1- در فاصله غیبت، دو نفر از اعضا محترم رواق در خصوص عدم درج بموقع ادامه مطلب قبلی به اینجانب تذکر دادند. از ایشان بسیار متشکرم، ضمن اینکه این حسن توجه را بفال نیک گرفته و استنباطم این است که موضوع مطروحه در خور توجه است و امید آنکه در این باب مطالب مفید ارائه گردد.

     2- مطلب، ادامه گفتگوهای قبلی است باعناوین "سخنی راجع به دین" و "مقاله ای برای گفتگو" و بعضا" پاسخهائی با بضاعت اندک به سئوالاتی که نویسنده مطلب قبل درخصوص مطلب ماقبل مطرح نموده بودند، به بیان دیگر این سری گفتگوها که احتمالا" ادامه خواهند یافت به نوعی باهم مرتبط هستند، از صاحب نظران انتظار همراهی داریم. دریغ نفرمایند.

     3- در خصوص واجب بودن کسب علم و دانش:

     اگردینداری ضروری حیات بشری است، و واجب است، به طریق اولی کسب علم و دانش، که بدون آن بخش اصلی دین محقق نمیگردد، ضروری تر است و واجب تر! به بیان دیگر کسب علم بر انتخاب دین مقدم است.

     به موارد زیر توجه فرمائید:

--اساس دین بر اصول اعتقادی آن استواراست .

--اعتقاد به اصول مذکور تحقیقی است و طالب دین باید خود بدان اهتمام ورزد، طرق دیگر و از جمله تقلید، ولو از عالم، باطل است.

--تحقیق نیازمند علم و آگاهی است، لازمه هرگونه تحقیق و دستیابی به حقیقت هر موضوع، علم است و دانش و آگاهی.

مسیر عکس:

-- بدون علم و آگاهی، تحقیق میسر نخواهد بود و موضوعیتی نخواهد داشت، هیچکس نمیتواند مدعی شود که بدون علم میتواند تحقیق نماید.

--بدون تحقیق، اعتقاد به اصول دین غلط است و بلاموضوع.

-- بدون اعتقاد به اصول دین، دینداری ممکن نیست.

    بدین سبب داشتن علم واجب است و مقدم بر دین و دینداری و به عبارت دیگر لازمه دینداری کسب علم و دانش است و تفکر و تعقل .(در باب تفکر و تعقل جداگانه توضیحاتی ارائه خواهد شد).ضمن اینکه در مطلب بعدی در باب این سئوال که آیا انسان بی سواد می تواندبه خدا ایمان قلبی داشته باشد، گفتگو ادامه خواهد یافت.