موضوع اختلاس اگرچه واقعه کوچکی نبود که به سهولت از خاطره ها محو
  شود ، اتفاقات  جالب تری نیز بهمراه داشته و احتمالا" بازهم خواهد داشت،بویژه
  اینکه برخی اظهار نظر ها حتی فراتر از موضوع اختلاس ، بیانگر مسائلی است که
  از نظر اهمیت کم از اختلاس نیست، مطلب زیر را بخوانید:


  • خوانش تازه محمد جهرمي از اختلاس 13 رقمي
  • اين اتفاق در سطوح پايين قابل وقوع نبود

  • مدت زماني است كه از ماجراي اختلاس 13 رقمي مي‌گذرد و همچنان اين اتفاق نقل محافل خبري و كارشناسي است. ديروز نيز محمد جهرمي كه در زمان وقوع اختلاس سه‌هزار ميليارد توماني رياست بانك صادرات را داشت با خبرآنلاين گفت‌وگو كرد و رازهاي تازه‌اي را از بزرگ‌ترين فساد اقتصادي تاريخ ايران بر ملا كرد. البته جهرمي بعد از ماجراي اختلاس كرسي خود را در بانك صادرات از دست داد ولي همچنان خود نيز از منتقدان تخلف 13 رقمي محسوب مي‌شود. بخشي از اين گفت‌وگو را در ادامه بخوانيد:

    آقاي جهرمی موضوع گفت‌وگوي ما در مورد همان رويدادي است كه از آن تحت عنوان اختلاس سه‌هزار ميلياردي نام برده مي‌شود. پيش از آنكه ضبط را روشن كنم شما به آن اشاره كرديد كه فساد در سيستم بانكي وجود داشت و شما وقتي وارد سيستم بانكي شديد در بانك صادرات به اين موضوع رسيديد. چه ديديد كه به اين موضوع رسيديد؟
    اصل مساله فساد در بعضي از سازمان‌ها متاسفانه اگر نگويم نهادينه شده است، مي‌توانم بگويم در مجموع بالاست. اين موضوع در سيستم بانكي، سيستم گمركي، سيستم مالياتي و برخي ديگر از سازمان‌ها وجود دارد. در نظرسنجي‌هاي گرفته شده از مردم نيز اين موضوع به خوبي روشن است كه بخش اعظم اين مساله برمي‌گردد به نوع تنظيم روابط و نوع سيستم اجرايي و نظارتي كه بايد به صورت سيستماتيك و خود كنترلي در بين نهادها و سازمان‌ها به وجود بيايد كه هنوز آن‌گونه كه بايد و شايد به وجود نيامده است. يكي از دلايلي كه من وارد بانك شدم اين بود كه بتوانم بخشي از مجموعه كنترل نقدينگي و نوع واگذاري و پرداخت‌هاي تسهيلات را نظم بدهم. اين فساد بزرگ قبل از اينكه من به بانك صادرات بروم به وجود آمده بود. در واقع از تيرماه 1388 با تباني يك رييس شعبه با رييس كارخانه و گروه اميرمنصور آريا و همچنين مسوولان بانك‌هاي ديگر به وجود آمده بود. در صورتي كه من در تير ماه هنوز وزير كار بودم. شهريور ماه از وزارت كار آمدم بيرون و اوايل آبان به بانك صادرات رفتم. اين موضوع فساد بانكي قديمي است. خود اين گروه در اعترافاتش مي‌گويد كه از سال 65 از بانك‌هاي ديگر اين كار را انجام داده‌اند.
    لحظه‌اي كه شما از جريان فساد بانكي مطلع شديد چه ذهنيتي داشتيد؟ به طور مثال به ذهن‌تان رسيد كه سريعا داستان را با نهاد‌هاي مربوط در جريان بگذاريد يا اينكه ايده‌هاي ديگري از قبيل همان مذاكره با گروه اميرمنصور آريا به ذهن‌تان رسيد؟
    طبق ماده 606 قانون مجازات اسلامي اگر فردي جرمي را كه مشاهده مي‌كند به مراجع قانوني اطلاع ندهد، خود مجرم است. من هم به نهاد‌هاي مسوول اطلاع داده بودم، بعد به نشست فكر كردم. نهاد‌هاي مسوول هم قبول داشتند كه اين روش، اقدام درستي است. 13 مرداد روز پنجشنبه بود كه ما هياتي به خوزستان فرستاديم و فرداي آن روز يعني جمعه حكم دستگيري، توقيف اموال و توقيف حساب‌ها را توانستيم بگيريم كه از اين بابت به دليل همكاري جناب آقاي الفت، رياست محترم دادگستري خوزستان بايد تشكر كنم. تا دوشنبه با آقاي اميرخسروي تعامل كرديم تا شايد بتوانيم اموال و دارايي‌هاي ايشان را تا اندازه بدهي بانكي شناسايي و توقيف كنيم.
    شما خود مه‌آفريد خسروي كه در واقع از او به عنوان اصلي‌ترين چهره گروه اميرمنصور آريا نام برده مي‌شود را ديده‌ايد؟
    من اصلا تاكنون ايشان را نديده‌ام؛ حتي جلساتي كه در بانك صادرات تشكيل شد با حضور مديران بانك و حراست بانك بود و من نيز در اين جلسات شركت نكردم. يعني همين الان هم نمي‌شناسم. حتي اين عكسي كه در سايت‌ها و روزنامه‌ها شطرنجي كرده بودند را با دقت مورد توجه قرار دادم كه ببينم اين فرد كيست كه اين فساد بانكي را رقم زده است. من اصلا ايشان را نديدم ولي بانك صادرات در زمان مدير عاملي من اين موضوع را كشف و اعلام كرد. خود من هم اولين فردي بودم كه از اين موضوع شكايت كردم. در پرونده تشكيل شده برگ شكايت من در ابتداي آن موجود است. اين شكايت عليه گروه اميرمنصور آريا و همان كارمند خاطي بانك صادرات است. اين اتفاق در سطوح پايين قابل وقوع نبود. ما هم مدارك ديگري پيدا كرديم و حتي مداركي از بانك ملي پيدا كرديم كه به بانك صادرات اعلام كرده بود كه شما در پايان سال 89 هيچ ال‌سي‌اي به ما بدهكار نيستيد. در صورتي‌كه اگر همان ال‌سي‌هاي جعلي را به ما اعلام مي‌كردند در سال 90 ديگر اتفاقي نمي‌افتاد. به ما در فروردين سال 90 به طور كتبي اعلام كردند كه شما ال‌سي ارزي و ريالي نداريد. اين نشان مي‌دهد كه در بانك ملي يك تباني در سيستم وجود داشته است.
    در جلساتي كه با خاوري داشتيد چه كساني حضور داشتند؟
    به غير از من آقايان حسيني، بهمني، خاوري، ابوالحسني، پاشايي‌فام و افراد ديگري حضور داشتند.
    پس از اينكه شما اين مدرك را در آن نشست نشان داديد براي افرادي كه حضور داشتند سندي معتبر قلمداد نشد كه افراد حاضر در كابينه تمهيداتي براي زير نظر گرفتن آقاي خاوري اتخاذ کنند؟
    خير. آقاي حسيني هم تمايل داشت موضوع را جمع كند. خيال كردند اين موضوع را مي‌شود با پا در مياني جمع كرد. حتي آقاي خاوري به من گفت: «شما بدهي بانك صادرات به بانك ملي را با اين ال‌سي‌ها قبول كن.» از سوي ديگر بانك مركزي هم اين‌گونه داشت القا مي‌كرد كه بانك صادرات به بانك ملي، سامان و بانك‌هاي ديگر بدهكار است. گفتم: «زماني‌كه تباني و جعل صورت گرفته مسووليتي با سازماني كه مدارك آن جعل شده نيست. شما هيچ زماني نمي‌توانيد عنوان كنيد كه بانك صادرات به بانك ملي بدهكار است چراكه ال‌سي جعلي بوداين گفته من با استناد به قانون بود.
  • متبع: روزنامه شرق