ضرب المثل ژاپنی




بخاطر میخی، نعلی افتاد

بخاطر نعلی، اسبی افتاد

بخاطر اسبی ، سواری افتاد

بخاطر سواری ، جنگی شکست خورد

بخاطر شکستی ، مملکتی نابود شد

و همه اینها بخاطر  کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود!!



برندگان و بازندگان

     آنچه مارا به ترجمه این کتاب راغب نمود ، فقط جملات قصار آن نبود ، غور درهر جمله ما را درکشف هزار توی شخصیتمان یاری داد. آنان که دستی درخودشناسی دارند ، آگاهند که هرچه درون خودرا بیشتر میکاوند با سرزمینهای بکر بیشتری آشنا میشوند و این سفر را اگر چه پایانی نیست اما سفر از "بودن" به "شدن" است.

      توضیح مذکور پارگراف اول گفتار مترجمان کتابی است بنام برندگان و بازندگان ، نوشته سیدنی جی هریس.این نویسنده بقرار توضیح دیگری که در همین کتاب درج است "بخاطرنگارش مقاله هائی تحت عنوان ،،کاملأ شخصی ،،که هر روز بطور همزمان در 180 روزنامه در سراسر ایالات متحده آمریکا بچاپ میرسد ، مشهور است".

     کتاب  حجیم نیست و اگر کسی بخواهد مثل مترجمان در جملات آن تأمل نماید ظرف یکی دوروز میتواند آنرا بخواند، مترجمان کتاب خانمها مینو پرنیانی و پروین مصطفوی میباشند، چند جمله آنرا برای علاقمندان نقل میکنم، ضمن اینکه در بعضی جملات که بنظرم ترجمه مناسبی نبود یا بعبارتی پاسخ فرهنگ ایرانی را نمیداد، تصرف کوچکی نیز بعمل آمد.با عرض معذرت از مترجمان.

-وقتی برنده ای مرتکب اشتباه میشود از قبول آن ابائی ندارد"میگوید اشتباه کردم،  

-وقتی بازنده ای مرتکب اشتباه میشود، کسی را میجوید که خطا را متوجه او گرداند

 

-برنده گوش میدهد

-بازنده  فقط منتظر رسیدن نوبت خود برای حرف زدن است

 

-برنده  گامهای متعادل بر میدارد

-بازنده دو نوع سرعت دارد یا خیلی تند یا خیلی کند.

 

-برنده  ارزشهای اخلاقی را بعنوان تنها منبع قدرت حقیقی میشناسد

-بازنده که برای ارزشهای اخلاقی احترام اندکی قائل است دنبال کسب قدرت از منابع دیگر بجای اخلاق است

 

-برنده پس از بیان نکته اصلی مورد نظرش لب از سخن فرو میبندد

-بازنده آنقدر به سخن ادامه میدهد که نکته اصلی فراموش میشود.

 

ادامه با خودتان

 

هفت سین

مجددا"سال نو بر همه شما مبارک باد

     عید نوروز و آغاز سال نو را همه ما ایرانیها دوست داریم و فرا تر از دوست داشتن ، به آن با دیده احترام مینگریم ، یکی از آداب و رسومی که تقریبا همه اقوام ایرانی فراموش نمیکنند سفره هفت سین است که اجزاء آن باید دارای این ویژگیها باشد :

خوراکی باشد ،دارای ریشه گیاهی باشد،نام ایرانی داشته باشد و با حرف سین شروع شود و تک واژه باشد .

      جالب است بدانید فقط هفت چیز با این ویژگیها وجود دارد و تا کنون هشتمی هم برای آن پیدا نشده است. بنا براین هفت سین تشکیل میشود از :

سیب

سمنو

سیر

سنجد

سبزه (ی)

سماق

سرکه

     دیده شده که اشیائی مانند سکه ، سنبل ، سوزن  وحتی سماور و برخی اشیاء دیگر نیز به این جمع افزوده میشود که درست نیست ،چرا که برخی از این ویژگیها را ندارند.

     مطالعه مذکور توسط آقای دکتر ناصر انقطاع که در تاریخ ایران وبویژه ایران باستان، تحقیقات زیادی بعمل آورده ، صورت پذیرفته است .

شمانیز اگر در باره نوروز و بهار و آغاز سال مطلبی دارید از درج آن دریغ نفرمائید.

( آقای مدیر لطفا" یک سفره هفت سین با حال بالای این مطلب بگسترانید. متشکرم)

به مناسبت سال نو

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپيد

برگ های سبز بيد

عطر نرگس، رقص باد

نغمه و بانگ پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک مي رسد اينک بهار

خوش به حال روزگار


نرم نرمک می رسد اینک بهار، خوش به حال روزگار و خوش به حال شما

حلول سال نو، نوروز خوب و بهار زیبا را به اعضاء عزیز و محترم رواق تبریک می گویم و برایتان سلامتی، شادکامی و موفقیت روز افزون آرزومندم.

نام دگر بهار لبخند خداست

رباعیات زیر برای من سرشار از حال و هوای بهاری بود ، شما هم بخوانید و بعنوان  هدیه بمناسبت بهار زیبا بپذیرید.

چند رباعی بهاری از «ایرج زبردست»

لب‌های تو سوره‌ سوره تفسیر خداست        چشــــــــمان تو بی‌ریاتر از آینه‌هاست
ای ســــبزترین ســــــبزترین ســـبزترین        سیمای تو سین هشتم سفره ماست
 
آییـــــــــــنه روزگار لبخـــــــــند خداست         آرامش ســــــــبزه زار لبخند خداست
از عطــــــر نگاه باغ‌ها دانســــــــــــــتم          نام دگر بهــــــــــار لبخــــــند خداست
 
  
 
 
یک نامه پر از مـــــــاه و تو را دارم یـــاد          در پاکت گل گذاشـــــــــتم دادم باد
‌ای علت ســـــــبز خاک هر جا هستی          هر روز تو روز دوســـــــــتت دارم باد
 
باغ از تو، ادامــــــــه بهارش با مــــــــن           آوای زلال صــــــد هـــــزارش با من
شب‌های قشـــــــــنگ دوستت دارم را          یکبـــــــــار بگو هـــــزار بارش با من
 
لبخنـــــــد زدی بهـــــار با آن آمــــــــــد           یک باغ پر از نرگــــــس و ریحان آمد
ای دست بلنــــــد آسمان در دســــتت          من نـــــــام تو را خواندم و باران آمد

ذوق روزنامه نگار

     شاید بد نبود نام این مطلب را "دست خدا " میگذاشتم فرقی هم نمیکند بعد اینکه آنرا خواندید هرکدام را میلتان بود انتخاب کنید.

     و اما مطلب ، شنیده اید آقای پاپ بندیکت شانزدهم ،از مقام پاپی استعفا داد، کاتولیکها خیلی دوستش داشتند و اورا قبل از پاپی بعنوان یک دانشمند میشناختند، به شش زبان نیز مسلط بود ،بهرحال کنار کشید و کاردینالها بعد یک انتخابات نفس گیر آقای فرانسیس اول با نام اصلی برلیو برگوگولیو رابعنوان جانشین وی انتخاب نمودند، بعبارت دیگر کلیسای کاتولیک برای اولین بار دارای یک پاپ غیر اروپائی یعنی آرژانتینی شد. لابد  میپرسید چه ربطی به خلاقیت یا ذوق روزنامه نگار دارد؟

     علاقمندان به فوتبال مارادونا را خوب میشناسند، اسطوره فوتبال جهان ، اهل آرژانتین که طرفداران زیادی هم در سطح جهان دارد، حتی در بین فوتبال دوستان جوان امروزی.

     در سال 1986 انگلستان و آرژانتین  در مرحله نیمه نهائی جام جهانی در کشور مکزیک در مقابل هم قرار گرفتند، چندی قبل از آن نیز دو کشور در مقابل هم قرار گرفته بودند ،اما نه برای فوتبال بلکه بسبب  جنگ! جزیره ای بنام فالکلند در نزدیکی آرژانتین و بسیار دور از انگلیس مورد منازعه دو کشور بود ،مدتها کشمکش داشتند تا اینکه انگلیسیها با یک حمله برق آسا به جزیره هجوم برده و آنجارا تصاحب کردند و نامش را هم مالویناس گذاشتند.آرژانتینیها که شکست را متحمل شده و بسیار ناراحت بودند ، احساساتشان بشدت جریحه دار شده و کاری هم از دشتشان بر نمی آمد ، توان مقابله با غول انگلیس را هم نداشتند، تا بازیهای جام جهانی که مقابل هم قرار گرفتند ، بازی بسیار نفس گیر و پر هیجانی بود تماشاگران هم که بنوعی با آرژانتین بخاطر شکست در جنگ همنوائی داشتند آنان را تشویق میکردند ، مردم دنیا هم به برد آرژانتین علاقمند بودند ضمن اینکه انگلیس هم که آن زمان در ردیف یک فوتبال جهان قرار داشت شکست ناپذیر مینمود،در لحظه ای غیر منتظره مارادونا توپی دریافت کرد و برق آسا خود را به دروازه حریف رساند و علیرغم دفاع بسیار محکم، با زیرکی و در شلوغی جلو دروازه  با دست ،توجه کنید! با دست، توپ را وارد دروازه کرد، داور هم علیرغم اینکه به صحنه نزدیک بود متوجه نگردید و گل پذیرفته شد، استادیوم یکپارچه و بصورت انفجاری به تشویق پرداخت بی وقفه اسم مارادونا و آرژانتین بهوا برخاست. آرژانتین برنده شدو انگلیس که پیشبینی ها او را قهرمان میدانست، از رسیدن به جام باز ماند. بعدا" مارادونا بشدت مورد انتقاد قرار گرفت ، در پاسخ خبرنگاران هم موضوع را انکار نکرد و میگفت خودم هم نمیدانم چه شد ، توپ با دست خدا گل شد!!.

این جمله مدتها ورد زبان مردم شده بود" دست خدا " .

     و اینک بعد  سی سال، یک آرژانتنی دیگر در حالیکه هیچکس پیش بینی نمیکرد در انتخابات نفس گیر پاپ ،رقبای اروپائی خود را پشت سر گذاشت و شد پاپ اعظم کلیسای کاتولیک با یک میلیاردو دویست میلیون پیرو مسیحی کاتولیک و آقای روزنامه نگار جمله دست خدا HAND OF GODرا روی تصویر تمام صفحه روزنامه نیویورک دیلی نیوز قرارداده است . ذوق روزنامه نگار است دیگر!!

 

و بی ذوقی وبنامه نگار

ساعت 12/5 است ، از خالی بودن پست قبلی چیزی دستگیرتان شد؟ مطلب نسبتا" طولانی را نوشتم، دکمه ثبت و بازسازی را کلیک کردم ، و منتظر ماندم  درج و ثبت شود ، پیغام داد بعلت فلان و بهمان که همان سرعت اینترنت باشد........... بعدا اقدام نمائید!! ، مطلب را نمیدانم کجا برد ، یک صفحه خالی تحویل داد، الآن هم دیر وقت است و باید بخوابم .

آقای مدیر لطفأ ببینید امکان بر گشتش وجود دارد؟ فعلا" شب بخیر، حق دارید بخندید، تا من باشم دیگر مستقیم تایپ نکنم.

ذوق روزنامه نگار


آلما

    گزارشگر از موضوعی علمی خبر میداد، مصاحبه ای بود  با یکی ازدانشمندان پروژه بین المللی  آلما ، دانشمند باشور و اشتیاق فراوان از موفقیتهای کسب شده صحبت میکرد،گوئی بهمه آرزوهایش رسیده و شادی و خوشحالی تمام وجودش را احاطه کرده و حالا دارد دیگران را نیز در شادیهایش شریک میکند.

     پروژه آلما که متعلق به یک کشور هم نیست و اگرچه در بیابانهای شیلی اجرا میشود جهانی است و متعلق به همه مردم دنیاست ، پروژه ای است از مجموعه ای از تلسکوپهای بسیار پیشرفته که میتواند تصاویری  روشن ازاعماق کهکشانها در اختیار بشر قرار دهد.تا کنون یک و نیم میلیارد دلار هزینه داشته ، 7 سال است دانشمندان روی آن کار میکنند و بقرار اطلاع 7ماه دیگر آماده بهره برداری میشود، ضمن اینکه پروژه های علمی انتها ندارند ، روز بروز در حال تغییر و پیشرفت و نوآوری و خلاقیت هستند.

     آلما از چنان قدرت جستجوئی در اعماق کهکشانها برخورداراست که میتواند بسیاری از سئوالاتی را که در باره پیدایش و موجودیت کهکشانها و ستاره های دور ونزدیک برای بشر وجود دارد پاسخگوباشد و مسلم است که دانشمندان باید این چنین شادمان و سرحال باشند.

      در حوزه علم ستاره شناسی و جستجوی در آسمانها که از عجایب خلقت است هرچه حاصل شود ، فارغ از منفعت شخصی است و در اختیار کل بشر قرار دارد ، این خاصیت علم است که مرزهای جغرافیائی ، قومی ،سیاسی و مذهبی نمیشناسد و دستاوردهایش را با سخاوتمندی تمام در اختیار  همه قرار میدهد.

     اطلاع از وجود چنین تلاشی بزرگ در ابعاد جهانی مرا نیز بسیار خوشحال کرد و مقداری هم اندوهگین نمود. میپرسید چرا؟

وقتی صحبت از آسمان و زمین و کهکشان و اعماق عالم میشود برخی آیات قرآن منجمله ان فی خلق سموات والارض آیات لاولی الالباب بذهن متبادر میگردد  و توجه به این موضوع که بیش از هر مکتب و مشربی اسلام و قرآن است که این چنین به تشکیلات عالم هستی توجه داده و انسانها را به کسب دانش و جستجو در زمین و آسمان و تفکر و تدبر در این امور تشویق و ترغیب نموده است ، وتأسف از اینکه مسلمانها بجای تلاش در این امور که سابقه آنرا نیز دارند امروزه چنان غرق گرفتاریها و تعصبات قومی و مذهبی و جنگهای خانمانسوز و جدالهای زیانبار هستند که دیگر فرصتی ندارند که مثلا" اندکی هم در این امور تدبر نمایند چه رسد به اینکه مثلأ در بیابانهای فلان کشور رصدخانه تأسیس کنند و با تلسکوپهای پیشرفته ، آسمانها را در نوردند و به آیاتیکه به آن ایمان دارند جان بخشند. شما خوشحال و اندوهگین نشدید؟

در صورت تمایل به این سایتها سر بزنید.آسمان شب وalma radio telescope  atacama cosmology

بریده جراید

ایندو مطلب کوچولو را بخوانید:

کیهان
«کی گفته که اجازه می‌دهند بیاید؟! (خبر ویژه)» 
خاتمی به علت جرایم متعدد و جنایاتی که در جریان فتنه آمریکایی- اسراییلی 88 مرتکب شده است از کمترین صلاحیتی برای حضور در بدنه نظام برخوردار نیست چه رسد به نامزدی برای ریاست‌جمهوری و به‌نظر می‌رسد اینگونه تحلیل‌ها و خبرپراکنی‌ها برای به فراموشی سپردن خیانت سران‌فتنه باشد. 
 
شرق
کرباسچی:
از نظر هاشمی، خاتمی بهترین گزینه برای رای‌آوری است
عکس: عباس کوثری،

خواندید؟
بسیار خوب، مطلب زیر را هم بخوانید

فارس
هولوکاست ماجراجویی بود
محسن رضایی: در سیاست خارجی ما افراط و تفریط صورت گرفته است. بستن در‌های نطنز یک نوع فرار سیاسی و طرح هولوکاست یک ماجراجویی بود. ما همه به آقای احمدی‌نژاد عادت کرده‌ایم که شیوه ادبیاتی وی خاص است و هر کدام از روسای جمهوری شیوه خاصی داشتند.


حالا در رابطه با سه و نیم رئیس جمهور مطلب خوانده اید !

بعلت طولانی شدن مطالب وبرای جلوگیری ازخستگی  دنباله به وقت دیگر......
 

حجاب

     بحث حجاب اخیرأ در بین محققان و نویسندگان و صاحبان  قلم بالا گرفته ، حاصل آن تنظیم و تدوین مقالات متفاوت و گاه متضادی است که نمونه هائی از آن را در نشریات و بویژه وبسایتهای اشخاص و صاحبنظران میتوان یافت.

     در این باب نظرات آقایان دکتر سروش دباغ، امیرحسین ترکاشوند، فرشاد حبیبی و آیت الله محمدعلی ایازی و مرحوم احمد قابل جالب توجه و در خور تأمل و تعمق میباشد.

     از فحوای کلام آنان چنین بر می آید که علاوه بر اختلاف نظرها ئیکه بین علمای سابق وجود داشته ، هم اینک نیز دیدگاههای مختلف ، متفاوت و بعضأ متضادی در این باب وجود دارد، برخی نظرات در باره حجاب بدان معنی که امروزه مطرح است (مثلأ اینکه باید موی سر بطور کامل پوشیده باشد) از این قرار است:

-حجاب واجب شرعی است

-حجاب واجب شرعی نیست

-قرآن به وجوب آن تصریح دارد.

-در قرآن به واجب بودن آن تصریح نشده و از آیات مورد نظر برداشتهای متفاوت وجود دارد

-تا قرن دوم صحبت چندانی از حجاب نبوده است ، احکام منتسب به پیامبر و امیرالمومنین در روایات شیعی بسیار اندک است.

-اگر واجب بود چرا برده ها و کنیزان مجبور به رعایت حجاب نبوده اند،و حتی منع شده اند

-حجاب وسیله تشخص بوده است

-بسیاری از فقها به وجوب آن رأی داده اند و برخی نیز غیر آنرا گفته اند

و دیدگاهها و نظریات مختلف دیگر

     علاقمندان به موضوع که مایلند بحث را دنبال نمایند با استفاده از کلید واژهای حجاب ، خمار، جلباب و همینطور نام نویسندگان مذکور میتوانند مشروح نظریاتشان را مطالعه نمایند.

 

زنان پولدار

     البته بر ما معلوم و معین است که رویت عنوان مذکور برای بسیاری از آقایان خاصیت خوردنیهای ترش مزه یا خوشمزه را دارد یعنی دهانشان آب می افتد اما بدانند و آگاه باشند که مخاطب این مطلب فقط جوانانی هستند که دارای شرایط زیر باشند:

1- مجرد

2- دم بخت برای ازدواج

3- در جستجوی زن پولدار

     در اینصورت میتوانند مطلب را بخوانند و بعنوان اولین قدم برای حج عمره ثبت نام و برای کسب اطلاعات بیشتر به اهل فن مراجعه نمایند:

 

 زنان عرب خلیج‌فارس ثروتمند‌ترین زن‌ها 

 

«قدرت عظیمه ظاهر» سرپرست منطقه‌ای بانک «گیتهاوس» انگلیس دیروز در کنفرانس خبری که در جده برگزار می‌شد ثروت زنان کشورهای حاشیه خلیج‌فارس را 300میلیارددلار اعلام کرد که از این مبلغ 15درصد آن در انگلستان سرمایه‌گذاری شده است.  ظاهر در ادامه این کنفرانس افزود زنان عرب خلیج‌‌فارسی با ثروتی که دارند یکی از تاثیرگذارترین زنان در جهان هستند. در عربستان سعودی 36هزار و 200شرکت تجاری تحت مالکیت زنان ثبت شده که این تعداد 7/4درصد از شرکت‌های ثبت شده تجاری در عربستان را تشکیل می‌دهند. این شرکت‌ها تاکنون حدود 800میلیون‌دلار در عربستان سرمایه‌گذاری کرده‌اند. اکثر زنان سرمایه‌گذار در عربستان به سرمایه‌گذاری در امور ساخت‌وساز روی آورده‌اند به طوری‌که 6/36درصد از بازار ساخت‌وساز را زنان تصاحب کرده‌اند. در امور تجاری داخلی زنان صاحب 20درصد و در تجارت خارجی چهاردرصد از بازار متعلق به زنان سعودی است. حجم نقدینگی زنان در عربستان حدود 20میلیارددلار بر آورد می‌شود. 

 

 http://sharghdaily.ir/?New 

 

 

چاقو

خبری را در صفحه حوادث روزنامه خواندم عنوانش این بود:

"محاکمه زنی که شوهرش را با چاقو کشت."

     جریان از این قرار است که شوهری وارد خانه شده و بنای داد و بیداد میگذارد ، زن هم عصبانی میشود و خلاصه بگو مگوی سختی راه می افتد ، مرد عصبانی میرود از آشپزخانه چاقوئی برمیدارد ، بطرف زن میگیرد و میگوید بیا بگیر با این چاقو مرا بکش، زن هم اطاعت امر میکند وباآن چاقوی احتمالا" قصابی که قصابان با آن گوسفند و گاو و شتر سر میبرند به خواسته شوهر پاسخ مثبت داده و همانکاری را که شوهر خواسته انجام میدهد ،بعبارت دیگر شوهر را میکشد، و بعبارت دیگرتر بقتل میرساند ، شاید هم بقتل عمد میرساند، شاید دیگر اینکه به وظیفه خود که همان اطاعت از اوامر شوهر است عمل میکند.

     از آن تاریخ دوسالی میگذرد ، این بنده خدای مطیع دستورات و اوامر شوهر تا کنون چند بار به قتل عمد و غیر عمد محکوم و چند بار هم تبرئه شده و در حال حاضر هم بلا تکلیف است،بلا تکلیف است تکلیف است تکلیف است است است است.

نتیجه گیری اخلاقی: شوهر را نباید با چاقو کشت .

نتیجه گیری کنکوری:

گزینه 1 - همیشه شوهر را نباید با چاقو کشت.

گزینه - اطاعت از شوهر واجب  است.

گزینه 3 - هردو

گزینه 4 - هرسه


 گزینه شما چیست ؟

 

رفع نقص



      سه نفر اشتباهي دستگير  و در نهايت ناباوري به اعدام روی صندلی الکتریکی محکوم ميشن....
نوبتِ نفر اول میشه که بشینه روی صندلی. وقتی میشینه میگه : من توی دانشگاه , رشته خداشناسی خوندم و به قدرت بی پایان خدا اعتقاد دارم .... میدونم که خدا نمیذاره آدم بیگناه مجازات بشه ....
کلید برق رو میزنن ... ولی هیچ اتفاقی نمیفته ....
............................ و آزادش میکنن ...

نفر دوم میشینه روی صندلی و میگه : من توی دانشگاه حقوق خوندم ....
به عدالت ایمان دارم و میدونم واسه آدم بی گناه اتفاقی نمیفته ...
کلید برق رو میزنن و هیچ اتفاقی نمیفته ...
................. و آزادش میکنن ....

نفر سوم میاد روی صندلی و میگه : من توی دانشگاه , رشته برق خوندم و میدونم وقتی این دو تا کابل به هم وصل نباشن هیچ برقی وصل نمیشه به صندلی.
دنباله داستان:، مسوولين زندان نقص را برطرف میکنند و..  ..........  ......  .....  ...................


از اینجا بعد چی بذهن شما میرسه؟؟

درباره اقتصاد

برای علاقمندان به موضوعات اقتصادی کشور :

در ضرورت نامه اقتصاددان‌ها
علی قنبری . اقتصاددان
واقعیت این است که در هشت سال اخیر ایران یکی از بیشترین درآمدهای نفتی خود با رقمی حدود 650‌میلیارددلار را داشته است. این درآمد بیش از 50‌درصد درآمدهای نفتی یکصد سال گذشته بوده است. بر این اساس، انتظار می‌رفت که دولت نهم و دهم با بهره‌گیری درست از این فرصت استثنایی و مدیریت بهینه این منابع عظیم ارزی و ریالی بتواند با برنامه‌ریزی صحیح در راستای چشم‌انداز 20ساله و برنامه‌های پنج‌ساله توسعه اقتصادی و اجتماعی و قانون اصل 44 در بودجه‌های سالانه کارآمد اقتصاد کشور را از رکود تورمی به درآورند. این انتظار وجود داشت که دولت این درآمد عظیم را در مسیر رشد و توسعه اقتصادی و نرخ‌های تورم و بیکاری پایین‌تر و بهبود عدالت اجتماعی هدایت کند. متاسفانه نگاه غیرعلمی و کوتاه‌مدت و صرف هزینه‌های هنگفت غیرتوسعه‌ای در دولت به تدابیر اشتباهی انجامید و این فرصت بی‌بدیل و شرایط بی‌نظیر را از اقتصاد ایران گرفت. به این‌ترتیب اقتصاد کشور را به تشدید رکود تورمی و حجیم‌تر کردن دولت و افزایش هزینه‌های جاری دولت دچار کرد. بر این اساس جمعی از اقتصاددانان دلسوز کشور که در گذشته با انتشار تحلیل‌ها و هشدارهایی پیامد سیاست‌های اقتصادی دولت را به مردم و مسوولان کشور گوشزد کرده بودند برآن شدند که بار دیگر بر اساس وظیفه و رسالت خود در این شرایط حساس دیدگاه‌های خود را در مورد عواقب تداوم روند تصمیمات اقتصادی، برون‌رفت از این وضعیت و کاهش فشار بر مردم مطرح کنند. زیرا استمرار سیاست‌های گذشته در جهت منافع نظام و در شأن مردم بزرگ ایران نیست. تصویر واقعی از اقتصاد کشور نشان می‌دهد که رشد اقتصادی کشور کمتر از پیش‌بینی هشت‌درصدی سند چشم‌انداز بوده و در خوشبینانه‌ترین شرایط حدود دو‌درصد است. با توجه به تورم 4/27‌درصدی که چندین برابر رقم سند چشم‌انداز است و نرخ بیکاری حدود چهار‌درصد که بسیار بالاتر از اهداف برنامه‌های درازمدت و میان‌مدت کشور است و با عنایت به شرایط نامناسب وضعیت کسب و کار و شفاف‌سازی اقتصادی و مبارزه با مفاسد اقتصادی و همچنین شرایط نامناسب سایر شاخص‌های اقتصادی و از طرف دیگر عدول دولت از اصول حکمرانی خوب و بهره‌گیری نامناسب از عایدات نفتی و تشدید «بیماری هلندی» و نیز اجرای سیاست‌های پولی، مالی انبساطی و تخصیص غیربهینه منابع و اجرای سیاست‌های غیرعلمی و به دور از کارشناسی خود برای اجرای عدالت اجتماعی مانندتوزیع نامناسب سهام عدالت، طرح‌های پرهزینه زودبازده، طرح‌های مسکن مهر، توزیع یارانه‌های نقدی، افزایش هزینه‌های جاری، بزرگ‌تر کردن دولت و اجرای ناصحیح اصل 44 قانون اساسی، تشدید تنش‌های بین‌المللی و تحریم‌های اقتصادی موجب گسترش خط فقر و مشکلات مردم ومسایل اقتصادی و اجتماعی شده است. اقتصاد‌دانان امضا‌کننده نامه امیدوارند در آینده با انتخابات فراگیر ریاست‌جمهوری و مشارکت همگان در این عرصه ملی، و تنش‌زدایی در مناسبات بین‌المللی و احیای نقش نظارتی مجلس و نهادهای مدنی بر دولت و الزام دولت به رعایت جایگاه قانونی خود و احیای نهادهای برنامه‌ریزی و سیاستگذاری اقتصادی و حفظ استقلال آنها و بهبود محیط کسب و کار و مبارزه اصولی با مفاسد اقتصادی و اداری و تنظیم یک برنامه کارآمد و فراگیر برای‌ گذار از بحران اقتصادی در دولت جدید بتوان بر مشکلات اقتصاد غلبه کرد. در نهایت تجربه نشان داده هیچ برنامه‌ای بدون حضور و مشارکت فراگیر مردم و افزایش اعتماد و سرمایه اجتماعی به نتیجه نرسیده است. بنابراین لازم است دولت آینده برنامه‌ای جدی و متهورانه را در جهت ایجاد همگرایی در نخبگان اقتصادی و اجتماعی کشور به اجرا درآورد و زمینه‌های ارتقای اعتماد عمومی را در دستور کار خود قرار دهد.
منبع روزنامه شرق مورخه 6اسفند

نامه مورد اشاره  اقتصاددانان نیز در "ادامه مطلب" درج است

ادامه نوشته

شومان

شومان ، شاعره کرد ، کرد عراقی ، در ایران هم زندگی کرده ، هم اینک ساکن انگلستان و به زبانهای فارسی ،انگلیسی ، عربی و صد البته کردی مسلط است ،فلسفه خوانده و در روانشناسی دکترا گرفته،چندین کتاب و دفتر شعر هم منتشر کرده است، پدرش هم شاعر است ، یا بوده ، احمد شومان، با خصوصیات ویژه یک مرد کرد و همه دلبستگیهایش به آداب و سنن آباء و اجدادی، غزلسرای صاحب نام در سبک وسیاق  قدیم (کلاسیک) فارسی و کردی ، از شعر نو خوشش نمی آمد ، رودر بایستی هم نداشت ، از کتاب شعر دخترش(شعر نو) که به وی هدیه شده فقط دو صفحه را مورد قبول و بقیه را مردود دانسته بود، یکی صفحه تقدیم نامه!! و دیگری صفحه ای  حاوی بیتی از یک شاعر صاحبنام ، با همه اینها این خانم شاعر مهمترین تأثیر گذار ذهن ادیبانه خود را پدرش میداند و بوی عشق میورزد .

     لابد سئوال شما این استکه این شاعره کرد را از کجا یا چه مدت است میشناسم که دارم در باره اش مینویسم؟، نه مدت زیادی نیست ، تا نیمساعت قبل حتی نمیدانستم چنین شخصی وجود دارد، در حال خواندن روزنامه بودم با وی آشنا شدم، بنابراین اطلاعات منهم در حد شماست ، اما چرا اینهمه با وی احساس آشنائی دارم؟ ، تا آنجا که اگر لازم باشد نوشتن چندین صفحه در باره اش و افکار و اندیشه هایش برایم دشوار نیست، چرا؟ رمزش رااگر بخواهید میتوانید در شعر زیر که در همان نشریه نوشته بود  بیابید، عنوان شعر هست "فرزندان من". بخوانید آیا شما هم ........؟؟؟

می توانم صدای فرزندانم را بشنوم

 که انگلیسی را روان حرف می زنند

و کردی را دست و پا شکسته

و هر بار ملامتشان کنم

در گوش یکدیگر خواهند گفت:

«خب حق دارد، کرد است دیگر

اینچنین بیگانه خواهم ماند در خانه خودم!


...چه حسی دارید؟

 

رویای من

       با اینکه از خواننده های همدوره من بود اما هیچوقت نتوانستم مثل دیگران ، همدوره ایهای خودم یا جوانان امروزی ، با شنیدن  آهنگهایش باصطلاح حال کنم ، از صدای آن یکی بیشتر خوشم می آمد ، چندی قبل یکی از دوستان که به ماجرا پی برده بود ازم خواست ،خالی از ذهنیت قبلی ، با دقت و حوصله کافی به یکی از نواهایش گوش کنم ، همین کار را کردم ، الحق صدای خوبی بود ولی باز با موسیقی و شعرش مشکل داشتم تا اینکه:

رویائی دارم  از جنس بیداری ، رویای تسکین این درد تکراری ،

 درد جهانی که از عشق تهی میشه ، درد درختی که می خشکه از ریشه..........

      این بار مشکلات خودم را با شعر و موسیقی نیز حل شده یافتم ، آهنگ، صدا و شعر هرسه بنظرم فقط خوب نبود عالی بود ، بسیار عالی بود، نمیدانم این کار متفاوت است ، من متفاوت شده ام یا هر دو ؟ یا شاید بازهم پای صدای دیگری و اینبار این یکی در میان باشد که این چنین جلوه کرده !(شما چی فکر میکنید؟)

اگر فرصت داشتید  با حوصله ، در فضائی مناسب و ترجیحا" با دستگاه صوتی نسبتا" مناسب آن را گوش کنید.

رویای من اینه ، دنیای بی کینه ، دنیائیکه بمب و موشک نمیسازه ، موشک روی خواب کودک نمیندازه 

جراید

این روزها مطالب متنوعی در جراید جلب توجه میکند ، فقط مطالب سیاسی صفحات روزنامه ها را پر نکرده ، موضوعات اجتماعی ، ادبی و خانوادگی هم هست این نمونه را مطالعه نمائید:


1-

 

حجت‌الاسلام قرائتی: دختران و پسران باید در دانشگاه از هم جدا شوند

فارس: حجت‌الاسلام قرائتی گفت: ‌باید در دانشگاه‌ها دختران و پسران از هم جدا شوند. ازدواج جوانان باید آسان شود. اگر به‌جای هزینه کردن برای همایش‌ها این اعتبارات را خرج ازدواج می‌کردیم، الان همه جوانان ازدواج کرده بودند. حجت‌الاسلام محسن قرائتی افزود: افراد عادی می‌توانند در جامعه به الگو تبدیل شوند و هر یک از پزشکان می‌توانند مشکلات نظام پزشکی را برطرف کنند. رییس ستاد اقامه نماز تصریح کرد: در حال حاضر کمتر ما مشکل شرق و غرب داریم بلکه بیشتر درگیر خودمان هستیم. مشکل در جامعه امروز توجه نکردن به اخلاقیات است. قرائتی گفت: یک پزشک زمانی که بیمار را معاینه می‌کند اگر راه درمان وی را نداند باید اعلام کند و اگر تخصص همکارش جوابگو بود آن را با شجاعت بازگو کند، چرا که شغل پزشکان یک عبادت است و حتی اگر زمین‌وزمان زیرورو شود نباید از این حرفه که سلامت جسمی و روانی جامعه را تامین می‌کند دست بردارند. رییس ستاد اقامه نماز گفت: بی‌حجابی در دانشگاه‌ها به رشد علمی ضربه می‌زند و حتی اگر بی‌حجابی مجاز هم باشد اما در دانشگاه جایز نیست. قرائتی ادامه داد: باید در دانشگاه‌ها دختران و پسران از یکدیگر جدا شوند و ازدواج جوانان باید آسان شود. وی تصریح کرد: اگر به جای هزینه کردن در برگزاری همایش‌ها این اعتبارات را خرج ازدواج می‌کردیم الان همه جوانان ازدواج کرده بودند. کنگره‌های بسیاری برگزار می‌کنیم اما بحث روان‌شناسی و جامعه‌شناسی را راه نمی‌اندازیم. رییس ستاد اقامه نماز گفت: باید جوانان زود ازدواج کنند و این در حالی است که یکی از دلایل افزایش طلاق بچه‌دار نشدن جوانان است. قرائتی گفت: ادارات فقط می‌گویند نیروی انسانی و اعتبارات ندارند اما باید بدانند که اگر اراده داشته باشند همه مشکلاتشان برطرف می‌شود.

2- Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

توقف وام 5 میلیون‌تومانی ازدواج

باشگاه خبرنگاران جوان: مدیرکل دفتر ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان گفت: به دلیل عدم همکاری دیگر دستگاه‌ها، وام پنج میلیون‌تومانی ازدواج فعلا پرداخت نخواهد شد. حسین معتمدنیا گفت: مقرر است کار گروهی از سوی وزارت ورزش و جوانان و بانک مرکزی درخصوص مشکلات پرداخت وام ازدواج تشکیل شود. وی ادامه داد: نحوه تخصیص اعتبار، دلایل عدم پرداخت وام ازدواج و همچنین میزان اعتبار وام ازدواج از مسایلی است که در این کارگروه بررسی خواهد شد. مدیرکل دفتر ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان با اشاره به اینکه منتظر مشخص‌شدن نماینده بانک مرکزی در این کارگروه هستیم افزود: سامانه ازدواج متعلق به شورای پول و اعتبارات است که در آن چهار تبصره معرفی شده تا وام ازدواج به پنج میلیون افزایش یابد اما این موضوع فعلا به دلیل عدم اعتبار محقق نخواهد شد

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

 


اظهارنظر عجیب

چندی قبل یک صاحب منصب در باب اهمیت سوریه سخنانی گفته بود که بنظرم از مرز اعتدال گذر کرده و رنگ افراط گرفته بود، شاید هم نمیخواسته این چنین شود ولی از گفتار چیزی غیر از این بذهن متبادر نمیشد. گفته بود اگر قرار باشد سوریه یا خوزستان را از ما بگیرند مصلحت اقتضا میکندنخست از سوریه دفاع کنیم(نقل به مضمون).میخواستم در این باره چیزی بگویم یا بنویسم که مطلب زیر را امروز در واکنش به همان مطلب در روزنامه دیدم ، شما هم بخوانید.

 

ضرورت عذرخواهی

اسماعیل جلیلی/ رییس مجمع نمایندگان خوزستان

بیانات هفته گذشته آقای مهدی طائب درخصوص استان خوزستان، جز ایجاد تنش در کشور هیچ خیری به جامعه نمی‌رساند. اکنون که ایشان به میمنت آشفته بازار سیاست در کشور سری در سرها یافته‌اند پسندیده است برای حفظ جایگاه روحانیت و آن هم روحانیتی که تاکنون در تاریخ این کشور هیچ‌گاه برای از دست دادن کشور به نفع دیگری پیشگام نبوده، سنجیده‌تر سخن می‌گفتند. مطمئن هستم ایشان نخواهند پذیرفت برای حفظ ناموس همسایه باید از ناموس خود گذر کرد. تعبیر ایشان اگر به استراتژی حمایت از سوریه به عنوان اولویت سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی است قابل قبول است اما نه به قیمت از دست دادن پاره تن کشور اسلامی یعنی خوزستان شهیدپرور و نگین درخشان ایران زمین

نمی‌دانم ایشان چقدر از تاثیر‌گذاری خوزستان در صدسال پیشرفت و توسعه این کشور مطلع هستند اما به اطلاع می‌رساند در قرن نوزدهم و بیستم، فرآیند صنعتی شدن و ایجاد زیرساخت‌های توسعه در کشور از محل درآمدهای سرشار نفتی از این سرزمین زرخیز بوده است حال اگر او در پاسخ به قدر‌شناسی از این سرزمین و مردم آن برای توسعه همه‌جانبه آن تلاش نمی‌کند لااقل برای خوشامد دیگران چوب حراج بر آن نزند

ایشان مطمئن باشند ملت ایران اگر تمام کشورهای دنیا از دست بروند اجازه نخواهند داد که یک وجب از خاک این سرزمین چه خوزستان، چه تهران و هر استان دیگری به نفع هیچ کشور یا گروهی از دست برود

نشان این گفتار بیش از یک میلیون شهید و جانبازی است که خوزستان تحت امر رهبرکبیر انقلاب، شجاعت آنها را در برابر دشمن به نمایش گذاشت. امیدوارم ایشان گفتار خود را اصلاح کنند و از ملت شریف ایران و خوزستان همیشه پایدار و بیدار عذرخواهی کنند.

منبع:روزنامه شرق1/12

 

شناخت حق و باطل

این فرمایش حضرت علی علیه السلام را ملاحظه فرمائید:

"ان الحق و الباطل لا یعرفان باقدارالرجال،اعرف الحق ،تعرف اهله و اعرف الباطل تعرف اهله"

حق و باطل با قدر و منزلت اشخاص شناخته نمیشود، حق را بشناس تا اهل آنرا بشناسی و باطل را بشناس تا اهل آنرا بشناسی.

      هرچه در باره این فرمایش حضرت بنویسیم و بگوئیم شاید حق مطلب ادا نشود ، اما :

                 آب دریا را اگر نتوان کشید         هم بقدر تشنگی باید چشید 

عدم توجه به این آموزه دینی ، در جای جای زندگی اجتماعیمان مشهود است ، نمونه زیر ، (اظهار نظر دو شخصیت است که در یک مکان مشغولند و دستیابی به اخبارو اطلاعات نیز برای هردو بصورت یکسان میسر میباشد،در باره یک شخص)  را  ملاحظه فرمائید.

1-

احمد توکلی:
اگر فرزند دانشجوی آقای وزیر قربانی کهریزک بود، ماجرا همین می‏شد
چرا یک قاضی معلق متهم به معاونت در قتل باید در چنین سمت مهمی قرار بگیرد؟ اینها دهن‌کجی وزیر به قانون است. اگر فرزند دانشجوی آقای وزیر قربانی پرونده کهریزک بود، ماجرا همین می‌شد؟ چرا باید ثروت میلیاردی این وزارتخانه را به فردی سپرد که به اتهام‌های مختلف از سوءاستفاده از قدرت گرفته تا معاونت در قتل، متهم است. اواخر اسفند سال گذشته وقتی آقای مرتضوی توسط آقای شیخ‌الاسلامی در جایگاه ریاست صندوق تامین اجتماعی به کار گمارده شد با تعدادی از نمایندگان درباره این انتصاب تذکر دادیم. اما به دنبال آن مرتضوی به دفتر ما آمد و خواست تا از او حمایت کنیم. پیش از معارفه مرتضوی هم تلفنی با مرتضوی تماس گرفتم و تلاش کردم تا او را از پذیرش این سمت باز دارم که البته درخواست ما راه به جایی نبرد. آقای وزیر از این پرونده باخبر بوده و این را می‌دانسته که در جریان پرونده کهریزک که دل امام و ملت را به درد آورده یکی از اولین اقدامات عزل دادستان تهران بود. از اینها گذشته 13 ساعت جلسه حکمیت بین مرتضوی و زاکانی باز هم بی‌نتیجه ماند و در انتها به تکذیب قول شرف از سوی مرتضوی منتهی شد. بررسی تخلفات مرتضوی در پرونده دانشگاه آزاد مورد نظر آقای زاکانی بود که مدعی بود مرتضوی با دریافت منافعی از طرف آقای جاسبی از دانشگاه آزاد حمایت کرده. بعد از این آقای زاکانی در متنی که در روزنامه ایران منتشر شد اشاره‌ کوتاهی به حمایت مرتضوی از دانشگاه آزاد کرد. آقای مرتضوی در پاسخ نامه‌ای منتشر کرد که سراسر توهین و اتهام بود و وقتی آقای زاکانی پاسخ این نامه را به اشتهاردی، مدیرمسوول وقت روزنامه ایران فرستاد آقای اشتهاردی در پاسخ به زاکانی گفت که مرتضوی تهدید کرده است که اگر نامه‌ زاکانی چاپ شود روزنامه را حتی اگر در چاپخانه باشد، توقیف خواهد کرد. 27 مهر سال 91 آقای حداد به مرتضوی گفت که بهتر است استعفا دهد و بعد آقای حداد گفت که مرتضوی استعفا داده و بهتر است استیضاح پس گرفته شود. بعد از این ماجرا و پس گرفتن استیضاح در میان بهت همگان مرتضوی عهد خود را شکست، در نتیجه من مساله قول شرف را مطرح کردم اما مرتضوی گفت که من برای استعفا اعلام آمادگی کرده‌ام ولی استعفا از طرف وزیر قبول نشد. در حالی که آقای حداد به مساله قول شرف اشاره کردند، مرتضوی گفت که قول شرف نداده است. در ادامه این ماجرا به دیوان عدالت اداری شکایت برده و تاکید شد که مدیریت مرتضوی خلاف اصول 53 و 54 قانون مدیریت خدمات کشوری و ماده 17 قانون مدیریت خدمات کشوری است. به کارگیری قاضی معلق، نقض نظارت بر قضات است. رای دیوان عدالت اداری هم به نفع برکناری مرتضوی بود اما وزیر به تحقیر آن رای پرداخت. به هر شکل تلاش ما به عنوان نماینده مردم این است که چندصد میلیارد تومان از سرمایه‌های کشور از دست نااهلان دور نگه‌داشته شود.

2-
مرتضوی چوب ایستادگی خود را می‌خورد
روح الله حسینیان:می گویند انقلاب‌ها فرزندان خود را می‌خورند اما این انقلابیون هستند که فرزندان انقلاب را همراه با انقلاب می‌بلعند و در فتنه ۸۸ مرتضوی موضوع مهمی بین سه قوه شد. این موضوع امروز به اوج خود رسیده و موجب استیضاح وزیر کار شده است. مرتضوی چوب ایستادگی خود را می‌خورد. مرتضوی یکی از قضات انقلابی است و طی ۸ سال حاکمیت اصلاح‌طلبان مردانه مقابل توطئه‌گران و روزنامه‌های زنجیره‌ای ایستاد و در فتنه ۸۸ نیز مقتدرانه بدون هیچ محافظه‌کاری در مقابل اخلال‌گران ایستادگی کرد و درگیر شد. بازداشتگاه خود مسوول مستقیم دارد و قاضی و دادستان هیچ مسوولیتی در این ارتباط ندارند اما در همین مجلسی که در راس امور است به یک مسلمان ده‌ها اتهام وارد می‌سازند. چگونه نماینده مجلس قاضی را بدون اثبات جرم به ده‌ها جرم و جنایت متهم می‌کند.

منبع : جراید دوشنبه 16/11/91


امامزاده ها

در ارتباط با امامزاده های ایران سخنان موافق و مخالف بسیار گفته شده، این یکی را بخوانید از زبان برخی مقامات رسمی کشور بنقل از جراید:
رییس «کمیسیون اصل 90» مجلس خبر داد
بررسی شکایت از افزایش 7 هزارتایی امامزاده‌ها

گروه جامعه، فاطمه جمال‌پور: رییس کمیسیون اصل 90 مجلس از بررسی افزایش هفت‌هزارتایی امامزاده‌ها طی مدتی کوتاه در جلسه کمیسیون 90 خبر می‌دهد. جلسه‌ای که به دلیل حضور نیافتن وزیر ارشاد به دوهفته دیگر موکول شده است. رییس کمیسیون اصل نود مجلس به خانه ملت می‌گوید: یکی از شکایت‌ها درمورد سازمان اوقاف و امور خیریه این است که در مدت کوتاهی تعداد مقبره امامزاده‌ها در کشور از چهار هزار به ۱۱ هزار افزایش پیدا کرده و نحوه هزینه کرد درآمدهای سازمان اوقاف نیز از دیگر شکایت‌هایی است که بررسی می‌شود. جلسه چندی پیش اعضای کمیسیون اصل 90 با رییس سازمان اوقاف به نتیجه نرسید تا پای وزیر ارشاد هم به جلسه کمیسیون باز شود. اعلام افزایش مقبره‌ها به 11هزار مقبره در حالی است که معاون سازمان اوقاف چندی پیش در نشست خبری خود اعلام کرده بود هشت هزار بقعه امامزاده در ایران وجود دارد. حال آنکه در اوایل انقلاب تنها 1500 امامزاده در کشور وجود داشته است و رشد هفت برابری امامزاده‌ها در این سال‌ها تامل‌برانگیز به نظر می‌رسد.

طرح تحقیق و تفحص از سازمان اوقاف از دی‌ماه کلید خورد

نمایندگان مجلس، با انتقاد از عدم برخورد مسوولان سازمان اوقاف و امور خیریه با «امامزاده‌های بدون شجره‌نامه»، از پیگیری طرح تحقیق و تفحص از این سازمان خبر داده بودند. غلامعلی جعفرزاده‌ایمن‌آبادی، نماینده رشت، در همین ارتباط به باشگاه خبرنگاران جوان گفته است: سازمان اوقاف «هیچ برنامه‌‌ای» برای «رفع ابهامات در مورد عملکرد خود نداشته و چاره‌ای جز تحقیق و تفحص از آن وجود ندارد. این نماینده مجلس، 14 دی اعلام کرده که علی محمدی، رییس سازمان اوقاف و امور خیریه برای پاسخگویی به سوالات نمایندگان در کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات حضور پیدا کرده، اما درباره درآمدها و هزینه‌های اوقاف «جواب شفافی» به سوال‌کنندگان نداده است. این نماینده مجلس خواهان این بود که سازمان اوقاف «به صورت شفاف» جواب دهد که در ایران در ابتدای پیروزی انقلاب چند امامزاده وجود داشته و «اکنون امامزاده‌ها به چه تعداد رسیده است.» وی با ذکر اینکه امامزاده‌های فاقد شجره‌نامه «تنها برای اوقاف درآمدزایی می‌کنند و موجب وهن دین شده‌اند» اظهار داشته که سازمان اوقاف «قول داده بود امامزاده‌های فاقد شجر‌ه‌نامه را جمع کند که متاسفانه تاکنون این کار را انجام نداده است» اظهارات این نماینده مجلس در حالی است که یک کارشناس مسایل فرهنگی از وجود هشت هزار مقبره بدون مجوز در گفت‌وگو با ایلنا خبر داده است. این در حالی است که سخنگوی سازمان اوقاف می‌گوید: سالانه 300 امامزاده بعد از انقلاب در ایران کشف شده‌اند. البته سخنگوی سازمان اوقاف و امور خیریه می‌گوید، به جای لفظ کشف باید از تصحیح آمار استفاده کرد؛ چراکه این امامزاده‌ها نوظهور نیستند بلکه وجود دارند اما بقعه‌های‌شان در این چند سال کشف شده است. عدم‌رسیدگی به وضعیت بقعه‌ها و امامزاده‌های بدون شجره‌نامه حتی واکنش آیت‌الله مکارم‌شیرازی مرجع تقلید را نیز در بر داشته است. مکارم‌شیرازی تاکید کرده است که اسناد امامزادگان فاقد شجره‌نامه باید از وضعیت مبهم بودن خارج شود. وی می‌گوید: برخی از افراد با توجیهاتی از جمله اینکه ما خواب دیده‌ایم، به دنبال سوءاستفاده از احساسات مردم و امامزاده‌سازی هستند که باید مراقب اینها بود چراکه ضعیف‌شدن اعتقاد مردم را در پی دارد و جلوی اینها باید به‌شدت گرفته شود؛ مردم در این‌باره از ما نیز سوال کرده‌اند.

غلامعلی جعفرزاده‌ایمن‌آبادی نماینده رشت در مجلس در گفت‌وگو ی خود با باشگاه خبرنگاران گفته است: «درآمدهای اوقاف جزو درآمدهای دولت نیست و دیوان محاسبات بر این درآمدها نظارتی ندارد و این سازمان نیز ترازنامه شفاهی را تهیه و منتشر نمی‌کند.» حال باید دید در جلسه آینده کمیسیون 90 مجلس با وزیر فرهنگ تکلیف امامزاده‌های بدون شجره‌نامه به کجا می‌رسند؟


لینک خبر :  http://sharghdaily.ir/?News_Id=2362

میلاد پیامبر

     میلاد با سعادت حضرت محمد مصطفی ص پیامبر رحمت و امام صادق ع را به حضور همه مسلمانان و بویژه اهالی عزیز و ارجمند رواق تبریک میگویم.

      از جمله مهمترین مأ موریتهائی که پیامبر اسلام برای خود قائل بوده اند آگاه کردن و توجه دادن انسانها به مراتب اخلاقی است.بعثت لاتمم مکارم الاخلاق ،امید آنکه کوشش کنیم و بتوانیم با استفاده از آموزه های اخلاقی این مهمترین وجه وجود انسانی خود را اعتلا بخشیم. انشااله

تجدید دیدار

سلام ، سلامی چو بوی خوش آشنائی

مروری داشتم بر مطالب رواق ، انواع و اقسام ، والحق پر بار و سودمند ، حیف است رواق به این با صفائی را بدست فراموشی سپاریم و از نعمت مصاحبت و گفتگوی با یکدیگر و حتی انتقاد و جدال پسندیده ای که بعضا" رخ میداد و هیجگونه عنادی هم در پشتش نبود ، محروم باشیم.حالا که نزدیک به پایان سال است و سنت پسندیده خانه تکانی و زیبا سازی محیط زندگی را  در برنامه های خود میگنجانیم، در حق رواق نیز روا داریم ، قدم گذاریم و فرود آئیم که خانه خانه ماست.(زنگ رخصت).

روانشناسی

پنهان كردن حقيقت هميشه به ضرر شماست
6 دليل كه انسان ها دروغ مي گويند

مترجم: دكتر امير صدري
منبع: مجله سايكولوژي تودي



    تا به حال شده است که در يک صبح تا شب تعداد دروغ هايي را که مي گوييد يادداشت کنيد؟ اگر اين کار را کرده باشيد، قطعا از تعداد آنها متعجب خواهيد شد. اما چرا انسان دروغ مي گويد؟ اصلادروغگويي آن طوري که فکر مي کنيم به نفع ماست؟
    راستش را بخواهيد «اپيدمي دروغ» يکي از همه گيري هاي خطرناک است که انسان با آن درگير است. دقت کرده ايد حس مي کنيد که اين روزها دروغ گفتن همه گير شده است؟ اين اتفاق علت هاي متعددي دارد اما شايد يک نکته مهم که بايد به آن توجه کنيم اين است که شايد تعداد بالاي دروغ يکي از علت هاي بدحال بودن انسان امروز باشد. در اين مطلب به علت هاي اصلي دروغگويي مي پردازيم. اما چرا انسان دروغ مي گويد؟
    
    1- علت دروغ: خوب جلوه دادن خود
    همه انسان ها دوست دارند «خوب» به نظر برسند. در واقع انسان ذاتا دوست دارد مقبول همه باشد، براي همين است که در بسياري از مواقع به جاي راست گفتن، دروغ هاي مهربانانه اي مي گويد تا آنها حس خوبي داشته باشند يا حداقل دچار حس بدي نشوند. براي مثال وقتي پس از مدت ها با دوست تان قرار مي گذاريد تا با هم غذا بخوريد، وقتي او را مي بينيد در ذهن تان فکر مي کنيد: «خداي من! چقدر پير شده است.» اما در عوض چه به او مي گوييد؟ «خداي من، تو اصلافرق نکرده اي، چقدر جوان مانده اي.»
    در واقع اينجا دروغ گفته ايد تا به احساسات دوست تان صدمه نزنيد. اما خب کل اين ديالوگ تصنعي و غيرواقعي است. اگر رفيق خوبي باشيد بايد بدانيد چه بر سر دوست تان آمده که باعث تغيير حالت چهره و شکسته شدن صورت او شده است. شما بايد به عنوان يک دوست بدانيد چرا او اين همه شکسته شده و در صورت امکان به او کمک کنيد. اگر صحبت را با دروغ شروع کنيد شايد هيچ گاه نتوانيد به او نزديک شويد تا دوستش باشيد. به اين فکر کنيد که دوست تان از شما ناراحت نخواهد شد اگر واقعيت را به زبان آوريد. در عوض اين احساس در او ايجاد مي شود که مي تواند به عنوان يک دوست با شما درددل کند.
    
    2-علت دروغ: ترس از ديگران
    خيلي از ما مي ترسيم که افکار و عقايد واقعي مان را بيان کنيم، چرا؟ به يک دليل ساده: ما از واکنش ها و برخوردهاي ديگران مي ترسيم. براي مثال دوست شما، شما را به شام دعوت مي کند، همراه او به يک رستوران مي رويد که انتخاب اوست، اما مساله اين است که شما اصلاغذاهاي آن رستوران را دوست نداريد ولي اين موضوع را از او پنهان و تظاهر مي کنيد که همه چيز خوب است. اما اگر رابطه تان با اين دوست پيشرفت کند و حتي اگر با او ازدواج کنيد، مجبوريد بسياري از چيزهايي را که دوست نداريد، بپذيريد و در مقابل آنها واکنش نشان ندهيد. فقط به اين دليل ساده که از اين مي ترسيد که او از شما ناراحت شود. اگر از همان اول با او مطرح کنيد که غذاهاي آن رستوران را دوست نداريد و مسايلي از اين دست يک رابطه مناسب را با او شروع کرده ايد که در آن نيازي به دروغ گفتن و نقش بازي کردن نيست.
    
    3- علت دروغ: پنهان کردن
    معمولااين نوع دروغ ها براي پنهان کردن چيزي گفته مي شود. اين دروغ ها قرار است مانع از به مشکل خوردن و گير افتادن شما در يک وضعيت سخت باشد. معمولااين نوع دروغ ها اين گونه شروع مي شود «ببخشيد، معذرت مي خواهم»... و سپس چيزي گفته مي شود که اغلب يک بهانه يا يک عذر است. معمولاجوان ترها در اين نوع دروغ گفتن تبحر بيشتري دارند. مثلاوقتي براي يک قرار کاري دير مي رسند، مي گويند: «ببخشيد که دير رسيدم، ترافيک وحشتناک بود.» يا مثلامي گويند: «ببخشيد که دير آمدم، فرزندم مريض بود و کسي را پيدا نکردم که مواظب او باشد.»
    اما دليل واقعي تاخير چيست؟ دير بيدار شدن از خواب يا دير راه افتادن يا نداشتن برنامه ريزي و...
    اين دروغ ها برخلاف ظاهر نجات بخش خود هميشه مشکل زا هستند زيرا در صورت ادامه يافتن فرد را دچار مشکل مي کنند و اعتماد ديگران به او را سلب مي کنند. در ضمن بيشتر اين دروغ ها آشکار مي شوند و فرد گوينده را خجالت زده مي کنند. شايد اين نوع از دروغ ها معتادکننده ترين نوع دروغ ها باشد. همه ما انسان هايي را مي شناسيم که طي روز بارها و بارها دروغ مي گويند و خيلي از دروغ هايشان بي دليل است.
    
    4-علت دروغ گفتن: وقتي راست را نمي گوييم
    زماني که واقعيت را پنهان مي کنيد در واقع داريد دروغ مي گوييد. خيلي ها مي پندارند که نگفتن واقعيت با دروغ گفتن فرق دارد و اصلاعمل زشتي محسوب نمي شود، اما واقعيت اين است که اين هم يکي از انواع دروغ گفتن است. براي مثال دوستي داريد که رفتار و گفتار او را دوست نداريد. اکثر افراد در اين مواقع هيچ اشاره اي به مشکل طرف مقابل خود نمي کنند و صرفا سعي مي کنند از او فاصله بگيرند و رابطه شان را با او کم و کمتر کنند. اما به اين فکر کنيد که يک بار به دوست تان بگوييد: «من از اين رفتار تو يا از آن حرف تو خوشم نيامد.» با اين رفتار يا رابطه شما بهبود مي يابد و مشکلات حل مي شود يا اينکه به طور قطع رابطه تان تمام مي شود. اگر اين مشکل حل شود، شما بيشتر از قبل به دوست تان نزديک شده و ارتباط مناسب تري پيدا خواهيد کرد. زماني که هميشه سعي کنيد پنهانکار باشيد و علايق و افکار خودتان را سانسور کنيد در ارتباط با ديگران دچار مشکل خواهيد شد. حتي اگر طرد نشويد هم کيفيت روابط شما با ديگران افت خواهد کرد.
    
    5-علت دروغ گفتن: پنهان کردن رازها
    خيلي از انسان ها در مقطعي از زندگي خود دروغ هاي بزرگي گفته اند که بعدا به «راز» آنها بدل شده است و اين گونه رازها آرام آرام آنها را از درون مي خورد، اما خب هميشه هم از فاش شدن اين رازها و گفتن حقيقت مي ترسند. اين افراد با دروغ زندگي و سعي مي کنند خودشان را متقاعد کنند که دروغ هاي آنها مساله مهمي نيست و بايد آنها را فراموش کرد.
    فرض کنيد با يکي از دوستان خودتان شريک شده ايد، اما در يک تجارت سود بيشتري براي خودتان برمي داريد و واقعيت را به دوست تان نمي گوييد، بعد هم سعي مي کنيد همه چيز مثل قبل باشد اما آيا اين امکان پذير است؟ شايد فکر کنيد وقتي کس ديگري راز شما را نداند مشکلي نخواهيد داشت اما اين واقعيت نيست چراکه ديگر نمي توانيد رابطه قبلي تان را با دوست و شريک تان داشته باشيد. قطعا احساس عذاب وجدان و گناهکاري خواهيد داشت و اين حس بد روي رابطه شما سايه خواهد انداخت. شايد سعي کنيد تظاهر کنيد و نشان دهيد که همه چيز خوب است اما دير يا زود سايه شک و ترديد و احساس دروني شما خودش را نشان خواهد داد. هر انساني وقتي رازي را پنهان کند و احساس عذاب وجدان داشته باشد زندگي خوبي نخواهد داشت.
    
    6-علت دروغ گفتن: نداشتن صداقت با خود
    اکثر انسان ها در طول زندگي خود نظريه ها و تئوري هاي منفي مي سازند که در واقع بر اثر يک دروغ، يا يک ايده نادرست يا براساس يک پنهانکاري شکل گرفته اند اما آرام آرام اين تئوري هاي منفي و نادرست را به عنوان واقعيت و حقيقت معتبر باور مي کنند. براي مثال حتما افرادي را ديده ايد که هر بار رژيم غذايي مي گيرند پس از مدتي احساس مي کنند که مشکل دارند و نمي توانند رژيم غذايي را ادامه دهند بعد آرام آرام به خود مي گويند که نمي توانند رژيم بگيرند، آرام آرام هم اين باور را قبول مي کنند و حتي به اين يقين مي رسند که پزشکان رژيم غذايي را براي آنها ممنوع کرده اند و...
    اما اين واقعيت نيست. اين تنها بهانه اي است که ضعف هاي خود را بپوشانيم و دروغ هايي است که در مورد خودمان به خودمان مي گوييم. اين دروغ ها ما را ضعيف، پنهانکار، محافظه کار و ترسو مي کند و مانع از تغيير و تحول و رشد و پيشرفت در زندگي ما مي شود.
    
    
 روزنامه شرق ، شماره 1630 به تاريخ 29/6/91، صفحه 10 (روان شناسي)

از روزنامه ها

هم هدیه دادن خوب است  و هم هدیه گرفتن,این مطلب را بخوانید:ا .

 

عراق از «وزارت نيرو» هديه گرفت نيروگاه رايگان برق
    
مهر: همزمان با معوق ماندن بدهي هاي چند هزار ميليارد توماني برقي وزارت نيرو به سازندگان و پيمانكاران ايراني، وزارت نيرو ساخت يك نيروگاه برق سيكل تركيبي را به صورت رايگان در عراق آغاز كرد. در حال حاضر حجم بدهي هاي وزارت نيرو به پيمانكاران و سازندگان بخش خصوصي از مرز پنج هزار ميليارد تومان گذشته است. در اين ميان، به منظور تكميل و راه اندازي طرح هاي مهر ماندگار دولت فقط در صنعت برق و نيروگاه سازي به بيش از پنج هزار ميليارد تومان منابع مالي و اعتباري نياز است. در شرايط فعلي تامين منابع مالي و اعتباري طرح هاي برقي براي مسوولان وزارت نيرو به منظور جلوگيري از خاموشي هاي گسترده در سطح شبكه برق در سال هاي پيش رو از نان شب واجب تر است. با اين وجود اخيرا مسوولان وزارت نيرو ساخت و تكميل نيروگاه هاي برقآبي، حرارتي و حتي تاسيسات برقي رايگان را در كشورهاي همسايه همچون پاكستان، تاجيكستان و عراق آغاز كرده اند. در ادامه اين سياست چند روز گذشته ساخت يك نيروگاه جديد برق سيكل تركيبي با ظرفيت توليد 500 مگاوات برق در منطقه الحيدريه نجف آغاز شده است كه هزينه ساخت اين واحد نيروگاهي بيش از 400 ميليارد تومان برآورد مي شود. عبدالحميد فرزام بهبودي با يادآوري اينكه ساخت نيروگاه برق الحيدريه نجف هديه اي از طرف ملت ايران به كشور عراق است، بيان كرد: ايران يك واحد 162 مگاواتي از اين نيروگاه را به زايران و اهالي استان هاي كربلاو نجف اهدا مي كند)منبع:شرق 1/5/91.

و هم ادعای غرامت کردن :ا


درخواست دريافت غرامت
    
خبر آنلاين نوشت: عاليه نصيف، از نمايندگان فهرست عراق آزاد از دولت خواست تا از ايران از تاريخ ارايه درخواست عراق به سازمان ملل براي توقف جنگ در سال 1982، غرامت دريافت كند. وي در گفت وگويي مدعي شد: عراق در آن زمان درخواست توقف جنگ را مطرح كرد اما ايران جنگ را تا سال 1988 ادامه داد ..منبع:شرق همان تاریخ


خلاصه اینکه همه چیز خوب است شب بخیر.

آب جوش ، آب سرد ، انجماد

برای آدمهای کنجکاو، محقق ، دوستدار جایزه ،دانشجو فارغ التحصیل ،فیزیک ،شیمی ، ادبیات، پشت کنکوری، شاغل ، بیکار ، خانه دار ،مصمم ، مردد و  بقیه آدمها:


·  رقابت آب سرد و آب جوش براي انجماد

·  جايزه هزاردلاري براي معماي تاريخي


· 
انجمن سلطنتي شيمي انگلستان براي كشف دليل انجماد سريع‌تر آب داغ نسبت به آب سرد، جايزه‌اي هزاردلاري تعيين كرده است. گفته مي‌شود انديشمنداني همچون «ارسطو» نيز نتواسته‌اند به درستي پاسخي براي اين پرسش بيابند. پيش از اين «فرانسيسن بيكن» و «رنه دكارت» نتوانسته بودند پاسخي براي اين مساله علمي كه «اثر امپمبا» (Mpemba effect) نام دارد، بيابند. پرسش اصلي اين است كه «آب گرم» زودتر يخ مي‌زند يا «آب سرد»؟ البته در نگاه اول جواب بديهي به نظر مي‌رسد. آب سرد زودتر يخ مي‌زند و اين جواب آنقدر بديهي است كه به نظر مي‌رسد حتي براي اثبات درستي آن، نيازي به استدلال نباشد. هر چند در حالت كلي اين پاسخ صحيح است اما بايد تاكيد كرد موارد خاصي هم پيش مي‌آيد كه آب گرم زودتر يخ مي‌زند. اكنون پرسش اين است كه در اين موارد خاص چرا آب گرم زودتر يخ مي‌زند؟ جالب آنكه اين مساله تاريخ شگفت‌انگيزي نيز دارد. نخستين بار «ارسطو»
۳۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح متوجه اين پديده شد. دانشمندان قرون وسطا، زماني كه مي‌خواستند تئوري گرما را تبيين كنند، متوجه اين پديده شدند. در سال ۱۴۶۱، فيزيكداني به نام «جيوواني مارلياني»، چهار اونس آب حرارت‌ديده و آب معمولي را بيرون گذاشت تا يخ بزند و در كمال تعجب مشاهده كرد كه آب گرم‌تر، زودتر يخ بسته است اما نتوانست توجيهي براي اين مشاهده خود پيدا كند. اما اين مساله از سال 1968 به اين نام جديد معروف شد. در اين سال يك دانش‌آموز تانزانيايي به نام «امپمبا» اين سوال را از استاداني كه از مدرسه وي ديدن مي‌كردند، پرسيد.
زماني يك استاد فيزيك به نام دكتر «آزبورن» از دبيرستان «امپمبا» بازديد كرد، «امپمبا» از فرصت استفاده كرد و از دكتر «آزبورن» در مورد اين پديده پرسيد. «آزبورن» به «امپمبا» قول داد، اين مورد را بررسي كند. وي بعدها از يك تكنيسين آزمايشگاه خواست كه اين پديده را امتحان كند، او هم به همان نتيجه «امپمبا» رسيد. سرانجام در سال
۱۹۶۹، مشاهدات «امپمبا» و دكتر «آزبورن» به چاپ رسيد و پديده زودتر يخ زدن آب گرم، به «اثر امپمبا»، نام گرفت. به گفته «برايان امسلي»، مدير روابط عمومي انجمن سلطنتي شيمي، برنده جايزه‌هزار دلاري بايد با استفاده از تفكر خلاق يك مورد قانع‌كننده پيدا كند. گفته مي‌شود بسياري از اثرهاي استاندارد فيزيك با اين پديده مطابقت دارد، اگرچه هيچ كدام به عنوان دليل اختصاصي به اثبات نرسيده است. نظرياتي بر پايه تبخير، همرفت و سرماي زير نقطه انجماد مطرح شده اما تاكنون پاسخي كامل براي اين سوال پيدا نشده است. شركت‌كنندگان تا 30 ژوييه زمان دارند پاسخ‌هاي خود را ارسال كنند.

منبع:روزنامه شرق

سخن دین مقاله گفتگو 9

صرف داشتن عقل نیست که موجب تمایز انسان و حیوان باشد، همه آدمها دارای عقل هستند اما همه از این موهبت الهی استفاده نمیکنند ، یا آموزش ندیده اند که استفاده کنند و در حقیقت گنج گرانبهائی دارند که رهایش کرده و خود را از فوائد آن محروم ساخته اند، این قشر هر گز به درجات بالای عقلانیت که در اثر تمرین و ممارست و بهره برداری ازعقل حاصل میشود، نائل نمیگردند.

     آنچه مهم است استفاده از عقل است نه صرف داشتن عقل و دلخوش بودن به اینکه چون دارای عقل هستیم، اشرف مخلوقاتیم . درقرآن کریم از واژه " عقل " حتی یکبار هم استفاده نشده ، اما افعالی که از این واژه مشتق گردیده به کرات(حدود 50 بار) مورد استفاده قرار گرفته است ، چیزی که تمایز انسان را با حیوان به عینیت میرساند جنبه های عملی و کاربردی و اجرائی عقل است که بصورت واژه هائی مانند "یعقلون  ـ تعقلون "  خطاب به انسانها بیان گردیده و در نقطه مقابل کسانیکه مشمول "لایعقلون  و لا  تعقلون " شده اند به بدترین صفات ( کر و لال ، البته نه در معنی جسمانی ) نیز موصوف شده اند و مرتبت آنان بعنوان بدترین حیوانات قلمداد گردیده است " این شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لایعقلون (انفال22.

    گوهر عقل از بدو تولد با انسان است ، اگر ظهور عینی ندارد ، نقصان آن نیست که اقتضای وضعیت کودک است ، کودک به مرحله ای نرسیده که بتواند از آن بهره گیرد  بتدریج که مراحل تکاملی جسمی را سپری میسازد استدراکات عقلانی نیز بروز و ظهور  مییابد، وقتی به درجه تمیز رسید نشانه های عقلانیت نیز ظاهر میگردد و هر چه در این وادی قدم گذارد (آموزش ببیند ) شور و شوق استفاده از عقلانیت بیشتر و بیشتر میگردد و به درجات بالاتر( عقلانیت) میرسد و پس از آن است که مخیر به انتخاب در زندگی میگردد و آماده برای قبول مسئولیت و انتخاب دین و برخورداری از حقوق فردی و دینی میگردد.

     عقل بنابر نقل از معصوم حجت باطنی انسان است و پیامبران حجت ظاهری هستند، چه بسا انسانهائیکه امکان شناخت پیامبران را نیابند اما از حجت باطنی هرگز محروم نخواهند بود ، بنابر این میتوان گفت اگر ارسال پیامبران برای هدایت بشر لطف خداوند است ، اعطای عقل به انسانها لطف بزرگتر خداوند است.

     در آیه دیگر ( وقالوا لو کنا نسمع اونعقل ما کنا فی اصحب السعیر(ملک 10) انسانهای گنهکار میگویند اگر گوش فرا داده بودیم و تعقل کرده بودیم هم اینک در آتش نبودیم.

    در رابطه عقل و دین:

    کسانیکه با تعقل وارد دین و دینداری میشوند ، گرایش و توجه شان به سرچشمه های پاک و ناب دینی است که از متن معارف مایه میگیرد و کمتر به حواشی گرفتار میگردند،اما آنهائیکه بدون تعقل و تفکر و علم و آگاهی به این وادی قدم میگذارند ، آنقدر گرفتار حاشیه ها و آداب و رسوم  میشوند که گرایشی به متن دین و معارف اصیل پیدا نمیکنند و متأسفانه همانرا دین میپندارند.

    این مقال ادامه خواهد یافت اما بهتر است قبل از ورود نکاتی در خصوص عالمان دینی و روحانیون بیان گردد.

      کماکان از صاحب نظران عضو رواق انتظار همراهی اعم از نقد یا نظر دارم.

نقل از جراید

دغدغه‌هاي مردم و آخرين جاي اميدواري 
برای کسانیکه دغدغه ندارند:
نويسنده : محمدحسين روانبخش(روزنامه مردمسالاری)31/3/91

مذاکرات هسته‌اي ايران و 1+5 اگر چه موضوع بسيار مهمي است و تاثير موثري در وضعيت کشور دارد اما اگر به افکار عمومي مراجعه کنيم، مشخص است که با وجود پيگيري اخبار اين مذاکرات توسط مردم،آنچه تاثير رواني بيشتري بر زندگي مردم دارد، وضعيت نامناسب اقتصادي است که سال‌هاست آنها را به خود درگير کرده است و به اين باور رسانده که بيشتر از آن که متاثر از مناسبات بين‌المللي و فشارهاي غرب و ... باشد، سوءمديريت‌ها و ناکارآمدي طرحهاي دولتي است که به دليل اصرار دولت بر آنها، سالهاست که بيش‌از‌پيش زندگي مردم را دچار مشکل کرده و تورم و گراني روزافزون بوجود آورده است. اين موضوع را وقتي در مقابل اخباري که از دادگاههاي اختلاس 3 هزار ميلياردي و بيمه به گوش مي‌رسد جمع کنيم، معلوم مي‌شود که دغدغه‌هاي مردم چقدر افزايش يافته و توقع آنها در برخورد با کساني که مسبب چنين وضعيتي شده اند، چقدر بالا رفته است.

با اين همه اگر مسئولان با مردم ابراز همدردي کنند يا بابت وضعيتي که فراهم آورده اند، از عموم مردم عذرخواهي کنند، مي‌تواند آبي باشد که بر آتش نابساماني‌ها پاشيده مي‌شود اما با کمال تاسف، مدتهاست که نه تنها چنين نمي‌شود بلکه سخنهايي گفته مي‌شود که مصداق نمک ريختن بر زخم مردم است . ماه‌هاست که گراني چنان مي‌تازد که حتي آمارهاي تعديل شده و اصلاح شده هم نمي‌تواند واقعيت را کتمان کند و روز به روز بر تورم اعلامي رسمي افزوده مي‌شود . در اين حالت اما وضعيتي که مردم با گوشت و پوست خود احساس مي‌کنند، خيلي بدتر از نرخ تورم است و انتقال اين گرفتاري‌ها به مراجع تقليد، باعث شده که در ماههاي اخير، هشدارهاي بسياري از سوي آنها درباره وضعيت اقتصادي مردم داده شود و از مسئولان خواسته مي‌شود که فکري براي آن بکنند . با کمال تعجب نحوه مواجهه مسئولان دولتي با اين هشدارهاي بحق چيست ؟ روزنامه دولتي ايران بارها در ماه‌هاي اخير تيتر اول خود را به اخبار ارزاني اختصاص داده که در بهترين حالت فقط مي‌تواند شوخي فرض شود. ده روز پيش محمدرضا رحيمي‌معاون اول احمدي نژاد با تأکيد بر اينکه وضع اقتصادي کشور خوب است، اظهار داشت: «وضع مردم هم خوب است اما مشکل هم داريم ولي بايد دانست نابرده رنج گنج ميسر نمي‌شود»و پريروز محمود احمدي نژاد جديدترين نظريه اقتصادي خود را ارائه داد و گفت : « موضوع مهم قدرت خريد مردم است نه سطح قيمت‌ها؛ تمامي آمارهاي رسمي نشان مي‌دهد كه قدرت خريد و سطح رفاه مردم در حال افزايش است؛ البته قطعاً مشكلاتي هم در اين مسير وجود دارد اما به فضل الهي بر همه آنها غلبه مي‌كنيم.»

اين گونه گفتارها نه تنها نوعي انکار گراني‌هاي فلج‌کننده است بلکه نشان بي اعتنايي به دغدغه‌هاي مراجعي است که بارها و بارها نسبت به اين وضعيت نگران‌کننده هشدار داده‌اند . راستي مگر مي‌شود با ارجاع دادن به آمارهايي مجهول، اين گونه مشکلي را که عموم مردم را درگير کرده و همه دلسوزان را حساس کرده، انکار کرد و مشکل را حل شده دانست؟ ادامه چنين رفتاري مطمئنا مشکلات را بيشتر از پيش افزايش خواهد داد و بر همين اساس است که بايد گفت آنچه براي مردم بسيار بيشتر از مذاکرات هسته اي اهميت دارد، چنين رفتارهايي است که نشان‌دهنده عزم دولت براي ادامه روندي است که در پيش گرفته و باعث شده در اين سالها، اين طور کشور گرفتار بحرانهاي لاينحل اقتصادي شود.

توجه دادن دولت و دولتمردان به هشدارهاي مراجع مي‌تواند آخرين اميدواري براي اصلاح رفتار و روش در پيش گرفته باشد و باز هم بايد ابراز اميدواري کنيم که دولتي که با شعار اصولگرايي روي کار آمد، لااقل به سخنان مراجع تقليد توجه کند.


اگر خسته نشده اید اینرا هم بخوانید:(در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

سخن دین ، مقاله گفتگو 8

در ادامه مطالب نوبت میرسد به مبحث عقل:

انسان اشرف مخلوقات است بدین معنی که در بین موجودات زنده عالم هستی ازمرتبه ای برتر و عالیتر برخوردار میباشد ، این مقام و مرتبه نه از باب برتری جسمانی و تمایزات ظاهری است ، چرا که  بسیاری از موجودات ذیحیات از این جهات از انسان بالاتر و توانمند ترند، مانند پرواز ، سرعت در جابجائی ، نیروی جسمانی ، قدرت بینائی ، چشائی و بویائی و برخی جنبه های دیگر،بلکه وجه ممیّز انسان از سایر موجودات عقل اوست ، انسان تنها موجودی است که دارای عقل است واز کاربرد عقلانیّت بهره مند میباشد، موجودات دیگر، از این موهبت برخوردار نیستند، و بدین لحاظ است که مقام و منزلت اشرف مخلوقات را ازخالق هستی دریافت نموده است.

کلام خداوند است که لقد کرّمنا بنى آدم . . . و فضّلناهم على کثیر ممّن خلقنا تفضیلا [اسراء / ۷۰] ; ما بنى آدم را کرامت‏ بخشیده ایم . . . و بر بسیارى از آفریده‏ هایمان برترى داده‏ ایم 

نقل است از امام علی ع که الانسان بعقله ... انسان به سبب عقلش انسان است  یا :

عقل راه رسیدن به خدا و دین است ..یا

با عقول شناخت خدا محکم و پایدار میشود

و در عبارت و اشارتی دیگر .... که عقل را حجت باطن معرفی میفرمایند . یا :

 در قرآن بالغ بر پنجاه مورد به تعقّل و عقلانیّت اشارت رفته ،

 وهزاران دلیل دیگر که وجه تمایز انسان باسایر موجودات عقل است ،و بهمین سبب:

رسدآدمی بجائیکه بجز خدا نبیند/بنگر که تا چه حّد است مقام آدمیّت 

و بهر مرتبه و مقامی هم که میرسد اعم از علمی و هنری و دینی و غیره .. همه بر شالوده عقل استوار است ، و به تعبیر دیگر هر پیشرفتی که در حوزه های مختلف نصیب انسان و جوامع انسانی شده ریشه در عقلانیت دارد.

در این باب سخن بسیاراست و توجه و تدبّر در این موضوع به باور من پنجره های وسیعی به جهان روشنائی خواهد گشود ،و در خواهیم یافت که از این موهبت الهی چقدر استفاده کرده  یا از آن غافل مانده ایم .

    از همه اعضا محترم عضو رواق و بویژه دانشجویان و دانش پژوهان ارجمند انتظار و تقاضا دارم به تناسب فرصت زمانی و امکاناتیکه در اختیار دارند در شاخه های مختلف ، مثلا" دیدگاه قرآن در باره عقل ، یا عقل در نهج البلاغه ، یا نظریات علما و دانشمندان وهر مرجع دیگری که صلاح میدانند ، مطلبی تهیه و درج نموده و بهره مندمان گردانند ، بعد از آن، موضوع گفتگو "تفکر " خواهد بود.  

یاران رئیس جمهور

برای کسانیکه علاقمند به اخبار مربوط به رئیس جمهور هستند:

جملات زیر بخشی از سخنان آقای رئیس جمهور است ، کل مطلب را در "ادامه مطلب " بخوانید:


سختي‌ها نبايد مانع از حركت ما در جهت تحقق عدالت بشود.
اميرالمومنين اسطوره خداپرستي و عدالت‌طلبي است. عدالت سرفصل و قله آرمان همه انبيا است. عدالت تضمين امنيت و گره خوردن دل‌هاست. محور جامعه علوي عدالت است.
همان‌طور كه عدالت رمز و مفتاح كمال بشري است، بي‌عدالتي و تبعيض كليد مفاسد است و اثبات اين امر نيازمند دليل نيست. تمام تاريخ بشر و وضع موجود عالم بر اين واقعيت گواهي مي‌دهد.
افرادي هستند كه اجراي عدالت را تا حدي دوام مي‌آورند و تا زماني كه براي ديگران اجرا شود، تشويق و حمايت مي‌كنند و نداي عدالت‌خواهي سر مي‌دهند، اما به محض اينكه نوبت خودشان مي‌شود، فرياد مخالفت سر مي‌دهند و در مقابل اجراي عدالت مي‌ايستند. اين ويژگي است كه اجراي عدالت را به سنگين‌ترين عقبه تحقق جامعه آرماني تبديل مي‌كند.

ادامه نوشته

نگاهی به جراید

برخی بر این باورند که تعدادی از کشورهای همسایه ایران بدشان هم نمی آید ما رابطه خوبی با سایر کشور های جهان نداشته باشیم و بعضا" از این آب گل آلود ماهیهای درشتی هم نصیبشان میشود.

مطلب زیر را بخوانید:

مسكوي سياسي مسكوي اقتصادي· 

وقتي صحبت از مذاكرات ايران با گروه 1+5 به ميان مي‌آيد، غالب نقدها و تحليل‌ها رويكرد سياسي دارند و عموم نظرات از سوي تحليلگران و كارشناسان سياسي صادر مي‌شوند. اما اگر عينك سياست را از چشم برداريم و به روند مذاكرات در چند سال گذشته همراه با اقدامات به‌عمل‌آمده از سوي تحريم‌كنندگان و واكنش‌هاي كشورهاي رقيب ايران در منطقه نگاهي عميق‌تر بيندازيم، درمي‌يابيم كه به جهت روزافزوني انتفاع اقتصادي رقباي ما در منطقه از تحريم و تضعيف اقتصادي ايران و فرصت‌طلبي هوشمندانه برخي كشورهاي گروه 1+5 و كشورهايي كه با لبخندهاي دوستانه به دو طرف در نقش ميانجي در اين چند سال از اين آب گل‌آلود سياست، صيد اقتصاد كرده‌اند، مذاكرات صرفا پوسته سياسي خود را حفظ كرده و ميوه اقتصادي آن هر روز براي رقباي ما شيرين‌تر و رسيده‌تر شده است.
دريافتن اين موضوع كار ساده‌اي است كه كشورهاي نفت‌خيز منطقه در شمال و جنوب مرزهاي ما در چند سال گذشته با رويگرداني سرمايه‌گذاران نفتي از فرصت‌هاي بي‌بديل سرمايه‌گذاري در نفت و گاز ايران بهره فراوان جسته‌اند و ضمن افزايش توان و ميزان توليد نفت و گاز خود، روي موج صعود قيمت‌ها كه بخش مهمي از آن ناشي از نگراني بازار از تنش‌هاي سياسي جهان با ايران بود، سوار شده‌اند و ذخاير ارزي خود را فربه و رفاه اقتصادي را از آن شهروندان خود كرده‌اند. همچنين كشورهايي نظير چين، تركيه، برزيل و برخي از كشورهاي آمريكاي لاتين و آسياي جنوب شرقي از تنگناي اقتصادي ايران براي تقويت اقتصاد ملي خود و نيز جايگاه خود در نقشه اقتصاد جهاني استفاده‌هاي فراوان كرده‌اند. بديهي است كه چنين كشورهايي هرگاه دست به مقايسه منافع مترتب به خود از ناحيه انزواي اقتصادي ايران با تهديدهاي محتمل از دستيابي ايران به فناوري هسته‌اي بزنند، قطعا منافع را بيشتر و بااهميت‌تر از تهديدها مي‌يابند و به همين دليل است كه آشكار و پنهان براي به تاخير انداختن توافق بين ايران و كشورهاي 1+5 در تلاش‌اند. در چنين شرايطي، مذاكره‌كنندگان ما بايد به اين نكته توجه جدي مبذول كنند كه اهميت رويارويي اقتصادي كشورهاي رقيب با ايران از اهميت سياسي آن پيشي گرفته است، بنابراين نبايد كماكان منافع اقتصادي را هزينه مذاكرات سياسي كنند. به‌ياد داشته باشيم كه با يك اقتصاد كم‌رونق نمي‌توان در زمينه‌هاي سياسي، فرهنگي، فناوري و امنيتي رشد مناسب و پايدار داشت. پس روش درست اين است كه در مسكو عينك اقتصاد را هم به چشم بزنيم و از پشت آن برق چشمان رقباي واقعي خود را بهتر ببينيم و در ترسيم استراتژي مذاكرات از اين نكته محوري غافل نباشيم.
پدرام سلطانی - نايب‌رييس اتاق ايران

نگاهی به جراید

باز هم گفته های تازه از جناب رئیس جمهور

آقای رئیس جمهور واقعا" استعداد شگرفی در بیان حرفها و ایده های تازه دارد که شنیدنی و خواندنی است.قبلا"نیز برخی را برای خوانندگان عزیز رواق از نشریات کشور نقل نموده ایم و جالب است که بدانید در هیچکدام ، حرفهای تکراری نبوده یا اگر هم بوده بسیار اندک بوده است. بهر  حال مرور بیانات و آگاهی از دیدگاهها و نظریات صاحب منصبان برای علاقمندان میتواند مفید باشد . یکی از این مطالب را در ادامه مطلب اگر مایل بودید مطالعه نمائید.

ادامه نوشته

میلاد مبارک علی علیه السلام

میلاد مسعود امیر مومنان علی علیه السلام برای اهالی عزیز و ارجمند رواق مبارک باد .

امید آنکه بتوانیم از دریای فضائل آن امام راستین ، با همت اهل فن بیش از پیش بهره مند گردیم.

آب دریا را اگر نتوان کشید       هم بقدر تشنگی باید چشید

از هنرمندان رواق درخواست همراهی برای آذین این مطلب یا کارهنری جشنی جداگانه بمناسبت این میلاد مبارک دارم. شعری هم در ادامه مطلب درج است.و نوشته ای از جناب فاضل میبدی که مثل همیشه مطالب ارزنده ای در باره ائمه در جراید از وی منتشر میگردد.

ادامه نوشته

سخن دین - مقاله گفتگو- 7

( این مطالب را که بنظر میرسد ادامه یابد اینجانب شماره گذاری نموده تا هم ارتباط لازم بینشان برقرار گردد و هم در صورت لزوم استناد به آنها سهل تر باشد ، بنابر این پیشنهاد میکنم کسانیکه در قالب مطلب مقالاتی را درج مینمایند ، در صورتیکه مرتبط با این سری مطالب باشد در عنوان مطلب شماره گذاری نمایند).


همانگونه که ذیل مطلب 6 گفته شد قبل از ادامه مطلب باید به چند سئوال پاسخ داده شود.

این سئوالات در مطلب شماره 5  توسط علیرضا مطرح شده اند:

"آیا یک انسان بیسواد نمیتواند به وجود خدا ایمان قلبی داشته باشد؟به اصول دین ایمان داشته باشد؟ایمان قلبی و عمیق؟ و یا آیا ممکن نیست که یک انسان تحصیلکرده به وجود خدا بی ایمان باشد؟ ".

سئوالات مذکور را میتوان بشرح زیر دسته بندی کرد:

1-ایمان قلبی به وجود خدا

2-ایمان به اصول دین

3- ایمان انسان تحصیلکرده به خدا

الف ایمان به خدا ، اعتقاد به خدا ،باور به وجود خدا،و به هر عبارت دیگری هم که گفته شود، امری است فطری، مرتبط است با فطرت انسان  و در ذات وجود او تعبیه گردیده ، اینطور نیست که فقط انسان عالم، خداشناس است و دیگری نیست . ایمان بخدا و خداشناسی در فطرت انسان است و تمایزات اشخاص بر آن غالب نمیباشد. (در بخش ادامه مطلب توضیحات بیشتر را مطالعه نمائید)،و متفاوت است با دینداری ، خداشناسی و پرستش خدا لزوما به معنی دینداری نیست . چه بسیار انسانهائیکه(همه انسانها) خدا جویند اما دیندار نیستند، شاید بتوان گفت هر دینداری لزوما خداپرست است ، اما نمیتوان گفت انسان خداجوی خدا پرست، دیندارهم هست.

ب آنچه نیازمند کسب علم است ، اعتقاد به اصول دین و به تبع آن دینداری است و متمایز است با خداجوئی و خداپرستی و خداشناسی، انسان بیسوادی که سرو کاری با علم و تعقل و تفکر ندارد اگرچه بنابر فطرت انسانی خویش، خدا جوی است اما نمیتوان اورا دیندار تلقی کرد چرا که اعتقاداتی هم اگر داشته باشد بر شالوده تحقیق ، که ضرورت دینداریست، بنا نشده است.

ادامه نوشته

نگاهی به جراید

حجاب مانند كادو بايد مقابل صاحبش باز شود
قدس آنلاين به نقل از دانشجو نوشت: «حجت الاسلام نقويان» در جمع استادان دانشگاه علوم پزشكي مشهد با تاكيد بر مساله حجاب و عفاف زنان در جامعه گفته: كادو در مقابل صاحب آن باز مي شود و حجاب نيز مانند كادو است كه نبايد در مقابل نامحرم قرار گيرد و باز شود. امروز به بهانه اينكه زن به عنوان نيمي از جامعه حق تحصيل دارد، وي را از خانه بيرون مي آورند. من با تحصيل و شغل زنان مخالف نيستم؛ اما رياضيدانان اين مساله را حل كنند؛ كه چرا امروز يك دختر براي به دست آوردن مدرك ليسانس كيلومترها با خانه خود فاصله دارد؛ چراكه اين امر باعث به وجود آمدن مشكلات زيادي براي اين دختر مي شود. 


انتقاد «عباسپور» از اقدامات فراقانوني دولت
اعتدال: «علي عباسپورتهراني فرد» رييس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس با انتقاد از اقدامات اقتصادي دولت گفت: دولت با اين اوضاع اقتصادي كه ايجاد كرده مي خواهد زمين سوخته تحويل دولت آينده دهد تا دولت بعدي اصلانتواند قد علم كند. عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس خاطرنشان كرد: طرح ها و اقدامات دولت در اين يك سال و اندي باقي مانده، نشان از اين دارد كه دولت قصد دارد با يك سري حركت ها و مانورهاي عامه پسندانه پول زيادي را تحت عناوين مختلف و از جمله با هدفمندي يارانه ها به مردم بدهد، تا تمام منابع كشور وارد سيستم پولي شود؛ اين حركات دولت نبايد بيش از اين ادامه پيدا كند، همين الان نيز دولت پول هايي را كه به نام هدفمندي يارانه ها در اختيار مردم گذاشته و به حساب آنها واريز كرده است، غيرقانوني است و مجلس نيز اين حركت غيرقانوني را محكوم كرده است. عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي ادامه داد: متاسفانه دولت اين حركات را خارج از چارچوب هاي قانوني انجام مي دهد؛ دولت بايد كلان منافع ملي را در نظر بگيرد، اما به نظر مي آيد كه اين دولت منافع ملي را فراموش كرده است و تنها به فكر منافع حزب خاص خود و جريان انحرافي است و اين شايسته كشور جمهوري اسلامي نيست. نماينده تهران در خاتمه گفت: بر اين باورم كه سال آخر دولت دهم، سالي پرالتهاب خواهد بود و البته اميدوارم مجلس نهم به عنوان يكي از مكانيسم هاي مهار اين بي قانوني هاي لجام گسيخته به درستي عمل كند.


انتقاد «توكلي» از برخي راي دادن ها در مجلس

فارس: نماينده تهران گفت: يك قاضي معلق مديرعامل تامين اجتماعي مي شود كه ما در تلاشيم با قوانين موجود در ديوان عدالت اداري او را پايين بكشيم و با كمك ديوان عدالت، مرتضوي را عزل مي كنيم. «احمد توكلي» گفت: بزرگ ترين مانع بحث جهاد اقتصادي فساد سياسي است. فساد سياسي آثار شگرفي در فرهنگ جامعه دارد. توكلي افزود: مقصود از فساد سياسي فسادي است كه ناشي از منزلت قدرت هاي سياسي است. اين فساد منشا تمامي فساد ها در ميان مردم است. نماينده تهران افزود: فساد سياسي با استفاده از قدرت عمومي براي مسايل خصوصي است، اگر ملاك تصميم گيري تغيير كند و منافع شخصي و خانوادگي جاي آن را بگيرد فساد ايجاد مي شود. توكلي ادامه داد: نقش شايسته سالاري از عوامل پيدايش فساد سياسي است. يكي از كارها در اين زمينه رفيق بازي است. يعني اينكه كارهاي مهم را به رفقايشان مي سپارند. از ديگر نمونه هاي آن اين است كه كساني را بر سر كار بگذارند كه از اقوام خودشان هستند ولي توانايي و عرضه كار كردن ندارند. رييس مركز پژوهش هاي مجلس افزود: بعضي از وكلاو وزرا در همين حادثه فساد بزرگ ميلياردي از متهم فراري دفاع كردند، در مجلس نيز حمايت هاي اينچنيني رخ مي دهد و بعضي نمايندگان مطابق ذوق دولت راي مي دهند. احمد توكلي افزود: يك قاضي معلق مديرعامل تامين اجتماعي مي شود كه ما در تلاشيم با قوانين موجود در ديوان عدالت اداري او را پايين بكشيم.

منبع : magiran










سخن دین - مقاله گفتگو-6

    1- در فاصله غیبت، دو نفر از اعضا محترم رواق در خصوص عدم درج بموقع ادامه مطلب قبلی به اینجانب تذکر دادند. از ایشان بسیار متشکرم، ضمن اینکه این حسن توجه را بفال نیک گرفته و استنباطم این است که موضوع مطروحه در خور توجه است و امید آنکه در این باب مطالب مفید ارائه گردد.

     2- مطلب، ادامه گفتگوهای قبلی است باعناوین "سخنی راجع به دین" و "مقاله ای برای گفتگو" و بعضا" پاسخهائی با بضاعت اندک به سئوالاتی که نویسنده مطلب قبل درخصوص مطلب ماقبل مطرح نموده بودند، به بیان دیگر این سری گفتگوها که احتمالا" ادامه خواهند یافت به نوعی باهم مرتبط هستند، از صاحب نظران انتظار همراهی داریم. دریغ نفرمایند.

     3- در خصوص واجب بودن کسب علم و دانش:

     اگردینداری ضروری حیات بشری است، و واجب است، به طریق اولی کسب علم و دانش، که بدون آن بخش اصلی دین محقق نمیگردد، ضروری تر است و واجب تر! به بیان دیگر کسب علم بر انتخاب دین مقدم است.

     به موارد زیر توجه فرمائید:

--اساس دین بر اصول اعتقادی آن استواراست .

--اعتقاد به اصول مذکور تحقیقی است و طالب دین باید خود بدان اهتمام ورزد، طرق دیگر و از جمله تقلید، ولو از عالم، باطل است.

--تحقیق نیازمند علم و آگاهی است، لازمه هرگونه تحقیق و دستیابی به حقیقت هر موضوع، علم است و دانش و آگاهی.

مسیر عکس:

-- بدون علم و آگاهی، تحقیق میسر نخواهد بود و موضوعیتی نخواهد داشت، هیچکس نمیتواند مدعی شود که بدون علم میتواند تحقیق نماید.

--بدون تحقیق، اعتقاد به اصول دین غلط است و بلاموضوع.

-- بدون اعتقاد به اصول دین، دینداری ممکن نیست.

    بدین سبب داشتن علم واجب است و مقدم بر دین و دینداری و به عبارت دیگر لازمه دینداری کسب علم و دانش است و تفکر و تعقل .(در باب تفکر و تعقل جداگانه توضیحاتی ارائه خواهد شد).ضمن اینکه در مطلب بعدی در باب این سئوال که آیا انسان بی سواد می تواندبه خدا ایمان قلبی داشته باشد، گفتگو ادامه خواهد یافت.

یک مقاله برای گفتگو - 4

دین از دو بخش تشکیل میشود: نظری  و عملی

1-بخش نظری

      شامل معارف دین که نقطه شاخص آن اصول دین و اعتقادات است .

      این بخش مبتنی بر تعقّل و مستلزم تفکّر و کسب علم و دانش است  ، اعتقاد به اصول دین بدون اینها حاصل نخواهد شد ، قابل تقلید هم نیست، مستلزم تحقیق است ، تحقیق نیز بدون تعقّل و  فارغ از تفکّر و کسب علم و دانش میسّر نبوده و به ثمر نخواهد نشست و بنابر این عقلانیّت ، تفکّر و کسب علم مقدّم بر دین جوئی و لازمه آن است.

       دینداری مستلزم اعتقاد محقّقانه به اصول دین است ، بدون علم ، اعتقاد مبتنی بر تحقیق شکل نمیگیرد . قبل از اینکه بشر به سمت دین و دینداری هدایت شود ، به کسب علم محقٌ و مکلّف شده ، خداوند کسب علم و دانش رابرای انسان واجب شمرده و معنی واجب این استکه ترک آن حرام است و سر پیچی از فرمان خداوند خواهد بود .

         انسان بظاهر دینداری که برای کسب علم و دانش تلاش لازم را بعمل نیاورده ، اولین ترک واجب را مرتکب گشته است ،آنهم واجبی که ورود به عرصه دین و دینداری مستلزم و موکول به آنست ، برای ورود به خانه درب تعبیه شده  که حکم همان علم و دانش و تفکر ، برای دین را دارد و بدیهی است ورود از دیوار نه عقلانی است و نه موجّه  ، چنین ورودی نیز حکم همان دینداری بدون علم و دانش را دارد .  

       اگر تقیّـد و تکلیف دینی و یا انتخاب آن ، محدوده زمانی و حتی مکانی دارد(از سن تکلیف تا قبل از ضعف بدنی و روانی که موجب اسقاط مسئولیت و تکلیف میگردد)برای علم و تفکّر و تعقّل هیچگونه محدودیّت و معذوریتّی وجود ندارد و به عبارت دیگر انسان در هیچ شرایطی از آنها بی نیاز و بی مسئولیت نخواهد بود.

      در باب علم فرموده اند :

      طلب العلم فریضه علی کلّ مسلم و مسلمه   یا

      اطلبوالعلم من المهد الی اللحد                   یا

      اطلبوالعلم ولو باالصّین  

     و در خصوص دین  :

     لا اکراه فی الدّین قد تبیّن الرّشد و من الغی......

     خلاصه اینکه بخش نظری دین ،  معارف و اعتقاد به اصول دین شامل توحید و نبوت و معاد که در همه ادیان الهی نیز یکسان است ، میباشد  و مبتنی بر تعقّل و تفکّر بوده و نیازمند کسب علم و دانش است و بدون این ها اعتقادی که مبتنی بر عقل و شعور و فهم و درک درست باشد شکل نمیگیرد  و بهمین سبب کسب علم واجب است و بر  انتخاب دین مقدّم .

 

2- بخش عملی دین  شامل :

      الف- مواردیکه بصورت حکم قطعی از مآخذ مربوط استخراج شده و در اصالت آنها تردیدی نیست هرچند در نحوه اجرا تفاوتها و اختلافاتی بین عالمان دینی وجود دارد. عمل به آنها از حقوق و تکالیف انسان متدین است.

     ب- مواردی که حکم دینی ندارند و در طول زمان بصورت استنباطات شخصی اما فاقد تکیه گاه محکم عقلی و علمی، تحت عناوین مختلف و بصورت برخی احکام و آداب و رسوم و ادعیه و اوراد و زیارات و حتی جشنها و سوگواریها توسط مبلغین و منادیان دین و بعضا" خود مردم ، در کنار احکام دینی قرار گرفته ، یا گروههائی از جوامع دینی و قومیتهای مختلف بر اساس نیازهای گروهی و عاطفی و برخی ضرورتهای اجتماعی آنها را ساخته و پرداخته اند که البته بعضا" کمکهائی نیز به اهداف دینی کرده اند، اما اصالت دینی ندارند (بعضا" مغایرتی هم ندارند) ولی در کل موجب شده اساس دین تحت الشعاع قرار گیرد.

       نکته قابل توجه اینکه برخی جوامع دینی آنچنان به گسترش این بخش  و نشر آن دست زده اند که بعضا" احکام اصیل و ریشه دار و حتی معارف دینی تحت الشعاع قرار گرفته و بدست فراموشی سپرده شده است.تلاش و تأ کید افرادی که آگاهانه چنین سامانه هائیرا مدیریت مینمایند ، موجب شده که افراد ناآگاه و عامی  اساسا" دین را در قالب همین جریانات و اعمال ظاهری و بعضا" فاقد عقلانیّت و منطق دینی پذیرا باشند و خود را بی نیاز از ضرورتهای دین پندارند، چنین اعمال و آدابی را عین دین دانسته و هیچگونه دغدغه ای هم ندارند که مثلا" در اصل دین و اعتقاد به اصول راه درستی نرفته اند.

       پایگاه اصلی این بخش از اعمال  بظاهر دینی قشر عوام هستند که نوعا" کاری هم با تعقّل و تفکّر ندارند ، افراطی گری هم که دشمن اساسی دین و در تضاد با معارف دینی است در همین بخش شکل میگیرد. سوءاستفاده از آحاد مردم نیز که عموما" توسط افراد آگاه صورت گرفته و سامان مییابد ، بر همین قشر تمرکز دارد.

(بسته به اظهار نظرات این گفتگو ادامه خواهد یافت)

 

  برای غنای موضوع، نیازمند دیدگاهها و اظهار نظراتتان هستم،موافق یا مخالف 

در ادامه "مباحثه یا گفتگو" - 3

در خصوص مطلب "مباحثه یا گفتگو"ی علیرضامورخه 90/12/23


1-متشکرم از حضور شما

2-قصدم این نبوده که بگویم کدامیک خوب و کدامیک بد است یا کدام خوب و کدام بهتراست ،قصدم این استکه دریابم کدام مناسب تر است و در حقیقت دنبال یک ابزار مناسب کاربردی هستم برای دیدارهای جمعی .

به مثال زیر توجه نماید:

درمورد دو خودرو  الف تراکتور     ب- سواری

اگر گفته شود برای مسافرت میخواهم از سواری استفاده کنم ، آیا بمعنی نفی و بطلان تراکتور است ؟ قطعا" نه، علت اینستکه تراکتور برای سواری مناسب نیست  .

مثال دیگر:

در مورد دو اتومبیل الف – سواری بنز سیصد میلیون تومانی  ب- سواری پژو پانزده میلون تومانی .

اگر بین دو اتومبیل مذکور سواری پژو را ترجیح داده وانتخاب نمایم، بمعنی نفی یا بطلان بنز است ؟ قطعا" نه ، چون توان خریدبنز را ندارم ، یا هزینه اش بالاست ، یا شاید توانش را داشته باشم و هزینه اش نیز مهم نباشد، اما برای رفتن به سرکار اتومبیل مناسبی نیست ، لذا اتومبیل دوم را انتخاب میکنم ، که این انتخاب به معنی نفی و بطلان اتومبیل بنز نیست.

بنابراین،منظور یک ابزارمناسب و انتخاب شیوه ای کاربردی تراست که بهتر بتواند درنیل به مقصود یاریمان رساند.

"بحث" با همه قدرتمندی و شدت و حدتی که دارد ، برای محیطی با آن ویژگیهائیکه میدانیم مناسب نیست ، همانطور که در بسیاری موارد هم گفتگو کاربردلازم را ندارد و مناسب نیست، مثلا" وقتی در کلاس زبان خارجی برای آموزش زبان حضور یافته اید ، اینطور نیست که استاد، قواعد مربوط را بیان دارد و شما مثلا" بخواهید  یتبعون احسنه  نمائید ، باید همه آنچه را استاد میگوید یاد گرفته و بذهن بسپارید تا به زبان مورد نظر مسلح ومسلط شوید، واضح است استاد هم سر کلاس حاضر نشده تا مثلا" نظر شما را در خصوص فلان قاعده دستوری بشنود با این هدف که شاید بخشی از حقیقت در آنجا باشد ، او آمده یاد دهد آنچه را که خود میداند که برایش رنج برده و در موردش به باور قریب به یقین رسیده است ،گفتگو در چنین محیطی مناسب نخواهد بود.

برگردیم سر موضوع ، اینجانب دنبال راهی هستم تا از فرصتهائیکه در محیط خانوادگی دست میدهد بتوانم استفاده کافی داشته باشم ، بنابراین آنچه را پیشنهاد میکنم قطعی نمیدانم بلکه دنبال اطلاع و آگاهی از نظر شما نیزهستم، چرا که شاید بخش راهگشای این جستجو در افکار و نظریات شما باشد .

بنظر من محیط "گفتگو" منعطف تر از فضای حاکم بر جلسه "مباحثه" است ، بویژه اینکه برخی مباحث علمی از جزمیتی برخوردار است که اگرچه برای برخی مفید هم باشد ولی نوعا" برای عموم ملال آوراست وتناسبی هم با محیط خانوادگی ندارد و فاقد جذابیت است، در بحث نمیتوان از اصول و موازین علمی و منطقی فاصله گرفت که اساسا" دیگر بحث نیست ، جدال هم بوجود می آید که آن نیز فی نفسه بد نیست، بسیاری از تولیدات فکری بشر دستاورد برخی جدالهای علمی است ، اما در گفتگو اگرچه همه اینها مورد احترام است ولی حضور حاکمیتی پررنگ ندارند و چندان نیاز به استناد به آنها نیست ، حتی اگر تطابق دقیق هم نداشته باشد یا اندک تعارضی هم در بین باشد اشکالی بوجود نمی آید ، شنونده میتواند آنرا نپذیرد .

آنچه مهم است اینکه بدور از هرگونه شدت و حدت ،و تعصب و تغیر، محیطی مساعد فراهم گردد تا همگان قادر باشند متناسب با نیازهای معمول از دیدگاهها و اندیشه های دیگران آگاهی یافته و بهره مند گردند.

بنظرم این شیوه به مضمون آ یه شریفه فبشر عبادالذین یستمعون القول و یتبعون احسنه نزدیک تر باشد.

ضمنا" نکته سنجی شما مرا از اشتباهی که در یک بخش از بیان نظریه مرتکب شده بودم آگاه کرد . متشکرم

استقبال نوروز

       یک مدل برای کسانیکه در تعطیلات نوروزی باید آن انشای همیشگی را بنویسند:!!!!

  • چه‌گونه به استقبال نوروز مي‌رويد
  • هادي چپردار

  • البته بر همگان واضح و مبرهن است كه اكنون يواش‌يواش بوي بهار به مشام‌مان اشتنقاس مي‌گردد و نوروز براي ما اهالي‌هاي ايران‌زمين خيلي چيز مهمي مي‌باشد و براي استقبال از نوروز مردمان‌ها خانه خود را تكان مي‌دهند و مردان با دستمال از پنجره‌ها آويزان مي‌گردند و همسايگان سر بهينه‌سازي مصرف آب با هم دعوا و چالش مي‌گردانند و سر هر ميدان و خيابان صندوق‌هاي نيكوكاري سبز مي‌گردد و پشت اين صندوق‌ها آدم‌هايي مي‌نشينند كه ديدن‌شان آدم را از هر نوع نيكوكاري منصرف مي‌گرداند و راديو از صبح تا شب درباره اينكه چه‌قدر خوب مي‌باشد كه آدم خوب باشد و ما ايراني‌ها خوب‌ترين مردمان‌هاي دنيا مي‌باشيم حرف مي‌گرداند؛ به‌طوري كه آدم تصميم مي‌گيرد از لج آن مجريان‌ها هم كه شده، هرگز خوب نباشد. و شايد علت اينكه مردمان‌ها ديگر خوب نمي‌باشند و همه‌اش با هم دعوا مي‌گردانند، همين نصيحت‌ها باشد.
    همچنين هر سال نزديك نوروز آقاي ناظم مدرسه ما به استقبال نوروز مي‌رود و به ما آينده‌سازان ميهن مي‌گويد كه بايد براي باباهاي پير مدرسه و همچنين كمك به نيكوكاري، به‌شكل خودجوش پول‌هايي بياوريم. ولي باباي ما هر وقت از اين پول‌ها از او مي‌خواهيم مي‌گويد: برو بگو بيايند و از اين لوله نفت سر سفره‌مان يك شيلنگ هم براي خودشان بكشانند.» ولي ما كه جرأت نمي‌نماييم اين حرف‌ها را به آقاي ناظم بگوييم، هر سال يواشكي از پس‌انداز پول توجيبي‌مان به محرومان‌ها و باباهاي مدرسه كمك مي‌گردانيم تا آقاي ناظم جلوي بچه‌ها ما را خيط و ضايع نگرداند. تازه باباي‌مان خبر ندارد كه آقاي ناظم يك قلك هم براي «خودياري از طريق عيدي‌هاي خودجوش آينده‌سازان اين مرز و بوم» به ما مي‌دهد. باباي‌مان خبر ندارد اين پورساحلي مبصر كلاس هم كه در مناسبت‌هاي ملي خيلي ايراني مي‌شود، مجبورمان مي‌نمايد تا 10درصد از عيدي‌هاي خود را به «كارگروه نهادينه‌صازي راهكار اختسادي كلاس» بدهيم تا او در طي 10سال آينده كلاس ما را به بزرگ‌ترين اختساد مدرسه تبديل بگرداند. باباي‌مان خبر ندارد كه بايد يك پلاستيك از شيريني و آجيل عيدمان هم براي اكبرزاده كه هر سال رفوزه مي‌شود بياوريم تا او مبادا ما را مورد اذيت قرار دهد.
    ولي استقبال از نوروز امسال يك فرق خيلي خوبي با سال‌هاي گذشته مي‌باشد و آن خريد‌هاي خيلي پررفاه مي‌باشد كه با يارانه‌ها قابل انجام مي‌باشد. باباي ما امسال با اضافه كردن يارانه‌هاي هدفمنگ به ساير پول‌هايش و انجام صرفه‌جويي‌هاي هوشمنگانه و بهره‌وري و بهينه‌سازي و راهكارگرداني، توانست ضمن پرداخت قبض‌‌هاي آب و برق و تلفن و گاز و موبايل، براي ما لباس عيد هم بخرد و هرچند كه اين لباس عيد امسال فقط شامل يك فقره جوراب مي‌باشد، ما باز هم خوشحال مي‌باشيم، چون كه پورساحلي كه فاميل‌هايش در خارج مي‌باشند مي‌گفت كه خارجي‌ها از شدت فقر جوراب پاي‌شان نمي‌كنند و بعضي‌هاي‌شان آنقدر فقير مي‌باشند كه با يك وجب پارچه براي خود لباس مي‌دوزانند و شلوارهاي‌شان پاچه ندارد. پس ما خيلي خوشبخت مي‌باشيم كه با كمك هدفمنگ‌هاي يارانه‌اي جوراب داريم.
    باباي ما همچنين براي آجيل عيد يك كيلو نخودچي و صد گرم پسته خريداري گردانيد و اين خيلي خوب مي‌باشد، چون با بالا رفتن قيمت دلار كه توطئه استكمار جهاني مي‌باشد، قيمت نخودچي هم دو برابر مي‌باشد و تلويزيون ما مي‌گفت در خارج مردمان‌ها نخودچي را دانه‌اي مي‌خرند و ما خيلي مردمان‌هاي بي‌مبالات و مرفهين بي‌درد مي‌باشيم كه نخودچي را مشت‌مشت مي‌خوريم. پس ما بايد خيلي خجالت بگردانيم و اصلاح الگوي مصرف بگردانيم. تازه در خانه ما باز هم قرار مي‌باشد كه رفاه بيش‌تر بگردد؛ چون باباي‌مان به مامان‌مان قول داده كه بعد از اجراي سياست‌هاي كنترل بازار و ورود پرتقال چيني كه قيمت آن فقط دو برابر پارسال مي‌باشد، چند كيلو پرتقال هم بخرد. وقتي باباي‌مان به مامان‌مان اين را مي‌گفت، ما خودمان از اين همه رفاه خود خجالت گردانديم و اندوه ياران كشت ما را؛ بنابراين تصميم گرفتيم يك لنگه از جوراب‌مان را به محرومان هديه بگردانيم.
    ما از اين انشا نتيجه مي‌گردانيم كه ما ايرانيان اين‌قدر خودخواه نباشيم؛ چرا كه بني‌آدم اعضاي مختلف و متفاوت يك بدن مي‌باشند. بنابراين ما به‌عنوان يك عضو شريف بايد به ديگر اعضا كمك بگردانيم و اين‌قدر قدرنشناس و گربه‌كوره نباشيم.
  • منیع:روزنامه شرق

از جراید

جهانبخش محبي‌نيا:
برخي نمايندگان مرده متحرك بودند
خبرآنلاين نوشت: عضو هيات‌رييسه مجلس هشتم، برخي نمايندگان اين دوره را كه در طول نمايندگي‌شان كمترين تحركي نداشتند؛ مرده متحرك خواند. جهانبخش محبي‌نيا نماينده شاهين‌دژ و تكاب كه در رقابت انتخاباتي مجلس نهم، اين كرسي را به رقيب واگذار كرد، در نطق دیروز خود، «برگزاري انتخابات» را نشانه رشد و توسعه سياسي جوامع خواند و گفت: جامعه‌اي كه انتخابات داشته باشد، پاينده و زنده است. شكرخدا كه جمهوري اسلامي ايران در مراجعه به افكار عمومي هيچ ترديدي به خود راه نداده است. تمامي انتخابات‌هاي گذشته گوياي آن است كه نظام ما بر اساس نظر مردم اداره مي‌شود. وي همچنين با اشاره به غرب گفت: خانم كلينتون خاك تو سرتان كه با اين سلطه خارجي، اين وضع اقتصاديتان است و درود بر مردم ايران كه از شرق و غرب ولايت‌پذيرند و در انتخابات شركت كردند.

منبع : روزنامه شرق 

سیلی زنانه ، دوستی مردانه !

    موبایلم زنگ زد روی صفحه نگاه کردم ناشناس بود ،معمولا" تلفنهای ناشناس را پاسخ نمیدهم ، بدلایل مختلف، اما این یکی را جواب دادم، بی دلایل مختلف :

سلام

سلام بفرمائید

سلام جناب موحد،... شناختی ؟

نه شما؟

چرا شناخ......

ای خدا،... سلام ....دوست عزیزم من فدای اون صدای گرمت ..

صدای خنده ....خنده بسیار دلنشین واظهارشادمانی و یاد آور یک دوستی اتفاقی بسیار جالب.........و گفتگوئی که حدود نیمساعت بطول انجامید و قراردیدارمان که باید  هرچه زودتر صورت میپذیرفت .

شش هفت سال بود به خارج رفته بود حالا آمده  سر به فامیلش بزند و برگردد هر دو مشتاق دیدار .....

      اما این چگونه  دوستی اتفاقی بوده که اینهمه شوق و ذوق دیدار ایجاد کرده و مسافرت چندین ساله هم آنرا به فراموشی نسپرده؟ علتش را میخواهید بدانید ؟ادامه مطلب را بخوانید:

ادامه نوشته

خبر بسیار مسرت بخش

خبر بسیار مسرت بخش زیر را در روزنامه خواندم ، حیفم آمد شمارا از این شادمانی بیخبر بگذارم، بخصوص

اینکه در آستانه حلول سال نو هستیم و  براساس آموزه های دینی و ملی مان دیگران را نیز باید در

شادیهایمان شریک کنیم . خبر را بخوانید:



احمدي‌نژاد: هيچ مشكل حادي در كشور وجود ندارد

آفتاب: احمدي‌نژاد ايجاد اخلال در بازار ارز و طلاي كشور توسط عده‌اي را ضربه زدن به سياست‌هاي اقتصادي دولت خواند و گفت: عده‌اي با گراني‌هاي كاذب در رسانه‌هايشان دايما منفي حرف زدند و فشار آوردند. محمود احمدي‌نژاد در جريان دور چهارم سفر استاني به البرز، در جمع مردم كرج گفت: هيچ مشكل حادي در كشور وجود ندارد و دولت زمينه اجراي عدالت را فراهم مي‌كند. احمدي‌نژاد با اشاره به نوساناتي كه ماه گذشته در بازار سكه و ارز به وجود آمد، افزود: هدف اصلي از اتفاقاتي كه در بازار سكه و ارز ايجاد شد، ضربه زدن به طرح هدفمندي يارانه‌ها و طرح تحول اقتصادي بود. ما مشكلي در اقتصاد نداريم، اما در اين زمينه بسيار پيچيده عمل كردند و از سوي ديگر نيز برخي در رسانه‌ها به اين مسايل دامن زدند. وي ادامه داد: با وجود اينكه وزير اقتصاد و رييس بانك مركزي تلاش مي‌كردند تا اجازه ندهند فضاي آرامش و ثبات اقتصادي كشور آسيب ببيند، اما برخي به طور مداوم به مسايل پيش‌آمده در بازار سكه و ارز دامن مي‌زدند. وي با انتقاد از كساني كه در مقابل دولت مانع ايجاد مي‌كنند، گفت: عده‌اي مي‌گويند كه ايجاد اشتغال زياد در يك مدت كوتاه امكان‌پذير نيست و برخي علاوه بر اين پشت پا هم مي‌زنند و به جاي اينكه دولت را ياري دهند، راهش را سد مي‌كنند و جلو پول و مقررات لازم را مي‌‌گيرند. وي با بيان اينكه در هفته جاري گزارشي در مورد وضعيت اشتغال كشور ارايه خواهم داد، تاكيد كرد: اگر مانع‌تراشي نكنند، تا پايان دولت دهم بيكاري را ريشه‌كن خواهيم كرد.

منبع:روزنامه شرق

نقل از جراید


     موضوع اختلاس اگرچه واقعه کوچکی نبود که به سهولت از خاطره ها محو
  شود ، اتفاقات  جالب تری نیز بهمراه داشته و احتمالا" بازهم خواهد داشت،بویژه
  اینکه برخی اظهار نظر ها حتی فراتر از موضوع اختلاس ، بیانگر مسائلی است که
  از نظر اهمیت کم از اختلاس نیست، مطلب زیر را بخوانید:


  • خوانش تازه محمد جهرمي از اختلاس 13 رقمي
  • اين اتفاق در سطوح پايين قابل وقوع نبود

  • مدت زماني است كه از ماجراي اختلاس 13 رقمي مي‌گذرد و همچنان اين اتفاق نقل محافل خبري و كارشناسي است. ديروز نيز محمد جهرمي كه در زمان وقوع اختلاس سه‌هزار ميليارد توماني رياست بانك صادرات را داشت با خبرآنلاين گفت‌وگو كرد و رازهاي تازه‌اي را از بزرگ‌ترين فساد اقتصادي تاريخ ايران بر ملا كرد. البته جهرمي بعد از ماجراي اختلاس كرسي خود را در بانك صادرات از دست داد ولي همچنان خود نيز از منتقدان تخلف 13 رقمي محسوب مي‌شود. بخشي از اين گفت‌وگو را در ادامه بخوانيد:

    آقاي جهرمی موضوع گفت‌وگوي ما در مورد همان رويدادي است كه از آن تحت عنوان اختلاس سه‌هزار ميلياردي نام برده مي‌شود. پيش از آنكه ضبط را روشن كنم شما به آن اشاره كرديد كه فساد در سيستم بانكي وجود داشت و شما وقتي وارد سيستم بانكي شديد در بانك صادرات به اين موضوع رسيديد. چه ديديد كه به اين موضوع رسيديد؟
    اصل مساله فساد در بعضي از سازمان‌ها متاسفانه اگر نگويم نهادينه شده است، مي‌توانم بگويم در مجموع بالاست. اين موضوع در سيستم بانكي، سيستم گمركي، سيستم مالياتي و برخي ديگر از سازمان‌ها وجود دارد. در نظرسنجي‌هاي گرفته شده از مردم نيز اين موضوع به خوبي روشن است كه بخش اعظم اين مساله برمي‌گردد به نوع تنظيم روابط و نوع سيستم اجرايي و نظارتي كه بايد به صورت سيستماتيك و خود كنترلي در بين نهادها و سازمان‌ها به وجود بيايد كه هنوز آن‌گونه كه بايد و شايد به وجود نيامده است. يكي از دلايلي كه من وارد بانك شدم اين بود كه بتوانم بخشي از مجموعه كنترل نقدينگي و نوع واگذاري و پرداخت‌هاي تسهيلات را نظم بدهم. اين فساد بزرگ قبل از اينكه من به بانك صادرات بروم به وجود آمده بود. در واقع از تيرماه 1388 با تباني يك رييس شعبه با رييس كارخانه و گروه اميرمنصور آريا و همچنين مسوولان بانك‌هاي ديگر به وجود آمده بود. در صورتي كه من در تير ماه هنوز وزير كار بودم. شهريور ماه از وزارت كار آمدم بيرون و اوايل آبان به بانك صادرات رفتم. اين موضوع فساد بانكي قديمي است. خود اين گروه در اعترافاتش مي‌گويد كه از سال 65 از بانك‌هاي ديگر اين كار را انجام داده‌اند.
    لحظه‌اي كه شما از جريان فساد بانكي مطلع شديد چه ذهنيتي داشتيد؟ به طور مثال به ذهن‌تان رسيد كه سريعا داستان را با نهاد‌هاي مربوط در جريان بگذاريد يا اينكه ايده‌هاي ديگري از قبيل همان مذاكره با گروه اميرمنصور آريا به ذهن‌تان رسيد؟
    طبق ماده 606 قانون مجازات اسلامي اگر فردي جرمي را كه مشاهده مي‌كند به مراجع قانوني اطلاع ندهد، خود مجرم است. من هم به نهاد‌هاي مسوول اطلاع داده بودم، بعد به نشست فكر كردم. نهاد‌هاي مسوول هم قبول داشتند كه اين روش، اقدام درستي است. 13 مرداد روز پنجشنبه بود كه ما هياتي به خوزستان فرستاديم و فرداي آن روز يعني جمعه حكم دستگيري، توقيف اموال و توقيف حساب‌ها را توانستيم بگيريم كه از اين بابت به دليل همكاري جناب آقاي الفت، رياست محترم دادگستري خوزستان بايد تشكر كنم. تا دوشنبه با آقاي اميرخسروي تعامل كرديم تا شايد بتوانيم اموال و دارايي‌هاي ايشان را تا اندازه بدهي بانكي شناسايي و توقيف كنيم.
    شما خود مه‌آفريد خسروي كه در واقع از او به عنوان اصلي‌ترين چهره گروه اميرمنصور آريا نام برده مي‌شود را ديده‌ايد؟
    من اصلا تاكنون ايشان را نديده‌ام؛ حتي جلساتي كه در بانك صادرات تشكيل شد با حضور مديران بانك و حراست بانك بود و من نيز در اين جلسات شركت نكردم. يعني همين الان هم نمي‌شناسم. حتي اين عكسي كه در سايت‌ها و روزنامه‌ها شطرنجي كرده بودند را با دقت مورد توجه قرار دادم كه ببينم اين فرد كيست كه اين فساد بانكي را رقم زده است. من اصلا ايشان را نديدم ولي بانك صادرات در زمان مدير عاملي من اين موضوع را كشف و اعلام كرد. خود من هم اولين فردي بودم كه از اين موضوع شكايت كردم. در پرونده تشكيل شده برگ شكايت من در ابتداي آن موجود است. اين شكايت عليه گروه اميرمنصور آريا و همان كارمند خاطي بانك صادرات است. اين اتفاق در سطوح پايين قابل وقوع نبود. ما هم مدارك ديگري پيدا كرديم و حتي مداركي از بانك ملي پيدا كرديم كه به بانك صادرات اعلام كرده بود كه شما در پايان سال 89 هيچ ال‌سي‌اي به ما بدهكار نيستيد. در صورتي‌كه اگر همان ال‌سي‌هاي جعلي را به ما اعلام مي‌كردند در سال 90 ديگر اتفاقي نمي‌افتاد. به ما در فروردين سال 90 به طور كتبي اعلام كردند كه شما ال‌سي ارزي و ريالي نداريد. اين نشان مي‌دهد كه در بانك ملي يك تباني در سيستم وجود داشته است.
    در جلساتي كه با خاوري داشتيد چه كساني حضور داشتند؟
    به غير از من آقايان حسيني، بهمني، خاوري، ابوالحسني، پاشايي‌فام و افراد ديگري حضور داشتند.
    پس از اينكه شما اين مدرك را در آن نشست نشان داديد براي افرادي كه حضور داشتند سندي معتبر قلمداد نشد كه افراد حاضر در كابينه تمهيداتي براي زير نظر گرفتن آقاي خاوري اتخاذ کنند؟
    خير. آقاي حسيني هم تمايل داشت موضوع را جمع كند. خيال كردند اين موضوع را مي‌شود با پا در مياني جمع كرد. حتي آقاي خاوري به من گفت: «شما بدهي بانك صادرات به بانك ملي را با اين ال‌سي‌ها قبول كن.» از سوي ديگر بانك مركزي هم اين‌گونه داشت القا مي‌كرد كه بانك صادرات به بانك ملي، سامان و بانك‌هاي ديگر بدهكار است. گفتم: «زماني‌كه تباني و جعل صورت گرفته مسووليتي با سازماني كه مدارك آن جعل شده نيست. شما هيچ زماني نمي‌توانيد عنوان كنيد كه بانك صادرات به بانك ملي بدهكار است چراكه ال‌سي جعلي بوداين گفته من با استناد به قانون بود.
  • متبع: روزنامه شرق

 

بحث ، گفتگو  -  1-  dialog  discussin

دنباله یک مذاکره با رضا  :

بعد از کتاب و آثار مکتوب ،شاید بتوان گفت ، مهمترین راه برای بیان افکار و اندیشه ها و تبادل اطلاعات و تجربیات ،گفتگو و مباحثه است .

      باوجود همه ظرفیتها و کارآئی که در این ابزار ارزشمند وجود دارد اما چنانچه به نحو صحیح از آنها استفاده نشود نتایج مطلوب حاصل نمیشود.

      به نکاتی در این خصوص اشاره میگردد:

بحث چیست ؟ گفتگو کدام است؟

      1-بحث :

      موضوعی مطرح میشود ،طرفین یا یکی از آنها دارای اطلاعاتی است ، به باور قریب به یقین رسیده و میخواهد آنچه را میداند به مخاطب آموزش داده یا بقبولاند ، یا انتظار دارد پذیرفته شود ،درست یا غلط ، طرف مقابل نیز نظریه بظاهر محکمی را بیان میدارد یا اگر فاقد نظریه باشد براحتی زیر بار قبول نمیرود،حتی اگر درست باشد، یا متقاعد نشده که برود و بنوعی گارد دارد و میخواهد در صورت امکان نظریه مطروحه را رد نماید.

      بدین سبب معمولا" نتیجه مطلوب یا قانع کننده حاصل نمیگردد مگر اینکه اهرمهای دیگری دربین باشد ،مثلا" گوینده دارای مزیت و برتری باشد یا به آثار مستدل تکیه نماید یا بهر حال از توانمندیهائی برخوردار باشد که بتواند طرف را حتی بظاهر مجاب کند ، یا چنانچه طرف مقابل دارای چنین مزیتهائی باشد ، آنرا مردود شمارد و به عبارتی حقیقت موضوع گرفتار برخی ناهنجاریهای رفتاری میگردد.

      2-گفتگو:

      بازهم موضوعی مطرح میشود ، اما طرفین گارد اولیه را ندارند چرا که تلاش میکنند به حقیقتی دست یابند ، هیچیک فکر نمیکند که تمام حقیقت را میداند و اساسا" دنبال استماع و کشف دیدگاه طرف مقابل است شاید تمام یا بخشی از حقیقت را در افکار و اندیشه طرف مقابل بیابد.

     در گفتگو ، جدالی در بین نیست هیچیک الزام و اجباری به قبول یا رد نظریه مقابل ندارد،هریک  نه تنها به بیانات گوینده گوش فرا میدارد که در صورت لزوم به وی کمک هم میکند تا نظریاتش را بهتر و جامعتر ابراز کند ، هیچکدام  برای خود مزیت خاصی قائل نمیباشد حتی اگر دارای برتریهای علمی ،دینی ،سیاسی یا اقتصادی و اجتماعی باشد، قبل از اینکه پذیرش یا حتی قانع کردن دیگران مطرح باشد قانع شدن  مطرح است چرا که هریک بدنبال اقناع خویشند.

     اعضاء محترم لطفا" در این خصوص اظهار نظر نمایند تا روش مناسبی را برای جلساتی که بصورت خانوادگی برگزار میشود و موضوعاتی هم مطرح میگردد انتخاب نمائیم.

نادر و سیمین ومحمدرضا

با دست خالي شيرين كاشتيد

·  محمدرضا شجريان

محمدرضا شجريان استاد آواز ايراني در پيامي
به مناسبت كسب جايزه اسكار 2012 از سوي اصغر فرهادي، اين موفقيت را به او و گروهش تبريك گفت. در بخشي از نامه تبريك شجريان آمده است
:
جناب اصغر فرهادي؛
شما و همكاران‌تان با دست خالي شيرين كاشتيد و شگفتي آفريديد و جايزه ارزنده اسكار فيلم زيباي جدايي نادر از سيمين را در سال ۲۰۱۲ با همه رقابت‌هاي تنگاتنگ سينماگران جهان براي مردم خود به ارمغان آورديد. جناب فرهادي شما با كارگرداني و تهيه اين فيلم، وجدان و شرف طبقه تنگدست مردم نجيب ايران را به جهانيان شناسانديد كه به مراتب از دريافت جايزه اسكار مفيدتر بود. درود به شرفت، درود به پشتكار و شهامتت. مفتخرم به يكايك همكاران شما و بازيگران كه شگفتي آفريدند، سركارخانم ليلا حاتمي، ساره بيات، سارينا فرهادي و جنابان پيمان معادي، شهاب حسيني و شهبازي و فيلمبردار آقاي محمود كلاري، آفرين و تبريك بگويم.
سرفراز و برقرار باشيد

منبع : روزنامه شرق

در کنار متن مذکور عین دستخط بسیار زیبای آقای شجریان هم چاپ شده بود اما متأسفانه موفق نشدم آنرا هم کپی کنم ، لذا از مدیر درخواست میشود اینکار را انجام دهد لذت تماشا ی تبریک دستخطی بیشتر است.

نادر و سیمین

انتخاب فیلم اصغر فرهادی در مهمترین مجمع جهانی سینما ، نه تنها برای اهالی سینما که برای همه مردم ایران بسیار ارزشمند و افتخار آفرین بود ، شور و شوقی که از طریق سایتهای مختلف و شبکه های اجتماعی ابراز گردید شیرینی این اتفاق مهم را دو چندان کرد منهم این واقعه مهم را به دست اندر کاران فیلم ، اهالی سینما و همه علاقمندان به این حوزه تبریک میگویم ، مطلب زیر را هم بخوانید:

  • شادي ملي اسكار و غيبت دولتی‌ها
  • محمدعلي ابطحي

  • اختصاص جايزه بهترين فيلم خارجي در اسكار به فيلم جدايي نادر از سيمين اصغر فرهادي بي‌شك يكي از اتفاقات مهم ملي است. اساسا سينما و ساير بخش‌هاي هنر يا مقوله‌اي مثل ورزش به دليل اينكه مخاطب خاص ندارد و سرمايه عمومي يك ملت است، اتفاقات مهم آن هم نمي‌تواند ملي نباشد. اسكار در عالم سينما، قله نظردهي درباره سينماي جهان است. وقتي هر فيلمي در هر نقطه جهان توليد شده باشد بتواند در اسكار راه يابد و مهم‌تر اينكه در چنين مجمع جهاني سينما برنده شود، مهم‌ترين افتخار براي دولت و ملت هر كشوري است. به همين دليل برنده شدن در اسكار بلافاصله در كشور برنده تبديل به جشن ملي مي‌شود. اين حتي در مورد كشورهايي كه سينماي آن كاملا در اختيار بخش خصوصي است و نيز در آن كشورها كه دولت هيچ نقشي در خلق يا حمايت از فيلمسازي ندارد، صادق است و مسوولان سياسي در آن كشورها خود را در خط مقدم شادي ملي قرار مي‌دهند. در ايران كه سينما و سينما‌گران بي‌ارتباط با دولت نيستند و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تشكيلات گسترده براي سينما دارد و حتي خانه سينما را كه در يك روال منطقي مي‌توانست به عنوان تشكيلات غيردولتي بازوي مدني دولت محسوب شود منحل مي‌كند، كه نقش دولت در اين صنعت پررنگ‌تر شود، وقتي فيلمي كه از همين سيستم، مجوز پخش گرفته و در داخل توليد شده و در سينماهاي مجاز كشور يكي از طولاني‌ترين اكران‌ها را داشته است، به صورت طبيعي بايد دولتي‌ها در صدر اين شادي جاي بگيرند؛ اين شادي ملي مربوط به يك بخش كوچك از جامعه نيست. در دورترين روستاها هم اگر رسانه‌هاي رسمي توضيح دهند كه فيلم داراي مجوز از ارشاد توانسته قله سينماي جهان را فتح كند، شادي خواهند كرد؛ اينكه بعضي از رقيبان سينمايي كه آثارشان مقبول طبع هنرشناسان قرار نمي‌گيرد و به اين دليل بي‌ربط‌ترين اهانت‌ها و تحليل‌ها را در مورد فيلم اصغر فرهادي ارايه مي‌دهند، قابل فهم است. اما بي‌توجهي سيستم دولتي هرگز براي من قابل فهم نبوده است. استدلال سياسي بودن جايزه‌اي مثل اسكار يا گلدن‌گلوب هم به نظر بي‌منطق مي‌رسد. در همين اسكار در كنار فيلم ايراني جدايي نادر از سيمين، يك فيلم اسراييلي هم كانديدا بود. در صورت سياسي بودن اين جايزه بايد اسكار به آن فيلم تقديم مي‌شد كه همه جهان سلطه حامي رژيم صهيونيستي هستند يا اگر به خاطر حمايت از اپوزيسيون ايراني اين جايزه را برنده اسكار معرفي كرده بودند، بايد به ده‌ها فيلمي جايزه مي‌دادند كه در خارج ايران و توسط مخالفان توليد شده بود. اين جايزه به فيلمي تعلق گرفته است كه در ايران توليد شده و دست‌اندركاران آن در ايران زندگي مي‌كنند و از مطرح‌ترين ستاره‌هاي سينماي ايران هستند كه نظارت دولت تا اعماق وجود سينما وجود دارد. سخنان اصغر فرهادي در اسكار كه به تاريخ و تمدن غبارگرفته ايراني و به شادي سراسري مردم ايران به اين مهم‌ترين اتفاق سينمايي اشاره مي‌كند بهترين موضع ملي بود. براي سينماي پرافتخار ايراني و براي اصغر فرهادي و براي همه دست‌اندركاران جدايي نادر از سيمين آرزوي توفيق مي‌كنيم و از اينكه اين شادي را براي مردم ايران آفريدند تشكر مي‌كنيم و به ملت ايران تبريك مي‌گوييم.
  • منبع : روزنامه شرق

 

مولود مبارک

تقویم تاریخ 1440/12/5 هجری شمسی

امروز مصادف است با پنجاهمین سالگرد تولد بزرگمرد ایران و جهان ، یکی از تاثیر گذار ترین انسانهای تاریخ در عرصه علم و ادب و اخلاق و دین و عرفان و فرهنگ و ورزش و سیاست و علوم جدیده و غریبه و عملیات آکروباتیک و ژانگولر و تفریحات سالم وحکم و فنون رزمی وآی تی  و غیره و ذالک .

 معظم له در ساعت 10:35 بامداد چنین روزی در حالیکه منتظران قرار بود 16 روز  دیگر خود را برای استقبال رسمی آماده سازند و هیچکس انتظار ورود مبارکش را نداشت ، کاملا" سر زده و بدون اطلاع قبلی ، در کمال صحت و سلامت ، با جذبه و ابهت وصلابت و هیبت، ایضا" اندامی ظریف ، بقول والد مکرمشان " چقد کوچولیه"  ، قدم به عرصه وجود گذاشت . ادام الله جلالاته و برکاته

همگان از این ورود مبارکانه و کمی هم عجولانه آنچنان بوجد آمدند که از 4 گوشه عالم شامل بروجن و گردبیشه و اصفهان و دهاقان واکناف دیگر به زیارتش شتافتند که این خود از کراماتشان بود و شادمانه میگفتند  جل الخالق آنچه در ناصیه ایشان میبینیم  همه  قبلا" در وجود مبارک والد معظمشان متجلی و موجود و مشهود بوده است  فتبارک الله احسن الخالقین .


ادامه زندگینامه را در پست بعدی ملاحظه فرمائید.

این روز بر والدین ایشان و همه خانواده مبارک باد .

مطلبی از جراید

برای کسانیکه علاقمند به مقایسه محصولات تولید داخل با نمونه خارجی آن هستند.
    بقیه هم بخوانند خوب است


برش مطبوعاتی

  • رييس‌جمهوري آلمان تسليم شد
  • استعفا؛ تاوان دريافت وام غيرقانوني مسكن

  • گروه جهان، نسرين رضايي: رييس‌جمهوري آلمان استعفا داد. نه به‌دليل رسوايي اخلاقي يا اختلاس كلان از بودجه عمومي. و البته نه مانند مبارك، بن‌علي يا قذافي به دليل سركوب مخالفان. او زير فشار افكار عمومي مجبور به استعفا شد. اتهام اصلي «كريستين وولف» تنها گرفتن يك وام مسكن غيرقانوني كم بهره بود. او در دوران رياست بر دولت محلي نيدرساكسن، براي خريد خانه، نيم ميليون يورو وام كم‌بهره از همسر يكي از سرمايه‌داران محلي دريافت كرده بود و بعداَ اين سرمايه‌دار موقعيت بهتري در اقتصاد ايالت پيدا كرده است. تنها پاي چند مقاله اعتراضي در مطبوعات در ميان بود. با اين حال وولف خود در بيانيه‌اي كه درباره استفعاي خود از رسانه‌هاي سراسري خواند، گفت كه رييس‌جمهوري آلمان بايد تكيه‌اش بر اكثريت قاطع مردم باشد و تنها به اكثريت آرا بسنده نكند. او در عين حال افزود: بررسي پرونده او به تبرئه‌اش خواهد انجاميد. او در عين حال كارنامه خود در زمينه عمده‌كردن حقوق خارجي‌تباران آلمان و لزوم فرصت دادن به آنها براي حضور در همه سطوح فعاليت‌هاي اجتماعي و سياسي را مورد تاكيد قرار داد. اما يكي ديگر از اتهاماتي كه رسانه‌ها و نمايندگان برخي احزاب آلمان به رييس‌جمهوري وارد كرده‌اند، اين است كه در دوران نخست‌وزيري خود در ايالت نيدرساكسن، چندين بار با همسر خود به خرج يك تهيه‌كننده فيلم به نام ديويد گرونه‌والد به سفرهاي تفريحي رفته است. ظاهرا چنين امتيازهايي سبب شده كه تهيه‌كننده يادشده از حمايت‌هاي غيرمجاز از سوي دولت نيدرساكسن برخوردار شود و از جمله ضمانت‌هاي مالي بانكي دريافت كند كه ظاهرا خود وولف براي آن پادرمياني كرده است. كمك مالي به گروه‌هاي لابي براي برگزاري جلسات و كنفرانس‌ها نيز از ديگر اتهام‌هايي است كه در پرونده وولف ديده مي‌شود. وولف يك روز پس از درخواست دادستان هانوفر براي لغو مصونيت قضايي‌اش اعلام به استعفا كرد.
    در تاريخ معاصر آلمان تاكنون سابقه نداشته است كه دستگاه قضايي كشور خواهان لغو مصونيت رييس‌جمهور شود. براساس قوانين آلمان، رييس‌جمهور نيز مثل نمايندگان مجلس فدرال و مجالس ايالتي داراي مصونيت سياسي است و تا زماني كه از اين مصونيت برخوردار است، نمي‌تواند تحت تعقيب قضايي قرار گيرد. به اين دليل دادستان تنها زماني مي‌تواند رييس‌جمهور را تحت تعقيب قرار دهد كه مجلس فدرال مصونيت او را لغو كرده باشد. لغو اين مصونيت به معناي آن است كه قوه قضاييه مي‌توانست وولف را بازجويي كند و براي تكميل پرونده او حتي كاخ رياست‌جمهوري را نيز مورد تفتيش قرار دهد. گفته شده كه وولف از هفته‌ها پيش به‌دليل اتهام سوءاستفاده شخصي از مقام خود در دوره نخست‌وزيري ايالت نيدرزاكسن موقعيت متزلزلي پيدا كرده بود. به گزارش خبرگزاري آلمان، گرچه وولف از هفته‌ها پيش از سوي افكار عمومي و به خصوص احزاب اپوزيسيون براي استعفا زير فشار بود، اما تصميم دادستان هانوفر به اين خواست شدت و حدت بيشتري بخشيد. همزمان با اعلام احتمال استعفاي وولف در صبح روز جمعه، آنگلا مركل، صدراعظم آلمان نيز سفر خود به ايتاليا را به حال تعليق درآورد. او اندكي بعد از استعفاي وولف در برابر رسانه‌ها حاضر شد و ضمن اظهار تاسف از اين استعفا، كارنامه وولف را در راه ايجاد «آلماني مدرن و متنوع» ستود. او گفت كه مورد وولف نشانه ديگري از كاركرد سالم قوه قضاييه و برابري همه افراد در برابر قانون است. اما به نظر مي‌رسد كه با استعفاي وولف، مركل براي انتخاب رياست‌جمهوري بعدي مجبور باشد به ديدگاه‌هاي اپوزيسيون نيز توجه بيشتري كند. مركل در بيانيه خود اعلام كرد كه در انتخاب رياست‌جمهوري جديد به نظر احزاب اپوزيسيون توجه خواهد كرد. رييس‌جمهور آلمان را مجمعي مركب از نمايندگان مجلس فدرال، شوراي ايالت‌ها (مجلس سنا) و نمايندگاني به انتخاب مجالس ايالات ۱۶گانه كشور برمي‌گزيند.

منبع : magiran

احیای سنتهای پسندیده

      راستی از صندلی داغ چه خبر ؟ تا آنجا که بیاد دارم توسط آخرین نفر تعیین میشد، البته بعد از  مذاکره و وعده و وعید و احیانا" هدایای نفیسنده (رف) و غیره و ذالک و نهایتا" کسب رضایت میهمان.

      از یابنده تقاضا میشود در اسرع  ..........................و مژدگانی دریافت نماید

بیمارستان درجه یک

     از شدت درد بخود می پیچیدم ، از شب قبل شروع شده و آن روز ،سه شنبه، به اوج خود رسیده بود ، 5سال قبل نیز همین درد بود که روانه بیمارستانم کرد ، بیمارستان خاتم الانبیا، پس از معاینات اولیه سنگ کلیه تشخیص داده شد ، نظر پزشک معالج این بود که سنگ شکن کنم ، کار بسیار ساده و مفیدی بود کل ماجرا دو ساعت  طول کشید ، در این 5 سال هیچ عارضه و دردی هم نداشته ام.

      این بار نیز با همان ذهنییت ، که علاج درد  سنگ شکنی است ، به بیمارستان مراجعه کردم ، نه بیمارستان قبلی که بالاتر ازآن ، بیمارستان پارسیان !   چند سالی است افتتاح شده و همه تعریفش را میکردند که اگر مثلا" 5 بیمارستان طراز اول در تهران باشد این یکی از آنهاست.

     آقای دکتر نورائی متخصص اورولوژی معاینه کرد و دستور سونوگرافی داد و معلوم شد سنگی در حدود 3/5 در کلیه راست جاخوش کرده ، دو راه پیشنهاد کرد 1- سنگ شکن 2- دارو ، سئوال کردم من برای سنگ شکن آمده ام نظر شما چیست ؟ فکری کرد و گفت بهتر است دارو بنویسم شاید دفع شود ، اگر نشد بیا برای سنگ شکن، با قبول  نظر دکتر آنروز را با دارو سر کردم ولی شدت درد بحدی زیاد بود که همان نیمه های شب تصمیم قطعی گرفتم که فردا صبح بروم شنگ شکنی و خودم را آسوده سازم ، هیچ نظر دیگری را هم نپذیرم.

     ساعت 9 صبح ،  به اتفاق همراه (ح موحد) به همان بیمارستان درجه یک ممتاز! برای سنگ شکنی مراجعه نمودم ، بعلت درد زیاد و بیتابی به اورژانس راهنمائیمان کرده و گفتند آقای دکتر نورائی امروز نیست ولی آقای دکتر ارمنده ، رئیس بیمارستان که او نیز متخصص اورولوژی است معاینه میکند ، خوشحال شدم که جناب دکتر، رئیس بیمارستان هم هست و معنی آن اینکه کم و کسر نخواهیم داشت .

      بعد از ساعتی که بخود پیچیدم و کسی هم کاری برایم انجام نداد ، یعنی نمیتوانست انجام دهد و بدتر ازآ ن اینکه همراه بیمار ،حتی همدردی هم نمیکردو وقتی با اعتراض مواجه میشد که چرا هیچکاری نمیکنی؟ پاسخ این بود که  اینها دکتر و پرستارند کاری نمیکنند از من چه کاری ساخته است، بالاخره دکتر رسید ، ماجرای روز قبل را توضیح دادم وگفتم که امروز آمده ام برای سنگ شکنی، دستور سونوگرافی مجدد و پس از رؤیت نتیجه دستور بستری صادر نمود، کمی تعجب کردم که بستری برای چه ؟سؤال هم کردم ! اما درد  امکان سؤال مجدد را سلب کرده بود، دکتر چند کلمه ای گفت که برایم مفهوم نبود و با سرعت رفت و من نیز با سرعت بستری شدم ، پس از ساعتی تحمل درد ، آماده ام کردند برای اتاق عمل ! با توجه به تجربه 5 سال قبل که اصلا" اتاق عملی در کار نبود و سنگ شکنی در اتاقی مثل رادیولوژی انجام شد ، برایم سؤال بود که بستری و اتاق عمل برای چه؟ کسی هم پاسخگو نبود تا اینکه جناب دکتر را در اتاق عمل و با پوشش مخصوص جراحی زیارت نمودم ، سؤال کردم  دکتر اینکار ها برای چیست ؟ فقط یادم هست  پاسخ داد مگر نمیخواهی سنگ شکنی کنی که با پاسخ مثبت من همراه بود و بعد از آن نفهمیدم که چه شد!.

     سه چهار ساعت بعد که بهوش آمدم خودرا در محاصره مقادیری لوله و سوند و سرم و پرستار و آلات و ادوات  و تجهیزات ویژه ای که برای جراحیهای سنگین استفاده میکنند یافتم و بسیار متعجب شده بودم که اینها برای چیست ؟ سنگ شکن که اینهمه دنگ و فنگ ندارد ، از پرستار سؤال کردم  ، پاسخ این بود که من نمیدانم ، سراغ دکتر گرفتم ، رفته بود ،پرستار هم هر چند ساعت یکبار می آمد و آمپول مسکن را داخل سرم تزریق میکرد و میرفت که دردی حس نشود و بیمار بخوابد و نفهمد با او چه کرده اند.

      فردا که جناب پزشک معالج ،  رئیس بیمارستان ، تشریف فرما شدند!گفتم دکتر با من چه کرده اید ؟ این چه جور سنگ شکنی است که اینهمه درد و خونریزی و عمل و  بستری و سرم و...دارد ؟ باز هم با بیان چند کلمه ای که مفهوم نبود پاسخ درستی نداد و معلوم شد بجای سنگ شکنی روی من عمل نصب استنت انجام داده اندکه عبارتست از قرار دادن لوله ای داخل حالب ، حالب هم همان لوله یا رگی است که بین کلیه ها و مثانه قرار دارد و حاصل فعالیت کلیه ها را به سمت مثانه هدایت میکند، هر لحظه تعجبم بیشتر میشد که من برای سنگ شکنی آمده ام اینها لوله گذاری کرده اند! چنین قراری نداشتیم، حتی اگر اینکار از سنگ شکنی هم بهتر باشد حداقل رضایت بیمار شرط اول کار است ، آنهم در بیمارستانی که مدال افتخار برتری بر گردن دارد!  چنین رضایتی گرفته نشده بود ،بعدا" گفتند همان برگه ای که هنگام ورود امضا کرده ای و اثر انگشتتان را هم دارد کافیست  و رضایتنامه شما تلقی میشود.

      بهر حال جواب قانع کننده ای نشنیدیم ، کسی نداد که بشنویم ، فقط یکبار دکتر گفت نتیجه خیلی خوب بود ، بسیار عالی بود ، خودم خیلی از نتیجه راضی هستم، بعد از چند روز استنت را در می آوریم ، و در پاسخ اینکه یعنی بعد سنگ دفع میشود مقداری حرفهای نا مفهوم تحویلمان میدادند و بعد هم دستور مرخصی صادر کردند و به قسمت حسابداری راهنمائی شدیم ، همراه رفت و با یک صورتحساب عجیب و غریب برگشت و تازه فهمیدیم که چرا آقای دکتر اینقدر از کار خود اظهار رضایت میفرمودند.

دوسه روز اول با درد بسیار شدید همراه بود بطوریکه گاه از خود بیخود میشدم و هر بار که تلفنی از پزشک معالج سئوال میکردم که این چه وضعیتی است یا از پاسخ دادن فرار میکرد یا مقداری حرفهای نه چندان مودبانه تحویل میداد که چقدر بیتابی میکنی ، باید تحمل داشته باشی و چند روزی صبر کن خوب میشود و از این قبیل حرفها ! من میماندم و درد شدید و جریان و دفع خونابه دائم .

    روز چهارم  به بیمارستان مراجعه نمودم تا حضوری وضعیت را ببینند، اینجا بود که فهمیدیم دستگاه سنگ شکن بیمارستان درجه یک تهران دوماه است خراب شده !! ولی به بیماران نمیگویند و موضوع را بنا بر دستور پنها ن میفرمایند!!  برای سنگ شکنی پذیرش میکنند و بجای آن، کار دیگری انجام میدهند و اینجا بود که عصبانیتی دردناکتر از درد موجود حادث شد که مگر بیماران انسان نیستند که این حضرات برای کسب درآمد، خود را مجاز به هرکاری روی آنان میدانند؟

      یکبارهم که جناب دکتر با اعتراض من و همراه مواجه شد در نهایت.......... گفت اگر خیلی ناراحتی بستری شو تا استنت را خارج کنم.

      درکمال تعجب فقط توانستم بوی نظاره کنم ،با این ذهنیت که این ها  باور ندارند با انسانی مواجه هستند و فقط منفعت خویش میخواهند .

       بیست روز تمام در وضعیت بسیار سخت توام بادردو خونریزی سپری شد ، مجدد بستری شدم و بازهم اتاق عمل و بیهوشی و همان کارهای مرتبه قبل اما اینبار  برای خارج کردن استنت.

 قصدم این بود که از دکتر و بیمارستان شکایت کنم  ..دنباله ماجرا به وقت دیگر