خواه به سود تو و خواه بزیان تو باشد.

7.      از سخن چینى بپرهیز، زیرا دشمنى را در دل هاى مردم می كارد.



طرائف الحكم يا اندرزهاى ممتاز، ترجمه‏ج‏2، ص: 320 به نقل ازجلد هفدهم بحار: باب «مواعظ و اندرزهاى حضرت صادق (ع)

اسباب و علل ایجاد و پرورش اعتماد به نفس :

باتشکر از همه عزیزانی که مطلب اعتماد به نفس را ملاحظه فرمودند و تشکر ویژه از کسانی که اظهار نظر کردند. اعتماد به نفس مانند ساير كمالات اخلاقى, اكتسابى است; يعنى از طريق تمرين و رياضت و تربيت بايد آن را تحصيل كرد. بعضی از اسباب و علل ایجاد و پرورش اعتماد به نفس عبارتند از:

1 . خود ارزش مندى
اعتماد به نفس داشتن، در گرو احترام به خود و نگرش مثبت به خويشتن(عزت نفس) است. اسلام در تمام برنامه هاى عبادى و اجتماعى و اخلاقى و اقتصادى خود، عزت نفس را لحاظ كرده و ناديده گرفتن آن را در هيچ شرايطى نمى پذيرد. امام صادق(ع) مى فرمايد: (خداوند تمام كارهاى مسلمان را به خود واگذار كرده، ولى به او اختيار نداده كه خود را خوار كند. (فروع كافى, ج5, ص63)

قرآن مجيد بزرگ ترين خسران ها و زيان ها را اين مى داند كه انسان خود را ببازد و مى فرمايد: "قل ان الخاسرين الذين خسروا انفسهم" یعنی :"بگو زيان كاران واقعى كسانى هستند كه نفس خود را باخته اند."(سوره زمر ،15آیه )
استاد مطهرى مى گويد:"بزرگ ترين سرمايه هاى عالم براى يك انسان، نفس خود انسان است. اگر كسى خود را باخت، ديگر هرچه داشته باشد گويى هيچ ندارد. ( فلسفه اخلاق، ص144)

گوته مى گويد:"اگر ثروت مند نيستى، مهم نيست.! بسيارى از مردم،ثروت مند نيستند.

اگر سالم نيستى، هستند افرادى كه با معلوليت و بيمارى زندگى مى كنند!

اگر زيبا نيستى، برخورد درست با زشتى هم وجود دارد.!

 اگر جوان نيستى، همه با چهره پيرى مواجه مى شوند.!

 اگر تحصيلات عالى ندارى، با كمى سواد هم مى توان زندگى كرد.!

 اگر قدرت سياسى و مقام ندارى،مشاغل مهم متعلق به معدودى از افراد انسان است.!

 اما اگر عزت نفس ندارى، برو بمير كه هيچ ندارى.!!!!( روزنامه ابرار،شماره 832،3/7/80،ص5)

سخن گوته گرچه بسیارتلخ است اما واقعیت است زیرا اگر ميزان عزت نفس كاهش يابد، احساس ضعف و ناتوانى در فرد به وجود مى آيد و برعكس با افزايش ميزان عزت نفس، احساس توان مندى و ارزش مندى در فرد احيا مى شود.

 تا بیان عامل بعدی خدا نگهدار....

اعتماد به نفس

اعتماد به نفس :

اعتماد به نفس یا اتكاء به نفس یعنی این كه هر انسانى به خود تكيه كند؛ بعقل و علم خود، به خلق و خوى خود، بعزم و تصميم خود، بكار و كوشش خود! و در زندگى، روى پاى خود بايستد.! یعنی این که بداند كه در كارهاى خوب و بد خويش، مسئوليت شخصى دارد و خوشبختى و بدبختى هر فردى ناشى از نوع افكار و اعمال خود او است. اين مطلب در آیات قرآن شريف و روايات اسلامى از بديهي ترين مسائل دينى تلقى شده است.(لیس للانسان الا ما سعی)

دانشمندان امروز هم، اعتماد به نفس را اساس تمام موفقيت هاى فردى و اجتماعى دانسته و به نظر آنها خوشبختى هر انسانى بر پايه اعتماد به نفس و استقلال خود او استوار است، افراد متكى به نفس، با شخصيت و مستقلند.

این افراد ، در خود احساس اطمينان مي كنند ، مرد سعى و عملند و در انجام وظائف خويش كوشا و جدّى هستند، افراد متكى بنفس، به اين و آن طمعى ندارند و هرگز زير بار ذلّت و زبونى نمي روند.

آشنایی با امید دلها

 

1. شاید در باره کمتر موضوعی به اندازه وجود نازنین امام زمان (ع) روایت داشته باشیم. تنها حضرت آیت الله صافی گلپایگانی در کتاب ارزشمند منتخب الاثر بیش از سیصد و ده روایت در باره امام زمان (عج) جمع آوری کرده است.با وجود این مقدار روایت هیچ شکی نیست که آن حضرت زنده و در جمع ما زندگی می کند او مارا می بیند و می شناسد ،ما نیز او را می بینیم اما حضرت را نمی شناسیم.

2. اراده خداوند بر این تعلق گرفته است که تولد و زندگی و امر آن حضرت در خفا باشد. به همین دلیل از جزئیات زندگی آن حضرت در روایات چیزی ذکر نشده است.

این امر ممکن است باعث تزلزل ایمان بسیاری از افراد حتی افراد با ایمان شود و در وجود آن حضرت شک کنند.!

به همین دلیل ائمه (ع) فرموده اند در زمان غیبت این دعا را زیاد بخوانید :"یا الله یا رحمان و یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلوبنا علی دینک "یعنی خدایا قلب های ما را بر دین خود ثابت نگهدار و ایمان ما را حفظ کن.!!!

3.زمان ظهور آن حضرت معلوم نیست این نیز اراده خداوند است به همین دلیل امامان ما فرموده اند کسانی که وقت و زمانی برای ظهور آن حضرت تعیین می کنند، دروغ گفته اند..( كَذَبَ الْوَقَّاتُون‏ ) الكافي ج : 1 ص : 368بر این اساس ما وظیفه داریم هر کس را وقت و زمان خاصی را برای ظهور آن حضرت تعیین کرد دروغگو و کذاب بدانیم!!!

4. در بعضی از روایات مطالبی به عنوان علائم طهور ذکر شده است که نمی توان به این علائم اعتماد کرد زیرا اولا ً سند بسیاری از این روایات ضعیف است.ثانیاً این علائم بسیار مجمل و مشتبه است که نمی توان تفسیر و برداشت یقینی از آن داشت. ثالثاً بر فرض صحت اینها تنها علامت هستند و معنی شان این نیست که بلافاصله بعد از ظهور این علائم حضرت قیام کنند. بلکه ممکن است سالیان سال بعد از ظهور این علائم قیام حضرت واقع شود. بنا براین روایات علائم ظهور قابل اعتماد نیستند.(برگرفته از سخنان آیت الله رضا استادی در شب نیمه شعبان1389 مسجد چهارده معصوم  خیابان فجر. قم)

5. آنچه مهم است این است که در روایات از امام زمان (ع) به عنوان "عین الله" (چشم خدا) تعبیر شده است و این به معنی آن است که گرچه ما آن حضرت را نمی بینیم اما آن حضرت اعمال و کارهای مارا می بیند و از رفتار خوب ما خوشحال و از کارهای نا شایست ما دلگیر می شوند.پس باید کاری کنیم که آن حضرت از ما راضی و در حق ما دعا کند.یکی از کارهایی که دل آن حضرت را شاد می کند این است که در حد خود به رفع گرفتاری شیعیان و دوستان ایشان بپردازیم.به امید آنکه همشه آن حضرت از ما راضی باشد.انشاء الله.

میلاد نور

 

بوی گلها عالمی را مست و حیران می کند ...........دیدن مهدی هزاران درد درمان می کند.

مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار ..........من گلی دارم که عالم را گلستان می کند.

انتظارآن یار سفر کرده مختص شیعیان نیست بلکه همه مسلمانان و همه بشریت در انتظار اوست.

در صحيح ترمذى  (از کتب معروف اهل سنت)در باب احاديثى كه درباره امام مهدى (عج) رسيده است، به سند خود، از «عاصم بن بهدله» از «زرّ» از «عبد الله» روايت كرده است كه رسول خدا (ص) فرمود: دنيا به پايان نمى‏رسد مگر اينكه مردى از خاندانم كه همنام من است، رياست تامّه عرب را بر عهده مى‏گيرد. (صحيح ترمذى 2جلد دوم صفحه/ 36)

رفاعه از حضرت صادق (ع) از پيغمبر اکرم (ص) روايت كرده كه فرمود: خوش بحال كسى كه قائم اهل بيت مرا درك ميكند در حالى كه پيش از قيامش از وى پيروى مي نموده، دوست او را دوست مي داشته و از دشمنش بيزارى مى‏جسته و تمام ائمه قبل از او را دوست داشته است. آنها رفيقان و دوستان من و گرامى‏ترين امت من مي باشند. رفاعه گفت: حضرت فرمود: آنها در نزد من گرامى‏ترين خلق خدا هستند.(مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار، متن، ص: 901)

تولد آن امام مهربان، قائم آل محمد (عج) بر شما منتظران قدومش مبارک باد.

عزت و سر بلندی :

 

هیچ عزیزی نیست که حق را رها کند مگر این که ذلیل خواهد شد.

امام حسن عسکری (ع)

همه افراد دوست دارند در جامعه در بین دوستان، خانواده، فامیل، شهر، کشور و....عزیز و سربلند باشند. رمز ذلیل شدن و همچنین رمز عزیز ماندن را می توانیم از کلام امام عزیز و مهربان مان به دست آوریم. بیائید در زندگی خود در تمام زمینه ها همواره حق را بشناسیم تا هیچ گاه از آن جدا نشویم و در مقابل آن قد علم نکنیم !!

شناخت حق به این سادگی ها هم نیست زیرا انبوهی از نیرنگ ها، دروغ ها، شعارهای پر زرق و برق، منفعت پرستی ها و.....سعی دارند بین ما و بین حقیقت جدایی بیندازند!!

نباید بگذاریم...

انشاء الله همیشه و همه جا عزیز باشید.

ثواب حج

 

ضمن خیر مقدم به عمره گزاران و آرزوی قبولی اعمالشان این حدیث زیبا را به آنها تقدیم می کنم زیرا اهل این حدیث هستند.

محمد بن مسلم نقل مى‏كند كه مردى خدمت امام موسى بن جعفر عليه السّلام رسيد، حضرت به او فرمودند: آيا از (سفر) حج مى‏آئى؟ عرض كرد: آرى. فرمود: آيا ثواب حج‏گزار را مى‏دانى؟ عرض كرد: نه به فدايت گردم، فرمود: هر كس به نيّت حجّ خانه خدا رهسپار (سفر مكّه) گردد تا آنكه با حالت فروتنى و تواضع وارد مكّه شود، و هنگامى كه به مسجد الحرام وارد مى‏شود، از ترس (قهر و عذاب) الهى قدمهاى خود را كوتاه بردارد، و هفت بار طواف كند، و دو ركعت نماز طواف بخواند، خداوند (به پاداش اين اعمال) هفتاد هزار حسنه براى او مى‏نويسد و هفتاد هزار گناه را از او پاك مى‏سازد، و هفتاد هزار درجه مقام او را بالا مى‏برد، و شفاعت او را در بر آورده شدن هفتاد هزار حاجت مى‏پذيرد، و ثواب آزادى هفتاد بنده را (در راه خدا) كه ارزش هر كدام آنها ده هزار درهم مى‏باشد به حساب او منظور مى‏فرمايد.[i]

(پاداش نيكى‏ها و كيفر گناهان، ص: 142)



[i]

شادی به کثرت مال؟


روایت است از سهل بن زیاد که گفت: یکی از اصحاب ما خبر داد که مالی کثیر پیش ابوالحسن امام رضا علیه السلام بُردم و او را بدان شاد نیافتم. از آن غمناک شدم و با خود گفتم: چندین مال پیش وی آوردم و وی بدان شاد نشد. وی غلام را گفت: طشت آب بیار. پس بر کرسی نشست و به دست اشارت کرد غلام را که آب به دستم بریز. غلام آب به دست وی بریخت. پس زر دیدم که هم چو آب از دست وی به طشت می رفت. آنگه به من نگریست و گفت: کسی که چنین باشد بدانچه تو آورده ای، شادی کی کند؟!

مرد خوشبخت

پادشاهی پس از اینكه بیمار شد گفت:

«نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند».

تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانستند.تنها یکی از مردان دانا گفت که :فکر می کند می تواند شاه را معالجه کند! اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید  و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود.!

شاه پیک هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد.

آن ها در سرتاسر مملکت سفر کردند. ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند.

حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.

آن که ثروت داشت، بیمار بود. آن که سالم بود در فقر دست و پا می زد،یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت. یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند. خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.!

آخرهای یک شب، پسر شاه از کنار کلبه ای محقر و فقیرانه رد می شد که شنید یک نفر دارد چیزهایی می گوید: « شکر خدا که کارم را تمام کرده ام! سیر و پر غذا خورده ام ! و می توانم دراز بکشم و بخوابم!

چه چیز دیگری می توانم بخواهم؟»

پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن  او را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند!.

پیک ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت!!!.

خسته نباشید

سلام سلامی چو بوی خوش آشنایی، سلام من آرزوی سلامتی همۀ شماست. با عرض خسته نباشید به همه عزیزانی که قبل از من اعلام حضور کردند و دستان گرم آقای موحد بزرگ را فشردند، اعیاد گذشته و آینده (شعبانیه) را به شما تبریک می گویم و این شعر را به شما تقدیم می کنم:

سه گل روئیده اندر باغ احساس          گل سوسن گل لاله گل یاس

گل اول که ماه عالمین است             عزیز فاطمه نامش حسین است

گل دوم نگر غرق است در فضل      امید مرتضی نامش ابا الفضل

گل سوم گل میعاد باشد                 امام چارمین سجاد باشد

.انشاءالله همیشه موفق باشید.