سخن دین ، مقاله گفتگو 8

در ادامه مطالب نوبت میرسد به مبحث عقل:

انسان اشرف مخلوقات است بدین معنی که در بین موجودات زنده عالم هستی ازمرتبه ای برتر و عالیتر برخوردار میباشد ، این مقام و مرتبه نه از باب برتری جسمانی و تمایزات ظاهری است ، چرا که  بسیاری از موجودات ذیحیات از این جهات از انسان بالاتر و توانمند ترند، مانند پرواز ، سرعت در جابجائی ، نیروی جسمانی ، قدرت بینائی ، چشائی و بویائی و برخی جنبه های دیگر،بلکه وجه ممیّز انسان از سایر موجودات عقل اوست ، انسان تنها موجودی است که دارای عقل است واز کاربرد عقلانیّت بهره مند میباشد، موجودات دیگر، از این موهبت برخوردار نیستند، و بدین لحاظ است که مقام و منزلت اشرف مخلوقات را ازخالق هستی دریافت نموده است.

کلام خداوند است که لقد کرّمنا بنى آدم . . . و فضّلناهم على کثیر ممّن خلقنا تفضیلا [اسراء / ۷۰] ; ما بنى آدم را کرامت‏ بخشیده ایم . . . و بر بسیارى از آفریده‏ هایمان برترى داده‏ ایم 

نقل است از امام علی ع که الانسان بعقله ... انسان به سبب عقلش انسان است  یا :

عقل راه رسیدن به خدا و دین است ..یا

با عقول شناخت خدا محکم و پایدار میشود

و در عبارت و اشارتی دیگر .... که عقل را حجت باطن معرفی میفرمایند . یا :

 در قرآن بالغ بر پنجاه مورد به تعقّل و عقلانیّت اشارت رفته ،

 وهزاران دلیل دیگر که وجه تمایز انسان باسایر موجودات عقل است ،و بهمین سبب:

رسدآدمی بجائیکه بجز خدا نبیند/بنگر که تا چه حّد است مقام آدمیّت 

و بهر مرتبه و مقامی هم که میرسد اعم از علمی و هنری و دینی و غیره .. همه بر شالوده عقل استوار است ، و به تعبیر دیگر هر پیشرفتی که در حوزه های مختلف نصیب انسان و جوامع انسانی شده ریشه در عقلانیت دارد.

در این باب سخن بسیاراست و توجه و تدبّر در این موضوع به باور من پنجره های وسیعی به جهان روشنائی خواهد گشود ،و در خواهیم یافت که از این موهبت الهی چقدر استفاده کرده  یا از آن غافل مانده ایم .

    از همه اعضا محترم عضو رواق و بویژه دانشجویان و دانش پژوهان ارجمند انتظار و تقاضا دارم به تناسب فرصت زمانی و امکاناتیکه در اختیار دارند در شاخه های مختلف ، مثلا" دیدگاه قرآن در باره عقل ، یا عقل در نهج البلاغه ، یا نظریات علما و دانشمندان وهر مرجع دیگری که صلاح میدانند ، مطلبی تهیه و درج نموده و بهره مندمان گردانند ، بعد از آن، موضوع گفتگو "تفکر " خواهد بود.  

افسانه تا واقعیت - عاشورا و تحریفات

افسانه تا واقعيت
با گذشت 1400 سال از نهضت حسيني، هنوز حركت امام حسين(ع) براي ملت هاي دربند، حماسه آفرين و الهام بخش است. با اين وجود در طول تاريخ، آگاهانه يا ناآگاهانه تاريخ آن دستخوش پيرايه ها و تحريفاتي شده است كه بر عالمان دين است آنها را از چهره ی واقعي عاشورا بزدايند. يكي از وجوه اين تحريفات تمايل به اسطوره سازي است. مدرسين حوزه علميه قم در اين زمينه تلاش هايي را آغازيدند كه مطلب زير گوشه اي از آن مجموعه است.

اسطوره سازي و افسانه پردازي
«تمايل بشر به افسانه پردازي و اسطوره سازي از ديگر عوامل ايجاد و گسترش تحريف در تاريخ و فرهنگ عاشوراست. شايد شهيد مطهري نخستين كسي باشد كه اين عامل را به عنوان يكي از عوامل محوري تحريف برشمرده است. در بشر يك حس قهرمان پرستي هست كه در آن قهرمان هاي ملي و قهرمان هاي ديني افسانه مي سازند... قسمتي از تحريفاتي كه در حادثه كربلاصورت گرفته، معلول حس اسطوره سازي است. اروپايي ها مي گويند در تاريخ مشرق زمين، مبالغه ها و اغراق ها زياد است و راست هم مي گويند.»1
شهيد مطهري ابتدا به افسانه سازي هايي در مورد بوعلي سينا و شيخ بهايي اشاره مي كند كه "بوعلي صداي چكش مسگرهاي كاشان را از اصفهان مي شنيده است." همچنين داستان هرات و وجود 21 هزار احمد يك چشم كله پز را در آن مثال مي آورد. افسانه مجروح شدن پر جبرئيل در جنگ خيبر بر اثر اصابت ضربت شمشير علي(ع) و دو نيم شدن كامل مرحب خيبري و نفهميدن خودش، رساندن تعداد لشگريان كوفه به 600 هزار سوار و يك ميليون و 600 هزار نفر پياده، 72 ساعت بودن روز عاشورا، رساندن عدد كشته شده ها به دست امام حسين(ع) را به 300 هزار نفر و تعداد كشته ها به دست حضرت ابوالفضل(ع) را به 25 هزار نفر و نيز كشته شدگان به دست بقيه ياران به 25 هزار نفر  و داستان حضور هاشم مرقال- كه در جنگ صفين به شهادت رسيد- در جريان كربلا از نمونه هاي اسطوره سازي و افسانه پردازي هستند.

اين ها همه از حس اغراق، مبالغه گويي و شخصيت سازي در خصوص بزرگان سرچشمه مي گيرد، به گمان اينكه با اين كار، چيزي بر عظمت آن شخصيت مي افزايند. شهيد مطهري با دردمندي مي گويد: "اين حس اسطوره سازي خيلي كارها كرده است. ما نبايد يك سند مقدس را در اختيار افسانه سازها قرار دهيم... ما وظيفه داريم، حال براي هرات هر كس هر چه مي خواهد بگويد، ولي آيا صحيح است در تاريخ حادثه عاشورا، حادثه اي كه ما دستور داريم هر سال آن را به صورت يك مكتب زنده بداريم، اين همه افسانه وارد شوذ؟"


۱- عاشورا، عزاداري، تحريفات؛ مجمع مدرسين حوزه علميه قم، چاپ دوم 1386

منبع:magiran.com

یک قدم تا عاشورا...

۱-بی تردیدهمه شما با تابلوی خیمه استاد فرشچیان آشنا هستید.وهرکدام شاید احساس خاصی با دیدن این تابلو بهتون دست بده وشایدم سالها هرکجا این تابلو به چشمتان خورده بی تفاوت پلک بر هم گذارده باشید.!!به هر حال بی مناسبت ندیدم کمی راجب این اثر وحال وهوای آن برایتان بنویسم.استاد بی بدیل ،شمع فروزان وچراغ راه نگارگری ایران استاد محمود فرشچیان این اثر جاودانه را درسال ۱۳۵۴آفرید.آنگونه که من از استادم شنیدم این اثر کمی تحت تاثیر یکی از سبکهای نقاشی غرب" روکوکو" اجرا شده که تا حدودی انتقاد منتقدین آن زمان را هم به دنبال داشته . اما خوشبختانه روح دینی حاکم بر کار که ریشه در باورها واعتقادات مذهبی مردم ایران دارد این تابلو را اثری ماندگار وجاودانه کرد.     

۲-فکر میکنم ۲سالی هست که پوستر  قاب شده عصرعاشورای استادفرشچیان(خیمه) را به دیوار اتاقم نصب کرده ام.در روز شاید ده ها بار این تابلواز دیدگانم می گذرد.وهر روز برایم تازگی بیشتری دارد.یک جور فضای سنگین وروحانی حاکم بر فضای اتاقم هست که ....بماند.از دید یک علاقه مند به نگارگری ویک هنرجویی که اول راه است نظرم راجع به  این اثر:

ترکیب بندی فوق العاده قوی وسنگین جای هیچ حرفی باقی نمی گذارد.قلم گیری ها در نهایت کامل بودن است ترسیم فیگور شخصیت های اثر با نهایت دقت ،قرص ومحکم،حرکت دایره وار وحلزونی نقاشی ایرانی در کلیت کار دیده می شود که در نهایت چرخش چشم به شخصیت اصلی تابلو یعنی حضرت زینب (سلام الله علیها) ختم می شود.

۳-واما تابلوی "عصرعاشورا "به روایت استاد فرشچیان:

سه سال پيش از انقلاب، روز عاشورا، مادرم گفت: برو روضه گوش كن تا چند كلام حرف حساب بشنوى ! ، گفتم: من اول در اتاقم كارى دارم بعد خواهم رفت. حال عجيبى به من دست داد وارد اتاق شدم، قلم را برداشتم و تابلو عصرعاشورا را شروع كردم. قلم را كه برداشتم تابلویى شد كه الآن هست، بدون هيچ تغييرى . تفكر حاكم بر تابلو هم همان اصل حاكم برتابلو ضامن آهو است، يعنى تمام خطوط مدور بوده و به وجود مبارك حضرت زينب (س) ختم مى شد.  "نقل از سایت asriran.com"

**رمضان المبارک**


شهر المبارک، الذی انزل فیه القرآن، و جعل هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان

اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام، ما ابقیتنی فی یسر منک و عافیه و سعه الرزق..


***فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بر همه شما مبارک باد***

اسباب و علل ایجاد و پرورش اعتماد به نفس :

باتشکر از همه عزیزانی که مطلب اعتماد به نفس را ملاحظه فرمودند و تشکر ویژه از کسانی که اظهار نظر کردند. اعتماد به نفس مانند ساير كمالات اخلاقى, اكتسابى است; يعنى از طريق تمرين و رياضت و تربيت بايد آن را تحصيل كرد. بعضی از اسباب و علل ایجاد و پرورش اعتماد به نفس عبارتند از:

1 . خود ارزش مندى
اعتماد به نفس داشتن، در گرو احترام به خود و نگرش مثبت به خويشتن(عزت نفس) است. اسلام در تمام برنامه هاى عبادى و اجتماعى و اخلاقى و اقتصادى خود، عزت نفس را لحاظ كرده و ناديده گرفتن آن را در هيچ شرايطى نمى پذيرد. امام صادق(ع) مى فرمايد: (خداوند تمام كارهاى مسلمان را به خود واگذار كرده، ولى به او اختيار نداده كه خود را خوار كند. (فروع كافى, ج5, ص63)

قرآن مجيد بزرگ ترين خسران ها و زيان ها را اين مى داند كه انسان خود را ببازد و مى فرمايد: "قل ان الخاسرين الذين خسروا انفسهم" یعنی :"بگو زيان كاران واقعى كسانى هستند كه نفس خود را باخته اند."(سوره زمر ،15آیه )
استاد مطهرى مى گويد:"بزرگ ترين سرمايه هاى عالم براى يك انسان، نفس خود انسان است. اگر كسى خود را باخت، ديگر هرچه داشته باشد گويى هيچ ندارد. ( فلسفه اخلاق، ص144)

گوته مى گويد:"اگر ثروت مند نيستى، مهم نيست.! بسيارى از مردم،ثروت مند نيستند.

اگر سالم نيستى، هستند افرادى كه با معلوليت و بيمارى زندگى مى كنند!

اگر زيبا نيستى، برخورد درست با زشتى هم وجود دارد.!

 اگر جوان نيستى، همه با چهره پيرى مواجه مى شوند.!

 اگر تحصيلات عالى ندارى، با كمى سواد هم مى توان زندگى كرد.!

 اگر قدرت سياسى و مقام ندارى،مشاغل مهم متعلق به معدودى از افراد انسان است.!

 اما اگر عزت نفس ندارى، برو بمير كه هيچ ندارى.!!!!( روزنامه ابرار،شماره 832،3/7/80،ص5)

سخن گوته گرچه بسیارتلخ است اما واقعیت است زیرا اگر ميزان عزت نفس كاهش يابد، احساس ضعف و ناتوانى در فرد به وجود مى آيد و برعكس با افزايش ميزان عزت نفس، احساس توان مندى و ارزش مندى در فرد احيا مى شود.

 تا بیان عامل بعدی خدا نگهدار....

بسم الله الرحمن الرحیم


«شَعبانُ المُعَظَّم اَلَّذَی حَفَفتَه مِنکَ بِالرَّحمَة و والرِضوان»

پیامبر صلی الله علیه و آله رحمة للعالمین فرمودند: شعبان ماه من است.

نیمه شعبان میلاد مسعود مهدی الاُمم و وارث الأنبیاء و وصی الاوصیاء و مُفَرَّجِ الکرب مبارک باد.

راه اندازی وبلاگ رواق به توسط برادر بزرگ عزیزمان در ماه شعبان و شروع آن با آیة: «فبشر عبادی الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه»  رجاء واثق ایجاد می نماید. الحمدلله که فرصتی برای گفتگو و استفاده ایجاد گردیده است.

ان شاءالله مؤسس مهربان و دیگر اعضاء و وابستگان محترم در جایگاه عباد الرحمن قرار گیرند.

شب نیمه شعبان

أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِىَّ.

أَلا إِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَی الدِّينِ.

أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمينَ.

أَلا إِنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَهادِمُها.

أَلا إِنَّهُ غالِبُ كُلِّ قَبيلَةٍ مِنْ أَهْلِ الشِّرْكِ وَهاديها.

أَلاإِنَّهُ الْمُدْرِكُ بِكُلِّ ثارٍ لاَِوْلِياءِاللَّهِ.

أَلا إِنَّهُ النّاصِرُ لِدينِ اللَّهِ.

 أَلا إِنَّهُ الْغَرّافُ مِنْ بَحْرٍ عَميقٍ.

أَلا إِنَّهُ يَسِمُ كُلَّ ذى فَضْلٍ بِفَضْلِهِ وَ كُلَّ ذى جَهْلٍ بِجَهْلِهِ.

أَلا إِنَّهُ خِيَرَةُاللَّهِ وَ مُخْتارُهُ.

أَلا إِنَّهُ وارِثُ كُلِّ عِلْمٍ وَالُْمحيطُ بِكُلِّ فَهْمٍ.

أَلا إِنَّهُ الُْمخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ الْمُشَيِّدُ لاَِمْرِ آياتِهِ.

أَلا إِنَّهُ الرَّشيدُ السَّديدُ. أَلا إِنَّهُ الْمُفَوَّضُ إِلَيْهِ.

أَلا إِنَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ مِنَ الْقُرونِ بَيْنَ يَدَيْهِ.

أَلا إِنَّهُ الْباقي حُجَّةً وَلاحُجَّةَ بَعْدَهُ وَلا حَقَّ إِلاّ مَعَهُ وَلانُورَ إِلاّعِنْدَهُ.

أَلا إِنَّهُ لاغالِبَ لَهُ وَلامَنْصورَ عَلَيْهِ.

أَلاوَإِنَّهُ وَلِىُ‏اللَّهِ فى أَرْضِهِ، وَحَكَمُهُ فى خَلْقِهِ، وَأَمينُهُ فى سِرِّهِ وَ علانِيَتِهِ

فرازهایی از خطابه غدیر که در مورد امام زمان (عج) توضیح دادند.

کسانی که اطلاعات بیشتری در مورد خطابه غدیر نیاز دارند اینجا کلیک نمایند.


ادامه نوشته

آثار ما!

آیا بال زدن پروانه ای در برزیل می تواند باعث ایجاد تندباد در تکزاس شود؟

این عنوان مقاله ایست که توسط لورنتس دانشمند هواشناس در سال 1971 ارائه شد و باعث استفاده از عنوان "اثر پروانه ای" و پررنگ تر شدن "نظریه ی آشوب" شد.  در این تئوری لورنتس توضیح می دهد که تداوم تغییرات بی نهایت کوچکی که در اثر بال زدن پروانه ایجاد می شود نتایج ویرانگری  مثل طوفان های بزرگ تولید می کند. چه بسا اگر جایزه ای با عنوان جایزه نوبل هواشناسی وجود داشت، نام او نیز در بین دارندگان جایزه نوبل به چشم می خورد.
بسیار وجد آور است که در دهه های اخیر، متافیزیک و علوم فیزیکی که نتیجه کار دانشمندان است به هم نزدیک شده اند و این قدمی است در جهت باور عمیقتر از آن. هرچند به عقیده من جهان چیزی جز فیزیک و نظم حاکم بر آن نیست ولی ما انسانها آنچه را که هنوز در حیطه علوم بشری در نیامده و از این طریق به آن احاطه نیافته ایم را در حوزه متافیزیک قرار داده و در بسیاری از موارد به دیده شک به آن می نگریم. دور زمانی نیست که انسان به تکنولوژی مورد استفاده در عصر کنونی فقط در داستان های علمی تخیلی دسترسی داشته و شاید نویسندگان این داستانها را خارج از دایره عقل می پنداشتند. آنچه را که دیده نمی شد باور نداشتند چه برسد به آنچه که برای وجود و انتشار حتی نیازی به دنیای مادی ما ندارد. همان " امواج الکترو مغناطیس" که پایه و اساس گذران بخش مهمی از زندگی امروزه ما شده است!! و البته از این قبیل امثله کم نیستند.
درست است که دایره متافیزیک از آن جهت که قابلیت اثبات و آزمایش را ندارد بسیار مورد سواستفاده قرار گرفته و انحرافات زیادی را شامل می شود، اما اگر مرتبط با منبعی مطمئن که اشتباه در آن راه ندارد باشد، پله ای خواهد بود برای ارتقای نوع تفکرات انسان و دیدگاه او به زندگی! در متون دینی ما بسیار بحث از اعمال ما و آثار وجودی آن در عالم هستی شده است. اما اگر واقعاً اثری که بال زدن یک پروانه ایجاد می کند می تواند آنچنان بزرگ باشد، چطور نمی توان عمیقاً معتقد بود که هر قول و عمل ما، از خود اثری شگرف به جا می گذارد؟ اثری که نه محدود به وجود ما و روح و جسم و زندگی دیگر همنوعان ماست و نه فقط در این کره خاکی باقی خواهد ماند. اثری است به وسعت همه آسمانها و زمین های هفتگانه! اثری که گاه شاید با هیچ وسیله ای قابل اصلاح نباشد!

شادی به کثرت مال؟


روایت است از سهل بن زیاد که گفت: یکی از اصحاب ما خبر داد که مالی کثیر پیش ابوالحسن امام رضا علیه السلام بُردم و او را بدان شاد نیافتم. از آن غمناک شدم و با خود گفتم: چندین مال پیش وی آوردم و وی بدان شاد نشد. وی غلام را گفت: طشت آب بیار. پس بر کرسی نشست و به دست اشارت کرد غلام را که آب به دستم بریز. غلام آب به دست وی بریخت. پس زر دیدم که هم چو آب از دست وی به طشت می رفت. آنگه به من نگریست و گفت: کسی که چنین باشد بدانچه تو آورده ای، شادی کی کند؟!

مرد خوشبخت

پادشاهی پس از اینكه بیمار شد گفت:

«نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند».

تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانستند.تنها یکی از مردان دانا گفت که :فکر می کند می تواند شاه را معالجه کند! اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید  و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود.!

شاه پیک هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد.

آن ها در سرتاسر مملکت سفر کردند. ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند.

حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.

آن که ثروت داشت، بیمار بود. آن که سالم بود در فقر دست و پا می زد،یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت. یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند. خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.!

آخرهای یک شب، پسر شاه از کنار کلبه ای محقر و فقیرانه رد می شد که شنید یک نفر دارد چیزهایی می گوید: « شکر خدا که کارم را تمام کرده ام! سیر و پر غذا خورده ام ! و می توانم دراز بکشم و بخوابم!

چه چیز دیگری می توانم بخواهم؟»

پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن  او را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند!.

پیک ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت!!!.

بشارت

در حوزه علم و اندیشه و ارائه نظریات، شاید هیچ مکتب و مشربی، به اندازه اسلام نتوانسته باشد میدان را برای بیان، ارائه و نشر و بسط محصولات فکری آماده سازد. در این حوزه عامل موثری که زمینه ساز تبادل افکار و عقاید و نظریات انسانهاست، واکنش مناسب و همراه با سعه صدر مستمعین و به عبارت دیگر مخاطبین افکار و عقاید است. در قرآن کریم، خداوند متعال بشارت داده مستمعین را که کلام و گفتار را بشنوند و بهترین را انتخاب کنند و تبعیت نمایند:

{فبشـّر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه}

باشد که این عالی ترین شیوه گفتگو مورد عمل قرار گیرد و همگان مشمول عنایت و بشارت الهی واقع شویم. انشاالله