ضرب المثل ژاپنی
بخاطر میخی، نعلی افتاد
بخاطر نعلی، اسبی افتاد
بخاطر اسبی ، سواری افتاد
بخاطر سواری ، جنگی شکست خورد
بخاطر شکستی ، مملکتی نابود شد
و همه اینها بخاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود!!
بخاطر میخی، نعلی افتاد
بخاطر نعلی، اسبی افتاد
بخاطر اسبی ، سواری افتاد
بخاطر سواری ، جنگی شکست خورد
بخاطر شکستی ، مملکتی نابود شد
و همه اینها بخاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود!!
آنچه مارا به ترجمه این کتاب راغب نمود ، فقط جملات قصار آن نبود ، غور درهر جمله ما را درکشف هزار توی شخصیتمان یاری داد. آنان که دستی درخودشناسی دارند ، آگاهند که هرچه درون خودرا بیشتر میکاوند با سرزمینهای بکر بیشتری آشنا میشوند و این سفر را اگر چه پایانی نیست اما سفر از "بودن" به "شدن" است.
توضیح مذکور پارگراف اول گفتار مترجمان کتابی است بنام برندگان و بازندگان ، نوشته سیدنی جی هریس.این نویسنده بقرار توضیح دیگری که در همین کتاب درج است "بخاطرنگارش مقاله هائی تحت عنوان ،،کاملأ شخصی ،،که هر روز بطور همزمان در 180 روزنامه در سراسر ایالات متحده آمریکا بچاپ میرسد ، مشهور است".
کتاب حجیم نیست و اگر کسی بخواهد مثل مترجمان در جملات آن تأمل نماید ظرف یکی دوروز میتواند آنرا بخواند، مترجمان کتاب خانمها مینو پرنیانی و پروین مصطفوی میباشند، چند جمله آنرا برای علاقمندان نقل میکنم، ضمن اینکه در بعضی جملات که بنظرم ترجمه مناسبی نبود یا بعبارتی پاسخ فرهنگ ایرانی را نمیداد، تصرف کوچکی نیز بعمل آمد.با عرض معذرت از مترجمان.
-وقتی برنده ای مرتکب اشتباه میشود از قبول آن ابائی ندارد"میگوید اشتباه کردم،
-وقتی بازنده ای مرتکب اشتباه میشود، کسی را میجوید که خطا را متوجه او گرداند
-برنده گوش میدهد
-بازنده فقط منتظر رسیدن نوبت خود برای حرف زدن است
-برنده گامهای متعادل بر میدارد
-بازنده دو نوع سرعت دارد یا خیلی تند یا خیلی کند.
-برنده ارزشهای اخلاقی را بعنوان تنها منبع قدرت حقیقی میشناسد
-بازنده که برای ارزشهای اخلاقی احترام اندکی قائل است دنبال کسب قدرت از منابع دیگر بجای اخلاق است
-برنده پس از بیان نکته اصلی مورد نظرش لب از سخن فرو میبندد
-بازنده آنقدر به سخن ادامه میدهد که نکته اصلی فراموش میشود.
ادامه با خودتان
مجددا"سال نو بر همه شما مبارک باد
عید نوروز و آغاز سال نو را همه ما ایرانیها دوست داریم و فرا تر از دوست داشتن ، به آن با دیده احترام مینگریم ، یکی از آداب و رسومی که تقریبا همه اقوام ایرانی فراموش نمیکنند سفره هفت سین است که اجزاء آن باید دارای این ویژگیها باشد :
خوراکی باشد ،دارای ریشه گیاهی باشد،نام ایرانی داشته باشد و با حرف سین شروع شود و تک واژه باشد .
جالب است بدانید فقط هفت چیز با این ویژگیها وجود دارد و تا کنون هشتمی هم برای آن پیدا نشده است. بنا براین هفت سین تشکیل میشود از :
سیب
سمنو
سیر
سنجد
سبزه (ی)
سماق
سرکه
دیده شده که اشیائی مانند سکه ، سنبل ، سوزن وحتی سماور و برخی اشیاء دیگر نیز به این جمع افزوده میشود که درست نیست ،چرا که برخی از این ویژگیها را ندارند.
مطالعه مذکور توسط آقای دکتر ناصر انقطاع که در تاریخ ایران وبویژه ایران باستان، تحقیقات زیادی بعمل آورده ، صورت پذیرفته است .
شمانیز اگر در باره نوروز و بهار و آغاز سال مطلبی دارید از درج آن دریغ نفرمائید.
( آقای مدیر لطفا" یک سفره هفت سین با حال بالای این مطلب بگسترانید. متشکرم)
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگ های سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه و بانگ پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک مي رسد اينک بهار
خوش به حال روزگار
نرم نرمک می رسد اینک بهار، خوش به حال روزگار و خوش به حال شما
حلول سال نو، نوروز خوب و بهار زیبا را به اعضاء عزیز و محترم رواق تبریک می گویم و برایتان سلامتی، شادکامی و موفقیت روز افزون آرزومندم.

چند رباعی بهاری از «ایرج زبردست»
شاید بد نبود نام این مطلب را "دست خدا " میگذاشتم فرقی هم نمیکند بعد اینکه آنرا خواندید هرکدام را میلتان بود انتخاب کنید.
و اما مطلب ، شنیده اید آقای پاپ بندیکت شانزدهم ،از مقام پاپی استعفا داد، کاتولیکها خیلی دوستش داشتند و اورا قبل از پاپی بعنوان یک دانشمند میشناختند، به شش زبان نیز مسلط بود ،بهرحال کنار کشید و کاردینالها بعد یک انتخابات نفس گیر آقای فرانسیس اول با نام اصلی برلیو برگوگولیو رابعنوان جانشین وی انتخاب نمودند، بعبارت دیگر کلیسای کاتولیک برای اولین بار دارای یک پاپ غیر اروپائی یعنی آرژانتینی شد. لابد میپرسید چه ربطی به خلاقیت یا ذوق روزنامه نگار دارد؟
علاقمندان به فوتبال مارادونا را خوب میشناسند، اسطوره فوتبال جهان ، اهل آرژانتین که طرفداران زیادی هم در سطح جهان دارد، حتی در بین فوتبال دوستان جوان امروزی.
در سال 1986 انگلستان و آرژانتین در مرحله نیمه نهائی جام جهانی در کشور مکزیک در مقابل هم قرار گرفتند، چندی قبل از آن نیز دو کشور در مقابل هم قرار گرفته بودند ،اما نه برای فوتبال بلکه بسبب جنگ! جزیره ای بنام فالکلند در نزدیکی آرژانتین و بسیار دور از انگلیس مورد منازعه دو کشور بود ،مدتها کشمکش داشتند تا اینکه انگلیسیها با یک حمله برق آسا به جزیره هجوم برده و آنجارا تصاحب کردند و نامش را هم مالویناس گذاشتند.آرژانتینیها که شکست را متحمل شده و بسیار ناراحت بودند ، احساساتشان بشدت جریحه دار شده و کاری هم از دشتشان بر نمی آمد ، توان مقابله با غول انگلیس را هم نداشتند، تا بازیهای جام جهانی که مقابل هم قرار گرفتند ، بازی بسیار نفس گیر و پر هیجانی بود تماشاگران هم که بنوعی با آرژانتین بخاطر شکست در جنگ همنوائی داشتند آنان را تشویق میکردند ، مردم دنیا هم به برد آرژانتین علاقمند بودند ضمن اینکه انگلیس هم که آن زمان در ردیف یک فوتبال جهان قرار داشت شکست ناپذیر مینمود،در لحظه ای غیر منتظره مارادونا توپی دریافت کرد و برق آسا خود را به دروازه حریف رساند و علیرغم دفاع بسیار محکم، با زیرکی و در شلوغی جلو دروازه با دست ،توجه کنید! با دست، توپ را وارد دروازه کرد، داور هم علیرغم اینکه به صحنه نزدیک بود متوجه نگردید و گل پذیرفته شد، استادیوم یکپارچه و بصورت انفجاری به تشویق پرداخت بی وقفه اسم مارادونا و آرژانتین بهوا برخاست. آرژانتین برنده شدو انگلیس که پیشبینی ها او را قهرمان میدانست، از رسیدن به جام باز ماند. بعدا" مارادونا بشدت مورد انتقاد قرار گرفت ، در پاسخ خبرنگاران هم موضوع را انکار نکرد و میگفت خودم هم نمیدانم چه شد ، توپ با دست خدا گل شد!!.
این جمله مدتها ورد زبان مردم شده بود" دست خدا " .
و اینک بعد سی سال، یک آرژانتنی دیگر در حالیکه هیچکس پیش بینی نمیکرد در انتخابات نفس گیر پاپ ،رقبای اروپائی خود را پشت سر گذاشت و شد پاپ اعظم کلیسای کاتولیک با یک میلیاردو دویست میلیون پیرو مسیحی کاتولیک و آقای روزنامه نگار جمله دست خدا HAND OF GODرا روی تصویر تمام صفحه روزنامه نیویورک دیلی نیوز قرارداده است . ذوق روزنامه نگار است دیگر!!

آقای مدیر لطفأ ببینید امکان بر گشتش وجود دارد؟ فعلا" شب بخیر، حق دارید بخندید، تا من باشم دیگر مستقیم تایپ نکنم.
گزارشگر از موضوعی علمی خبر میداد، مصاحبه ای بود با یکی ازدانشمندان پروژه بین المللی آلما ، دانشمند باشور و اشتیاق فراوان از موفقیتهای کسب شده صحبت میکرد،گوئی بهمه آرزوهایش رسیده و شادی و خوشحالی تمام وجودش را احاطه کرده و حالا دارد دیگران را نیز در شادیهایش شریک میکند.
پروژه آلما که متعلق به یک کشور هم نیست و اگرچه در بیابانهای شیلی اجرا میشود جهانی است و متعلق به همه مردم دنیاست ، پروژه ای است از مجموعه ای از تلسکوپهای بسیار پیشرفته که میتواند تصاویری روشن ازاعماق کهکشانها در اختیار بشر قرار دهد.تا کنون یک و نیم میلیارد دلار هزینه داشته ، 7 سال است دانشمندان روی آن کار میکنند و بقرار اطلاع 7ماه دیگر آماده بهره برداری میشود، ضمن اینکه پروژه های علمی انتها ندارند ، روز بروز در حال تغییر و پیشرفت و نوآوری و خلاقیت هستند.
آلما از چنان قدرت جستجوئی در اعماق کهکشانها برخورداراست که میتواند بسیاری از سئوالاتی را که در باره پیدایش و موجودیت کهکشانها و ستاره های دور ونزدیک برای بشر وجود دارد پاسخگوباشد و مسلم است که دانشمندان باید این چنین شادمان و سرحال باشند.
در حوزه علم ستاره شناسی و جستجوی در آسمانها که از عجایب خلقت است هرچه حاصل شود ، فارغ از منفعت شخصی است و در اختیار کل بشر قرار دارد ، این خاصیت علم است که مرزهای جغرافیائی ، قومی ،سیاسی و مذهبی نمیشناسد و دستاوردهایش را با سخاوتمندی تمام در اختیار همه قرار میدهد.
اطلاع از وجود چنین تلاشی بزرگ در ابعاد جهانی مرا نیز بسیار خوشحال کرد و مقداری هم اندوهگین نمود. میپرسید چرا؟
وقتی صحبت از آسمان و زمین و کهکشان و اعماق عالم میشود برخی آیات قرآن منجمله ان فی خلق سموات والارض آیات لاولی الالباب بذهن متبادر میگردد و توجه به این موضوع که بیش از هر مکتب و مشربی اسلام و قرآن است که این چنین به تشکیلات عالم هستی توجه داده و انسانها را به کسب دانش و جستجو در زمین و آسمان و تفکر و تدبر در این امور تشویق و ترغیب نموده است ، وتأسف از اینکه مسلمانها بجای تلاش در این امور که سابقه آنرا نیز دارند امروزه چنان غرق گرفتاریها و تعصبات قومی و مذهبی و جنگهای خانمانسوز و جدالهای زیانبار هستند که دیگر فرصتی ندارند که مثلا" اندکی هم در این امور تدبر نمایند چه رسد به اینکه مثلأ در بیابانهای فلان کشور رصدخانه تأسیس کنند و با تلسکوپهای پیشرفته ، آسمانها را در نوردند و به آیاتیکه به آن ایمان دارند جان بخشند. شما خوشحال و اندوهگین نشدید؟
در صورت تمایل به این سایتها سر بزنید.آسمان شب وalma radio telescope atacama cosmology
بحث حجاب اخیرأ در بین محققان و نویسندگان و صاحبان قلم بالا گرفته ، حاصل آن تنظیم و تدوین مقالات متفاوت و گاه متضادی است که نمونه هائی از آن را در نشریات و بویژه وبسایتهای اشخاص و صاحبنظران میتوان یافت.
در این باب نظرات آقایان دکتر سروش دباغ، امیرحسین ترکاشوند، فرشاد حبیبی و آیت الله محمدعلی ایازی و مرحوم احمد قابل جالب توجه و در خور تأمل و تعمق میباشد.
از فحوای کلام آنان چنین بر می آید که علاوه بر اختلاف نظرها ئیکه بین علمای سابق وجود داشته ، هم اینک نیز دیدگاههای مختلف ، متفاوت و بعضأ متضادی در این باب وجود دارد، برخی نظرات در باره حجاب بدان معنی که امروزه مطرح است (مثلأ اینکه باید موی سر بطور کامل پوشیده باشد) از این قرار است:
-حجاب واجب شرعی است
-حجاب واجب شرعی نیست
-قرآن به وجوب آن تصریح دارد.
-در قرآن به واجب بودن آن تصریح نشده و از آیات مورد نظر برداشتهای متفاوت وجود دارد
-تا قرن دوم صحبت چندانی از حجاب نبوده است ، احکام منتسب به پیامبر و امیرالمومنین در روایات شیعی بسیار اندک است.
-اگر واجب بود چرا برده ها و کنیزان مجبور به رعایت حجاب نبوده اند،و حتی منع شده اند
-حجاب وسیله تشخص بوده است
-بسیاری از فقها به وجوب آن رأی داده اند و برخی نیز غیر آنرا گفته اند
و دیدگاهها و نظریات مختلف دیگر
علاقمندان به موضوع که مایلند بحث را دنبال نمایند با استفاده از کلید واژهای حجاب ، خمار، جلباب و همینطور نام نویسندگان مذکور میتوانند مشروح نظریاتشان را مطالعه نمایند.
1- مجرد
2- دم بخت برای ازدواج
3- در جستجوی زن پولدار
در اینصورت میتوانند مطلب را بخوانند و بعنوان اولین قدم برای حج عمره ثبت نام و برای کسب اطلاعات بیشتر به اهل فن مراجعه نمایند:
![]()
زنان عرب خلیجفارس ثروتمندترین زنها
«قدرت عظیمه ظاهر» سرپرست منطقهای بانک «گیتهاوس» انگلیس دیروز در کنفرانس خبری که در جده برگزار میشد ثروت زنان کشورهای حاشیه خلیجفارس را 300میلیارددلار اعلام کرد که از این مبلغ 15درصد آن در انگلستان سرمایهگذاری شده است. ظاهر در ادامه این کنفرانس افزود زنان عرب خلیجفارسی با ثروتی که دارند یکی از تاثیرگذارترین زنان در جهان هستند. در عربستان سعودی 36هزار و 200شرکت تجاری تحت مالکیت زنان ثبت شده که این تعداد 7/4درصد از شرکتهای ثبت شده تجاری در عربستان را تشکیل میدهند. این شرکتها تاکنون حدود 800میلیوندلار در عربستان سرمایهگذاری کردهاند. اکثر زنان سرمایهگذار در عربستان به سرمایهگذاری در امور ساختوساز روی آوردهاند به طوریکه 6/36درصد از بازار ساختوساز را زنان تصاحب کردهاند. در امور تجاری داخلی زنان صاحب 20درصد و در تجارت خارجی چهاردرصد از بازار متعلق به زنان سعودی است. حجم نقدینگی زنان در عربستان حدود 20میلیارددلار بر آورد میشود.
http://sharghdaily.ir/?New
"محاکمه زنی که شوهرش را با چاقو کشت."
جریان از این قرار است که شوهری وارد خانه شده و بنای داد و بیداد میگذارد ، زن هم عصبانی میشود و خلاصه بگو مگوی سختی راه می افتد ، مرد عصبانی میرود از آشپزخانه چاقوئی برمیدارد ، بطرف زن میگیرد و میگوید بیا بگیر با این چاقو مرا بکش، زن هم اطاعت امر میکند وباآن چاقوی احتمالا" قصابی که قصابان با آن گوسفند و گاو و شتر سر میبرند به خواسته شوهر پاسخ مثبت داده و همانکاری را که شوهر خواسته انجام میدهد ،بعبارت دیگر شوهر را میکشد، و بعبارت دیگرتر بقتل میرساند ، شاید هم بقتل عمد میرساند، شاید دیگر اینکه به وظیفه خود که همان اطاعت از اوامر شوهر است عمل میکند.
از آن تاریخ دوسالی میگذرد ، این بنده خدای مطیع دستورات و اوامر شوهر تا کنون چند بار به قتل عمد و غیر عمد محکوم و چند بار هم تبرئه شده و در حال حاضر هم بلا تکلیف است،بلا تکلیف است تکلیف است تکلیف است است است است.
نتیجه گیری اخلاقی: شوهر را نباید با چاقو کشت .
نتیجه گیری کنکوری:
گزینه 1 - همیشه شوهر را نباید با چاقو کشت.
گزینه 2 - اطاعت از شوهر واجب است.
گزینه 3 - هردو
گزینه 4 - هرسه
گزینه شما چیست ؟
شومان ، شاعره کرد ، کرد عراقی ، در ایران هم زندگی کرده ، هم اینک ساکن انگلستان و به زبانهای فارسی ،انگلیسی ، عربی و صد البته کردی مسلط است ،فلسفه خوانده و در روانشناسی دکترا گرفته،چندین کتاب و دفتر شعر هم منتشر کرده است، پدرش هم شاعر است ، یا بوده ، احمد شومان، با خصوصیات ویژه یک مرد کرد و همه دلبستگیهایش به آداب و سنن آباء و اجدادی، غزلسرای صاحب نام در سبک وسیاق قدیم (کلاسیک) فارسی و کردی ، از شعر نو خوشش نمی آمد ، رودر بایستی هم نداشت ، از کتاب شعر دخترش(شعر نو) که به وی هدیه شده فقط دو صفحه را مورد قبول و بقیه را مردود دانسته بود، یکی صفحه تقدیم نامه!! و دیگری صفحه ای حاوی بیتی از یک شاعر صاحبنام ، با همه اینها این خانم شاعر مهمترین تأثیر گذار ذهن ادیبانه خود را پدرش میداند و بوی عشق میورزد .
لابد سئوال شما این استکه این شاعره کرد را از کجا یا چه مدت است میشناسم که دارم در باره اش مینویسم؟، نه مدت زیادی نیست ، تا نیمساعت قبل حتی نمیدانستم چنین شخصی وجود دارد، در حال خواندن روزنامه بودم با وی آشنا شدم، بنابراین اطلاعات منهم در حد شماست ، اما چرا اینهمه با وی احساس آشنائی دارم؟ ، تا آنجا که اگر لازم باشد نوشتن چندین صفحه در باره اش و افکار و اندیشه هایش برایم دشوار نیست، چرا؟ رمزش رااگر بخواهید میتوانید در شعر زیر که در همان نشریه نوشته بود بیابید، عنوان شعر هست "فرزندان من". بخوانید آیا شما هم ........؟؟؟
می توانم صدای فرزندانم را بشنوم
که انگلیسی را روان حرف می زنند
و کردی را دست و پا شکسته
و هر بار ملامتشان کنم
در گوش یکدیگر خواهند گفت:
«خب حق دارد، کرد است دیگر!»
اینچنین بیگانه خواهم ماند در خانه خودم!
...چه حسی دارید؟
با اینکه از خواننده های همدوره من بود اما هیچوقت نتوانستم مثل دیگران ، همدوره ایهای خودم یا جوانان امروزی ، با شنیدن آهنگهایش باصطلاح حال کنم ، از صدای آن یکی بیشتر خوشم می آمد ، چندی قبل یکی از دوستان که به ماجرا پی برده بود ازم خواست ،خالی از ذهنیت قبلی ، با دقت و حوصله کافی به یکی از نواهایش گوش کنم ، همین کار را کردم ، الحق صدای خوبی بود ولی باز با موسیقی و شعرش مشکل داشتم تا اینکه:
رویائی دارم از جنس بیداری ، رویای تسکین این درد تکراری ،
درد جهانی که از عشق تهی میشه ، درد درختی که می خشکه از ریشه..........
این بار مشکلات خودم را با شعر و موسیقی نیز حل شده یافتم ، آهنگ، صدا و شعر هرسه بنظرم فقط خوب نبود عالی بود ، بسیار عالی بود، نمیدانم این کار متفاوت است ، من متفاوت شده ام یا هر دو ؟ یا شاید بازهم پای صدای دیگری و اینبار این یکی در میان باشد که این چنین جلوه کرده !(شما چی فکر میکنید؟)
اگر فرصت داشتید با حوصله ، در فضائی مناسب و ترجیحا" با دستگاه صوتی نسبتا" مناسب آن را گوش کنید.
رویای من اینه ، دنیای بی کینه ، دنیائیکه بمب و موشک نمیسازه ، موشک روی خواب کودک نمیندازه
1-
حجتالاسلام قرائتی: دختران و پسران باید در دانشگاه از هم جدا شوند
فارس: حجتالاسلام قرائتی گفت: باید در دانشگاهها دختران و پسران از هم جدا شوند. ازدواج جوانان باید آسان شود. اگر بهجای هزینه کردن برای همایشها این اعتبارات را خرج ازدواج میکردیم، الان همه جوانان ازدواج کرده بودند. حجتالاسلام محسن قرائتی افزود: افراد عادی میتوانند در جامعه به الگو تبدیل شوند و هر یک از پزشکان میتوانند مشکلات نظام پزشکی را برطرف کنند. رییس ستاد اقامه نماز تصریح کرد: در حال حاضر کمتر ما مشکل شرق و غرب داریم بلکه بیشتر درگیر خودمان هستیم. مشکل در جامعه امروز توجه نکردن به اخلاقیات است. قرائتی گفت: یک پزشک زمانی که بیمار را معاینه میکند اگر راه درمان وی را نداند باید اعلام کند و اگر تخصص همکارش جوابگو بود آن را با شجاعت بازگو کند، چرا که شغل پزشکان یک عبادت است و حتی اگر زمینوزمان زیرورو شود نباید از این حرفه که سلامت جسمی و روانی جامعه را تامین میکند دست بردارند. رییس ستاد اقامه نماز گفت: بیحجابی در دانشگاهها به رشد علمی ضربه میزند و حتی اگر بیحجابی مجاز هم باشد اما در دانشگاه جایز نیست. قرائتی ادامه داد: باید در دانشگاهها دختران و پسران از یکدیگر جدا شوند و ازدواج جوانان باید آسان شود. وی تصریح کرد: اگر به جای هزینه کردن در برگزاری همایشها این اعتبارات را خرج ازدواج میکردیم الان همه جوانان ازدواج کرده بودند. کنگرههای بسیاری برگزار میکنیم اما بحث روانشناسی و جامعهشناسی را راه نمیاندازیم. رییس ستاد اقامه نماز گفت: باید جوانان زود ازدواج کنند و این در حالی است که یکی از دلایل افزایش طلاق بچهدار نشدن جوانان است. قرائتی گفت: ادارات فقط میگویند نیروی انسانی و اعتبارات ندارند اما باید بدانند که اگر اراده داشته باشند همه مشکلاتشان برطرف میشود.2-
توقف وام 5 میلیونتومانی ازدواج
باشگاه خبرنگاران جوان: مدیرکل دفتر ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان گفت: به دلیل عدم همکاری دیگر دستگاهها، وام پنج میلیونتومانی ازدواج فعلا پرداخت نخواهد شد. حسین معتمدنیا گفت: مقرر است کار گروهی از سوی وزارت ورزش و جوانان و بانک مرکزی درخصوص مشکلات پرداخت وام ازدواج تشکیل شود. وی ادامه داد: نحوه تخصیص اعتبار، دلایل عدم پرداخت وام ازدواج و همچنین میزان اعتبار وام ازدواج از مسایلی است که در این کارگروه بررسی خواهد شد. مدیرکل دفتر ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان با اشاره به اینکه منتظر مشخصشدن نماینده بانک مرکزی در این کارگروه هستیم افزود: سامانه ازدواج متعلق به شورای پول و اعتبارات است که در آن چهار تبصره معرفی شده تا وام ازدواج به پنج میلیون افزایش یابد اما این موضوع فعلا به دلیل عدم اعتبار محقق نخواهد شد.
ضرورت عذرخواهی
اسماعیل جلیلی/ رییس مجمع نمایندگان خوزستان
بیانات هفته گذشته آقای مهدی طائب درخصوص استان خوزستان، جز ایجاد تنش در کشور هیچ خیری به جامعه نمیرساند. اکنون که ایشان به میمنت آشفته بازار سیاست در کشور سری در سرها یافتهاند پسندیده است برای حفظ جایگاه روحانیت و آن هم روحانیتی که تاکنون در تاریخ این کشور هیچگاه برای از دست دادن کشور به نفع دیگری پیشگام نبوده، سنجیدهتر سخن میگفتند. مطمئن هستم ایشان نخواهند پذیرفت برای حفظ ناموس همسایه باید از ناموس خود گذر کرد. تعبیر ایشان اگر به استراتژی حمایت از سوریه به عنوان اولویت سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی است قابل قبول است اما نه به قیمت از دست دادن پاره تن کشور اسلامی یعنی خوزستان شهیدپرور و نگین درخشان ایران زمین.
نمیدانم ایشان چقدر از تاثیرگذاری خوزستان در صدسال پیشرفت و توسعه این کشور مطلع هستند اما به اطلاع میرساند در قرن نوزدهم و بیستم، فرآیند صنعتی شدن و ایجاد زیرساختهای توسعه در کشور از محل درآمدهای سرشار نفتی از این سرزمین زرخیز بوده است حال اگر او در پاسخ به قدرشناسی از این سرزمین و مردم آن برای توسعه همهجانبه آن تلاش نمیکند لااقل برای خوشامد دیگران چوب حراج بر آن نزند.
ایشان مطمئن باشند ملت ایران اگر تمام کشورهای دنیا از دست بروند اجازه نخواهند داد که یک وجب از خاک این سرزمین چه خوزستان، چه تهران و هر استان دیگری به نفع هیچ کشور یا گروهی از دست برود.
نشان این گفتار بیش از یک میلیون شهید و جانبازی است که خوزستان تحت امر رهبرکبیر انقلاب، شجاعت آنها را در برابر دشمن به نمایش گذاشت. امیدوارم ایشان گفتار خود را اصلاح کنند و از ملت شریف ایران و خوزستان همیشه پایدار و بیدار عذرخواهی کنند.
منبع:روزنامه شرق1/12
"ان الحق و الباطل لا یعرفان باقدارالرجال،اعرف الحق ،تعرف اهله و اعرف الباطل تعرف اهله"
حق و باطل با قدر و منزلت اشخاص شناخته نمیشود، حق را بشناس تا اهل آنرا بشناسی و باطل را بشناس تا اهل آنرا بشناسی.
هرچه در باره این فرمایش حضرت بنویسیم و بگوئیم شاید حق مطلب ادا نشود ، اما :
آب دریا را اگر نتوان کشید هم بقدر تشنگی باید چشید
عدم توجه به این آموزه دینی ، در جای جای زندگی اجتماعیمان مشهود است ، نمونه زیر ، (اظهار نظر دو شخصیت است که در یک مکان مشغولند و دستیابی به اخبارو اطلاعات نیز برای هردو بصورت یکسان میسر میباشد،در باره یک شخص) را ملاحظه فرمائید.
1-

از جمله مهمترین مأ موریتهائی که پیامبر اسلام برای خود قائل بوده اند آگاه کردن و توجه دادن انسانها به مراتب اخلاقی است.بعثت لاتمم مکارم الاخلاق ،امید آنکه کوشش کنیم و بتوانیم با استفاده از آموزه های اخلاقی این مهمترین وجه وجود انسانی خود را اعتلا بخشیم. انشااله
مروری داشتم بر مطالب رواق ، انواع و اقسام ، والحق پر بار و سودمند ، حیف است رواق به این با صفائی را بدست فراموشی سپاریم و از نعمت مصاحبت و گفتگوی با یکدیگر و حتی انتقاد و جدال پسندیده ای که بعضا" رخ میداد و هیجگونه عنادی هم در پشتش نبود ، محروم باشیم.حالا که نزدیک به پایان سال است و سنت پسندیده خانه تکانی و زیبا سازی محیط زندگی را در برنامه های خود میگنجانیم، در حق رواق نیز روا داریم ، قدم گذاریم و فرود آئیم که خانه خانه ماست.(زنگ رخصت).
![]() |
هم هدیه دادن خوب است و هم هدیه گرفتن,این مطلب را بخوانید:ا .
عراق از «وزارت نيرو» هديه گرفت نيروگاه رايگان برق
مهر:
همزمان با معوق ماندن بدهي هاي چند هزار ميليارد توماني برقي وزارت
نيرو به سازندگان و پيمانكاران ايراني، وزارت نيرو ساخت يك نيروگاه برق سيكل تركيبي
را به صورت رايگان در عراق آغاز كرد. در حال حاضر حجم بدهي هاي وزارت نيرو به
پيمانكاران و سازندگان بخش خصوصي از مرز پنج هزار ميليارد تومان گذشته است. در اين
ميان، به منظور تكميل و راه اندازي طرح هاي مهر ماندگار دولت فقط در صنعت برق و
نيروگاه سازي به بيش از پنج هزار ميليارد تومان منابع مالي و اعتباري نياز است. در
شرايط فعلي تامين منابع مالي و اعتباري طرح هاي برقي براي مسوولان وزارت نيرو به
منظور جلوگيري از خاموشي هاي گسترده در سطح شبكه برق در سال هاي پيش رو از نان شب
واجب تر است. با اين وجود اخيرا مسوولان وزارت نيرو ساخت و تكميل نيروگاه هاي
برقآبي، حرارتي و حتي تاسيسات برقي رايگان را در كشورهاي همسايه همچون پاكستان، تاجيكستان
و عراق آغاز كرده اند. در ادامه اين سياست چند روز گذشته ساخت يك نيروگاه جديد برق
سيكل تركيبي با ظرفيت توليد 500 مگاوات برق در منطقه الحيدريه نجف آغاز شده است كه
هزينه ساخت اين واحد نيروگاهي بيش از 400 ميليارد تومان برآورد مي شود. عبدالحميد
فرزام بهبودي با يادآوري اينكه ساخت نيروگاه برق الحيدريه نجف هديه اي از طرف ملت
ايران به كشور عراق است، بيان كرد: ايران يك واحد 162 مگاواتي از اين نيروگاه را
به زايران و اهالي استان هاي كربلاو نجف اهدا مي كند)منبع:شرق 1/5/91.
و هم ادعای غرامت کردن :ا
درخواست دريافت غرامت
خبر آنلاين نوشت: عاليه نصيف، از نمايندگان فهرست عراق آزاد از دولت
خواست تا از ايران از تاريخ ارايه درخواست عراق به سازمان ملل براي توقف جنگ در
سال 1982، غرامت دريافت كند. وي در گفت وگويي مدعي شد: عراق در آن زمان درخواست توقف جنگ را مطرح
كرد اما ايران جنگ را تا سال 1988 ادامه داد ..منبع:شرق همان تاریخ
خلاصه اینکه همه چیز خوب است شب بخیر.
· رقابت آب سرد و آب جوش براي انجماد
· جايزه هزاردلاري براي معماي تاريخي
·
انجمن سلطنتي شيمي انگلستان براي كشف دليل انجماد سريعتر
آب داغ نسبت به آب سرد، جايزهاي هزاردلاري تعيين كرده است. گفته ميشود
انديشمنداني همچون «ارسطو» نيز نتواستهاند به درستي پاسخي براي اين پرسش بيابند.
پيش از اين «فرانسيسن بيكن» و «رنه دكارت» نتوانسته بودند پاسخي براي اين مساله علمي كه
«اثر امپمبا» (Mpemba effect) نام دارد، بيابند. پرسش اصلي اين است كه «آب گرم» زودتر يخ ميزند يا «آب سرد»؟
البته در نگاه اول جواب بديهي به نظر ميرسد. آب سرد زودتر يخ ميزند و اين جواب
آنقدر بديهي است كه به نظر ميرسد حتي براي اثبات درستي آن، نيازي به استدلال
نباشد. هر چند در حالت كلي اين پاسخ صحيح است اما بايد تاكيد كرد موارد خاصي هم
پيش ميآيد كه آب گرم زودتر يخ ميزند. اكنون پرسش اين است كه در اين موارد خاص
چرا آب گرم زودتر يخ ميزند؟ جالب آنكه اين مساله تاريخ شگفتانگيزي نيز دارد.
نخستين بار «ارسطو» ۳۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح متوجه اين
پديده شد. دانشمندان قرون وسطا، زماني كه ميخواستند تئوري گرما را تبيين كنند، متوجه
اين پديده شدند. در سال ۱۴۶۱، فيزيكداني به نام «جيوواني
مارلياني»، چهار اونس آب حرارتديده و آب معمولي را بيرون گذاشت تا يخ بزند و در
كمال تعجب مشاهده كرد كه آب گرمتر، زودتر يخ بسته است اما نتوانست توجيهي براي
اين مشاهده خود پيدا كند. اما اين مساله از سال 1968 به اين نام جديد معروف شد. در
اين سال يك دانشآموز تانزانيايي به نام «امپمبا» اين سوال را از استاداني كه از
مدرسه وي ديدن ميكردند، پرسيد.
زماني يك استاد فيزيك به نام دكتر «آزبورن» از دبيرستان
«امپمبا» بازديد كرد، «امپمبا» از فرصت استفاده كرد و از دكتر «آزبورن» در مورد
اين پديده پرسيد. «آزبورن» به «امپمبا» قول داد، اين مورد را بررسي كند. وي بعدها
از يك تكنيسين آزمايشگاه خواست كه اين پديده را امتحان كند، او هم به همان نتيجه
«امپمبا» رسيد. سرانجام در سال ۱۹۶۹، مشاهدات «امپمبا» و دكتر «آزبورن» به چاپ رسيد و پديده زودتر يخ زدن آب گرم، به «اثر
امپمبا»، نام گرفت. به گفته «برايان امسلي»، مدير روابط عمومي انجمن سلطنتي شيمي،
برنده جايزههزار دلاري بايد با استفاده از تفكر خلاق يك مورد قانعكننده پيدا كند.
گفته ميشود بسياري از اثرهاي استاندارد فيزيك با اين پديده مطابقت دارد، اگرچه
هيچ كدام به عنوان دليل اختصاصي به اثبات نرسيده است. نظرياتي بر پايه تبخير،
همرفت و سرماي زير نقطه انجماد مطرح شده اما تاكنون پاسخي كامل براي اين سوال پيدا
نشده است. شركتكنندگان تا 30 ژوييه زمان دارند پاسخهاي خود را ارسال كنند.
منبع:روزنامه شرق
صرف داشتن عقل نیست که موجب تمایز انسان و حیوان باشد، همه آدمها دارای عقل هستند اما همه از این موهبت الهی استفاده نمیکنند ، یا آموزش ندیده اند که استفاده کنند و در حقیقت گنج گرانبهائی دارند که رهایش کرده و خود را از فوائد آن محروم ساخته اند، این قشر هر گز به درجات بالای عقلانیت که در اثر تمرین و ممارست و بهره برداری ازعقل حاصل میشود، نائل نمیگردند.
آنچه مهم است استفاده از عقل است نه صرف داشتن عقل و دلخوش بودن به اینکه چون دارای عقل هستیم، اشرف مخلوقاتیم . درقرآن کریم از واژه " عقل " حتی یکبار هم استفاده نشده ، اما افعالی که از این واژه مشتق گردیده به کرات(حدود 50 بار) مورد استفاده قرار گرفته است ، چیزی که تمایز انسان را با حیوان به عینیت میرساند جنبه های عملی و کاربردی و اجرائی عقل است که بصورت واژه هائی مانند "یعقلون ـ تعقلون " خطاب به انسانها بیان گردیده و در نقطه مقابل کسانیکه مشمول "لایعقلون و لا تعقلون " شده اند به بدترین صفات ( کر و لال ، البته نه در معنی جسمانی ) نیز موصوف شده اند و مرتبت آنان بعنوان بدترین حیوانات قلمداد گردیده است " این شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لایعقلون (انفال22.
گوهر عقل از بدو تولد با انسان است ، اگر ظهور عینی ندارد ، نقصان آن نیست که اقتضای وضعیت کودک است ، کودک به مرحله ای نرسیده که بتواند از آن بهره گیرد بتدریج که مراحل تکاملی جسمی را سپری میسازد استدراکات عقلانی نیز بروز و ظهور مییابد، وقتی به درجه تمیز رسید نشانه های عقلانیت نیز ظاهر میگردد و هر چه در این وادی قدم گذارد (آموزش ببیند ) شور و شوق استفاده از عقلانیت بیشتر و بیشتر میگردد و به درجات بالاتر( عقلانیت) میرسد و پس از آن است که مخیر به انتخاب در زندگی میگردد و آماده برای قبول مسئولیت و انتخاب دین و برخورداری از حقوق فردی و دینی میگردد.
عقل بنابر نقل از معصوم حجت باطنی انسان است و پیامبران حجت ظاهری هستند، چه بسا انسانهائیکه امکان شناخت پیامبران را نیابند اما از حجت باطنی هرگز محروم نخواهند بود ، بنابر این میتوان گفت اگر ارسال پیامبران برای هدایت بشر لطف خداوند است ، اعطای عقل به انسانها لطف بزرگتر خداوند است.
در آیه دیگر ( وقالوا لو کنا نسمع اونعقل ما کنا فی اصحب السعیر(ملک 10) انسانهای گنهکار میگویند اگر گوش فرا داده بودیم و تعقل کرده بودیم هم اینک در آتش نبودیم.
در رابطه عقل و دین:
کسانیکه با تعقل وارد دین و دینداری میشوند ، گرایش و توجه شان به سرچشمه های پاک و ناب دینی است که از متن معارف مایه میگیرد و کمتر به حواشی گرفتار میگردند،اما آنهائیکه بدون تعقل و تفکر و علم و آگاهی به این وادی قدم میگذارند ، آنقدر گرفتار حاشیه ها و آداب و رسوم میشوند که گرایشی به متن دین و معارف اصیل پیدا نمیکنند و متأسفانه همانرا دین میپندارند.
این مقال ادامه خواهد یافت اما بهتر است قبل از ورود نکاتی در خصوص عالمان دینی و روحانیون بیان گردد.
کماکان از صاحب نظران عضو رواق انتظار همراهی اعم از نقد یا نظر دارم.
|
در ادامه مطالب نوبت میرسد به مبحث عقل:
انسان اشرف مخلوقات است بدین معنی که در بین موجودات زنده عالم هستی ازمرتبه ای برتر و عالیتر برخوردار میباشد ، این مقام و مرتبه نه از باب برتری جسمانی و تمایزات ظاهری است ، چرا که بسیاری از موجودات ذیحیات از این جهات از انسان بالاتر و توانمند ترند، مانند پرواز ، سرعت در جابجائی ، نیروی جسمانی ، قدرت بینائی ، چشائی و بویائی و برخی جنبه های دیگر،بلکه وجه ممیّز انسان از سایر موجودات عقل اوست ، انسان تنها موجودی است که دارای عقل است واز کاربرد عقلانیّت بهره مند میباشد، موجودات دیگر، از این موهبت برخوردار نیستند، و بدین لحاظ است که مقام و منزلت اشرف مخلوقات را ازخالق هستی دریافت نموده است.
کلام خداوند است که لقد کرّمنا بنى آدم . . . و فضّلناهم على کثیر ممّن خلقنا تفضیلا [اسراء / ۷۰] ; ما بنى آدم را کرامت بخشیده ایم . . . و بر بسیارى از آفریده هایمان برترى داده ایم
نقل است از امام علی ع که الانسان بعقله ... انسان به سبب عقلش انسان است یا :
عقل راه رسیدن به خدا و دین است ..یا
با عقول شناخت خدا محکم و پایدار میشود
و در عبارت و اشارتی دیگر .... که عقل را حجت باطن معرفی میفرمایند . یا :
در قرآن بالغ بر پنجاه مورد به تعقّل و عقلانیّت اشارت رفته ،
وهزاران دلیل دیگر که وجه تمایز انسان باسایر موجودات عقل است ،و بهمین سبب:
رسدآدمی بجائیکه بجز خدا نبیند/بنگر که تا چه حّد است مقام آدمیّت
و بهر مرتبه و مقامی هم که میرسد اعم از علمی و هنری و دینی و غیره .. همه بر شالوده عقل استوار است ، و به تعبیر دیگر هر پیشرفتی که در حوزه های مختلف نصیب انسان و جوامع انسانی شده ریشه در عقلانیت دارد.
در این باب سخن بسیاراست و توجه و تدبّر در این موضوع به باور من پنجره های وسیعی به جهان روشنائی خواهد گشود ،و در خواهیم یافت که از این موهبت الهی چقدر استفاده کرده یا از آن غافل مانده ایم .
از همه اعضا محترم عضو رواق و بویژه دانشجویان و دانش پژوهان ارجمند انتظار و تقاضا دارم به تناسب فرصت زمانی و امکاناتیکه در اختیار دارند در شاخه های مختلف ، مثلا" دیدگاه قرآن در باره عقل ، یا عقل در نهج البلاغه ، یا نظریات علما و دانشمندان وهر مرجع دیگری که صلاح میدانند ، مطلبی تهیه و درج نموده و بهره مندمان گردانند ، بعد از آن، موضوع گفتگو "تفکر " خواهد بود.
جملات زیر بخشی از سخنان آقای رئیس جمهور است ، کل مطلب را در "ادامه مطلب " بخوانید:
سختيها
نبايد مانع از حركت ما در جهت تحقق عدالت بشود.
اميرالمومنين اسطوره خداپرستي و عدالتطلبي است. عدالت سرفصل
و قله آرمان همه انبيا است. عدالت تضمين امنيت و گره خوردن دلهاست. محور جامعه
علوي عدالت است.
همانطور كه عدالت رمز و مفتاح كمال بشري است، بيعدالتي
و تبعيض كليد مفاسد است و اثبات اين امر نيازمند دليل نيست. تمام تاريخ بشر و وضع
موجود عالم بر اين واقعيت گواهي ميدهد.
افرادي هستند كه اجراي عدالت را تا حدي دوام ميآورند و
تا زماني كه براي ديگران اجرا شود، تشويق و حمايت ميكنند و نداي عدالتخواهي سر
ميدهند، اما به محض اينكه نوبت خودشان ميشود، فرياد مخالفت سر ميدهند و در
مقابل اجراي عدالت ميايستند. اين ويژگي است كه اجراي عدالت را به سنگينترين عقبه
تحقق جامعه آرماني تبديل ميكند.
مطلب زیر را بخوانید:
مسكوي سياسي مسكوي اقتصادي·
وقتي صحبت از مذاكرات ايران با گروه 1+5 به ميان ميآيد،
غالب نقدها و تحليلها رويكرد سياسي دارند و عموم نظرات از سوي تحليلگران و
كارشناسان سياسي صادر ميشوند. اما اگر عينك سياست را از چشم برداريم و به روند مذاكرات
در چند سال گذشته همراه با اقدامات بهعملآمده از سوي تحريمكنندگان و واكنشهاي
كشورهاي رقيب ايران در منطقه نگاهي عميقتر بيندازيم، درمييابيم كه به جهت
روزافزوني انتفاع اقتصادي رقباي ما در منطقه از تحريم و تضعيف اقتصادي ايران و
فرصتطلبي هوشمندانه برخي كشورهاي گروه 1+5 و كشورهايي كه با لبخندهاي دوستانه به
دو طرف در نقش ميانجي در اين چند سال از اين آب گلآلود سياست، صيد اقتصاد كردهاند،
مذاكرات صرفا پوسته سياسي خود را حفظ كرده و ميوه اقتصادي آن هر روز براي رقباي ما
شيرينتر و رسيدهتر شده است.
دريافتن اين موضوع كار سادهاي است كه كشورهاي نفتخيز
منطقه در شمال و جنوب مرزهاي ما در چند سال گذشته با رويگرداني سرمايهگذاران نفتي
از فرصتهاي بيبديل سرمايهگذاري در نفت و گاز ايران بهره فراوان جستهاند و ضمن
افزايش توان و ميزان توليد نفت و گاز خود، روي موج صعود قيمتها كه بخش مهمي از آن
ناشي از نگراني بازار از تنشهاي سياسي جهان با ايران بود، سوار شدهاند و ذخاير
ارزي خود را فربه و رفاه اقتصادي را از آن شهروندان خود كردهاند. همچنين كشورهايي
نظير چين، تركيه، برزيل و برخي از كشورهاي آمريكاي لاتين و آسياي جنوب شرقي از
تنگناي اقتصادي ايران براي تقويت اقتصاد ملي خود و نيز جايگاه خود در نقشه اقتصاد
جهاني استفادههاي فراوان كردهاند. بديهي است كه چنين كشورهايي هرگاه دست به
مقايسه منافع مترتب به خود از ناحيه انزواي اقتصادي ايران با تهديدهاي محتمل از
دستيابي ايران به فناوري هستهاي بزنند، قطعا منافع را بيشتر و بااهميتتر از
تهديدها مييابند و به همين دليل است كه آشكار و پنهان براي به تاخير انداختن
توافق بين ايران و كشورهاي 1+5 در تلاشاند. در چنين شرايطي، مذاكرهكنندگان ما بايد
به اين نكته توجه جدي مبذول كنند كه اهميت رويارويي اقتصادي كشورهاي رقيب با ايران
از اهميت سياسي آن پيشي گرفته است، بنابراين نبايد كماكان منافع اقتصادي را هزينه
مذاكرات سياسي كنند. بهياد داشته باشيم كه با يك اقتصاد كمرونق نميتوان در
زمينههاي سياسي، فرهنگي، فناوري و امنيتي رشد مناسب و پايدار داشت. پس روش درست
اين است كه در مسكو عينك اقتصاد را هم به چشم بزنيم و از پشت آن برق چشمان رقباي
واقعي خود را بهتر ببينيم و در ترسيم استراتژي مذاكرات از اين نكته محوري غافل
نباشيم.
پدرام سلطانی - نايبرييس اتاق ايران
آقای رئیس جمهور واقعا" استعداد شگرفی در بیان حرفها و ایده های تازه دارد که شنیدنی و خواندنی است.قبلا"نیز برخی را برای خوانندگان عزیز رواق از نشریات کشور نقل نموده ایم و جالب است که بدانید در هیچکدام ، حرفهای تکراری نبوده یا اگر هم بوده بسیار اندک بوده است. بهر حال مرور بیانات و آگاهی از دیدگاهها و نظریات صاحب منصبان برای علاقمندان میتواند مفید باشد . یکی از این مطالب را در ادامه مطلب اگر مایل بودید مطالعه نمائید.
امید آنکه بتوانیم از دریای فضائل آن امام راستین ، با همت اهل فن بیش از پیش بهره مند گردیم.
آب دریا را اگر نتوان کشید هم بقدر تشنگی باید چشید
از هنرمندان رواق درخواست همراهی برای آذین این مطلب یا کارهنری جشنی جداگانه بمناسبت این میلاد مبارک دارم. شعری هم در ادامه مطلب درج است.و نوشته ای از جناب فاضل میبدی که مثل همیشه مطالب ارزنده ای در باره ائمه در جراید از وی منتشر میگردد.
همانگونه که ذیل مطلب 6 گفته شد قبل از ادامه مطلب باید به چند سئوال پاسخ داده شود.
این سئوالات در مطلب شماره 5 توسط علیرضا مطرح شده اند:
"آیا یک انسان بیسواد نمیتواند به وجود خدا ایمان قلبی داشته باشد؟به اصول دین ایمان داشته باشد؟ایمان قلبی و عمیق؟ و یا آیا ممکن نیست که یک انسان تحصیلکرده به وجود خدا بی ایمان باشد؟ ".
سئوالات مذکور را میتوان بشرح زیر دسته بندی کرد:
1-ایمان قلبی به وجود خدا
2-ایمان به اصول دین
3- ایمان انسان تحصیلکرده به خدا
الف – ایمان به خدا ، اعتقاد به خدا ،باور به وجود خدا،و به هر عبارت دیگری هم که گفته شود، امری است فطری، مرتبط است با فطرت انسان و در ذات وجود او تعبیه گردیده ، اینطور نیست که فقط انسان عالم، خداشناس است و دیگری نیست . ایمان بخدا و خداشناسی در فطرت انسان است و تمایزات اشخاص بر آن غالب نمیباشد. (در بخش ادامه مطلب توضیحات بیشتر را مطالعه نمائید)،و متفاوت است با دینداری ، خداشناسی و پرستش خدا لزوما به معنی دینداری نیست . چه بسیار انسانهائیکه(همه انسانها) خدا جویند اما دیندار نیستند، شاید بتوان گفت هر دینداری لزوما خداپرست است ، اما نمیتوان گفت انسان خداجوی خدا پرست، دیندارهم هست.
ب – آنچه نیازمند کسب علم است ، اعتقاد به اصول دین و به تبع آن دینداری است و متمایز است با خداجوئی و خداپرستی و خداشناسی، انسان بیسوادی که سرو کاری با علم و تعقل و تفکر ندارد اگرچه بنابر فطرت انسانی خویش، خدا جوی است اما نمیتوان اورا دیندار تلقی کرد چرا که اعتقاداتی هم اگر داشته باشد بر شالوده تحقیق ، که ضرورت دینداریست، بنا نشده است.
انتقاد «عباسپور» از اقدامات فراقانوني
دولت
اعتدال: «علي
عباسپورتهراني فرد» رييس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس با انتقاد از اقدامات
اقتصادي دولت گفت: دولت با اين اوضاع اقتصادي كه ايجاد كرده مي خواهد زمين سوخته
تحويل دولت آينده دهد تا دولت بعدي اصلانتواند قد علم كند. عضو فراكسيون اصولگرايان
مجلس خاطرنشان كرد: طرح ها و اقدامات دولت در اين يك سال و اندي باقي مانده، نشان
از اين دارد كه دولت قصد دارد با يك سري حركت ها و مانورهاي عامه پسندانه پول زيادي
را تحت عناوين مختلف و از جمله با هدفمندي يارانه ها به مردم بدهد، تا تمام منابع
كشور وارد سيستم پولي شود؛ اين حركات دولت نبايد بيش از اين ادامه پيدا كند، همين
الان نيز دولت پول هايي را كه به نام هدفمندي يارانه ها در اختيار مردم گذاشته و به
حساب آنها واريز كرده است، غيرقانوني است و مجلس نيز اين حركت غيرقانوني را محكوم
كرده است. عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي ادامه داد: متاسفانه دولت اين حركات را
خارج از چارچوب هاي قانوني انجام مي دهد؛ دولت بايد كلان منافع ملي را در نظر
بگيرد، اما به نظر مي آيد كه اين دولت منافع ملي را فراموش كرده است و تنها به فكر
منافع حزب خاص خود و جريان انحرافي است و اين شايسته كشور جمهوري اسلامي نيست.
نماينده تهران در خاتمه گفت: بر اين باورم كه سال آخر دولت دهم، سالي پرالتهاب
خواهد بود و البته اميدوارم مجلس نهم به عنوان يكي از مكانيسم هاي مهار اين بي
قانوني هاي لجام گسيخته به درستي عمل كند.
| |||||||||||
2- مطلب، ادامه گفتگوهای قبلی است باعناوین "سخنی راجع به دین" و "مقاله ای برای گفتگو" و بعضا" پاسخهائی با بضاعت اندک به سئوالاتی که نویسنده مطلب قبل درخصوص مطلب ماقبل مطرح نموده بودند، به بیان دیگر این سری گفتگوها که احتمالا" ادامه خواهند یافت به نوعی باهم مرتبط هستند، از صاحب نظران انتظار همراهی داریم. دریغ نفرمایند.
3- در خصوص واجب بودن کسب علم و دانش:
اگردینداری ضروری حیات بشری است، و واجب است، به طریق اولی کسب علم و دانش، که بدون آن بخش اصلی دین محقق نمیگردد، ضروری تر است و واجب تر! به بیان دیگر کسب علم بر انتخاب دین مقدم است.
به موارد زیر توجه فرمائید:
--اساس دین بر اصول اعتقادی آن استواراست .
--اعتقاد به اصول مذکور تحقیقی است و طالب دین باید خود بدان اهتمام ورزد، طرق دیگر و از جمله تقلید، ولو از عالم، باطل است.
--تحقیق نیازمند علم و آگاهی است، لازمه هرگونه تحقیق و دستیابی به حقیقت هر موضوع، علم است و دانش و آگاهی.
مسیر عکس:
-- بدون علم و آگاهی، تحقیق میسر نخواهد بود و موضوعیتی نخواهد داشت، هیچکس نمیتواند مدعی شود که بدون علم میتواند تحقیق نماید.
--بدون تحقیق، اعتقاد به اصول دین غلط است و بلاموضوع.
-- بدون اعتقاد به اصول دین، دینداری ممکن نیست.
بدین سبب داشتن علم واجب است و مقدم بر دین و دینداری و به عبارت دیگر لازمه دینداری کسب علم و دانش است و تفکر و تعقل .(در باب تفکر و تعقل جداگانه توضیحاتی ارائه خواهد شد).ضمن اینکه در مطلب بعدی در باب این سئوال که آیا انسان بی سواد می تواندبه خدا ایمان قلبی داشته باشد، گفتگو ادامه خواهد یافت.
دین از دو بخش تشکیل میشود: نظری و عملی
1-بخش نظری
شامل معارف دین که نقطه شاخص آن اصول دین و اعتقادات است .
این بخش مبتنی بر تعقّل و مستلزم تفکّر و کسب علم و دانش است ، اعتقاد به اصول دین بدون اینها حاصل نخواهد شد ، قابل تقلید هم نیست، مستلزم تحقیق است ، تحقیق نیز بدون تعقّل و فارغ از تفکّر و کسب علم و دانش میسّر نبوده و به ثمر نخواهد نشست و بنابر این عقلانیّت ، تفکّر و کسب علم مقدّم بر دین جوئی و لازمه آن است.
دینداری مستلزم اعتقاد محقّقانه به اصول دین است ، بدون علم ، اعتقاد مبتنی بر تحقیق شکل نمیگیرد . قبل از اینکه بشر به سمت دین و دینداری هدایت شود ، به کسب علم محقٌ و مکلّف شده ، خداوند کسب علم و دانش رابرای انسان واجب شمرده و معنی واجب این استکه ترک آن حرام است و سر پیچی از فرمان خداوند خواهد بود .
انسان بظاهر دینداری که برای کسب علم و دانش تلاش لازم را بعمل نیاورده ، اولین ترک واجب را مرتکب گشته است ،آنهم واجبی که ورود به عرصه دین و دینداری مستلزم و موکول به آنست ، برای ورود به خانه درب تعبیه شده که حکم همان علم و دانش و تفکر ، برای دین را دارد و بدیهی است ورود از دیوار نه عقلانی است و نه موجّه ، چنین ورودی نیز حکم همان دینداری بدون علم و دانش را دارد .
اگر تقیّـد و تکلیف دینی و یا انتخاب آن ، محدوده زمانی و حتی مکانی دارد(از سن تکلیف تا قبل از ضعف بدنی و روانی که موجب اسقاط مسئولیت و تکلیف میگردد)برای علم و تفکّر و تعقّل هیچگونه محدودیّت و معذوریتّی وجود ندارد و به عبارت دیگر انسان در هیچ شرایطی از آنها بی نیاز و بی مسئولیت نخواهد بود.
در باب علم فرموده اند :
طلب العلم فریضه علی کلّ مسلم و مسلمه یا
اطلبوالعلم من المهد الی اللحد یا
اطلبوالعلم ولو باالصّین
و در خصوص دین :
لا اکراه فی الدّین قد تبیّن الرّشد و من الغی......
خلاصه اینکه بخش نظری دین ، معارف و اعتقاد به اصول دین شامل توحید و نبوت و معاد که در همه ادیان الهی نیز یکسان است ، میباشد و مبتنی بر تعقّل و تفکّر بوده و نیازمند کسب علم و دانش است و بدون این ها اعتقادی که مبتنی بر عقل و شعور و فهم و درک درست باشد شکل نمیگیرد و بهمین سبب کسب علم واجب است و بر انتخاب دین مقدّم .
2- بخش عملی دین شامل :
الف- مواردیکه بصورت حکم قطعی از مآخذ مربوط استخراج شده و در اصالت آنها تردیدی نیست هرچند در نحوه اجرا تفاوتها و اختلافاتی بین عالمان دینی وجود دارد. عمل به آنها از حقوق و تکالیف انسان متدین است.
ب- مواردی که حکم دینی ندارند و در طول زمان بصورت استنباطات شخصی اما فاقد تکیه گاه محکم عقلی و علمی، تحت عناوین مختلف و بصورت برخی احکام و آداب و رسوم و ادعیه و اوراد و زیارات و حتی جشنها و سوگواریها توسط مبلغین و منادیان دین و بعضا" خود مردم ، در کنار احکام دینی قرار گرفته ، یا گروههائی از جوامع دینی و قومیتهای مختلف بر اساس نیازهای گروهی و عاطفی و برخی ضرورتهای اجتماعی آنها را ساخته و پرداخته اند که البته بعضا" کمکهائی نیز به اهداف دینی کرده اند، اما اصالت دینی ندارند (بعضا" مغایرتی هم ندارند) ولی در کل موجب شده اساس دین تحت الشعاع قرار گیرد.
نکته قابل توجه اینکه برخی جوامع دینی آنچنان به گسترش این بخش و نشر آن دست زده اند که بعضا" احکام اصیل و ریشه دار و حتی معارف دینی تحت الشعاع قرار گرفته و بدست فراموشی سپرده شده است.تلاش و تأ کید افرادی که آگاهانه چنین سامانه هائیرا مدیریت مینمایند ، موجب شده که افراد ناآگاه و عامی اساسا" دین را در قالب همین جریانات و اعمال ظاهری و بعضا" فاقد عقلانیّت و منطق دینی پذیرا باشند و خود را بی نیاز از ضرورتهای دین پندارند، چنین اعمال و آدابی را عین دین دانسته و هیچگونه دغدغه ای هم ندارند که مثلا" در اصل دین و اعتقاد به اصول راه درستی نرفته اند.
پایگاه اصلی این بخش از اعمال بظاهر دینی قشر عوام هستند که نوعا" کاری هم با تعقّل و تفکّر ندارند ، افراطی گری هم که دشمن اساسی دین و در تضاد با معارف دینی است در همین بخش شکل میگیرد. سوءاستفاده از آحاد مردم نیز که عموما" توسط افراد آگاه صورت گرفته و سامان مییابد ، بر همین قشر تمرکز دارد.
(بسته به اظهار نظرات این گفتگو ادامه خواهد یافت)
برای غنای موضوع، نیازمند دیدگاهها و اظهار نظراتتان هستم،موافق یا مخالف
در خصوص مطلب "مباحثه یا گفتگو"ی علیرضامورخه 90/12/23
1-متشکرم از حضور شما
2-قصدم این نبوده که بگویم کدامیک خوب و کدامیک بد است یا کدام خوب و کدام بهتراست ،قصدم این استکه دریابم کدام مناسب تر است و در حقیقت دنبال یک ابزار مناسب کاربردی هستم برای دیدارهای جمعی .
به مثال زیر توجه نماید:
درمورد دو خودرو الف – تراکتور ب- سواری
اگر گفته شود برای مسافرت میخواهم از سواری استفاده کنم ، آیا بمعنی نفی و بطلان تراکتور است ؟ قطعا" نه، علت اینستکه تراکتور برای سواری مناسب نیست .
مثال دیگر:
در مورد دو اتومبیل الف – سواری بنز سیصد میلیون تومانی ب- سواری پژو پانزده میلون تومانی .
اگر بین دو اتومبیل مذکور سواری پژو را ترجیح داده وانتخاب نمایم، بمعنی نفی یا بطلان بنز است ؟ قطعا" نه ، چون توان خریدبنز را ندارم ، یا هزینه اش بالاست ، یا شاید توانش را داشته باشم و هزینه اش نیز مهم نباشد، اما برای رفتن به سرکار اتومبیل مناسبی نیست ، لذا اتومبیل دوم را انتخاب میکنم ، که این انتخاب به معنی نفی و بطلان اتومبیل بنز نیست.
بنابراین،منظور یک ابزارمناسب و انتخاب شیوه ای کاربردی تراست که بهتر بتواند درنیل به مقصود یاریمان رساند.
"بحث" با همه قدرتمندی و شدت و حدتی که دارد ، برای محیطی با آن ویژگیهائیکه میدانیم مناسب نیست ، همانطور که در بسیاری موارد هم گفتگو کاربردلازم را ندارد و مناسب نیست، مثلا" وقتی در کلاس زبان خارجی برای آموزش زبان حضور یافته اید ، اینطور نیست که استاد، قواعد مربوط را بیان دارد و شما مثلا" بخواهید یتبعون احسنه نمائید ، باید همه آنچه را استاد میگوید یاد گرفته و بذهن بسپارید تا به زبان مورد نظر مسلح ومسلط شوید، واضح است استاد هم سر کلاس حاضر نشده تا مثلا" نظر شما را در خصوص فلان قاعده دستوری بشنود با این هدف که شاید بخشی از حقیقت در آنجا باشد ، او آمده یاد دهد آنچه را که خود میداند که برایش رنج برده و در موردش به باور قریب به یقین رسیده است ،گفتگو در چنین محیطی مناسب نخواهد بود.
برگردیم سر موضوع ، اینجانب دنبال راهی هستم تا از فرصتهائیکه در محیط خانوادگی دست میدهد بتوانم استفاده کافی داشته باشم ، بنابراین آنچه را پیشنهاد میکنم قطعی نمیدانم بلکه دنبال اطلاع و آگاهی از نظر شما نیزهستم، چرا که شاید بخش راهگشای این جستجو در افکار و نظریات شما باشد .
بنظر من محیط "گفتگو" منعطف تر از فضای حاکم بر جلسه "مباحثه" است ، بویژه اینکه برخی مباحث علمی از جزمیتی برخوردار است که اگرچه برای برخی مفید هم باشد ولی نوعا" برای عموم ملال آوراست وتناسبی هم با محیط خانوادگی ندارد و فاقد جذابیت است، در بحث نمیتوان از اصول و موازین علمی و منطقی فاصله گرفت که اساسا" دیگر بحث نیست ، جدال هم بوجود می آید که آن نیز فی نفسه بد نیست، بسیاری از تولیدات فکری بشر دستاورد برخی جدالهای علمی است ، اما در گفتگو اگرچه همه اینها مورد احترام است ولی حضور حاکمیتی پررنگ ندارند و چندان نیاز به استناد به آنها نیست ، حتی اگر تطابق دقیق هم نداشته باشد یا اندک تعارضی هم در بین باشد اشکالی بوجود نمی آید ، شنونده میتواند آنرا نپذیرد .
آنچه مهم است اینکه بدور از هرگونه شدت و حدت ،و تعصب و تغیر، محیطی مساعد فراهم گردد تا همگان قادر باشند متناسب با نیازهای معمول از دیدگاهها و اندیشه های دیگران آگاهی یافته و بهره مند گردند.
بنظرم این شیوه به مضمون آ یه شریفه فبشر عبادالذین یستمعون القول و یتبعون احسنه نزدیک تر باشد.
ضمنا" نکته سنجی شما مرا از اشتباهی که در یک بخش از بیان نظریه مرتکب شده بودم آگاه کرد . متشکرم
منبع : روزنامه شرق
موبایلم زنگ زد روی صفحه نگاه کردم ناشناس بود ،معمولا" تلفنهای ناشناس را پاسخ نمیدهم ، بدلایل مختلف، اما این یکی را جواب دادم، بی دلایل مختلف :
سلام
سلام بفرمائید
سلام جناب موحد،... شناختی ؟
نه شما؟
چرا شناخ......
ای خدا،... سلام ....دوست عزیزم من فدای اون صدای گرمت ..
صدای خنده ....خنده بسیار دلنشین واظهارشادمانی و یاد آور یک دوستی اتفاقی بسیار جالب.........و گفتگوئی که حدود نیمساعت بطول انجامید و قراردیدارمان که باید هرچه زودتر صورت میپذیرفت .
شش هفت سال بود به خارج رفته بود حالا آمده سر به فامیلش بزند و برگردد هر دو مشتاق دیدار .....
اما این چگونه دوستی اتفاقی بوده که اینهمه شوق و ذوق دیدار ایجاد کرده و مسافرت چندین ساله هم آنرا به فراموشی نسپرده؟ علتش را میخواهید بدانید ؟ادامه مطلب را بخوانید:اینکه در آستانه حلول سال نو هستیم و براساس آموزه های دینی و ملی مان دیگران را نیز باید در
شادیهایمان شریک کنیم . خبر را بخوانید:
احمدينژاد: هيچ مشكل حادي در كشور وجود ندارد
آفتاب: احمدينژاد ايجاد اخلال در بازار ارز و طلاي كشور توسط عدهاي را
ضربه زدن به سياستهاي اقتصادي دولت خواند و گفت: عدهاي با گرانيهاي
كاذب در رسانههايشان دايما منفي حرف زدند و فشار آوردند. محمود
احمدينژاد در جريان دور چهارم سفر استاني به البرز، در جمع مردم كرج گفت:
هيچ مشكل حادي در كشور وجود ندارد و دولت زمينه اجراي عدالت را فراهم
ميكند. احمدينژاد با اشاره به نوساناتي كه ماه گذشته در بازار سكه و ارز
به وجود آمد، افزود: هدف اصلي از اتفاقاتي كه در بازار سكه و ارز ايجاد
شد، ضربه زدن به طرح هدفمندي يارانهها و طرح تحول اقتصادي بود. ما مشكلي
در اقتصاد نداريم، اما در اين زمينه بسيار پيچيده عمل كردند و از سوي ديگر
نيز برخي در رسانهها به اين مسايل دامن زدند. وي ادامه داد: با وجود
اينكه وزير اقتصاد و رييس بانك مركزي تلاش ميكردند تا اجازه ندهند فضاي
آرامش و ثبات اقتصادي كشور آسيب ببيند، اما برخي به طور مداوم به مسايل
پيشآمده در بازار سكه و ارز دامن ميزدند. وي با انتقاد از كساني كه در
مقابل دولت مانع ايجاد ميكنند، گفت: عدهاي ميگويند كه ايجاد اشتغال
زياد در يك مدت كوتاه امكانپذير نيست و برخي علاوه بر اين پشت پا هم
ميزنند و به جاي اينكه دولت را ياري دهند، راهش را سد ميكنند و جلو پول
و مقررات لازم را ميگيرند. وي با بيان اينكه در هفته جاري گزارشي در
مورد وضعيت اشتغال كشور ارايه خواهم داد، تاكيد كرد: اگر مانعتراشي
نكنند، تا پايان دولت دهم بيكاري را ريشهكن خواهيم كرد.
منبع:روزنامه شرق
| موضوع اختلاس اگرچه واقعه کوچکی نبود که به سهولت از خاطره ها محو شود ، اتفاقات جالب تری نیز بهمراه داشته و احتمالا" بازهم خواهد داشت،بویژه اینکه برخی اظهار نظر ها حتی فراتر از موضوع اختلاس ، بیانگر مسائلی است که از نظر اهمیت کم از اختلاس نیست، مطلب زیر را بخوانید: |
دنباله یک مذاکره با رضا :
بعد از کتاب و آثار مکتوب ،شاید بتوان گفت ، مهمترین راه برای بیان افکار و اندیشه ها و تبادل اطلاعات و تجربیات ،گفتگو و مباحثه است .
باوجود همه ظرفیتها و کارآئی که در این ابزار ارزشمند وجود دارد اما چنانچه به نحو صحیح از آنها استفاده نشود نتایج مطلوب حاصل نمیشود.
به نکاتی در این خصوص اشاره میگردد:
بحث چیست ؟ گفتگو کدام است؟
1-بحث :
موضوعی مطرح میشود ،طرفین یا یکی از آنها دارای اطلاعاتی است ، به باور قریب به یقین رسیده و میخواهد آنچه را میداند به مخاطب آموزش داده یا بقبولاند ، یا انتظار دارد پذیرفته شود ،درست یا غلط ، طرف مقابل نیز نظریه بظاهر محکمی را بیان میدارد یا اگر فاقد نظریه باشد براحتی زیر بار قبول نمیرود،حتی اگر درست باشد، یا متقاعد نشده که برود و بنوعی گارد دارد و میخواهد در صورت امکان نظریه مطروحه را رد نماید.
بدین سبب معمولا" نتیجه مطلوب یا قانع کننده حاصل نمیگردد مگر اینکه اهرمهای دیگری دربین باشد ،مثلا" گوینده دارای مزیت و برتری باشد یا به آثار مستدل تکیه نماید یا بهر حال از توانمندیهائی برخوردار باشد که بتواند طرف را حتی بظاهر مجاب کند ، یا چنانچه طرف مقابل دارای چنین مزیتهائی باشد ، آنرا مردود شمارد و به عبارتی حقیقت موضوع گرفتار برخی ناهنجاریهای رفتاری میگردد.
2-گفتگو:
بازهم موضوعی مطرح میشود ، اما طرفین گارد اولیه را ندارند چرا که تلاش میکنند به حقیقتی دست یابند ، هیچیک فکر نمیکند که تمام حقیقت را میداند و اساسا" دنبال استماع و کشف دیدگاه طرف مقابل است شاید تمام یا بخشی از حقیقت را در افکار و اندیشه طرف مقابل بیابد.
در گفتگو ، جدالی در بین نیست هیچیک الزام و اجباری به قبول یا رد نظریه مقابل ندارد،هریک نه تنها به بیانات گوینده گوش فرا میدارد که در صورت لزوم به وی کمک هم میکند تا نظریاتش را بهتر و جامعتر ابراز کند ، هیچکدام برای خود مزیت خاصی قائل نمیباشد حتی اگر دارای برتریهای علمی ،دینی ،سیاسی یا اقتصادی و اجتماعی باشد، قبل از اینکه پذیرش یا حتی قانع کردن دیگران مطرح باشد قانع شدن مطرح است چرا که هریک بدنبال اقناع خویشند.
اعضاء محترم لطفا" در این خصوص اظهار نظر نمایند تا روش مناسبی را برای جلساتی که بصورت خانوادگی برگزار میشود و موضوعاتی هم مطرح میگردد انتخاب نمائیم.
· محمدرضا شجريان
محمدرضا شجريان استاد آواز ايراني در پيامي
به مناسبت كسب جايزه اسكار 2012 از سوي اصغر فرهادي، اين موفقيت را به او و گروهش تبريك گفت. در بخشي از نامه تبريك شجريان آمده است:
جناب اصغر فرهادي؛
شما و همكارانتان با دست خالي شيرين كاشتيد و شگفتي آفريديد و جايزه ارزنده اسكار فيلم زيباي جدايي نادر از سيمين را در سال ۲۰۱۲ با همه رقابتهاي تنگاتنگ سينماگران جهان براي مردم خود به ارمغان آورديد. جناب فرهادي شما با كارگرداني و تهيه اين فيلم، وجدان و شرف طبقه تنگدست مردم نجيب ايران را به جهانيان شناسانديد كه به مراتب از دريافت جايزه اسكار مفيدتر بود. درود به شرفت، درود به پشتكار و شهامتت. مفتخرم به يكايك همكاران شما و بازيگران كه شگفتي آفريدند، سركارخانم ليلا حاتمي، ساره بيات، سارينا فرهادي و جنابان پيمان معادي، شهاب حسيني و شهبازي و فيلمبردار آقاي محمود كلاري، آفرين و تبريك بگويم.
سرفراز و برقرار باشيد
منبع : روزنامه شرق
در کنار متن مذکور عین دستخط بسیار زیبای آقای شجریان هم چاپ شده بود اما متأسفانه موفق نشدم آنرا هم کپی کنم ، لذا از مدیر درخواست میشود اینکار را انجام دهد لذت تماشا ی تبریک دستخطی بیشتر است.

تقویم تاریخ 1440/12/5 هجری شمسی
امروز مصادف است با پنجاهمین سالگرد تولد بزرگمرد ایران و جهان ، یکی از تاثیر گذار ترین انسانهای تاریخ در عرصه علم و ادب و اخلاق و دین و عرفان و فرهنگ و ورزش و سیاست و علوم جدیده و غریبه و عملیات آکروباتیک و ژانگولر و تفریحات سالم وحکم و فنون رزمی وآی تی و غیره و ذالک .
معظم له در ساعت 10:35 بامداد چنین روزی در حالیکه منتظران قرار بود 16 روز دیگر خود را برای استقبال رسمی آماده سازند و هیچکس انتظار ورود مبارکش را نداشت ، کاملا" سر زده و بدون اطلاع قبلی ، در کمال صحت و سلامت ، با جذبه و ابهت وصلابت و هیبت، ایضا" اندامی ظریف ، بقول والد مکرمشان " چقد کوچولیه" ، قدم به عرصه وجود گذاشت . ادام الله جلالاته و برکاته
همگان از این ورود مبارکانه و کمی هم عجولانه آنچنان بوجد آمدند که از 4 گوشه عالم شامل بروجن و گردبیشه و اصفهان و دهاقان واکناف دیگر به زیارتش شتافتند که این خود از کراماتشان بود و شادمانه میگفتند جل الخالق آنچه در ناصیه ایشان میبینیم همه قبلا" در وجود مبارک والد معظمشان متجلی و موجود و مشهود بوده است فتبارک الله احسن الخالقین .
ادامه زندگینامه را در پست بعدی ملاحظه فرمائید.
این روز بر والدین ایشان و همه خانواده مبارک باد .
| برای کسانیکه علاقمند به مقایسه محصولات تولید داخل با نمونه خارجی آن هستند. بقیه هم بخوانند خوب است
منبع : magiran |
از یابنده تقاضا میشود در اسرع ..........................و مژدگانی دریافت نماید
از شدت درد بخود می پیچیدم ، از شب قبل شروع شده و آن روز ،سه شنبه، به اوج خود رسیده بود ، 5سال قبل نیز همین درد بود که روانه بیمارستانم کرد ، بیمارستان خاتم الانبیا، پس از معاینات اولیه سنگ کلیه تشخیص داده شد ، نظر پزشک معالج این بود که سنگ شکن کنم ، کار بسیار ساده و مفیدی بود کل ماجرا دو ساعت طول کشید ، در این 5 سال هیچ عارضه و دردی هم نداشته ام.
این بار نیز با همان ذهنییت ، که علاج درد سنگ شکنی است ، به بیمارستان مراجعه کردم ، نه بیمارستان قبلی که بالاتر ازآن ، بیمارستان پارسیان ! چند سالی است افتتاح شده و همه تعریفش را میکردند که اگر مثلا" 5 بیمارستان طراز اول در تهران باشد این یکی از آنهاست.
آقای دکتر نورائی متخصص اورولوژی معاینه کرد و دستور سونوگرافی داد و معلوم شد سنگی در حدود 3/5 در کلیه راست جاخوش کرده ، دو راه پیشنهاد کرد 1- سنگ شکن 2- دارو ، سئوال کردم من برای سنگ شکن آمده ام نظر شما چیست ؟ فکری کرد و گفت بهتر است دارو بنویسم شاید دفع شود ، اگر نشد بیا برای سنگ شکن، با قبول نظر دکتر آنروز را با دارو سر کردم ولی شدت درد بحدی زیاد بود که همان نیمه های شب تصمیم قطعی گرفتم که فردا صبح بروم شنگ شکنی و خودم را آسوده سازم ، هیچ نظر دیگری را هم نپذیرم.
ساعت 9 صبح ، به اتفاق همراه (ح موحد) به همان بیمارستان درجه یک ممتاز! برای سنگ شکنی مراجعه نمودم ، بعلت درد زیاد و بیتابی به اورژانس راهنمائیمان کرده و گفتند آقای دکتر نورائی امروز نیست ولی آقای دکتر ارمنده ، رئیس بیمارستان که او نیز متخصص اورولوژی است معاینه میکند ، خوشحال شدم که جناب دکتر، رئیس بیمارستان هم هست و معنی آن اینکه کم و کسر نخواهیم داشت .
بعد از ساعتی که بخود پیچیدم و کسی هم کاری برایم انجام نداد ، یعنی نمیتوانست انجام دهد و بدتر ازآ ن اینکه همراه بیمار ،حتی همدردی هم نمیکردو وقتی با اعتراض مواجه میشد که چرا هیچکاری نمیکنی؟ پاسخ این بود که اینها دکتر و پرستارند کاری نمیکنند از من چه کاری ساخته است، بالاخره دکتر رسید ، ماجرای روز قبل را توضیح دادم وگفتم که امروز آمده ام برای سنگ شکنی، دستور سونوگرافی مجدد و پس از رؤیت نتیجه دستور بستری صادر نمود، کمی تعجب کردم که بستری برای چه ؟سؤال هم کردم ! اما درد امکان سؤال مجدد را سلب کرده بود، دکتر چند کلمه ای گفت که برایم مفهوم نبود و با سرعت رفت و من نیز با سرعت بستری شدم ، پس از ساعتی تحمل درد ، آماده ام کردند برای اتاق عمل ! با توجه به تجربه 5 سال قبل که اصلا" اتاق عملی در کار نبود و سنگ شکنی در اتاقی مثل رادیولوژی انجام شد ، برایم سؤال بود که بستری و اتاق عمل برای چه؟ کسی هم پاسخگو نبود تا اینکه جناب دکتر را در اتاق عمل و با پوشش مخصوص جراحی زیارت نمودم ، سؤال کردم دکتر اینکار ها برای چیست ؟ فقط یادم هست پاسخ داد مگر نمیخواهی سنگ شکنی کنی که با پاسخ مثبت من همراه بود و بعد از آن نفهمیدم که چه شد!.
سه چهار ساعت بعد که بهوش آمدم خودرا در محاصره مقادیری لوله و سوند و سرم و پرستار و آلات و ادوات و تجهیزات ویژه ای که برای جراحیهای سنگین استفاده میکنند یافتم و بسیار متعجب شده بودم که اینها برای چیست ؟ سنگ شکن که اینهمه دنگ و فنگ ندارد ، از پرستار سؤال کردم ، پاسخ این بود که من نمیدانم ، سراغ دکتر گرفتم ، رفته بود ،پرستار هم هر چند ساعت یکبار می آمد و آمپول مسکن را داخل سرم تزریق میکرد و میرفت که دردی حس نشود و بیمار بخوابد و نفهمد با او چه کرده اند.
فردا که جناب پزشک معالج ، رئیس بیمارستان ، تشریف فرما شدند!گفتم دکتر با من چه کرده اید ؟ این چه جور سنگ شکنی است که اینهمه درد و خونریزی و عمل و بستری و سرم و...دارد ؟ باز هم با بیان چند کلمه ای که مفهوم نبود پاسخ درستی نداد و معلوم شد بجای سنگ شکنی روی من عمل نصب استنت انجام داده اندکه عبارتست از قرار دادن لوله ای داخل حالب ، حالب هم همان لوله یا رگی است که بین کلیه ها و مثانه قرار دارد و حاصل فعالیت کلیه ها را به سمت مثانه هدایت میکند، هر لحظه تعجبم بیشتر میشد که من برای سنگ شکنی آمده ام اینها لوله گذاری کرده اند! چنین قراری نداشتیم، حتی اگر اینکار از سنگ شکنی هم بهتر باشد حداقل رضایت بیمار شرط اول کار است ، آنهم در بیمارستانی که مدال افتخار برتری بر گردن دارد! چنین رضایتی گرفته نشده بود ،بعدا" گفتند همان برگه ای که هنگام ورود امضا کرده ای و اثر انگشتتان را هم دارد کافیست و رضایتنامه شما تلقی میشود.
بهر حال جواب قانع کننده ای نشنیدیم ، کسی نداد که بشنویم ، فقط یکبار دکتر گفت نتیجه خیلی خوب بود ، بسیار عالی بود ، خودم خیلی از نتیجه راضی هستم، بعد از چند روز استنت را در می آوریم ، و در پاسخ اینکه یعنی بعد سنگ دفع میشود مقداری حرفهای نا مفهوم تحویلمان میدادند و بعد هم دستور مرخصی صادر کردند و به قسمت حسابداری راهنمائی شدیم ، همراه رفت و با یک صورتحساب عجیب و غریب برگشت و تازه فهمیدیم که چرا آقای دکتر اینقدر از کار خود اظهار رضایت میفرمودند.
دوسه روز اول با درد بسیار شدید همراه بود بطوریکه گاه از خود بیخود میشدم و هر بار که تلفنی از پزشک معالج سئوال میکردم که این چه وضعیتی است یا از پاسخ دادن فرار میکرد یا مقداری حرفهای نه چندان مودبانه تحویل میداد که چقدر بیتابی میکنی ، باید تحمل داشته باشی و چند روزی صبر کن خوب میشود و از این قبیل حرفها ! من میماندم و درد شدید و جریان و دفع خونابه دائم .
روز چهارم به بیمارستان مراجعه نمودم تا حضوری وضعیت را ببینند، اینجا بود که فهمیدیم دستگاه سنگ شکن بیمارستان درجه یک تهران دوماه است خراب شده !! ولی به بیماران نمیگویند و موضوع را بنا بر دستور پنها ن میفرمایند!! برای سنگ شکنی پذیرش میکنند و بجای آن، کار دیگری انجام میدهند و اینجا بود که عصبانیتی دردناکتر از درد موجود حادث شد که مگر بیماران انسان نیستند که این حضرات برای کسب درآمد، خود را مجاز به هرکاری روی آنان میدانند؟
یکبارهم که جناب دکتر با اعتراض من و همراه مواجه شد در نهایت.......... گفت اگر خیلی ناراحتی بستری شو تا استنت را خارج کنم.
درکمال تعجب فقط توانستم بوی نظاره کنم ،با این ذهنیت که این ها باور ندارند با انسانی مواجه هستند و فقط منفعت خویش میخواهند .
بیست روز تمام در وضعیت بسیار سخت توام بادردو خونریزی سپری شد ، مجدد بستری شدم و بازهم اتاق عمل و بیهوشی و همان کارهای مرتبه قبل اما اینبار برای خارج کردن استنت.
قصدم این بود که از دکتر و بیمارستان شکایت کنم ..دنباله ماجرا به وقت دیگر