"عاشق اصفهانی"

"عاشق"،کسی که ملک جهان می کند طلب     گو،آن متاع جوی،که از کف توان ندارد

در زمان سلطنت کریم خان زند در شهر اصفهان مرد وارسته و شاعر آزاده یی صاحب یک دکان خیاطی بود و با دست رنج خویش امرار معاش می کرد  و با همه ی تهی دستی دلی خرسند و طبعی منیع داشت و در عین گوشه گیری آوازه شهرت او در کشور پیچیده بود زیرا ناله های جان سوزش مایه ی گرمی دلها و سخنان دلاویزش شادی افزای صاحب نظران بود.

نام او آقا محمد و تخلصش عاشق است وی در حدود سال  1107 قمری در عهد صفویه در اصفهان تولد یافته و در همان شهر به کسب علوم و فنون پرداخته است. عاشق در غزل سرایی دارای زبان ساده  و روان است  و بدون تکلف مطلب را ادا می کرد ولی در عین سادگی و روانی اشعار او شیوهای خاص دارد و اغلب غزل های عاشقانه اش جان سوز و لبریز از شور و حال است از این حیث بر همه شعرای عهد زندیه برتری دارد و در سال ۱۱۸۱ قمری حیات را بدرود گفت ،اینک منتخبی از شعر او را که خیلی دوست دارم برای شما غزیزان می نویسم ..

سوسن،سخنی به صد زبان می گوید     بلبل غم دل ،به صد فغان میگوید

آن،وصف جمال دلبران می خواند           این،قصه درد عاشقان می گوید

مطلب بعدی که می خواهم برای شما بنویسم زنگینامه شاعر بزرگ الوند رود ....است که سروده:

بهار آمد به صحرا و در ودشت    جوانی هم بهاری بود و بگذشت