علامه، روایت ، قرآن
در ارتباط با مطلب "دائرةالمعارف بحارالانوار ۳۰/۱۰/۸۹"
آنچه در باره علاّمه مجلسی و کتاب مستطاب بحار الانوار آمده کاملا" درست است و مورد تأئید. عظمت کار ، حقیقتا" انسان را به اعجاب وا میدارد،جالب توجه و در خور تأمل اینکه کاری با این عظمت در شرایطی انجام پذیرفته که امکانات تحقیقاتی و نوشتاری از حد قلم و کاغذ و کتاب و افرادی که به وی کمک میکرده اند فراتر نبوده و اساسا" قابل قیاس با امکانات این عصر و زمانه نمیباشد ، و جای تأسف فراوان اینکه با وجود انبوه امکانات متنوع و پیشرفته امروزی که در اختیار است ، علماو کارشناسان دین کار تحقیق و تفکیک و تنظیم آنرا بدست نمیگیرند وامر ناتمام وی را آنچنانکه خود خواسته و گفته ، به اتمام نمیرسانند.
اضافه مینمایم تأسّف اینجانب فقط از باب مذکور نیست ، از این استکه که متأسّفانه عصر و زمانه ما از نعمت چنین بزرگانی بی بهر ه یا کم بهره است ، آیا میتوانیم کسی را نام ببریم که مشابه وی چنین کار سترگ و گنجینه ای گرانبها فراهم آورده وغرور و خود محوری احاطه اش نکرده باشد و نگوید همین است و لا غیر!. اغراق نیست اگر حضرت علامه را مصداق مسلم "یستمعون القول" بدانیم که با سعه صدر هرچه تمامتر به گردآوری احادیث،اعم از موافق و مخالف،همت ورزیده ، و بدیهی است اگر عمرش دو برابر و بیشتر بود کار خویش به اتمام و اکمال میرسانید "فیتّبعون احسنه" ،اما بناچار کار تحقیق و تدقیق در آنها را به آیندگان و صد البته اهل فن وا گذاشته و توصیه فرموده تا چنین کنند، و هرگز ادّعائی از وی دیده یا شنیده نشده که آنچه بانجام رسیده کامل است و فارغ ازنیازبه دیگران !. عظمت علاّمه بیش از آنچه انجام داده واثری که از خود بجای گذاشته، به وسعت اندیشه ای است که بلطف خدا و مجاهدت خویش از آن بهره مند بوده است .وجای تأسّف استکه اینهمه عظمت فراموش شده و متأسّفانه زمینه ای فراهم گردیده که حتی بار منفی روایات ضعیفی را که میبایست تفکیک میشد بحساب وی گذارند و این کم لطفی بزرگ تاریخی است که در حق وی رفته است.تأسّف آنجاست که متخصّصین،بجز تلاشهائی اندک، حوصله یا جسارت نکرده اند که وارد این بحر متلاطم شوندو مرواریدهای ناب حقیقی را کشف وجداسازی نموده و در اختیار طالبان حق و حقیقت قرار دهند.چراکه انسانهای بی بهره از فن غوّاصی در دریای متلاطم اگر طعمه جانوران درنده و خونخوار نگردند ، جز صیدی نا مرغوب بهره ای نخواهند برد.
اینجانب علیرغم آنچه بیان گردیده ، انحصار را نه تنها در علوم دینی که در هیچیک از حوزه های فکر و اندیشه نمی پسندم ، انحصار خواسته کسانی است که میل به تحقیق و تدقیق در آرا و افکار و نظریات دیگران ندارندو بجای تأمّل در "ما قال"(آنچه گفته شده) خودرا مقیّد به "من قال"( کسیکه گفته) نموده اند.
در خصوص یک پارگراف به آخر نیز باید یادآوری نمایم که قیاس بین قرآن و بحار الانوار واقعا" قیاسی است مع الفارق، قرآن کتاب "لا ریب فیه"است ، ساحت مقدس آن از هرگونه شک و شبهه و تحریف مبرّاست در حالیکه بحار الانوار قطعا" روایات ضعیف و نادرستی را هم شامل میگردد ، قرآن کتابی است که ضعف و سستی در آن راه ندارد و با همه استحکام برای همه انسانهاست ، از عالمترین تا عامی ترین ، بحارالانوار کتابی است که تا به اکمال نرسد فاقد این ویژگی است و در وضعیت فعلی باید در حوزه اهل فن باشد تا آماده گردد برای استفاده های عام و غیر کارشناسی. قرآن با وجود همه اندیشه ها و حکمتهای عالیه ،که درک وفهم آن بعضا" نیازمند درجات بالای علمی است، به شایستگی برای افراد معمولی و حتی عامی نیز قابل استفاده و بهره برداری است ،از قصه های قرآن که تحت عناوین قصص قرآن تدوین گردیده چه درسهائیکه برای همگان وجود ندارد و حتی در پائین ترین وضعیت ، قرائت آن واجد صواب است .
قرآن نیازی به جدا کردن خوب از بد یا درست از نا درست ندارد ،کارشناسان ومفسرین به تشریح و توضیح و تفسیر آن میپردازند نه درست و غلط آن ،که چنین تصوری اساسا" موضوعیت ندارد،آنچه در قرآن است کلام خداست و عین کمال است و هیچگونه شبهه را در آن راهی نیست، ضمن اینکه لا یزید الضّالمین الاّ ضرارا، در حالیکه آن اندیشمند بزرگ و انسان والا خود به ضعف و سستی برخی روایات جمع آوری شده در بحارالانوار اذعان فرموده است.
بحارالانواری که مرحوم مجلسی تدوین و تنظیم نموده ، بصورت موجود ، قطعا" برای استفاده عامه مردم و افراد فاقد تخصص ،اگر نگوئیم مضرّ ، مفید هم نیست ،هرچند گفته میشود همگان میتوانند از آن بهره گیرند . ابن کتاب یا آنطور که گفته شده کتابخانه ،برای دانشمندان و صاحبان تخصّص علوم حدیث و روایت تهیه شده تا با همان تلاشی که نویسنده بکاربسته، بنشینندو بخوانند و تحقیق و تفکیک درست از نادرست و محکم از ضعیف را در دستور کارخود قرار دهند و حاصل کار را در ترازوی تفکّر و تعقّل، سنجش نمایند تا آنچه را که قرار است چراغی فرا راه انسانهای جویای حقیقت باشد پالایش نموده و از هر گونه ناخالصی پاک گردانند ،مضافا"اینکه بر ای مخاطب عام، زبان عصر و زمانه ای که به آن تعلّق دارد، مفید و کار ساز است و دانشمندی که میخواهد به مسئولیت خود عمل نماید اگر چه برای کشف حقایق باید در دوران قبل از خود و تاریخ اقوام و ملل و ادیان سیر نماید، اما زبان و پیام و کلام و خطابه اش باید بروز بوده و مناسب حال و آینده باشد تا بتواند پاسخگوی نیاز ها گردد و این میسّر نیست مگر با تحقیق و تدبّر عالمانه و صد البته تعقّل و تفکّر داهیانه..
لازم به ذکر است که حتی اگر سند حدیث و روایتی هم به راویان معتبر و مورد وثوق برسد باز کار تحقیق تمام شده نیست ، لازمه کار همچنانکه امام صادق فرموده اند، آن است که در ترازوی عقل و خرد نیز سنجیده شود.
در یکی از پارگرافها، با این ذهنیت اشتباه که مثلا" اینجانب میانه خوبی با روایت و حدیث ندارم، متعجب شده اند که مقاله ای حاوی روایت از بحار را آورده ام ، در حالی که چنین نیست ، روایت و حدیث یا تمام روایات و احادیث حتی آنها که هنوز باز شناخت نشده اند، از جمله منابع فقه شیعه میباشند البته برای اهل فن وکارشناسان ذیصلاح، نه عموم و عامّه مردم .
انتقاد بر مواردی است که بصرف وجود در کتاب یا انتساب بکسانی مثل علاّمه، بدانها بعنوان سند معتبر و متقن استناد میگردد و خواننده و مخاطب از عدم پذیرش یاطرح سئوال منع میشود ، که این خود مصداق انحصار است ،و این چنین است که متأسفانه مخاطب نیز دچار کم باوری یا نا باوری و بعضا" سوء تفاهم میگردد. ضرورت بیان موضوعات در حوزه عمومی در مسلّمات است تا اگر حتی برآن تعقّل و تدبّر نمایند، از شبهات مبرّا باشند . غیر مسلّمات و کشف رموز و علل آنها بماند برای متخصصین . امید اینکه کم کاریها جبران گردد.
رواق به معنی پیشگاه خانه و سر پناه است و معمولا به جایگاهی گفته می شد، که در مدرسه ها و زیارتگاهها علاوه بر استفاده های دیگر، طلاب و دانشجویان برای بحث و گفتگو پیرامون موضوع و مطلبی که محل مناقشه بود یا برآن اشتراک نظر داشتند، در آن گرد هم جمع می شدند و به مباحثه و مناظره و گفت و شنود و طرح پرسش و پاسخ و نقد دیدگاه های دانشمندان و تلمذ از محضر فضلا و این قبیل امور می پرداختند.