ستاره شناسی
|
شرلوك هلمز كارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نوردي و شب هم چادري زدند و زير آن خوابيدند. نيمه هاي شب هولمز بيدار شد و آسمان را نگريست. بعد واتسون را بيدار كرد و گفت: «نگاهي به آن بالا بينداز و بگو چه مي بيني؟»واتسون گفت: «ميليون ها ستاره.»هولمز گفت: «چه نتيجه اي مي گيري؟»واتسون گفت: «از لحاظ روحاني نتيجه مي گيريم كه خداوند بزرگ است و ما چقدر در اين دنيا حقيريم. از لحاظ ستاره شناسي نتيجه مي گيريم كه زهره در برج مشتري است، پس بايد اوايل تابستان باشد. از لحاظ فيزيكي نتيجه مي گيريم كه مريخ در محاذات قطب است، پس ساعت بايد سه نيمه شب باشد. شرلوك هلمز قدري فكر كرد و گفت:«واتسون تو احمقي بيش نيستي. نتيجه اول و مهمي كه بايد بگيري اين است كه چادر ما را دزديده اند!»
در زندگي همه ما گاهي اوقات، بهترين و ساده ترين جواب و راه حل وجود دارد ولي اين قدر به دور دست ها نگاه مي كنيم يا سعي مي كنيم پيچيده فكركنيم كه آن جواب ساده را نمي بينيم
(ولی مثل واتسون نیستیم)!!!!!!! |
اول و آخر کار ... .

فقط تو رو خدا افسوس و غصه نخورید.... :) .
برای دیدن تصویر بزرگ تر اینجا کلیک کنید.
شانس
یادتان هست علیرضا مطلب جالبی با عنوان شانس گذاشته بود ؟
اگر آنرا خوانده اید ، این مطلب را هم بخوانید ، نکات آموزنده ای دارد.
|
چرا برخی اینقدر خوش شانساند؟ | |
آنچه در این قسمت میخوانید نتایج تحقیق ریچارد وایزمن روانشناس دانشگاه هارتفورد شایر است: مطالعه برای بررسی چیزی كه مردم آن را شانس میخوانند، 10سال قبل شروع شد. میخواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضیها را میزند، اما سایرین از آن محروم میمانند. به عبارت دیگر چرا بعضی از مردم خوششانس و عده دیگر بدشانس هستند؟
برای مثال، فرصتهای ظاهرا خوب در زندگی را در نظر بگیرید. افراد خوششانس مرتبا با چنین فرصتهایی برخورد میكنند، در حالی كه افراد بدشانس نه. با ترتیب دادن یك آزمایش ساده سعی كردم بفهمم آیا این مساله ناشی از توانایی آنها در شناسایی چنین فرصتهایی است یا نه. به هر دو گروه افراد خوششانس و بدشانس روزنامهای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگویند چند عكس در آن هست. به طور مخفیانه یك آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم كه میگفت: اگر به سرپرست این مطالعه بگویید كه این آگهی را دیدهاید، 250 پوند پاداش خواهید گرفت. این آگهی نیمی از صفحه را پر كرده بود و به حروف بسیار درشت چاپ شده بود. با این كه این آگهی كاملا خیرهكننده بود، افرادی كه احساس بدشانسی میكردند عمدتا آن را ندیدند، درحالی كه اغلب افراد خوششانس متوجه آن شدند. مطالعه من نشان داد كه افراد بدشانس عموما عصبیتر از افراد خوششانس هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در توجه به فرصتهای غیرمنتظره را مختل میكند. در نتیجه، آنها فرصتهای غیرمنتظره را به خاطر تمركز بیش از حد بر سایر امور از دست میدهند. برای مثال وقتی به مهمانی میروند چنان غرق یافتن جفت بینقصی هستند كه فرصتهای عالی برای یافتن دوستان خوب را از دست میدهند. آنها به قصد یافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق میزنند و از دیدن سایر فرصتهای شغلی باز میمانند. افراد خوششانس آدمهای راحتتر و بازتری هستند، در نتیجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آنها هستند میبینند. تحقیقات من در مجموع نشان داد كه آدمهای خوشاقبال براساس 4 اصل، برای خود فرصت ایجاد میكنند: ـ اول آنها در ایجاد و یافتن فرصتهای مناسب مهارت دارند. ـ دوم به قوه شهود گوش میسپارند و براساس آن تصمیمهای مثبت میگیرند. ـ سوم به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاق نیكی برای آنها رضایتبخش است. ـ چهارم نگرش انعطافپذیر آنها، بدبیاری را به خوشاقبالی بدل میكند. |
رواق به معنی پیشگاه خانه و سر پناه است و معمولا به جایگاهی گفته می شد، که در مدرسه ها و زیارتگاهها علاوه بر استفاده های دیگر، طلاب و دانشجویان برای بحث و گفتگو پیرامون موضوع و مطلبی که محل مناقشه بود یا برآن اشتراک نظر داشتند، در آن گرد هم جمع می شدند و به مباحثه و مناظره و گفت و شنود و طرح پرسش و پاسخ و نقد دیدگاه های دانشمندان و تلمذ از محضر فضلا و این قبیل امور می پرداختند.