نقل از جراید
|
|
در ادامه مطالب نوبت میرسد به مبحث عقل:
انسان اشرف مخلوقات است بدین معنی که در بین موجودات زنده عالم هستی ازمرتبه ای برتر و عالیتر برخوردار میباشد ، این مقام و مرتبه نه از باب برتری جسمانی و تمایزات ظاهری است ، چرا که بسیاری از موجودات ذیحیات از این جهات از انسان بالاتر و توانمند ترند، مانند پرواز ، سرعت در جابجائی ، نیروی جسمانی ، قدرت بینائی ، چشائی و بویائی و برخی جنبه های دیگر،بلکه وجه ممیّز انسان از سایر موجودات عقل اوست ، انسان تنها موجودی است که دارای عقل است واز کاربرد عقلانیّت بهره مند میباشد، موجودات دیگر، از این موهبت برخوردار نیستند، و بدین لحاظ است که مقام و منزلت اشرف مخلوقات را ازخالق هستی دریافت نموده است.
کلام خداوند است که لقد کرّمنا بنى آدم . . . و فضّلناهم على کثیر ممّن خلقنا تفضیلا [اسراء / ۷۰] ; ما بنى آدم را کرامت بخشیده ایم . . . و بر بسیارى از آفریده هایمان برترى داده ایم
نقل است از امام علی ع که الانسان بعقله ... انسان به سبب عقلش انسان است یا :
عقل راه رسیدن به خدا و دین است ..یا
با عقول شناخت خدا محکم و پایدار میشود
و در عبارت و اشارتی دیگر .... که عقل را حجت باطن معرفی میفرمایند . یا :
در قرآن بالغ بر پنجاه مورد به تعقّل و عقلانیّت اشارت رفته ،
وهزاران دلیل دیگر که وجه تمایز انسان باسایر موجودات عقل است ،و بهمین سبب:
رسدآدمی بجائیکه بجز خدا نبیند/بنگر که تا چه حّد است مقام آدمیّت
و بهر مرتبه و مقامی هم که میرسد اعم از علمی و هنری و دینی و غیره .. همه بر شالوده عقل استوار است ، و به تعبیر دیگر هر پیشرفتی که در حوزه های مختلف نصیب انسان و جوامع انسانی شده ریشه در عقلانیت دارد.
در این باب سخن بسیاراست و توجه و تدبّر در این موضوع به باور من پنجره های وسیعی به جهان روشنائی خواهد گشود ،و در خواهیم یافت که از این موهبت الهی چقدر استفاده کرده یا از آن غافل مانده ایم .
از همه اعضا محترم عضو رواق و بویژه دانشجویان و دانش پژوهان ارجمند انتظار و تقاضا دارم به تناسب فرصت زمانی و امکاناتیکه در اختیار دارند در شاخه های مختلف ، مثلا" دیدگاه قرآن در باره عقل ، یا عقل در نهج البلاغه ، یا نظریات علما و دانشمندان وهر مرجع دیگری که صلاح میدانند ، مطلبی تهیه و درج نموده و بهره مندمان گردانند ، بعد از آن، موضوع گفتگو "تفکر " خواهد بود.
جملات زیر بخشی از سخنان آقای رئیس جمهور است ، کل مطلب را در "ادامه مطلب " بخوانید:
سختيها
نبايد مانع از حركت ما در جهت تحقق عدالت بشود.
اميرالمومنين اسطوره خداپرستي و عدالتطلبي است. عدالت سرفصل
و قله آرمان همه انبيا است. عدالت تضمين امنيت و گره خوردن دلهاست. محور جامعه
علوي عدالت است.
همانطور كه عدالت رمز و مفتاح كمال بشري است، بيعدالتي
و تبعيض كليد مفاسد است و اثبات اين امر نيازمند دليل نيست. تمام تاريخ بشر و وضع
موجود عالم بر اين واقعيت گواهي ميدهد.
افرادي هستند كه اجراي عدالت را تا حدي دوام ميآورند و
تا زماني كه براي ديگران اجرا شود، تشويق و حمايت ميكنند و نداي عدالتخواهي سر
ميدهند، اما به محض اينكه نوبت خودشان ميشود، فرياد مخالفت سر ميدهند و در
مقابل اجراي عدالت ميايستند. اين ويژگي است كه اجراي عدالت را به سنگينترين عقبه
تحقق جامعه آرماني تبديل ميكند.
مطلب زیر را بخوانید:
مسكوي سياسي مسكوي اقتصادي·
وقتي صحبت از مذاكرات ايران با گروه 1+5 به ميان ميآيد،
غالب نقدها و تحليلها رويكرد سياسي دارند و عموم نظرات از سوي تحليلگران و
كارشناسان سياسي صادر ميشوند. اما اگر عينك سياست را از چشم برداريم و به روند مذاكرات
در چند سال گذشته همراه با اقدامات بهعملآمده از سوي تحريمكنندگان و واكنشهاي
كشورهاي رقيب ايران در منطقه نگاهي عميقتر بيندازيم، درمييابيم كه به جهت
روزافزوني انتفاع اقتصادي رقباي ما در منطقه از تحريم و تضعيف اقتصادي ايران و
فرصتطلبي هوشمندانه برخي كشورهاي گروه 1+5 و كشورهايي كه با لبخندهاي دوستانه به
دو طرف در نقش ميانجي در اين چند سال از اين آب گلآلود سياست، صيد اقتصاد كردهاند،
مذاكرات صرفا پوسته سياسي خود را حفظ كرده و ميوه اقتصادي آن هر روز براي رقباي ما
شيرينتر و رسيدهتر شده است.
دريافتن اين موضوع كار سادهاي است كه كشورهاي نفتخيز
منطقه در شمال و جنوب مرزهاي ما در چند سال گذشته با رويگرداني سرمايهگذاران نفتي
از فرصتهاي بيبديل سرمايهگذاري در نفت و گاز ايران بهره فراوان جستهاند و ضمن
افزايش توان و ميزان توليد نفت و گاز خود، روي موج صعود قيمتها كه بخش مهمي از آن
ناشي از نگراني بازار از تنشهاي سياسي جهان با ايران بود، سوار شدهاند و ذخاير
ارزي خود را فربه و رفاه اقتصادي را از آن شهروندان خود كردهاند. همچنين كشورهايي
نظير چين، تركيه، برزيل و برخي از كشورهاي آمريكاي لاتين و آسياي جنوب شرقي از
تنگناي اقتصادي ايران براي تقويت اقتصاد ملي خود و نيز جايگاه خود در نقشه اقتصاد
جهاني استفادههاي فراوان كردهاند. بديهي است كه چنين كشورهايي هرگاه دست به
مقايسه منافع مترتب به خود از ناحيه انزواي اقتصادي ايران با تهديدهاي محتمل از
دستيابي ايران به فناوري هستهاي بزنند، قطعا منافع را بيشتر و بااهميتتر از
تهديدها مييابند و به همين دليل است كه آشكار و پنهان براي به تاخير انداختن
توافق بين ايران و كشورهاي 1+5 در تلاشاند. در چنين شرايطي، مذاكرهكنندگان ما بايد
به اين نكته توجه جدي مبذول كنند كه اهميت رويارويي اقتصادي كشورهاي رقيب با ايران
از اهميت سياسي آن پيشي گرفته است، بنابراين نبايد كماكان منافع اقتصادي را هزينه
مذاكرات سياسي كنند. بهياد داشته باشيم كه با يك اقتصاد كمرونق نميتوان در
زمينههاي سياسي، فرهنگي، فناوري و امنيتي رشد مناسب و پايدار داشت. پس روش درست
اين است كه در مسكو عينك اقتصاد را هم به چشم بزنيم و از پشت آن برق چشمان رقباي
واقعي خود را بهتر ببينيم و در ترسيم استراتژي مذاكرات از اين نكته محوري غافل
نباشيم.
پدرام سلطانی - نايبرييس اتاق ايران
آقای رئیس جمهور واقعا" استعداد شگرفی در بیان حرفها و ایده های تازه دارد که شنیدنی و خواندنی است.قبلا"نیز برخی را برای خوانندگان عزیز رواق از نشریات کشور نقل نموده ایم و جالب است که بدانید در هیچکدام ، حرفهای تکراری نبوده یا اگر هم بوده بسیار اندک بوده است. بهر حال مرور بیانات و آگاهی از دیدگاهها و نظریات صاحب منصبان برای علاقمندان میتواند مفید باشد . یکی از این مطالب را در ادامه مطلب اگر مایل بودید مطالعه نمائید.
امید آنکه بتوانیم از دریای فضائل آن امام راستین ، با همت اهل فن بیش از پیش بهره مند گردیم.
آب دریا را اگر نتوان کشید هم بقدر تشنگی باید چشید
از هنرمندان رواق درخواست همراهی برای آذین این مطلب یا کارهنری جشنی جداگانه بمناسبت این میلاد مبارک دارم. شعری هم در ادامه مطلب درج است.و نوشته ای از جناب فاضل میبدی که مثل همیشه مطالب ارزنده ای در باره ائمه در جراید از وی منتشر میگردد.
همانگونه که ذیل مطلب 6 گفته شد قبل از ادامه مطلب باید به چند سئوال پاسخ داده شود.
این سئوالات در مطلب شماره 5 توسط علیرضا مطرح شده اند:
"آیا یک انسان بیسواد نمیتواند به وجود خدا ایمان قلبی داشته باشد؟به اصول دین ایمان داشته باشد؟ایمان قلبی و عمیق؟ و یا آیا ممکن نیست که یک انسان تحصیلکرده به وجود خدا بی ایمان باشد؟ ".
سئوالات مذکور را میتوان بشرح زیر دسته بندی کرد:
1-ایمان قلبی به وجود خدا
2-ایمان به اصول دین
3- ایمان انسان تحصیلکرده به خدا
الف – ایمان به خدا ، اعتقاد به خدا ،باور به وجود خدا،و به هر عبارت دیگری هم که گفته شود، امری است فطری، مرتبط است با فطرت انسان و در ذات وجود او تعبیه گردیده ، اینطور نیست که فقط انسان عالم، خداشناس است و دیگری نیست . ایمان بخدا و خداشناسی در فطرت انسان است و تمایزات اشخاص بر آن غالب نمیباشد. (در بخش ادامه مطلب توضیحات بیشتر را مطالعه نمائید)،و متفاوت است با دینداری ، خداشناسی و پرستش خدا لزوما به معنی دینداری نیست . چه بسیار انسانهائیکه(همه انسانها) خدا جویند اما دیندار نیستند، شاید بتوان گفت هر دینداری لزوما خداپرست است ، اما نمیتوان گفت انسان خداجوی خدا پرست، دیندارهم هست.
ب – آنچه نیازمند کسب علم است ، اعتقاد به اصول دین و به تبع آن دینداری است و متمایز است با خداجوئی و خداپرستی و خداشناسی، انسان بیسوادی که سرو کاری با علم و تعقل و تفکر ندارد اگرچه بنابر فطرت انسانی خویش، خدا جوی است اما نمیتوان اورا دیندار تلقی کرد چرا که اعتقاداتی هم اگر داشته باشد بر شالوده تحقیق ، که ضرورت دینداریست، بنا نشده است.